پای سخن محمد آقا مدیر شانه‌چی
آخرين شب زندگیِ آیت‌الله طالقانی

پای سخن محمد آقا مدیر شانه‌چی</br> آخرين شب زندگیِ آیت‌الله طالقانی فيلم ضمیمه در پاریس، در خانه‌اش(در اتاقی زير شيروانی) گرفته شده، گوشهِ آن اتاقِ مُحقّر، تخت خواب و ميز کوجکی قرار داشت. روی ديوارها دو «چُرتکه» بود و عکس‌هايی از دکتر مصدق و دکتر شريعتی و آیت‌الله طالقانی که آنهمه دوست‌شان می‌داشت.

تئاتر و قتلعام؛ گفتگو با هنرمند ارجمند ناصر رحمانی‌نژاد

تئاتر و قتلعام؛ گفتگو با هنرمند ارجمند ناصر رحمانی‌نژاد آقای عبدالوهاب شهیدی از خانواده پدری من هستند و ما سالهای سال در یک خانه زندگی می‌کردیم...علاقه من به تئاتر ازجمله به دلیل همین پیوند بود...
یک روز رو به پدرم کردند و گفتند: «عباس آقا؛ یک دختر شانزده ساله سبزه اومده، یک صدایی داره که شما نمی‌تونین باور کنین. یک صدای استثنایی داره. در نمایشنامه شیرین و فرهاد، او نقش «شیرین» را بازی می‌کند...»
شخصی که آقای عبدالوهاب شهیدی از او سخن می‌گفت؛ خانم مرضیه بود و من رفتم آن نمایشنامه - شیرین و فرهاد - را دیدم...

گفت و شنود با اسماعیل یغمائی (۲۴)
مسعود رجوی، زندگی پُر رنجی را گذرانده‌است

گفت و شنود با اسماعیل یغمائی (۲۴) </br>مسعود رجوی، زندگی پُر رنجی را گذرانده‌است فیصل الترکی، یک مقام اطلاعاتی بوده است و کار اصلی چنین کسانی، دامن زدن آگاهانه به اطلاعات گمراه‌کننده و غلط Misinformation است.
همچنین؛ تکنیک‌هایی که با استفاده از آن تصویری اشتباه از واقعیت داده می‌شود Disinformation، تا این یا آن گزاره درست، با موارد غیر واقعی و جهت دار، همراه گردد...

جزوه سبز؛ تقی شهرام و وقایع سال ۵۴
پای سخن سعید شاهسوندی
همه ویدئو ها از قسمت ۱ به بعد

جزوه سبز؛ تقی شهرام و وقایع سال ۵۴ </br>پای سخن سعید شاهسوندی</br>همه ویدئو ها از قسمت ۱ به بعد برای رازگشایی از «جزوه سبز» که یکی از اسناد مهم دهه پنجاه است، باید به ریشه‌ها برویم. «حال، کلیدِ گذشته است» تنها در زمین شناسی و «اصل یکنواختی»، صدق نمی‌کند. هر «امر واقع»ی از گذشته آب می‌خورَد!
پیرامون جزوه سبز که حاصلی به رنگ خون داشت، پرسش کم نیست. اما ابتدا باید به سال‌های قبل از نگارش آن – پیش از سال ۱۳۵۲ - برگردیم...
همه ویدئو ها از قسمت ۱ به بعد در آدرس زیر است:
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=401

گفت و شنود با پرویز یعقوبی (۱)
فاطمه امینی و مراد نانکلی را زیر شکنجه کشتند 

گفت و شنود با پرویز یعقوبی (۱) آقای پرویز یعقوبی بعداز توضیحاتی در مورد حمید اشرف،
نظر آقای پرویز معتمد(مسئول سابق تیم‌های تعقیب و مراقبت و شنود ساواک) را در مورد مسعود رجوی، مهدی سامع، به اصطلاح عملیات(فدائیان) در استادیوم آریامهر (آزادی) که باعث کشته شدن حدود ۵ هزار نفر از مردم می شد ! -
و لو رفتن خانه محمد حنیف نژاد، و... نقد می‌کنند.

