گفتگوی مسعود رجوی
با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۳)
مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (در سال ۲۰۰۰)

 
 

پس از احوال پرسی و اعطای هدیه‌ای از هنرهای تجسمی ایران از طرف مسعود رجوی به طاهر جلیل حبوش 
طاهر حبوش: عید (عید فطر) را به شما تبریک می‌گویم و درود و سلام معاون رئیس جمهور (عزت ابراهیم الدوری) را به شما ابلاغ می‌نمایم، ایشان مشتاق ملاقات با شما بودند، البته از سوی شما ایشان را مورد عتاب قرار دادم. پس از ملاقاتی که بین ما و شما در مقر سازمان مجاهدین خلق انجام شد، به شما قول دادم که در ماه مبارک رمضان ملاقاتی با هم خواهیم داشت. 
مسعود رجوی: قرار، افطاری نزد ما بود. 
حبوش: دیروز برایم مأموریتی پیش آمد که می‌بایست به خارج از بغداد می‌رفتم، ابواحمد به من گفت که خودش با برادر رجوی ملاقات می‌کند، به ایشان گفتم: خیر من چندین بار خلف وعده با رجوی کرده‌ام، این بار مایل بودم به قول خود عمل کنم تا این ملاقات بین ما صورت گیرد. 
مسعود رجوی: (با خنده) لطف شماست. 
حبوش: درخواست‌ها و مسائل و موضوعاتی که مطرح کرده بودید همه را یادداشت کرده‌ام:
1- پنج زاغه مهمات» موافقت آن حاصل گردید.
2- «شبکه و کابل فیبر نوری» موافقت حاصل شد و مبلغ آن یک میلیارد و نهصد هزار دینار بود که درباره آن صحبت کردم....
مسعود رجوی: آیا این مبلغ قیمت تمام شده‌است؟ 
منشی حبوش: قرار شد که آنها مبلغی را خالص بپردازند و ما نیز بقیه آن را تکمیل و پرداخت کنیم.... 
حبوش: بقیه چند صد میلیون و هشتصد هزار دینار را ما پرداخت می‌کنیم، مشکلی نیست.
3. «باز گرداندن مجدد سلاح‌های ارسالی به وزارت دفاع» موافقت کردند که بخشی از آن سلاح‌ها و مهمات را باز گردانند، گزارش آن نیز به ستاد اداری ارسال گردید.
4. «مجهز کردن سازمان مجاهدین به 25 دستگاه تانک چیفتن» ظاهراً تعدادی از تانک‌ها نقص فنی داشته و تنها 25 دستگاه سالم است که تحویل شما خواهد شد.
5. مجهز کردن سازمان به 10 دستگاه خودروی شناسایی اسکورپین موافقت حاصل شد. علاوه بر این یک سری درخواست درباره تعمیرات فوری برخی از تجهیزات داشته‌اید که وزارت دفاع اظهار داشته هزینه آنها را باید طرف استفاده‌کننده بپردازند، البته شاید از طرف ریاست جمهوری ابلاغ شود که هزینه دریافت نکنند، این مشکل را ما حل خواهیم کرد. 
مسعود رجوی: تانک‌های دیگر قابل تعمیر است یا خیر؟ 
حبوش: بعضی از آنها قابل تعمیر است ولی برخی اصلاً قابل تعمیر نیست، وزارت دفاع هم زیر بار هزینه تعمیر آن نمی‌رود.... ولی چنانچه بودجه‌ای در این مورد دریافت کند برخی از آنها را تعمیر خواهد کرد، ما نمی‌خواهیم دستگاه‌های اسقاطی و خراب به شما تحویل بدهیم. 
مسعود رجوی: آیا این تعمیرات شما، کل درخواست‌های ماست یا فقط مربوط به تانک‌ها است؟ 
حبوش: فقط مربوط به تانک‌ها و خودروهای شناسایی است و چون وزارت دفاع نمی‌خواهد زیر بار هزینه سنگین برود، منتظریم که یک بودجه اختصاصی برای این امر دریافت شود. چنانچه هزینه خیلی سنگین باشد، به وزارت دفاع خواهیم گفت که این دستگاه‌های خراب را نمی‌خواهیم، از این وضعیت نزد ریاست جمهوری نیز شکایت خواهیم کرد. اشاره به سندی درباره بازرسان سازمان ملل کردید، از طرف رئیس جمهور عراق دستور صادر شد که کمیته‌ای متشکل از وزیر امور خارجه، رئیس سازمان مخابرات و سرلشگر حسام که بازرسان را همراهی می‌کند تشکیل شود تا پیش نویس سندی که مسعود رجوی به آن اشاره کرد تهیه و تدوین شود. دیروز آن جلسه تشکیل شد و پیش نویس مورد نظر هم تهیه گشت که آن را به فرماندهی حزب بعث بردم تا تصویب شود، ما (مخابرات) موافقت کردیم و منتظریم تا دستور رئیس جمهور را دریافت کنیم. درخواست‌های شما البته برای یک کمیته دیگر متشکل از وزیر دفاع، رئیس سرویس اطلاعاتی عراق و قصی (صدام حسین) نیز ارسال شد، معاون رئیس جمهور آقای عزت ابراهیم هم آن را به ما ابلاغ کرد و ما نیز خدمت رئیس جمهور خواهیم رساند که قطعاً پاسخ آن مثبت خواهد بود. وقتی آن شب از مأموریت برگشتم، نامه‌ای تهیه کردم و به رئیس جمهور تحویل دادم ایشان هم دستور داد که کمیته سه جانبه تشکیل جلسه دهد و نتیجه ابتدا به عزت ابراهیم ابلاغ شود، ایشان هم به ریاست جمهوری اطلاع دهد تا دستورهای لازم صادر گردد. 
