Wednesday 28 July 2021 / چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰

ترانه زیبای شادی/خوشبختی Felicità

ترانه زیبای شادی/خوشبختی Felicità

Felicità (شادی/خوشبختی)؛ آهنگی دو نفره از «آلبانو کاریزی» و «رومینا پاور»، از مشهورترین آهنگهای ایتالیایی در جهان شناخته می‌شود.
شادی، دست‌ هم را گرفتن و به دوردست رفتن است. شادی نگاه معصوم توست در میان جمع. شادی همچون کودکان؛ صمیمی‌ماندن است. بالشی است از پَر، و آب رودی که جاری است. بارانی است که از پشت پرده‌ها می‌بارد. کم‌کردن نور است برای آرام‌شدن و آشتی‌کردن. لیوانی شراب است و یک تکه نان. گذاشتن یادداشتی مهرآمیز در کشو است. شادی؛ دونفره خواندن است که چقدر دوستت دارم.

شاهنامه فردوسی تأملی عظیم است

شاهنامه فردوسی تأملی عظیم است

پرداختن به شاهنامه از این جهت ضروری است که هنوز عُمر کارکردهای اجتماعی آن به‌سر نرسیده‌است. این اثر جاودانه در متن تاریخ و فرهنگ ما حضوری هزارساله دارد، با سرنوشت تاریخ ایران گره خورده و از سکوی خوانِش آن می‌توان به پرسش‌های انسان امروز نگریست. شاهنامه، تاریخ(حماسه) و زبان ماست. بگذریم از اینکه بعداً همین کتاب نقش دیگری هم پیدا می‌کند و مهم‌ترین عامل فرهنگی نگهدارنده ملیت می‌شود.
مضمون و محتوای این خردنامه؛ ستایش نیکی و نکوهش بدی است و این اندیشه در داستان‌ها، مَنِش و رفتار اشخاص داستان، پیش‌آمدها، تصویرگری‌ها، اشارات و همه جا به‌ نوعی جلوه‌گر است.

نامهِ منسوب به دکتر اسماعیل خویی
به آقای رضا پهلوی

نامهِ منسوب به دکتر اسماعیل خویی </br>به آقای رضا پهلوی

نامه مزبور را قرائت می‌کنم با این توضیح که بعنوان دوستدار آن شاعر دردمند و خردمند، با مضمون نامه موافق نیستم و با آن همدلی ندارم. اینکه پس چرا قرائت می‌کنم برای مبارزه با فراموشی است و علاقه و خاطره‌ای‌ست که در نوجوانی از آن انسان فرزانه دارم.

خطابهِ آلبر کامو
برنده نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۷
Albert Camus – Banquet speech  

خطابهِ آلبر کامو</br> برنده نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۷

در این بحث بعد از اشاره به «آلبر کامو» یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم، به متن اصلی سخنان وی در آکادمی نوبل می‌پردازم که آقای رضا رضایی در «یک کتاب و هفت خطابه نوبل ادبیات» ثبت کرده‌است.
آلبر کامو پس از دریافت جایزه، در یکی از دانشگاه‌های پژوهشی در شهر اوپسالا در سوئد هم سخنرانی کرد که زنده یاد دکتر مصطفی رحیمی با عنوان «هنرمند و زمانه‌ی او» ترجمه کردند.

صورتِ استنطاق میرزا رضا کرمانی؛ ضارب ناصرالدین شاه

صورتِ استنطاق میرزا رضا کرمانی؛ ضارب ناصرالدین شاه

۱۵ آبان ۱۳۵۴، بخشی از بازجویی میرزا رضای کرمانی، در مجموعه تلویزیونی سلطان صاحبقران (ساخته علی حاتمی) از شبکه دوم تلویزیون ملی ایران به نمایش درآمد. من همان ایام در زندان قصر بودم و آن استنطاق – بازجویی از میرزا رضای شاه شکار، را با دیگر زندانیان پی می‌گرفتم.
در زندان کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» که نویسنده آن ناظم الاسلام کرمانی، از نزدیک میرزا رضا را دیده بود، دست‌به‌دست می‌گشت چون پرسش و پاسخ‌های بازجو (میرزا ابوتراب نظم‌الدوله) و ضارب شاه را واژه به واژه ثبت کرده بود.