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 23
چهار تندیس یک دفتر 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 23 در رهگذار گمشدگان غبارها - بر بادها نوشته بسی یادگارها
کز این‌گذر‌گذشته فراوان سوارو اسب - نز اسب ها رسید خبر، نزسوارها
رفتند و گم شدند و از آنان فسانه‌ای - گردیده نقش در نفس روزگارها
بس کاروان گذشت و به جا ماند راه دور - پیچان چو دود در افق انتظارها
ای دل سراب بادیه نفریبدت ز رنگ - با سبز و سرخ و آبی نقش و نگارها
کار زمانه نیست مگر کتف « بیور اسب » - کز آن دمیده جنگل مسموم مارها

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22
Bent but not Broken 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  آنچه او هم نوسَت و هم کهن است
سخن است و در این سخن سخن است
آید آواز هر کس از دهلیز
روزی آواز ما برآید نیز
چون من این قصه چند کس گفتند
هم در آن قصه عاقبت خفتند
چند باشی نظامیا در بند
خیز و آوازه‌ای برآر بلند

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21
کی خادم است کی خائن؟  

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 ما را به صبح مژده همى داد
آن راستگو خروس ِمجرّب
برزد دوبال خود را برهم
از چيست آن ندانم؟ يارب
هست از نشاط آمدن روز
يا از تاسف شدنِ شب
مسعود سعد سلمان

عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی
گفت‌وشنود با مختار شلالوند 

عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی داستان پر از رنج و عبرت عباس رحیمی را از منظر دیگری هم می‌شود نگاه کرد و آن قاعده طلایی است.
شخص باید جوری با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او همان‌گونه رفتار را داشته باشند...

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20
هفت حصار و حصار هشتم 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی درگه است
هفت دریا یک شَمَر اینجا بود
هفت اختر یک شَـــرَر اینجا بود
هفت گردون را بر آرم زیر پَر
گر فرود آری بدین سرگشته سر
گفت اگر دوزخ شود همراه من
هفت دوزخ سوزد از یک آه من

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19
یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 به ظلمت نهان شده در آتش رضا نخواهيم داد - به ابليس نهان شده در خدا رضا نخواهيم داد
به جهل آذين شده با دانش رضا نخواهيم داد - به زشتى نهان شده در زيبائى رضا نخواهيم داد
به استبداد نهان شده در آزادى رضا نخواهيم داد - به پلشتى رضا نخواهيم داد
كه به شما رضا نخواهيم داد

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18
هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 زخمی اگر بر قلب بنشيند، تو نه مى‌توانی زخم را از قلبت وابكنی و نه مى‌توانی قلبت را دور بيندازی. زخم، تكه‌ای از قلب ِ توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نيست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را بايد بتوانی دور بيندازی. قلبت را چگونه دور مى‌اندازی؟ زخم و قلبت يكی هستند.

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17
هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد 

گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 «اگر زندگی را آزمایش نبینیم همه چیز و همه لحظات به سرعت در اثر مرور زمان یا در بالا و پایین‌های آن به افسوس، به حیف، به حسرت، به ندامت و پشیمانی و پریشانی و پوچی تبدیل می‌شود.»
این شنیدی، مو به مویت گوش باد
آب حیوان است، خوردی، نوش باد
آب حیوان خوان، مخوان این را سخن
روح نو بین در تن حرف کهن

گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16
واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند 

گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16 سیاست به عنوان یکی از مهم‌ترین و هولناک‌ترین وجه غفلت وجود ما مبدل گشته‌است. سیاست ما را از خانه ی ما (تفکر) رانده است. هم آنجا که از چیزی می‌گریزیم و هم آنجا که راغب و مفتون چیزی می‌شویم درهمه جا معیار و ملاک ما سیاست است. ندایی درونی همواره مرا از مداخله در کارهای سیاسی منع کرده، و چون نیک می‌اندیشم می‌بینم حق به جانب او بوده است... کسی چون من که در برابرهیچ آفریده ای از بیم جان به کار خلاف عدالت تن در نمی‌دهد اگر گام درمیدان سیاست می‌نهاد بزودی هلاک می‌شد.
(آپولوژی؛ یکی از مکالمات افلاطون، ۳۰/۳۱/۳۲)

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15
مرضیه با خودش تعریف می‌شود

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15</br>مرضیه با خودش تعریف می‌شود وقتی بوی جوی مولیان را می‌شنویم با صدای مرضیه و بنان که حالا گرچه غایب‌اند؛ در شمار حاضرترین حضارند، همسفر تاریخ و همنشین اساطیر می‌ شویم و گویی با چنگ رودکی سوار شدن امیر سامانی بر اسب را هم می‌ببینیم که خیز برمی دارد و پا بر رکاب می‌زند...