مسعود رجوی: آیا بازرسان درباره بشکه‌ها از شما سؤال خواهند کرد؟ 
حبوش: آری..... 
مسعود رجوی: اگر شما یک سری اطلاعات به ما بدهید، کمک مؤثری به ما خواهید کرد.... آیا به آنها (بازرسان سازمان ملل) مجوز برای بازرسی خواهید داد؟ 
حبوش: مانع بازرسی آنها نخواهیم شد، سؤال شما البته جنبه دیگری دارد، اولین پرسشی که بازرسان مطرح خواهند کرد این است که آیا پادگان شما عراقی است یا خارجی... 
مسعود رجوی: خواهیم گفت که ما یک سایت خارجی هستیم، آنها خواهندگفت که اگر راست می‌گویید سند خودتان را نشان دهید، ما هم به سخنان رئیس جمهور عراق در این باره که در روزنامه الثوره منتشر گردید به عنوان بالاترین سند استناد خواهیم کرد. آنها خواهند گفت که با ما بحث حقوقی دارند نه بحث سیاسی (مانند مسئله خودروهایی که توسط ما از آنها استفاده می‌شود که طرح این مسائل نشانگر توطئه رژیم آخوندها علیه ماست) ما به آنها خواهیم گفت که هر جا می‌خواهید بیایید بازرسی کنید. در این میان سودی که رژیم آخوندها به دست خواهد آورد این است که ادعا کند پایگاه مجاهدین یک سایت عراقی است و سازمان ما همکار سرویس اطلاعاتی عراق است ولی از پوشش خارجی و اجنبی استفاده می‌کند و سلاح‌های شیمیایی و میکروبی را پنهان می‌کند. رژیم آخوندها تلاش فراوانی به عمل می‌آورد تا این مسئله را شایع و پخش کند، چنان که مطلع هستید «اوبرایت» معاون وزیر امور خارجه انگلستان در هفته گذشته همین مسئله را مدعی شد و پس از دیدار «جک استراو» وزیر امور خارجه از تهران و بازگشت وی به انگلستان، مصاحبه معاونش در روزنامه الشرق الاوسط منتشر گردید. البته ما اعتراض‌مان را به ادعای آنها مطرح خواهیم کرد و خواهیم گفت که اگر اشکال حقوقی دارید به ما بگویید تا پاسخ دهیم، کاری که رژیم ایران انجام می‌دهد، یک اقدام کثیف است. رژیم آخوندها پول زیادی خرج کرد تا نظر وزیر دادگستری آمریکا را به نفع خود جلب کند زمانی که این فرد سناتور بود به نفع ما اطلاعیه صادر می‌کرد، ولی الان رژیم ایران توانسته او را جذب کند تا علیه ما در روزنامه مطلب بنویسد لذا هر چه بتوانیم به صورت قانونی پاسخ می‌دهیم....
شما با «اینترپل» کار کرده اید و خوب می‌دانید که باید تمام نقاط ضعف‌ها را بر طرف کنیم و بهانه‌ای به دست آنها ندهیم، لذا با این که در خاک عراق هستیم بایستی از شما دور شویم. 
حبوش: این کار شما موجب خواهد شد تا اقدامات بعدی آنها را به نفع خودتان در دست بگیرید. 
مسعود رجوی: ما در پاسخ به پرسش‌های بازرسان سازمان ملل، از یک سری دلایل قانونی استفاده خواهیم کرد، مثلاً در باره خودروهایی که از آنها استفاده می‌کنیم، خواهیم گفت که این اتومبیل‌ها و خودروها متعلق به ماست نه عراقی ها.
...
شما برخی از افراد را خارج از چارچوب تبادل زندانیان می‌توانید به مرز ایران و عراق برگردانید و آنها را به داخل خاک ایران طرد کنید شما قبول کردید. 