ترور رزم‌آرا
سیاسی‌ترین سپهبد تاریخ نوین ایران

ترور رزم‌آرا</br>سیاسی‌ترین سپهبد تاریخ نوین ایران

این بحث به ترور سپهبد رزم‌آرا می‌پردازد که گروه‌های سیاسی مختلف با وجود تفاوت‌هایشان علیه او هم‌آواز شدند. ضرورت طرح این بحث آشنایی بهتر با کسانی است که بعد از ورود امثال مُحَقّق کَرَکی به ایران، به نام اسلام و تشیع فتوای قتل می‌دادند و گاه با دستگاه جابر زمانه همآهنگ و همنوا می‌شدند. «بندیتو کروچه» Benedetto Croce فیلسوف ایتالیایی و نویسنده کتاب «تاریخ به مثابه داستان آزادی» گفته‌است:
هر تاریخ واقعی، تاریخ معاصر است. Ogni vera storia è storia contemporanea
یعنی چه؟ یعنی فهمیدن ما با واقعیت کنونی همنشین می‌شود و از آن تاثیر می‌گیرد. ترور غبارآلود سپهبد رزم‌آرا نیز چنین است. بیش از ۷۰ سال از واقعه می‌گذرد اما اهمیت سیاسی و تاریخی آن کاسته نشده‌است.

دادگاه استکهلم / دادگاه نورنبرگ

دادگاه استکهلم / دادگاه نورنبرگ

دادگاه استکهلم [و محاکمه حمید نوری] مرا به یاد دادگاه نورنبرگ Nuremberg trials (بزرگ‌ترین دادرسی در تاریخ) می‌اندازد که گرچه ماهیت و موضوع کاملاً متفاوتی داشت اما از یک جهت شبیه است. در آن دادگاه نیز کسانی بودند که عملکرد سیاه خود را سفید جلوه می‌دادند و مدعی بودند مقصر نبوده، بلکه از قانون کشور و نظامی پیروی می‌کردند که بدان اعتقاد داشتند. اما امثال هانا آرنت به درستی بر «مسؤولیت شخصی در دوران دیکتاتوری» پای فشرده و توجیهی با عنوان «مأمور معذور» را زیر سؤال بردند و نشان دادند خودکامگان که هیچ، قربانیان خودکامگی نیز مسؤول‌اند.

چین و ماچین و راه ابريشمیِ ديپلماسی

 چین و ماچین و راه ابريشمیِ ديپلماسی

این بحث بعد از اشاره به قدیمی‌ترین شاهراه بازرگانی تاریخ (راه ابریشم باستانی)، همچنین «ابتکار یک کمربند و یک راه» Belt and Road Initiative (راه ابریشم جدید)، به سندِ همکاری راهبردی ایران و چین می‌پردازد که گرچه تصمیم مربوط به آن به سال ۱۳۹۴ بازمی‌گردد، تا کنون انتشار جزئیاتش محقق نشده‌ است. در این بحث به «دیپلماسی راه»،نیز اشاره می‌شود.

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۸)

ما نمانیم و عکس ما ماند </br>گردش روزگار بر عکس است (۸)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۷)

ما نمانیم و عکس ما ماند </br>گردش روزگار بر عکس است (۷)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۶)

ما نمانیم و عکس ما ماند </br>گردش روزگار بر عکس است (۶)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۵)

ما نمانیم و عکس ما ماند</br>گردش روزگار بر عکس است (۵)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۴)

ما نمانیم و عکس ما ماند</br>گردش روزگار بر عکس است (۴)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۳)

ما نمانیم و عکس ما ماند</br>گردش روزگار بر عکس است (۳)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۲)

ما نمانیم و عکس ما ماند</br>گردش روزگار بر عکس است (۲)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