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)
هر آن‌چه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود 

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴) «هر آن‌چه سخت و استوار است دود می‌شود...» - فقط شامل مدرنیته نشده؛ اندیشه‌های پوسیده و کهنه را هم نشانه می‌گیرد و نیز کسانی را که فکر می‌کنند عشق با سوت پاسبان می‌ایستد. همانها که، البته مخالف آزادی نیستند؛ اما مخالف آزادی دیگران‌اند.
سختی و استواری لزوماً برنایی و پویایی نیست. بافتهای کلانشیم درختان نیز سخت و استوار می‌نمایند اما نشاط و حیات ندارند. زنجیرها هم سخت و استوارند اما می‌گسلند.

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)
زیبایی‌های آغاز انقلاب به کجا رفت؟ 

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳) بـرای‌ هـر چیـزی‌ كه‌ در زیـر آسمـان‌ انجام‌ می‌گیرد، زمان‌ معینی‌ وجود دارد: زمانی‌ برای‌ تولد، زمانی‌ برای‌ مرگ‌. زمانی‌ برای‌ كاشت‌، زمانی‌ برای‌ برداشت‌. زمانی‌ برای‌ گریستن‌، زمانی‌ برای‌ خندیدن‌. زمانی‌ برای‌ اندوه‌، زمانی‌ برای‌ رقصیدن. زمانی‌ برای‌ در آغوش‌ گرفتن‌، زمانی‌ برای‌ اجتناب‌ از درآغوش‌ گرفتن‌. زمانی‌ برای‌ سكوت‌، زمانی‌ برای‌ شکست سکوت‌. زمانی‌ برای‌ محبت‌، زمانی‌ برای‌ نفرت‌. زمانی‌ برای‌ جنگ‌ و زمانی‌ برای‌ صلح

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۲)
اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ 

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۲) کبوتر سفید از چند دریا باید رد شه تا بالاخره یه جایی آروم و قرار بگیره؟
برای این‌که آسمون رو ببینیم، مگه چند بار نیازه سرمون رو بالا بگیریم؟
دیگه چند نفر باید بمیرن تا بفهمیم که جون آدم‌‌های زیادی گرفته شده؟
مگه یه آدم چند بار می‌‌تونه سرش رو برگردونه و وانمود کنه که چیزی ندیده؟
کسی به جواب این سؤالا دسترسی نداره، دوست من. کسی به جواب اینا دسترسی نداره...

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱)
دکان امام زمان  

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) عَسَل‌پوشان سرکه‌فروش که حرمت کلمات را می‌شکنند، همچنین کسانیکه در برخورد با مخالف خویش، پا روی انصاف و واقع‌بینی می‌گذارند، مَحرم این گفت و شنود نیستند.
این گفت و شنود وقتی بهتر فهم می‌شود که فراموش نکنیم. دشمن واقعی مردم ایران استبداد زیر پرده دین است و بس.
ستمگرانی که از پستان دین شیر دنیا می‌دوشد و حرث و نسل این میهن ستمدیده را بر باد داده‌اند.

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)
تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد 

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰) سیسرون، خطیب برجسته روم باستان با قاطعیت می‌گفت انسان میرنده است و از همین رو بهروز نیست. اما انسان حتی زیر شمشیر خون چکان داموکلس هم زنده می‌مانَد؛ شمشیری که تنها به مویی بند است و هر لحظه می تواند بگسلد و فرود آید. زیر چنین تیغ بُراّنی هم می‌توان خندید و نوشید و عشق ورزید؛ تنها به این شرط که از باد و بروت هیچ ستمگری نهراسیم.

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)
نکته‌هایی که متضمن تشخیص هستند 

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹) هیچ آدمی نیست که فقط یک آدم باشد. هیچ لجظه ای از زندگی آدم هم فقط آن لحظه نیست. تمام تاریخی که پشت سر اوست او را می‌سازد و آن آدم هم در لحظه معین چیز معینی است. این فقط در مورد یک شخص نیست. در مورد یک گروه و سازمان هم صادق است و بسیار پیچیده تر. متنوع تر و...

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۸)
هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست ! 