حبوش: بگذارید به بقیه درخواست‌های شما بپردازیم... 1. درباره «تکذیب ادعاهای رژیم آخوندها علیه سازمان» به وزارت امور خارجه عراق دستور دادیم که به نمایندگی سیاسی عراق در لندن ابلاغ کند که یادداشت اعتراض آمیزی را علیه ادعاهای وزیر مشاور در امور خارجه انگلستان به وزارت امور خارجه انگلستان تسلیم نماید. 2. راجع به «خودروها و اتومبیل‌هایی که از اروپا و... وارد شده اند» فرمولی را به عنوان یادداشت تهیه کردیم تا مالکیت آنها را به نام خودتان بزنیم، من موافق هستم. 3. در باره «سه تن از مجاهدین» [عباس صادقی نژاد، احمد ویسی و اکبر آماهی که خرداد 1380] نزد گروه جلال طالبانی رفته بودند باید بگویم که این سه تن در حال حاضر در کمیساریای پناهندگان سازمان ملل حضور دارند و از کنترل جلال طالبانی خارج است.
جلال طالبانی گفته‌است: «سلام مرا به سپهبد طاهر حبوش برسانید و بگویید که راجع به این سه نفر از طرف ایرانی‌ها تحت فشار بودم، می‌گفتند آنها را به ما تحویل دهید... سرویس عراق هم می‌گوید آنها را تحویل ما بدهید تا به سازمان مجاهدین خلق تحویل دهیم.... من آنها را تحویل سازمان ملل دادم تا از تنگنا خلاص شوم.»
ما چیزی را از شما پنهان نمی‌کنیم، من چیزی را در اختیار دارم که به وسیله آن می‌توانیم جلال را تحت فشار قرار دهیم، من جلال را خوب می‌شناسم و بازی او را می‌دانم.... این پاسخ را قبول ندارم او را تحت فشار قرار خواهیم داد، قرار است یک هفته دیگر جلال از پاریس برگردد، من او را می‌بینم و مسئله را پیگیری می‌کنم. 4. راجع به «بازگشت اعضای بازداشت شده ایرانی که علیه سازمان فعالیت می‌کردند»[که از سازمان جدا شده‌اند] منتظر عملیات تبادل اسرا و زندانیان با ایرانی‌ها هستیم و آنها را در اولویت قرار خواهیم داد. 
مسعود رجوی: منظورتان آن 60 نفر زندانی عضو سازمان است؟ 
حبوش: راجع به افراد اعزام شده توسط ایران که به ما تحویل می‌شوند، من ترجیح می‌دهم که نزد شما باشند تا تکلیف آنها در آینده مشخص شود و بعد آنها را تحویل بگیریم... 
مسعود رجوی: البته موارد خاص و استثنایی تحویل شما خواهند شد. 
حبوش: قبول است. 
مسعود رجوی: شما برخی از افراد را خارج از چارچوب تبادل زندانیان می‌توانید به مرز ایران و عراق برگردانید و آنها را به داخل خاک ایران طرد کنید، شما قبول کردید..... 
حبوش: نمی‌خواهم شما را هیچ امر و نهی‌ای بکنم... 
مسعود رجوی: خیلی ممنون، امروز عید فطر است و این هدیه عید شما به ماست. 
حبوش: راجع به عید این را بگویم که در بغداد همیشه شیعیان با یک روز تأخیر عید می‌گیرند، یکی از روزها در سال 1986 مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی قهر کرد و نزد ریاست جمهوری از ما شکایت کرد. ریاست جمهوری گفت: «شما دو طرف بنشینید، من ناظر بر گفته‌ها و اظهارات شما هستم و قضاوت می‌کنم، خاطی را هم مجازات خواهم کرد.» در آن هنگام من در حال ارتقاء از درجه سرهنگ دومی به سرهنگ تمام بودم. جلسه شروع شد و آیت‌الله خویی گفت: «چرا وقتی عید می‌شود، دولت منجمله استاندار در نجف شیعیان را الزام می‌کنند که باید عید بگیرند؟ چرا این کار را می‌کنید؟ بگذارید هر فرقه‌ای، چه شیعه و سنی طبق فتوای خودشان عید را اعلام کنند. «در آن هنگام مرحوم عبدالرحمان الدوری رئیس کل امن العام[سازمان امنیت] که صورت جلسه را می‌نوشت به استاندار ابلاغ کرد که چنین حقی ندارند، نباید به شیعیان زور بگویید و باید اجازه دهند که هر روز دوست دارند، عید بگیرند. من در آن جلسه به سید خویی گفتم: می‌خواهم سؤال کنم که ما از کی درباره عید اختلاف پیدا کردیم؟ ایشان پاسخ داد: «نمی‌دانم.»