ما نمانیم و عکس ما ماند
گردش روزگار بر عکس است (۱)

ما نمانیم و عکس ما ماند</br>گردش روزگار بر عکس است (۱)

ما بر زمان می گذریم یا زمان بر ما؟
آیا عکس می‌تواند زمان حال را که می‌رود به گذشته تبدیل شود، نگهدارد و به بازنمایی «امر واقع» یاری رسانده، از حلقه‌های مفقوده رازگشایی کند؟
ما نمانیم و عکس ما مانَد
گردش روزگار بر عکس است

آتش و جشنِ سَدِه Sadeh

آتش و جشنِ سَدِه Sadeh

یکی از کهن‌ترین آیین‌های ایران باستان، مبارزه نمادین با سرما و برافروختن آتش‌ بود. در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌ بر‌افروخته، آوای خوش سرداده، نیایش می‌کردند و بدین ترتیب جشن سَدَه را گرامی می‌داشتند.
کشاورزان، خاکستر آتش سده را بر زمین‌هاشان می‌پاشیدند و عقیده داشتند به زمین برکت می‌دهد. (سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است).

دکتر سیروس سهامی و رنج‌هایش
+نامه دکتر علی شریعتی به ایشان

دکتر سیروس سهامی و رنج‌هایش</br> +نامه دکتر علی شریعتی به ایشان

سال ۶۱ به یک «گفتمان فوق دکتری» در [زندان] وکیل آباد مشهد فراخوانده شدم که دوره آن چهار سال و نیم به درازا انجامید. یکی از بندیان به محض برخورد با من گفت: «بچه‌ها! اگر تردید دارید که این‌جا دانشگاه است، این هم رئیسش!»
در تمامی این مدت از بیماری تنفسی و بعدها قلبی رنج بردم. در انتهای تابستان ۱۳۶۵ سلامتم به کلی از دست رفت. مرا به آغوش گرم خانواده‌ای فرستادند که به گفته آن بزرگ، به‌آذین، «ارکانش هر دم در خطر فروریختن بود». اکنون بیشتر اوقاتم به کارِ گِلِ ترجمه می‌گذرد که به خروس اخته کردن «ملا» بی‌شباهت نیست! مثل آن است وقت آن رسیده باشد که با ذکر این سخن از آندره مالرو در کتاب «فاتحان»، قال این مقال را بکنم: «یک زندگی به هیچ نمی‌ارزد، اما هیچ چیز ارزنده‌تر از یک زندگی نیست»

انفجار رستوران خوانسالار و آقای «ب»

انفجار رستوران خوانسالار و آقای «ب»

کمتر کسی تصور می‌کرد آقا بهروز مدعی مقاومت و ایستادگی، با هدایت ساواک، بیرون زندان حتی به حاج مهدی عراقی و دوستانش نزدیک شود و برای بازجویان گزارشات مکتوب بنویسد. در گزارش ساواک، شماره ۷۵۴۰۷–۳۸۱/۱۴۶۲ مورخ ۳۷/۲/۱۱ نام بهروز ذوفن ذکر شده‌است. شماره رمز وی ۱۱۶۵۲ بود و مسؤولین امنیتی تلاش می‌کردند نامبرده لو نرود. بهروز ذوفن بعد از انقلاب هم تلفنی با عضدی و رسولی [اون اوایل که در اسرائیل بودند] تماس داشته‌است.

تفنگ‌کِشی و برادرکُشی در روستای گاپیلون
۴ بهمن سال ۱۳۶۴ 

تفنگ‌کِشی و برادرکُشی در روستای گاپیلون

۴ بهمن سال ۱۳۶۴، در مَقر رادیو صدای فدایی در روستای گاپیلون در کردستان عراق، واقعه دردناک و غم‌انگیزی رخ داد. کسانیکه قاتلین زندانیان سیاسی، تشنهِ خون‌شان بودند، خود، یگدیگر را زیر آتش گرفتند.
در آن واقعه پُر مَکر و ننگ که حلقه‌های مفقوده بسیار دارد، افراد فداکاری جان باختند.