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۸) در افسانه‌های «ازوپ» Aesop آمده است که لافرنان مدعى بودند در «جزیره رودُس» Rhodes واقع در «دریای اژۀ» پَرشى عظیم کرده‌اند.
گفته شد دست از لاف زدن بردارید و صحبت از برداشتن سنگهای بزرگ نکنید که سنگ بزرگ فقط برای نزدن است!
نمی‌خواهد بروید آن دور دستها در شرق دریای اژه، جزیره رودس همین جاست. همین جاست که باید جهید.

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۷)
نهایتِ تراژدی کُمدی است
انقلاب ایدئولوژیک  

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۷)</br>نهایتِ تراژدی کُمدی است نسل‌های آینده نمی‌بخشند کسانی را که هزار سخن در سینه داشتند و ترس و نفع و جهل، جُربزه را از آنان گرفت. پیش ستمگران لُنگ انداختند و فقط دل‌شان خوش بود که در خفا غُر و لُند می‌کنند. خود قدم پیش بگذارید و این ساز را نه بد آهنگ؛ خوش آهنگ بنوازید. گوی و میدان آماده است. بسم‌الله...

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۶)
باید یهودا مغضوب شود تا مسیح بدرخشد
انقلاب ایدئولوژیک  

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۶)</br>باید یهودا مغضوب شود تا مسیح بدرخشد یهودا باید مغضوب شود تا مسیح بدرخشد.
هر انسانی بستگی به «نیت»ی که دارد؛ به‌قول مانویان قدیم و مزدکیان قدیم، روحش بر ستون‌های بامدادان خواهد آویخت و اگر نیت خیری داشته باشد در هر صبحدم با خورشید بر زمین نور خواهد پاشید.

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵)
انقلاب ایدئولوژیک  

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) از نظرگاهست ای مغز وجود
اختلاف مومن و گبر و یهود
در کفِ هر کس اگر شمعی بُدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
جنبش کف‌ها ز دریا روز و شب
کف همی بینی و دریا نه؟ عجب!

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۴)
انقلاب ایدئولوژیک
زیر هر سنگ قبری یک قصه خوابیده است 

گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۴)</br>انقلاب ایدئولوژیک این چهارمین قسمت از گفت و شنود با شاعر و نویسنده ارجمند آقای اسماعیل وفا یغمائی(در مورد انقلاب ایدئولوژیک) است. امیدوارم ثبت و ضبط اینگونه یادمان ها بتواند مبارزه علیه فراموشی؛ و کاربرد زبان در گره گشايی فرهنگی و سياسی را، که برآيندی از دوران روشنگری‏ است برجسته کند.

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۳)
انقلاب ایدئولوژیک  

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۳) امیدوارم ثبت و ضبط اینگونه گفت‌و‌شنود ها بتواند مبارزه علیه فراموشی؛ و کاربرد زبان در گره گشايی فرهنگی و سياسی را، که برآيندی از دوران روشنگری‏ است برجسته کند. واقعش خیلی‌ها یادمان‌هایی این چنین را که با مرور «راه» طی شده و روزگار سپری شده؛ همراه است خوش ندارند. بگذریم که ثبت و ضبط آن نیز، طعن‌ولعن و ابتلائات جورواجور به دنبال دارد و با وقت گذاری و مرارت بسیار همراه است.

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۲)
انقلاب ایدئولوژیک  

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۲) این دومین قسمت از گفت و شنود با شاعر و نویسنده ارجمند آقای اسماعیل وفا یغمائی(در مورد انقلاب ایدئولوژیک) است که امیدوارم عمرمان وفا کند و گرفتاری‌های زندگی بگذارد آن را ادامه دهیم تا حق مطلب ادا شود. قدر و منزلت این مباحث(توضیحات امثال اسماعیل) در آینده بیشتر معلوم می‌شود و به نظر من برای خود مجاهدین هم خیر است. چرا؟ چون هر چیزی را در پرتو شناختن ضد آن، یا غیر آن، یا رقیب آن است که بهتر می‌توان شناخت و شبهات حتی اگر مبنائی جز غرض و مرض هم نداشته باشد، اثر معرفت شناختی دارند...

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱)
انقلاب ایدئولوژیک 

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱) به‌قول قدما «السُلق شُلغ» سلیقه‌‌ها شلوغ (و دیدگاه‌ها متفاوت) است و باید هم، چنین باشد.

دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید
گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد 

دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید مدافعانِ وضع موجود، همچنین گروه‌هایی که ساز مخالف زده، اما سّق‌شان را با کبر و غرور برداشته‌اند تاریخ‌سازی کرده و در وقایع اتفاقیه دست می‌برند. واقعاً دست می‌برند. گسست بين نسل‌های مختلف و عدم انتقال تجربه هم به جعل تاریخ میدان می‌دهد. می‌بینیم که استبداد غالب و مغلوب، پول و فرهنگ و سياست و تاريخ را در خدمتِ توجيهِ قدرتِ خود به‌کار گرفته‌است. از همین رو، ثبت خاطرات کسانی‌که در پی آزادی و عدالت اجتماعی سر از نا کجا آباد درآوردند، اهمیت زیادی دارد.

وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است
گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا 

وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است در این گفت و شنود، تاریخچه حرفه وکالت، تحولات قوانین مربوط به وکالت، کانون وکلا و تنظیم رابطه نظامهای استبدادی شاه و شیخ با وکلای مستقل که به حق دادبان آزادی هستند، (توسط آقای محمد رضا روحانی) مورد بحث قرار می‌گیرد...

گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق
از عشقِ «میهن»، به عشقِ میهن رسیدم 

گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق عشق جستجوی نیمۀ گمشده آدمی است و من هر سال به بهانه «روز وَلـِنـْتـایـْنْ» آگاهانه پای آن را به میان کشیده‌ام و تا زنده باشم همین کار را می‌کنم، چرا که به قول مولوی از عشق زنده باید، کز مرده هیچ ناید. این بار قصه نا مکرر عشق را از زبان خانم میهن جزنی، رفیق و یار مهربان بیژن بشنویم.

گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۳)
اوضاع عوض شده، عوض شده، عوض شده... 

گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۳) توجه شما را به بخش سوم گفت و شنود با اندیشه‌ورز ارجمند آقای دکتر کریم قصیم جلب می‌کنم. با مرورگر موزیلا Mozilla Firefox (و از کامییوتر معمولی) این ویدیو قابل استفاده است. با «آی‌پاد» و Google Chrome و... تنها بخشی از ویدیو را می‌توان شنید.

پای صحبت منصوره بیات (همسر سعید شاهسوندی)
با ابزار نادرست نمی شود به جنگ نادرستی رفت 

پای صحبت منصوره بیات (همسر سعید شاهسوندی) آیا آن‌که سنگسار می‌شود حق دارد از چاله‌ای که ما او را در آن انداخته و سنگ می‌زنیم بیرون بیاید؟ دراینصورت نباید سنگها را بر زمین انداخت و به دیدار خویشتن رفت؟ چه زیبا گفت سقراط در محکمه جفاکاران: آسان‌ترین و شریف‌ترین راه، از پای درآوردن دیگران نیست؛ بلکه بهتر ساختن خویشتن است.

گفتگو با سعید شاهسوندی
صد در صد با رژیم مرز دارم 

گفتگو با سعید شاهسوندی این بحث که با پرسش از سعید شاهسوندی شروع شده یادآور روش سقراطی Socratic method است. سقراط با اختیار موضع مخاطب، از در موافقت و همراهی وارد می‌شد و با استفاده از موضع خود شخص، مدعایش را (اگر واقعی نبود) به چالش می‌گرفت و در این کار بردباری را از دست نداده، پیشداوری و بی‌مروّتی پیشه نمی‌کرد.

گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۲)
امرِ واقع‌(فاکت)، بایستی تاوانش پرداخته شود 

گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۲) برتراند راسل گفته بود: وقتی توجه شما به چیزی جلب می‌شود، تنها پرسشی که باید از خودتان بپرسید این است: واقعیت ها چیستند و بر چه حقیقتی دلالت دارند. نباید آنچه را دوست دارید حقیقت داشته باشد، یا فکر می‌کنید حقیقت بودنش برای جامعه مفید است، شما را منحرف کند...

گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم (۱)
آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت 

گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم (۱) این ویدیو، بخش نخست گفت و شنود با مترجم ارجمند کتاب «نقد و تحلیل جباریت» است. با آقای دکتر کریم قصیم، پیش‌تر در مورد مکتب فرانکفورت، ارنست بلوخ، هانا آرنت و... صحبت کرده‌، از ایشان بسیار آموخته‌ و قدردانی می‌کنم. در برابر رمالان و مرتجعین کهنه و نو که به پرت کردن حواس و کشیدن عکس مار دلخوشند، هستند کسانی‌که بذر سئوال می‌پاشند و برای من، شکری (شکرالله پاکنژاد)، آن جویبار مهربان و پرخروش را به یاد می‌آورند که بر «زخم یاد»‌ها مرهم می‌گذاشت و با پرسش‌های تازه، پاسخ‌های کهنه را به چالش می‌گرفت.

فراز و فرود علی زرکش
گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی 

فراز و فرود علی زرکش این بحث مربوط به «علی زرکش» است که «شیر آهن کوه» و «مرد عبور از دیوارهای آهنین» لقب داشت و مسعود رجوی در حکم انتصابش بـه عنوان قـائم مقام خود٬ وی را از «ارزنده‌ترین رهبران» سازمان که مدارج خطیر را طی نموده٬ توصیف نمود. علی زرکش بعداً مغضوب شد. در ویدیوی ضمیمه، اسماعیل وفا یغمایی نیز در مورد وی صحبت می‌‌‌‌کند.

واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟
گفت‌ و‌ شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد  

واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ وقتی با آقای ناصر رحمانی‌نژاد که تئاتر اجتماعی معاصر ایران با نام او عجین است، صحبت می‌کنم بی اختیار به سال ۵۴، زندان قصر و بند ۲ و ۳ برمی‌گردم! انگار دیروز بود. با محسن یلفانی و حشمت الله کامرانی که آنها نیز شکنجه شده و پاهاشون زخمی بود، آهسته آهسته در حیاط زندان قدم می‌زدند. همچنین به یاد «سرجیو سِس پِدُوس» Sergio Cespedes، نمایشنامه نویس بزرگ شیلیایی می‌افتم که با کودتای ژنرال پینوشه، به زندان افتاد و او هم در زندان با اجرای نمایش، در پی افشای استبداد بود.

گفتگو با هوشنگ عیسی بیگلو
آزادی فکر و بیان را برای کسانی که جز ما می‌اندیشند نیز قائل باشیم

گفتگو با هوشنگ عیسی بیگلو</br>آزادی فکر و بیان را برای کسانی که جز ما می‌اندیشند نیز قائل باشیم ویدیوی ضمیمه گفت و شنود کوتاهی است با آقای هوشنگ عیسا بیگلو، زندانی سیاسی زمان شاه و یکی از برجسته ترین اعضای کانون وکلای ایران. صحبت ایشان پیرامون مسأله «استعفا» است.
آزادی فکر و بیان را برای کسانی که جز ما می‌اندیشند نیز قائل باشیم. آنهایی که دیگران نامیده می‌شوند نیز محق هستند و هر جدایی و کنار رفتنی لزوماً «خسته شدن از مبارزه» نیست. «زاویه پیدا کردن» در اساس زیبا است و زاویه می‌تواند یک بشارت و گشایش جدید باشد؟

دود از کُنده بلند می‌شود
هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌

دود از کُنده بلند می‌شود </br>هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌ در این گفتگو به زندان شاه، امیر فطانت، کرامت الله دانشیان، خسرو گلسرخی و نامه های زندان... اشاره می‌شود. آقای عیسی بیگلو از سرگرد یحیایی، سروان قاسم ژیان پناه، ایرج واحدی پور، احمد پوری، یدالله بلدی، ایرج مصداقی و...هم صحبت می‌کنند. در پایان گفتگو، آقای عیسی بیگلو، پاسخ فاخری به پرسشی فاخر دادند. امّا متاسفانه در شرایط کنونی، آن بخش قابل انتشار نیست. هم‌صحبت شدن با آن «مرد آهسته» که نماد ایستادگی و فروتنی است از زیباترین لحظات زندگی من بود. براستی که دود از کُنده بلند می‌شود.

طوطی جون می خوام برات قصه بگم
عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش 

طوطی جون می خوام برات قصه بگم طوطی جون ، می خوام برات قصه بگم قصه از این دل پر غصه بگم منم مثل تو ، به دامی اسیرم... طوطی جون نمیری الهی دوباره پر بگیری الهی طوطی جون ، من تو رو آزاد می کنم دل غمگین تو رو شاد می کنم پر بزن ، برو میون جنگلا اونجا که نرسه دست آدما طوطی جون نمیری الهی دوباره پر بگیری الهی