به او گفتم: وقتی که زیر سلطه استعمار انگلیس بودیم ما شیعه و سنی با هم عید می‌گرفتیم و حتی در دوران پادشاهی در عراق نیز عید را با هم می‌گرفتیم، زیرا پادشاه و نهاد پادشاهی سفره صبحانه عید را پهن می‌کرد و فرماندهان نظامی، مراجع دین، شخصیت‌های اقتصادی و نمایندگان مجلس را بر سر این سفره دعوت می‌کرد. زمانی که سیستم به حکومت ملی تبدیل شد، اختلاف پیدا کردیم.... سید مرحوم به من گفت: «تو را دعوت می‌کنم که سر سفره عید صبحانه بخوریم.... » (خنده حضار، ادامه درخواست ها)
5. قضیه «عقب کشاندن سه گروهان حفاظتی از پادگان سلف فاخر» (غرب بغداد) را به وزارت دفاع اطلاع دادیم و آنها قول دادند که در کوتاه‌ترین مدت، مجدداً در همین منطقه مستقر خواهند شد. دو گروهان عقب کشانده شد و به دستور رفیق علی یک گروهان باقی ماند، نظر وزارت دفاع این است که دو گروهان را به مسعود رجوی و سازمان مجاهدین بدهیم و یک گروهان را در اختیار آقای علی قرار دهیم. مسعود رجوی چه موضع خوبی داشته که اکنون در سال 2002 باید از وی بیشتر حفاظت کنیم... (خنده حضار) به هر حال دو تا از این گروهان‌ها برای حفاظت از سازمان مجاهدین خلق و یکی برای حفاظت از رفیق علی (یگان فرماندهی کل در جنوب) اختصاص داده شده‌است، من تلاش خواهم کرد که این سه تا را برای شما باز گردانم، البته رفیق علی کل ارتش عراق را در اختیار دارد. مسئله حمید عطب را هم بعد از عید پیگیری و بررسی خواهیم کرد ما از وکیل دادگستری استفاده کردیم و شاید به کار غیر قانونی نیز دست بزنیم. 
مسعود رجوی: آن هفته، پس از ملاقات با شما در دادگاه برنده و پیروز شدیم. 
حبوش: بعد از عید شاید به کاری غیر قانونی دست بزنم و فشار بیاورم. 
مسعود رجوی: باید این قضیه را به پایان برسانند و پول را پس بدهند. 
حبوش: بحث از باز گرداندن پول نیست، باید بدانید که سازمان مجاهدین و سرویس اطلاعاتی عراق یک حق و حقوقی دارند. 
 مسعود رجوی: در حقیقت ما شدیداً به این پول نیاز داریم... 
حبوش: بعد از عید انشاء الله
6. موضوع «باز گرداندن نیروی فراری سازمان به نام ادهم» (مسعود طیبی) 
مسعود رجوی: شما خودتان ما را راهنمایی کردید که از چه روشی جهت باز گرداندن او استفاده کنیم. 
حبوش: پرونده این فرد و تحقیقات به عمل آمده، به اداره حقوقی مخابرات عراق تحویل داده شد تا نسبت به استرداد وی از راه «اینترپل» اقدام گردد. [درخواست دیگر] درباره «علی رضا نوری زاده» است که باید خوب مورد بررسی قرار گیرد.... 
مسعود رجوی: پیرو جلسه‌ای که در ژوئن گذشته با هم داشتیم، اگر شما نیاز به کمک دارید، ما در خدمت هستیم تا در جنگ سیاسی به شما کمک کنیم، به هر حال شما می‌خواهید آزمایش کنید، سپس طرح خودتان را اجرا کنید. 
حبوش: ما درباره این فرد [نوری زاده] طرحی داریم که پس از بررسی با کمک شما، هم نیاز ما و هم نیاز شما تأمین خواهد شد.
به بازرسان سازمان ملل هم که به دنبال یافتن سلاح‌های کشتار جمعی هستند، گفتیم: خوش آمدید دیروز آنها از روشی استفاده کردند که خودشان شرمنده شده اند، طرحی به این شکل داشتند که هم زمان هر گروهی از یکی از درهای کاخ وارد شوند طی 15 دقیقه درها باز شد و بلافاصله روزنامه نگاران وارد کاخ شدند که صحنه را از تلویزیون مشاهده کردید، کسی که به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی می‌گردد باید مجهز به ماسک و لباس‌های مخصوص ضد تشعشع باشد، این در حالی بود که رئیس تیم بازرسان با پیراهن آستین کوتاه وارد کاخ شد و اقدام به بازرسی کرد این رئیس جمهور جدید آمریکا بدبخت در خواب هم خواب ما را می‌بیند، انشاء الله در ژوئیه آینده برنامه خودمان را در رابطه با بازرسی ارائه خواهیم کرد و مطمئن هستیم که از جنگ پیروز بیرون خواهیم آمد یک اطلاعی هم به شما بدهیم، علی یونسی وزیر اطلاعات آخوندها از سوریه دیدن کرد و می‌خواست تا یک کمیته سه جانبه مرکب از سوریه، عراق و ایران تشکیل شود و یک توافق نامه امنیتی هم جهت مقابله این سه کشور با حمله آمریکا امضا گردد. البته این مطلب را سوری‌ها به من دادند، ما هم گزارشی را درباره توطئه همکاری آخوندها با آمریکا در این موارد به سوری‌ها دادیم:
• تسهیلاتی که در افغانستان به آمریکایی‌ها دادند
• اطلاعات و تسهیلاتی که در شمال عراق در اختیار چند عضو «جند الاسلام» قرار دادند.
• ملاقات‌های پنهانی که در برخی از جاها با هم داشته‌اند و... سوری‌ها این گزارش را به یونسی ارائه می‌دهند که در نهایت از همان جایی که آمده بود بازگشت. ما با چنین توافق نامه‌ای مخالفت کردیم، زیرا برای ما ثابت شده‌است که در خصوص اسرای ما و روابط میان دو کشور نمی‌توان به حکومت آخوندها اعتماد کرد، چرا که آن رژیم در دست یک حزب انقلابی نیست و هیچ پایگاه مردمی نیز ندارد، تحلیل فرماندهی حزب بعث درباره آنها نیز درست از کار در آمد و در واقع چیزی به نام «تندرو» یا «محافظه کار» در میان آنها وجود ندارد.
من روز گذشته در مدرسه آمادگی حزبی، سخنرانی داشتم، (آخر من در مدرسه کادر سازماندهی حزبی و دانشگاه البکر به طور مرتب موضوع امنیت ملی خارجی را درس می‌دهم) پس از درس، نیم ساعت به سؤال و جواب حول همان بحث می‌گذرد. بحث‌های من هم عناوین ثابتی دارند: (آمریکا، آخوندها، وضعیت در شمال عراق، اسرائیل و.... از من درباره عنوان‌های فوق مرتب سؤال می‌شود).
... 
در سخنرانی دیروز به کادرهای پیشرفته حزب گفتم: ما در این اشتباه می‌افتیم که اسرائیل روی آمریکا تأثیر می‌گذارد، یعنی آمریکا تحت تأثیر اسرائیل قرار می‌گیرد و یک لابی اسرائیلی در آمریکا وجود دارد. من مخالف این ایده هستم، زیرا آمریکا همان اسرائیل است و اسرائیل همان آمریکاست، اگر کسی هم راجع به ایران از من سؤال کند، پاسخ من این خواهد بود: تندرو همان میانه رو است و نقشی هم که خاتمی بازی می‌کند سخت‌تر و مشکلتر از نقش رفسنجانی است، اینها نقش خود را خوب بازی می‌کنند. 
مسعود رجوی: حتماً شما می‌دانید که هر دو جناح حاکمیت با آمریکایی‌ها همکاری نزدیک دارند، شاید بدانید که دیروز «بوش» اقدام به تعیین «زلمی خلیل زاد» به عنوان مسئول معارضه عراق نمود، آن هم به دلیل این که فارسی حرف می‌زند. وی در اوت گذشته اعلام کرد که حاضریم راجع به آینده عراق وارد مذاکره با ایران بشویم، من مطمئنم که وی را به خاطر زبان فارسی‌اش به این مسئولیت گماشته‌اند، زلمی خلیل‌زاد مدتی است که علیه عراق سخن می‌گوید، تحلیل من این است که رژیم آخوندها تمام امید خود را روی سرنگونی رژیم عراق گذشته‌اند و دست به هر توطئه چینی می‌زنند.
می‌توانید به بنده بگویید که شما در برخورد با برنامه بازرسی، بازرسان سازمان ملل چه سیاستی را دنبال خواهید کرد؟ و آیا این برنامه شما منجر به درگیری با آمریکا خواهد شد؟ 
حبوش: ما تمام تسهیلات را به بازرسان ارائه خواهیم داد، معتقدیم حتی اگر همه تسهیلات را هم ارائه کنیم، آمریکا به ما حمله خواهد کرد و سعی خواهد نمود برخی از اماکن حساس را مورد حمله قرار دهد و بر اساس آن اقدامات بعدی را انجام دهد. 
مسعود رجوی: آیا شما معتقدید که بازرسان چیزی را به دست نخواهند آورد؟ 
حبوش: قطعاً چیزی به دست نخواهند آورد.... مطمئنم. 
مسعود رجوی: خیلی خوب است، ظاهراً رَویّه‌ای که «بیلکس»[بازرس ارشد تسلیحاتی در عراق] دارد دنبال می‌کند با رَوّیه گذشته فرق می‌کند. 
حبوش: «هانس بیلکس» دارای اختیارات بیشتری است، قبلاً برای ورود به کاخ‌ها می‌بایست با دبیر کل سازمان ملل هماهنگی می‌شد که این امر کلاً ملغی شده‌است، برای مثال این بازرسان در قبال افکار جامعه بین الملل در حرج و فشار قرار دارند. بیلکس پس از بازگشت از بغداد به دیدار خانم رایس رفت، برادعی و بیلکس با بوش هم ملاقات می‌کنند، این واقعاً مسخره است ما به افشای ماهیت آنها ادامه می‌دهیم تا سر و صدای دنیا در آید. شما مشاهده کردید که هر شخصیتی وارد عراق می‌شد، او را به محل بازرسی اعزام می‌کردیم تا از نزدیک با واقعیت‌ها آشنا شود و بداند که ما هیچ سلاح کشتار جمعی در اختیار نداریم. روزنامه‌نگاران و خبرنگاران را نیز جهت پوشش خبری به آنجا اعزام می‌کردیم تا حقایق را منعکس نمایند، مطمئن هستیم که ممکن است آن بازرسان اقدام به قرار‌دادن برخی از موارد مشکوک به سلاح کشتار جمعی نمایند تا در نهایت ادعا کنند که دولت عراق این سلاح‌ها را در اختیار داشته‌است. عمده آنها دنبال جمع آوری اطلاعات راجع به محل استقرار ریاست جمهورند تا اقدام به قرار دادن دستگاه خاص در این مکان بنمایند، اطلاعاتی داریم که اسرائیل و آمریکا شاید اقدام به مخفی کردن برخی از سلاح‌های کشتار جمعی طی یک عملیات هلی برد در منطقه غرب عراق نمایند و بعداً ادعا کنند که این سلاح را عراق در اختیار داشته‌است. شاید این سلاح‌ها را از منطقه شمالی عراق وارد منطقه نزدیک بغداد بنمایند، سپس بازرسان سراغ آنها بروند، تمام این احتمالات را محاسبه کرده‌ایم، ولی هیچ چیزی را صد در صد نمی‌شود پیش بینی نمود. شما الان اولین مجاهد و شخصیت انقلابی درجه یک هستید که به شما امید بسته شده تا ایران را به وضعیت ملی قبلی خود باز گردانید ولی هر اندازه نیرومند باشید محاسبه‌های خود را دارید. شاید نیروهای داوطلب شما مرتکب اشتباه شوند، ولی شما، همسنگر و همرزم ما هستید که داریم پیش بینی‌های خودمان را برای شما بازگو می‌کنیم. 
مسعود رجوی: شما تصور می‌کنید که یک جنگ سرنوشت ساز اتفاق نخواهد افتاد؟ 
حبوش: ما خودمان را برای یک جنگ سرنوشت ساز آماده کرده‌ایم، ولی هر چه غیر از آن باشد آن را آرزو می‌کنیم، احتمال می‌دهیم که آمریکایی‌ها در مناطقی دست به عملیات هلی بُرد بزنند، از این رو حتی چوپان‌ها را مسلح به آر پی جی کرده‌ایم و حتی برخی از عشایر را مسلح به سلاح‌هایی کرده ایم که ممکن است حتی نیروی پیاده ارتش آن را نداشته باشند. زیرا چوپان، کشاورز و.... نیروهایی هستند که در محاسبات آمریکایی‌ها قرار ندارند، ما مردم را در حال آمادگی کامل قرار دادیم و با آنها اعتماد‌سازی کردیم.
پس از آزادی زندانیان از زندان‌های عراق، کمیته‌ای متشکل از وزارت کشور و دستگاه‌های امنیتی تشکیل دادیم و درباره بازتاب منفی رهاشدن قاتلان و دزدان در جامعه عراق بحث و بررسی کردیم. پیش‌بینی کردیم که ممکن است اتفاقات زیادی رخ بدهد، ولی آنچه اتفاق افتاد پیش بینی نشده و مثبت بود، در واقع اعتماد رئیس جمهور به ملتش درست و صحیح بود. در جنگ تبلیغاتی آمریکا و همکاری برخی رسانه‌های کشورهای غربی با آنها به نظر می‌رسد که ظاهراً هیچ مشکل دیگری در دنیا جز مسئله عراق وجود ندارد ما این شرایط را درک می‌کنیم، حتی اگر شما صدای هواپیماها و انفجار بمب‌ها را بشنوید بدانید که پیروزی از آن ما خواهد بود. 
مسعود رجوی: شکی نداریم، ما مگر دیگر چه قدر وقت داریم؟ 
حبوش: من به شما گفتم یک ساعت جلسه داریم و الان یک ساعت تمام شد.(خنده حضار) 
مسعود رجوی: قرار بعدی ما کی خواهد بود و برای مقابله با رژیم ایران چه باید کرد؟ 
حبوش: چنانچه مطلب خاص یا مهمی دارید به ما بگویید. 
مسعود رجوی: ما باید بدانیم چگونه با رژیم ایران مقابله کنیم. 
حبوش: این مسئله بسیار مهم است، روی این مسئله کار شده و بعد از عید یک جلسه خصوصی فقط راجع به این موضوع خواهیم داشت، شما باید طرح خودتان را ارائه دهید و بعد از آن بروید سراغ ایران.... شاید شگفتی‌هایی پیش بیاید و یا شما به ایران بروید و ما هم دنبال کار خودمان برویم. (خنده حضار) رجوی همین را می‌خواهد. من به شما اطمینان می‌دهم که پیروزی از آن ما خواهد بود، انشاء الله.
... 
پریروز در جلسه فرماندهی حزب بعث، استاد قصی و عزت ابراهیم و برخی از مسئولین از من سؤال کردند: استاد مسعود حالش چه طور است؟ کی او را ملاقات کردی؟ من گفتم هر چه دیرتر مسعود را ببینم امتیاز بیشتری می‌گیریم و اطلاعات بیشتری دارد. الان که نیروهای بدر دارند وارد خاک ایران می‌شوند، مسعود باید نیروهای سازمان را آماده کند، وزیر دفاع گفت: تو را به خدا از آنها نخواهید که فقط یکی دو تا شهر ایران را بگیرند، بگذارید به سراغ تهران بروند. این همان شگفتی است که بدان اشاره کرده بودم.
من بعد از عید منتظر طرح‌های عملیاتی شما هستم، آقای ابواحمد شما نزد استاد مسعود بروید و با طرح‌های وی آشنا بشوید که چه اقداماتی ممکن است ایران انجام بدهد که به سازمان ضربه بزند، تا ملاقات بعدی فقط ملاقات ویژه کاری باشد. بهتر است وقتی که من به سراغ فرماندهی می‌روم، با یک طرح عملیاتی سراغ آنها بروم، شاید در یک جلسه‌ای با آنها با حضور استاد مسعود، آن طرح مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. 
مسعود رجوی: آیا شما ملاقات من با رئیس جمهور را به بعد از ماه مبارک رمضان موکول کردید؟ آیا زمان و ساعت ملاقات مشخص نشده‌است؟ 
حبوش: وقت ملاقات را من تعیین نمی‌کنم، من فقط یک نقل کننده امانتدار هستم، چهار روز قبل از ماه مبارک رمضان در جلسه شورای وزیران، با رئیس جمهور ملاقات کردم، ایشان پس از احوال پرسی به من گفت: خیلی وقت است که مسعود را ندیده‌ایم. من گفتم: مسعود به شما سلام رساند و برای شما کارت تبریک فرستاد، بعد گفتم: قربان شما دو سال است که با مسعود ملاقات نکرده‌اید، به ایشان گفتم: مسعود شرایط را درک می‌کند. به من گفت: بعد از ماه مبارک رمضان راجع به این ملاقات به من یادآوری کن، من یک هفته تا دو هفته بعد از ماه مبارک رمضان به دفتر زنگ خواهم زد...
اگر خبر داغی در اختیار دارید به من بدهید. 
مسعود رجوی (ضمن ارائه یک سند و یک آلبوم): این پاسخ ادعاهای اوبرایت (معاون وزیر خارجه انگلیس) است، ضمناً این آلبوم حاوی اسامی یک صد و پنجاه نفر عضو کنگره آمریکا و پارلمان دانمارک در پشتیبانی و حمایت از سازمان است. 
حبوش: شنیده ایم که آنها نتوانستند علیه شما در بلژیک کاری بکنند...
... 
انشاء الله چهار روز بعد از عید ابواحمد را نزد شما می‌فرستیم تا ایده‌ها و طرح‌های شما را دریافت کند، بعد از آن با شما ملاقات خواهم کرد و سپس با هم نزد فرماندهی می‌رویم.
مسعود رجوی: با توجه به این که بازرسان سازمان ملل در عراق هستند، محل استقرار من کجا خواهد بود؟ «الطارق» است یا جایی دیگر؟ 
حبوش: در را ببندید سؤال خوبی کردی، من ممنون هستم که چنین سؤالی را مطرح کردی، من مکان «سیدیه» را بیشتر از «الطارق» تأیید می‌کنم ولی.... به دلیل این که بازرسان سازمان ملل در منطقه «سیدیه» مستقر هستند از دید ما برای شما منطقه ناامنی است. 
ابواحمد: قربان «الطارق» با هیچ تهدیدی روبرو نیست، مگر از طرف هوا، ولی از طرف زمین خوب حفاظت شده‌است، مساحت اطراف آن هم بسیار گسترده‌است، موانع زیادی دارد و امنیت آن توسط «امن الخاص» حفاظت می‌شود، نزدیک اتوبان است و ساکنان اطراف آن از طرفداران ما هستند. 
مسعود رجوی: وقتی ما می‌گوییم تهدید رژیم آخوندها پا برجاست، لذا «الطارق» بهتر است و ما هم تا حالا در «طارق» بودیم، ولی با توجه به شرایط جدید آیا تهدید هوایی برای «طارق» متصور است؟ آیا این تهدید از طرف آمریکاست یا ایران؟ 
حبوش: خیر، تهدید هوایی ممکن است از سوی آمریکا باشد، اگر بخواهیم پاسخ دقیقی به شما بدهم، در این رابطه باید نظر خانم رئیس جمهور را بدانیم زیرا نباید درباره مسئله‌ای به این اهمیت عجولانه تصمیم گرفت. من از آقای ابواحمد می‌خواهم به همراه نیروهای امنیتی این موضوع را بررسی نمایند، اگر بحران به وجود آمد باید چندین احتمال را مد نظر قرار دهیم و راه حل‌های مناسبی برای هر کدام طراحی نماییم. تا در صورتی که حمله آمریکا علیه عراق صورت گرفت خطری نباشد، نمی‌خواهیم اگر بازرسان سازمان ملل به عراق آمدند، خانه رئیس جمهور و مسعود را ببینند، باید چند تا مکان را به عنوان جایگزین تعیین و مشخص نماییم تا در صورتی که اتفاق خاصی در یکی از اماکن افتاد شما به مکان دیگری انتقال یابید. 
مسعود رجوی: راجع به روز 8 دسامبر 2001 اگر شما اعلام کنید حاضریم که از بازرسان استقبال کنیم، آیا آمریکایی‌ها دست به بحرانی دیگر خواهند زد؟ 
حبوش: دشمن، دشمن است ممکن است دست به هر کاری بزند. 
مسعود رجوی: آیا شما برای آن روز آمادگی کامل دارید؟ 
حبوش: به عنوان دوست یا فرد؟ 
مسعود رجوی: هر دو.... 
حبوش: نه من شب‌ها در دفتر خودم می‌خوابم، به خانه نمی‌روم 
مسعود رجوی: (با خنده و خوشحالی): خیلی خوب شد من هر وقت دلم بخواهد به شما زنگ می‌زنم. 
حبوش: استاد مسعود به شما می‌گویم که باید در مقابله با دشمن همه احتمالات را بدهید، باید در محاسبات خودتان قضا و قدر الهی را مد نظر بگیرید، مؤمن نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود. من این را به شما می‌گویم: سلامتی شما و حفظ سلامتی شما به اندازه حفاظت از سلامتی رئیس جمهوری عراق مهم می‌باشد، باور کنید این تعارف نیست، دستور رئیس جمهور عراق است که از شما کاملاً محافظت به عمل آید. زیرا به قول ایشان «سلامتی استاد مسعود سلامتی من است» حتی اگر خطری برای تو پیش آید خودم شخصاً می‌آیم در خانه شما نگهبانی می‌دهم و از شما محافظت می‌کنم. (لبخند و تشکر رجوی از حبوش)، زیرا شما برادر واقعی ما هستید و ما شما را در سال 1991 خوب امتحان کردیم شاید قسمت بشود که همراه شما به زیارت جدمان امام رضا (ع) برویم و در آن راه از شماها کشته‌ای نبینیم. 
مسعود رجوی: انشاء الله.
ابواحمد: قربان اورکت‌تان را نمی‌پوشید؟ 
حبوش: می‌خواهم استاد مسعود را تا در اتومبیل مشایعت کنم.

ادامه دارد 


پانویس
جهاز المخابرات العامه العراقیه (استخبارات) نام سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی است که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت عراق بود. در سرویس اطلاعاتی عراق از آغاز حکومت حزب بعث تا سرنگونی صدام حسین افراد زیر نقش زیادی داشتند:
ناظم کزار، سعدون شاکر محمود العزاوی، فاضل‌ البراک، سبعاوی ابراهیم حسن، طه عباس الأحبابی، عبدالرحمان الدوری، صابر الدوری، رافع عبداللطیف طلفاح و طاهر جلیل حبوش


همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است:
...
همنشین بهار

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook