خودای‌نامگ
Khwadāy-Nāmag
کُهَن‌ترین کتابِ تاریخ ایران

خودای‌نامگ</br>Khwadāy-Nāmag </br>کُهَن‌ترین کتابِ تاریخ ایران از دوره هخامنشیان، ثبت وقایع مهم سالیانه از رسوم دربار پادشاهان ایران بود. اشکانیان و ساسانیان نیز کتاب‌هایی در تاریخ شاهان خود داشته‌اند.
مهم‌ترین اثر تاریخی دورهٔ ساسانی که در آن نام پادشاهان ایرانی و وقایع دوران‌های مختلف(البته آمیخته با افسانه)، ضبط شده، خَودای‌نامک Khwadāy-Nāmag است که متشکل از دو واژه «خودای» xwaday به معناى شاه و «نامگ» namag به معناى کتاب می‌باشد. /br>می‌توان آن‌را کتاب شاهان یا شاهنامه نامید. در روزگار قدیم شاهنامه نام عمومی همه کتاب‌هایی است که در موضوع داستان‌های باستانی می‌نوشته یا می‌سروده‌اند.

اندرزنامه‌های کهن ایرانی
زمانه را چو نکو بنگری همه پند است 

اندرزنامه‌های کهن ایرانی من به فرهنگ ایران باستان ارج می‌نهم و یادآوری و بازخوانی آنچه را بن‌مایه هویت خویش می‌دانیم و از دیرباز در زبان و فرهنگ و آیین‌ها و اسطوره‌هایمان تداوم یافته، ضروری می‌دانم. به خاطره جمعی که بویژه از راه تاریخ حماسی و به یُمن زبان فارسی، در کنه ضمیر ما ریشه دارد، تعلق خاطر دارم، و به «ایده ایران» و استمرار تاریخی و فرهنگی آن اعتقاد دارم، اما...
اما، منظورم از برجسته‌کردن میراث مکتوب نیاکان، آریاگرایی‌ و جَدل‌های مذهبی، همچنین عرب‌ستیزی و ترک‌ستیزی، نیست.

اَوِستایِ گاهانی و غیرگاهانی
Avesta /əˈvɛstə 

اَوِستایِ گاهانی و غیرگاهانی مراد از اوستای گاهانی، اوستای کهن است که گاتاها(گاهان) را در بردارد. اوستای غیرگاهانی، اوستای مُتأّخر و مطالب درهم و برهمی است که افراد مختلف در زمان‌های مختلف به متن قدیمی افزوده‌اند. افزوده‌های پُر از خرافه که برخلاف گاتاها، هیچ ربطی به آیین زرتشت ندارد.
من به حکمت خسروانی و اندیشه ایرانشهری(آرمان‌های اجتماعی- سیاسی فرزانگان ایران باستان) تعلق خاطر دارم و نگرش آنان را در اوضاع و احوال روزگارشان به منظور طرح یک سامان اخلاقی – سیاسی و دربرگیرنده خیرهمگانی، نیک و شایسته تأمل می‌دانم، اما هدف از پرداختن به اینگونه مطالب، نگرش رمانتیک به ایران باستان نیست.

درخت آسوریگ
اگر کهن وجود نداشته باشد تازه وجود ندارد

درخت آسوریگ</br>اگر کهن وجود نداشته باشد تازه وجود ندارد پیش از هجوم اعراب به ایران زمین حدود ۱۲۵۰ سال تاریخ داشتیم، از تخت جمشید و باغ‌های پردیس و گزاره‌هایی چون پندار نیک و...که بگذریم، آثار خیلی زیادی به شکل مکتوب نداریم. البته می‌توان به افسانه آتش‌زدن همه کتابخانه‌ها بعد از حمله اعراب و فتح تیسفون، دلخوش بود و گفت بهمین دلیل، آثار مکتوب دوران پیش از اسلام از بین رفته‌است. اما این موضوع آنچنان که تبلیغ می‌شود واقعیت تاریخی ندارد.
اگر چنین بود چرا کتابی چون کلیله و دمنه باقی ماند؟ کلیله و دمنه که برزویه طبیب در زمان انوشیروان از هند به ایران آورد و به زبان پهلوی ترجمه کرد، نه تنها از بین نرفت، بعد از اسلام به عربی و فارسی هم ترجمه شد.
جدا از کلیله، مزدک و نهضت او، همچنین مانی، یا دین زرتشی و زروانیگری اخبارش به ما رسیده‌است و پاره‌ای از آثارشان هم اکنون در دست ماست.

ماتیکان یوشت فریان و صدای پای آب
Matikan-i Yosht Fryan 

ماتیکان یوشت فریان و صدای پای آب اگر حتی نام اینگونه آثار را نشنیده‌ایم تعجبی ندارد. از سرگرم‌شدن به ژورنالیسم مبتذل سیاسی که در بسیاری از مواقع از دانش سیاسی تهی‌ست، که بگذریم، این مسأله واقعی است که در پیامد هجوم اعراب به ایران زمین، بر متون پهلوی، غبار فراموشی نشست. متونی که از دیدگاه اساطیری، تـاریخ ادیـان، فرهنگ ایران باستان، و شناخت ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی گذشتگان اهمیت بسزایی داشت.
سده‌ها بعد هم که امثال محقق کرکی تشیع صفوی را حلوا حلوا کردند و مرتجعینی چون سید محمد باقر شفتی بر ذهنیت مذهبی و ذهنیت عاطفی مردم ستمدیده ایران سوار شدند...

گاتاها، «مانترا»ی تأمل‌برانگیز

گاتاها، «مانترا»ی تأمل‌برانگیز یکی از کهن‌ترین آثار مکتوب نیاکان ما، گاتاها(گات‌ها) است، هفده سروده‌‌ منسوب به زرتشت که در برگیرنده پیام و آموزش‌های اوست و برخلاف دیگر ضمیمه‌های اوستا با خرافه آلوده نشده‌است. سروده‌های گاتاها، «مانترا» توصیف شده یعنی قابل تأمل و اندیشه‌برانگیز است.
از اوستا تنها چیزی که به زرتشت و دین زرتشتی تعلق دارد همان گاتاها است.

میراث مکتوب نیاکان

میراث مکتوب نیاکان وقتی پرسش‌های خویشاوند، پاسخ‌های روشمند پیدا کند، علم جوانه می‌زند.
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
هم‌چنانک خار و گل از خاک و آب
اگرچه در بحث تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک، رویدادهای مربوط به ایران هم اشاره شد، اما به میراث مکتوب نیاکان‌مان‌ نپرداختم. از آنجا که به قول فردوسی «شکاریم یکسر همه پیش مرگ» و هیچکس نمی‌داند کی و کجا خواهد افتاد، دوست دارم قبل از آنکه آن رفیق شفیق را با تبسم در آغوش گیرم و غبار شوم، غبار از یادمان‌ گذشتگان بزدایم حتی اگر به اندازه یک پر کاه باشد.

نور، این «ذره – موج» پُر از زیبایی و راز
Measurement of the Speed of Light 

نور، این «ذره – موج» پُر از زیبایی و راز پیش از پرداختن به موضوع اصلی این بحث - نور از منظر فیزیک و اندازه‌گیری سرعت آن - و اشاره به «اوله رومر» Ole Rømer اخترشناس دانمارکی که ۳۴۰ سال پیش در چنین روزهایی نشان داد سرعت نور قابل اندازه‌گیری است،
بیاد بیاوریم هر زیبایی که به چشم ما می‌آید از پرتو نور و روشنایی است وگرنه در تاریکی، زیبایی مفهومی ندارد.
اگر نور نبود رابطه ما با جهان و هرچه در آن است قطع می‌شد. نور و رنگ را از نگارگری و معماری یا زیبایی‌های طبیعت، چون فصل بهار و برگ خزان و سپیدی برف و آسمان آبی بگیریم چه چیز می‌ماند جز سیاهی و ظلمت؟

نامهٔ تنسر به گُشْنَسپْ
Tansar's epistle to Goshnasp
تمیز حقیقت از میان برخاسته‌است 

نامهٔ تنسر به گُشْنَسپْ </br> Tansar این بحث در مورد نامه تنسر است. در روزگار ساسانیان، تنسر(بهرام خورزاد) موبد موبدان بود. وی در واکنش به انتقادات گُشْنَسپْ(شاه طبرستان) از دستگاه قدرت، نامه‌ای نوشت و او را به موافقت با اردشیر بابکان فراخواند.
نامهٔ تنسر(توسر) را «ابن مقفع» از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده‌است. متن اصلی آن (به خط پهلوی) در دسترس نیست اما ترجمه فارسی‌اش در کتاب تاریخ طبرستان اثر «ابن اسفندیار» آمده‌است. نامه تنسر یکی از ماندگارترین منابع برای شناخت اندیشه سیاسی ایران باستان جهت آگاهی از تأسیسات حکومتی عهد ساسانی است.

یادگار زریران، «بهَگَوَد گیتا»ی ایرانی
Yadegar-e Zariran 

یادگار زریران، «بهَگَوَد گیتا»ی ایرانی این بحث مربوط به «یادگار زریران»، یکی از کهن‌ترین سوگنامه‌های ایرانی و بازمانده ارزشمندی از میراث پارتی است. یک رساله حماسی – مذهبی که در اصل به زبان پهلوی اشکانی بوده ولی صورت کنونیِ آن به خط و زبان پهلوی – زبان پارسی میانه – است.
حوالی سال ۵۰۰ میلادی نوشته شده و قدیمی‌ترین داستان پهلوانی به زبان‌های ایرانی است. شامل ۱۱۴ بند (اصلی)، ۷ بند پایان‌نوشت و ۳۰۰۰ واژه پهلوی است. موضوع یادگار زریران، بیان دلاوری‌ ایرانیان و معتقدان دین نو (زرتشتی) در برابر خیونان (تورانیان) است.

شب، هاوانا می‌رقصد
به یاد فیدل کاسترو

شب، هاوانا می‌رقصد</br>به یاد فیدل کاسترو کوبا، سرزمین خوزه مارتی است. همو که در شعر ستاره و یوغ گفت:
بنگر این دو مظهر زندگانى را که چه دردناک به تو ارمغان مى دهم فرزند. بنگر و بگزین یکى یوغ است هر که آن را بپذیرد کامیاب مى گردد چونان نر گاوى رام، در خدمت خان بر بسترى از کاه گرم خواهد آرمید و یونجه فراوان خواهد یافت و دومى رمزى است که خویشتنِ من پدید آورده‌است چونان قله اى که با کوه به دنیا مى آید و آن ستاره است که نور مى افشاند و نابود مى کند و چون در دست حاملان خود بدرخشد تباهکاران مى گریزند.
آن که نور به همراه دارد همیشه تنها است.

دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند
Manuscripts Don't Burn  

دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند در آغاز گفتگو پیرامون پیش‌زمینه های جزوه سبز – قسمت چهاردهم (دوگانگی خردکننده و فرساینده بهرام آرام)، به فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند»، اشاره نمودم که داستان آن حول و حوش نیروهای امنیتی و شقاوت آنها بود و از حقوق انسانی از دست رفته‌ای حرف می‌زد که بدون آن توان رشد و پویایی از یک جامعه سلب می‌شود.
محمد رسول اف در فیلم «دست نوشته‌ها نمی‌سوزند»، که آن را پس از تجربه زندان ساخته‌است، نشان داد که یک هنرمند دردمند اگر مدتی هم از روی اضطرار و ارعاب ساکت شود عاقبت راهی برای بیان تجربه‌های زندگی و دیدگاه‌هایش پیدا می‌کند.

ما همه ابلوموف Oblomov هستیم
به یاد غلامحسین ساعدی که در غیبت خویش نیز حاضر است 

ما همه ابلوموف Oblomov هستیم اگرچه ابلوموف بیشتر هجوی بود علیه اشراف قرن نوزدهم روسیه که زندگی را با تن پروری و خمودگی می‌گذاراندند، اما به بطن این داستان که برویم می‌بینیم، دور و بر ما پُر از ابلوموف است و ما همه یه جورایی مثل او رفتار می‌کنیم و می‌شنگیم.
باری به هر جهت، رؤیاپرداز و الکی خوش. خود کاری نمی‌کنیم اما از اینکه دیگری کاری کند ناراحت می‌شویم. هنری جز تخطئه دیگران نداریم. کسان دیگه رو جلو می‌اندازیم اما خودمون استادیم در کنارکشیدن و دلمون خوشه از اینجا و از آنجا، به اصطلاح «اخبار داغ»ی را که امروز هست و فردا نیست باز تکرار کنیم.
به جای تولید اندیشه و ترویج روشنگری، پی راحت الحلقوم می‌گردیم و در جنگل مولای «نت» (اینترنت) بیشتر Fast food «فَست فود»های فیسبوکی و تویتری گاز می‌زنیم.

صفرخان، آن سرو بلند که ایستادگی برازنده‌اش بود

صفرخان، آن سرو بلند که ایستادگی برازنده‌اش بود در زمانه‌ای که عقل به تبعید رفته و ابتذال به میدان آمده‌است، در جامعه‌ فراموشکار و بیرحم ما که حتی فرزندان خویش را هم که سال‌ها رنج اسیری در زندان‌ها را تحمل کرده و جانباخته‌اند، به یاد نمی‌آورد و خالی از ذهنیت تاریخی و حافظه تاریخی است، اندوه درگذشت امثال صفرخان خیلی سنگین است.
به قول زنده یاد غنی بلوریان «مدت سی سال آزگار هیچگاه، حتی یک نفر از هموطنانش در زندان را بر وی نگشود تا با لبخندی این جان شیفته را شاد گرداند» او در زمان حیاتش هم فراموش شد.

مدیحهِ کورش، یا لعنت‌ نامه برای نَبونَئیدوس
Verse Account of King Nabonidus 

مدیحهِ کورش، یا لعنت‌ نامه برای نَبونَئیدوس من از سال ۱۹۹۶ تا کنون روی استوانه کورش، منشور نَبونیدوس(نَبونَئید) و رویدادنامه نَبونَئید و...مطالعه و مکث کرده‌ام و در رابطه با اینگونه بُنچاک‌های بجا مانده از جهان باستان، به دیرین‌کده‌های بسیار رفته‌‌ام. این مطلب، همچنین مقاله
«استوانهٔ کورش، «مانترا»ی خیال انگیز»
که اساساً به «کورش تاریخی» اشاره دارد، خیلی پیش تر نوشته شده‌است. اگرچه این دو جُستار هم مثل دیگر نوشته‌های من کژ و مژ بسیار دارد، اما روی واژه واژه‌اش وقت گذاشته و برای تدوین و تصحیح آن، شبهای بسیار تا سپیده‌دَم بیدار ماندم.

استوانهٔ کورش، «مانترا»ی خیال انگیز

استوانهٔ کورش، «مانترا»ی خیال انگیز در شاهنامه فردوسی، به نام کورش اشاره نشده‌‌است. چرا؟
شاهنامه به کنار، چرا در متون اوستایی، همچنین متون پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی، مانوی، سغدی، و دیگر متون ایرانی میانه، نامی از کورش دیده نمی‌شود؟
از اسکندر در اوستا، و در مثنوی پنج گنج نظامی، یاد شده، امّا نامی از کورش نمی‌بینیم. در تاریخ بیهقی، تاریخ یعقوبی، جهانگشای جوینی، مجمع التواریخ، و در مثنوی معنوی هم هیچ ذکری از نام و حیات کورش نیست. چرا؟

منابع واقعه کربلا و «یوم الطّف»

منابع واقعه کربلا و «یوم الطّف» این بحث به اسناد و منایع واقعه کربلا و «یوم الطّف» می‌پردازد و در پایان توضیحاتی هم در مورد عاشورا می‌دهد.
اینکه در گذشته و حال مرتجعین بر ذهنیت عاطفی و مذهبی مردم ستمدیده سوار شده، تاریخ و خرافه را بهم آلوده‌اند، موضوعی دیگر است.
این مطلب پژوهش خامی در برخی اسناد است نه توجیه شقاوت و کینه به نام دین. پنهان نمی‌کنم که در برابر باورهای جزمی، به اصالت خرد (خردگرایی) تکیه دارم و به نقد ارزشهای سنتی و آئینی معتقدم بدون آنکه آن‌ها را انکار کنم یا به سیاست ارتباط دهم.

«فارک» اسلحه را بر زمین می‌گذارد
Columbia-Farc peace deal
خون بخون شستن محال‌ است و محال 

«فارک» اسلحه را بر زمین می‌گذارد</br>Columbia-Farc peace deal جدا از شبیه سازی‌های کور که در بسیاری موارد نابجاست، آیا آنچه سرانجام فارک FARC به آن رسید(حزب سیاسی)، «آش خاله» و در تقدیر است؟ آیا «نقشه راه» فارک می‌تواند سرمشق قرار گیرد و به دُور و تسلسل خشونت در میهن ما پایان دهد؟
آیا قاتلین زندانیان سیاسی که حرث و نسل میهن ما را بر باد داده‌اند و به جنایات صورت‌گرفته افتخار می‌کنند، این ظرفیت را دارند که به این «اپیس‌منت» معقول، رو آورند؟ مدعیان صاحب اختیاری مقاومت، چطور؟

دکتر علی جوان به غُبار پیوست - او نماند اما «لیزر گازی» ماند

دکتر علی جوان به غُبار پیوست - او نماند اما «لیزر گازی» ماند دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵(۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶)، فیزیکدان ایرانی دکتر علی جوان «از مُبدعان لیزر هلیوم-نئونی که رفته‌رفته به خاستگاهی برای شبکه‌های فیبر نوری، به‌عنوان زیرساخت کنونی مخابرات و اینترنت بَدَل شد»، سر بر خاک نهاد.
او فرزند دکتر موسی جوان حقوقدان و نویسنده تبریزی بود

«مارک ریبو» نیست؛ امّا عکس‌هایش هست

«مارک ریبو» نیست؛ امّا عکس‌هایش هست «مارک ریبو» Marc Riboud یکی از آخرین بازماندگان نسل عکاسان بزرگ قرن بیستم که بعضی از عکس‌هایش جزء اسناد تاریخی محسوب می‌شوند درگذشت.
او استاد عکاسی سیاه و سفید بود و طی چندین دهه کار حرفه‌ای، به کشورهای گوناگون سفر کرد و الجزایر، نپال، ژاپن، شوروی (سابق) و ویتنام، از عدسی دوربین‌اش پنهان نماند. به مناطق دورافتاده‌ای چون بنارس(هند)، نیجر، فاس(مراکش) و شاآنچی(چین) هم سرک کشید و عکس گرفت.

فایل صوتی آیت‌الله منتظری و قهقههِ قاتلین

فایل صوتی آیت‌الله منتظری و قهقههِ قاتلین آدمی در بسیاری از مواقع؛ خودش نیست یا بهتر بگویم خودِ خودش نیست. رفتارش مهندسی‌شده و بنا بر موقعیت ‌است. خود را می‌پوشاند و در زیر نمودی که به چشم دیگران می‌آید، قاییم می‌شود. حال بگذریم که دانسته و ندانسته به نوعی در تعارض با خود هم به سر می‌بَرد. انگار هیچکس غریبه‌تر از خودِ آدمی نسبت به خودش نیست...
در سلول زندان اما؛ و بویژه وقت رحیل که «عمر سبک سایه‌ی ما بسته به آهی ست»، خودِ واقعی ما که از انظار پنهان و استتار شده بود کشف حجاب می‌کند و با هزار چشم به ما زُل می‌زند.

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست
محمود عباس؛ غزه و حماس

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست</br>محمود عباس؛ غزه و حماس آیا رشد جریاناتی چون حماس به خاطر این هم هست که نيروهای ساف زیر پوش واقع‌گرایی، به پراگماتيسم و «باری به هر جهت»، و هدف وسیله را توجیه می‌کند، روآورده و از مباحث ايدئولوژيک و انقلابی پيشين فاصله گرفته‌اند؟ آیا این امر ایجاد خلأ نکرده و نمی‌کند؟ بی خود نیست که جریانات ارتجاعی که با لائيک بودن ساف و رهبری آن مخالفند در بين توده‌های مردم کشورهای مسلمان گوش‌های شنوائی می‌يابند.
آیا در فلسطین نیز، آنها که مدعی رهبری مردم به سوی آزادی و برابری بودند، به استبداد رأی، به سرکوب منتقدین و دخیل بستن به امثال ترکی الفیصل کشيده شده‌اند؟

«تُرکی الفیصل» و پامنبری‌هایش
«السعودیه تنتقل من الدفاع إلى الهجوم»

«تُرکی الفیصل» و پامنبری‌هایش</br>«السعودیه تنتقل من الدفاع إلى الهجوم» آیا شایعه است که سال ۲۰۱۳ بندر بن سلطان(رئیس وقت سازمان اطلاعات عربستان) در نزدیکی مرز اردن با سوریه یک اتاق عملیات به وجود آورد و شماری از مخالفین رژیم ایران را هم به خدمت گرفت؟ آیا کم‌کم «معارضین ایرانی» به مدد رئیس مرکز به اصطلاح اسلامی ملک فیصل، در کشورهای منطقه دفتر باز خواهند کرد؟
گفته می‌شود ته خط حمایت جریان ترکی الفیصل؛ «ریگی سازی» و مسلح کردن اینگونه مخالفین خواهد بود! گیریم که چنین باشد و ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست جان بولتون‌ها و ترکی الفیصل‌ها را بگیرند تا تغاری بشکند و ماستی بریزد...
چه فایده... آنچه سرنوشت نهایی یک مبارزه را رقم می‌زند، نه اسلحه بلکه ایده است…

ترکی الفیصل : آقای اوباما؛ ما مفت‌خور نیستیم
'Mr. Obama, we are not 'free riders  

ترکی الفیصل : آقای اوباما؛ ما مفت‌خور نیستیم تُرکی الفیصل؛ در نامه سرگشاده‌ای به باراک اوباما، با به‌کاربردن واژه petulant (پَت چولِنت) که آزرده و بچه نُنُر هم معنا می‌دهد، وی را به باد انتقاد گرفت و به این دیدگاه که عربستان سعودی می‌خواهد از آمریکا مجانی سواری بگیرد و...پاسخ داد.
اشاره به تُرکی الفیصل و جریان واپسگرا و فاسدی که وی علمدار آن است، تأیید دیگر مرتجعین نیست و اثبات شئی، نفی ماعدا نمی‌کند.

در مورد صحبت‌های آقای پرویز معتمد
مسئول سابق تیم‌های تعقیب و مراقبت و شنود ساواک 

در مورد صحبت‌های آقای پرویز معتمد از آقای معتمد که از تیرماه ۱۳۵۴ تا اواخر دیماه ۱۳۵۷ از کلیه سوژه‌های کلیدی کمیته مشترک شنود کرده‌است، همچنین از آقایان رضا عطارپور مجرد(حسین زاده) و ناصر نوذری(رسولی) و... انتظار می‌رود داستان به رگبار بستن (بیژن جزنی، کاظم ذوالانوار، و...) را نیز - البته نه آنچنان که آقای ثابتی نقل کرده‌اند - همانگونه که واقع شده، روایت کنند. فردا یا پس‌فردا همه غبار می‌شویم...غبار...

گذشته پیش‌درآمد اکنون است
What’s past is prologue 

گذشته پیش‌درآمد اکنون است بعد از انتشار چهار تندیس یک دفتر
گفت‌‌‌وشنود با شاعر و نویسنده ارجمند؛ اسماعیل وفا یغمائی(قسمت آخر)
پرسش‌هایی - از جمله در مورد نواب صفوی؛ احمد کسروی، آیت‌الله خمینی، پانزده خرداد سال ۴۲،...و نسبتِ محمد حنیف‌نژاد با آنها - پیش آمد. از آنجا که شناخت وضع موجود از رهگذر شناخت زمان گذشته ممکن است؛ کفش و کلاه کنیم و به چهل پنجاه سال پیش برگردیم. این سفر؛ زاد و توشه زیادی نمی‌خواهد فقط نباید گِرد زمان‌پریشی و شبیه‌سازی بگردیم چون هر دو ما را در چاله چوله‌های سفسطه و مغالطه می‌اندازد.

داستان مرد حصیری
The Wicker Man

داستان مرد حصیری</br>The Wicker Man داستان «مرد حصیری» The Wicker Man که در فیلمی به همین نام به تصویر کشیده شده، بنوعی سرگذشت خود ماست.
درختی در جنگل رویید و روی آن درخت شاخه بزرگی بود و روی آن شاخه بزرگ شاخه کوچکی و روی آن شاخه کوچک لانه یک پرنده و داخل آن لانه تخمی و داخل آن تخم پرنده‌ای و از آن پرنده پَری بدست آمد و از آن پَر بستری [برای خواب] مهیا شد و در آن بستر دختری بود و «کنار» آن دختر مردی و از آن مرد نطفه‌ای پدید آمد و از آن نطفه پسری و از آن پسر مردی و از آن مرد مزاری و از آن مزار درختی روئید...

دکتر هاشم بنی‌ طُرُفی سر بر خاک نهاد

دکتر هاشم بنی‌ طُرُفی سر بر خاک نهاد زندانی دو نظام شاه و شیخ، دکتر هاشم بنی طُرُفی مترجم کتاب «حیات: طبیعت، منشاء و تکامل آن» اثر الکساندر ایوانوویچ اُپارین در تهران به میهمانی خاک رفت. آن انسان فرزانه که لحظه‌ای از اندیشیدن، نوشتن و روشنگری دست برنمی‌داشت در زمان شاه سه بار و رویهم به مدت ۱٨ سال و در جمهوری اسلامی حدود ۵ سال را در زندان سپری کرد.
گریه و خنده‌‌اش همچو شمع و سحر آمیخته با یکدیگر بود. با خنده می‌گریست و با گریه می‌خندید.

آشکارشدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم
Einstein’s ripples in spacetime, spotted for first time 

آشکارشدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم رصد کردن امواج گرانشی یادآور کار گالیله است وقتی تلسکوپ را به سوی آسمان چرخاند و دریچه‌ای نو به سوی رصد آسمان گشود. این کشف همچنین، یادآور ویلهلم رونتگن، و مسلح شدن آدمی به اشعه ایکس است که به مدد آن نادیدنی‌ها دیده شد. حالا برای اولین بار در تاریخ، جهان بوسیله امواج گرانشی با ما سخن خواهد گفت و ما صدای کیهان را می‌شنویم! البته او پیش از این هم با ما به زبان امواج گرانشی حرف می‌زد اما کر بودیم و آنرا نمی‌شنیدیم.

شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد

شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد همه «مانقورت» شده و در جلد گرگ رفته‌‌ و بی آنکه ظاهراً جبری در کار باشد تبدیل به مهره و رُبات شده‌اند.
هر دستوری برسد بی چون و چرا اجرا می‌کنند، هرچه در ذهن داشتند از یاد برده و حتی در صورت روبرو شدن با پدران و مادران خود، آنها را نمی‌شناسند و به قصد کشتن‌شان، تیر از کمان رها می‌کنند. از شکم گرگ جَسته‌اند، اما رفتار گرگانه در تمام حرکات و سکنات‌شان پیداست.

تائو ته جینگ - کتاب طریقت
Dàodéjīng 

تائو ته جینگ - کتاب طریقت انسان خوب کسی نیست جز آموزگاری برای انسان بد و انسان بد کسی نیست جز چالشی برای انسان خوب. اگر این را درک نکنیم؛ به حتم راه را گم می‌کنیم؛ اگر چه خیلی باهوش باشیم.
جهان در اتحاد اضداد به سامان است. چون که زشتی هست، زیبائی را می‎توان دید چون پلیدی وجود دارد، نیکی را می‎توان فهمید.
از هم پرُند آسان و سخت. از هم‎اند هست و نیست...

نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد

نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد چراغ عمر ما برای همیشه باقی و روشن نمی‌ماند و دیر یا زود خاموش خواهد شد. مگر اینکه زو بگیرانیم چراغ دیگری. یعنی چه؟
یعنی با این چراغ، یک چراغ دیگر را روشن کنیم. آن چراغ دیگر، چیست؟ بیان کلمه حق در برابر ستمگران است و جوانمردی و وفا.
مبارز انقلابی عباس محمد رحیمی در زمره کسانی بود که چراغی تازه روشن کردند. با افتخار برایش نماز میت می‌خوانم و ابایی هم ندارم که کژاندیشان چه قضاوتی یا چه نظری دارند.

آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute
احساسات آدمی را تنها مرگ بیدار می‌کند 

آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute نکته محوری کتاب سقوط این است که حکم صادر کردن به این راحتی نیست بویژه وقتی با نفی دیگری، می‌خواهیم خودمان را اثبات کنیم. بسیاری از ما میل داوری‌کردن اما داوری نشدن، داریم و خوب می‌دانیم اگر لحظه‌ای پیش بیاید که بخواهیم خود را قضاوت کنیم، آن مجسمه‌ای که از خود ساخته‌ایم فرو خواهد ریخت.
وای اگر اسرار نهان هر کدام ما فاش شود....

اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی
آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟ 

اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی در دهه پُرابتلای ۶۰؛ شماری از بازجویان و شکنجه‌گران، ابایی نداشتند به زندانیان سیاسی علاوه بر شلاق، اتهامات اخلاقی هم بزنند. معتقد بودند باید مخالف را با برچسب زدن و تهمت (هر اتهامی) از میدان به در بُرد.
سنت سیئه و سخیفی که در دیدگاه‌های ارتجاعی فقهای مستبد ریشه داشت که به اسم مرزبندی، بذر کینه و خشونت می‌پاشیدند.
شگفتا که اضداد آنان نیز هم‌اکنون بر همان بیراهه می‌روند و همان روضه را می‌خوانند!
امثال عمربن عاص و گوبلز باید از گور خویش برخیزند و پیش مرتجعین جدید لُنگ بیاندازند. همانها که برای رسیدن به قدرت، پست‌ترین وسایل را هم توجیه کرده و در تهمت و افترا به مخالفین خویش «اِشِل» زده‌اند!

عباس رحیمی و رنج‌هایش
چرا به جای آنکه اصلاً هیچ چیزی نباشد چیزی وجود دارد؟  

عباس رحیمی و رنج‌هایش عباس رحیمی که یک مویش به هزار آدمک زبون بی‌صفت می‌ارزد؛ هم‌اکنون در بستر بیماری، لحظات سختی را می‌گذراند...
بارانی از غم بر من می‌بارد و این زندگی که پارس می‌کند و این زمین که خار می‌خلد و این آسمان که بلا می‌ریزد مرا به ستوه می‌آورد.
چرا به جای آنکه اصلاً هیچ چیزی نباشد چیزی وجود دارد؟ چرا؟
?Why is there something rather than nothing

چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر

چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر این ویدئو شامل ۱۵ قصّه (با بیش از ۱۰۰۰ واژه گلپایگانی) است. واژه‌هایی که برای ثبت و ضبط آن بیش از دو سال وقت گذاشته‌ام. هدف این است که گویش گلپایگانی از یادها نرود.
چنانچه شما دوستی اهل گلپایگان دارید لطفاً این ویدئو را برای وی بفرستید و اگر بتوانید آن را به فایل صوتی تبدیل کنید برای هموطنانمان در ایران که نمی‌توانند یوتیوب را باز کنند شنیدنش آسان است.

اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان
Uncertainty Principle 

اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان این بحث در مورد «اصلِ عدمِ قطعیّت» Uncertainty Principle در مکانیک کوانتومی است که هایزنبرگ فیزیکدان آلمانی هوادار افلاطون، در سال ۱۹۲۷ میلادی فرمول‌بندی کرد. تلاش می‌کنم به زبان غیر ریاضی اندکی هم که شده آن را توضیح دهم. اصلِ عدمِ قطعیّت نشانگر گام نهادن آدمی بر آستانه جدیدی از آگاهی است، یکی از پایه‌های بنیادی مکانیک کوانتوم و مقوله‌ای مربوط به فیزیک است، اما کسانی بی‌آنکه آنرا دقیقاً بشناسند، برای کوبیدن مخالف و به‌کُرسی‌نشاندن حرف خویش، وقت و بیوقت به آن گریز زده و از معنی تهی می‌کنند.

پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) سر بر خاک نهاد
عشق برای هیچ کس گناه نیست 

پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) سر بر خاک نهاد پوری سلطانی، مادر کتابداری نوین ایران به میهمانی خاک رفت. وی همسر زنده یاد مرتضی کیوان یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی در دهه‌های چهل و پنجاه بود که ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد.
مرتضی کیوان همنشین برجستگان شعر و ادب آن دوره ایران و حلقه اتصال بسیاری از شاعران و نویسندگان نظیر احمد شاملو، سیاوش کسرایی، مصطفی فرزانه، هوشنگ ابتهاج، نجف دریابندری و... بوده‌است.
بیاد «مردی که شب به سلام آفتاب رفت» و زن فرهیخته‌ای که آنهمه او را دوست داشت، بخشی از نامه اول مرتضی کیوان را به همسرش بازنویسی می‌کنم.

سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش
گذشته؛ پیش‌درآمد اکنون است 

سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش در ادامه بحث تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک به وقایع قرن شانزدهم میلادی؛ اصلاحات پروتستانی، استبداد دینی در زمان «ژان کالوَن» و خروش «سباستین کاستلیو» که با ایستادگی دلیرانه در برابر مرتجعین جانب ستمدیگان را گرفت، می‌رسیدم اما فعلاً چندین سده قبل از میلاد و زمان مرگ سقراط هستم و تا آن وقت کی مُرده و کی زنده...

توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟
?Nuclear Deal, poison or sweetener 

توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟ وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم، چرا که این کار نابخردی است. در واقع، چیزهای هولناکی ممکن است درست باشند و بسیاری از چیزها که آشنا و یا ستایش شده هستند چه بسا که دروغ باشند. حقیقت به خودی خود حقیقت است نه از آن رو که مردمان بسیاری بدان باور دارند.
ابن نفیس، «شرح معنی القانون»
ایران؛ در مذاکرات هسته‌ای (رایزنی‌ها و تلاش‌های دیپلماتیک سلسله‌وار با گروه ۱+۵)، توانسته امیتازات بزرگی از آن سوی میز بگیرد. آیا ادعای فوق واقعیت دارد؟

نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین
بغداد؛ قاعة الخلد (۲۲ ژوئیه ۱۹۷۹) 

نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین ۳۱ تیر ۱۳۵۸ صدام نشست رهبران حزب بعث را برگزار کرد تا از منتقدین زهر چشم بگیرد و جای پای خود را محکم کند. دستور داد در آن نشست همه حرکات و سکنات حضّار فیلم‌برداری شود. شماری از مداحّان در آن مراسم مهندسی‌شده؛ تا توانستند های و هوی کردند و قربان صدقه رهبری رفتند. صدام در آن نشست اسامی تعدادی از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خائن به‌شمار می‌آمدند یکی یکی قرائت کرد و گفت از جای خود بلند شوند و بیرون بروند...

آبجو؛ نه، ولی آب شلغم عیبی ندارد
فاغلقوا أبواب السؤال (در های سئوال را ببندید) 

آبجو؛ نه، ولی آب شلغم عیبی ندارد این بحث اشاره کوتاهی به «توقیع اسحاق بن یعقوب» است که بارها و بارها کسانیکه بر ذهنیت عاطفی و ذهنیت مذهبی مردم ستمدیده ما سوار شده‌اند، به آن استناد کرده و ولایت فقیه را به آن ربط داده‌اند. تأمل در آن از جمله برای کسانیکه به بحث امام زمان
گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی؛ قسمت یازدهم
توجه کرده یا بدان انتقاد دارند، ضروری است.

منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا)
Magna Carta  

منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) تا امروز ۸۰۰ سال از امضای «منشور کبیر» Magna Carta (مگنا کارتا) که یکی از مهمترین اسناد بریتانیای قرون وسطی بشمار می‌رود؛ می‌گذرد. اثر این منشور بر ساختار حکومتى کشور‌های انگلیسى زبان و انعکاس آن در قوانین اساسى و بخصوص قانون اساسى آمریکا غیر قابل انکار است. نقشی که تا همین الآن در نظام‌های حقوقى و استناد قضات در صدور احکام پرونده‌های مهم داشته‌است، فقط گوشه‌ای از این اثرگذارى را نشان می‌دهد.

یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل
امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند 

 یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل در دفاعیه‌ هوشنگ ترگل، علاوه بر نام خسرو روزبه و دو شعر از سیاوش کسرایی، به دکتر ارانی، سرهنگ مبشری، کوچک شوشتری و افسران شهید توده‌ای و... اشاره شده‌ و از ماجراجویی و چپ‌روی نقد شده‌است. با نگاه امروز، چه بسا این یا آن بخش از دفاعیه‌ای که آن انسان دلیر به کمک زندانیان دیگر نوشت، جای اما و اگر داشته باشد ولی این مسأله ذره‌ای از پاکی و سلحشوری امثال وی که سودایی جز رهایی مردم و میهن خود نداشتند، نمی‌کاهد.

زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ»
Pale Blue Dot 

زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ» دوباره به این نقطه آبی کمرنگ نگاه کنید. اینجا زمین است. تمام کسانی که دوستشان داریم٬ می‌شناسیم٬ تابحال چیزی در موردشان شنیده ایم و تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی زوج های عاشق٬ تمامی آموزگاران اخلاق٬ تمامی سیاستمداران پست و پلید٬ اینجا زیسته اند در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است...

چُغُندَر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)
مذاکرات اتمی و تحریم‌های غرب 

چُغُندَر  کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است) تا صحبت به تحریم‌ها رسید دوستی که همیشه متین سخن می‌گفت؛ ناگهان از کوره در رفت و با صدای بلند گفت: تحریم‌ها خار و مادر ما را «...ئیده» است، می‌فهمی «...ئیده» است اما برای آخوندهای حکومتی و باندهای مافیایی مائده‌ای‌ست آسمانی. تو در ایران نیستی تا بدبختی‌های مردم را از نزدیک ببینی، ما از بی‌کفنی‌ست که زنده‌ایم. گفتم همه تباهی‌ها که به غرب برنمی‌گردد. گفت: البته که باعث و بانی خود حکومت است اما این واقعیت، تحریم‌ها را که جنایتی بیش نیست، توجیه نمی‌کند. تحریم‌ها نه مردم را علیه حکومت شوراند و نه وقفه ای در برنامه هسته‌ای و موشکی ایجاد نمود.

فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست
Nuclear technology 

فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست این بحث بعد از اشاره‌ای کوتاه به فن‌آوری هسته‌ای و گستره آن؛ به طرح آیزنهاور(اتم‌ برای صلح) می‌پردازد که ادعا می‌شود از همان دوران شاه، بنیانی برای برنامه هسته‌ای ایران به وجود آورد. سپس در مورد برنامه هسته‌ای که چگونه از آغاز پایه‌ریزی شد تا به این نقطه رسید، توضیحاتی می‌دهد. این مقاله را با شتاب نوشته‌ام و از اشتباهات آن پوزش می‌خواهم.

چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا
در مورد ایران 

چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا ما نمی‌توانیم روی امنیت جهان به این امید قمار کنیم که ایران تغییر کند و بهتر شود. نمی‌توانیم روی آینده خود و کودکان‌مان قمار کنیم... گفته می‌شود دانش هسته‌ای در ایران را نمی‌توان برچید و برنامه اتمی این کشور چنان پیشرفت کرده است که نهایت کاری که می‌توانیم بکنیم به تاخیر انداختن آن است اما دانش هسته‌ای بدون زیر ساخت‌های هسته‌ای به کار نمی‌آید... بدون هزاران سانتریفیوژ و تنها اورانیوم غنی شده یا تاسیسات آب سنگین، ایران نمی‌تواند بمب اتمی درست کند. برنامه اتمی ایران را می‌توان...بخصوص با توجه به فروپاشی اخیر در قیمت نفت، به عقب راند...

داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم
سخنرانی‌ مهم باراک اوباما در وست پوینت 

داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم این بحث در مورد یکی از سخنرانی‌های با اهمیت باراک اوباما در بهار سال گذشته است. با اهمیت از این نظر که اصول سیاست خارجی خود را که حاوی نکات تازه بود، تشریح کرده و نسبت به راهکار پیشین سخنان غریب می‌گوید. سخنانی که گرچه گوینده‌اش خود اوست اما درواقع یک جمعبندی است که دیگران هم در تدوین آن نقش داشته‌اند.

پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی
Fall between two stools 

پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی مشغله ذهنی بسیاری از هم‌میهنان ما اینگونه مباحث (مباحث مربوط به اپوزیسیون) نیست و آنان بویژه در داخل کشور که به هزار مصیبت دچارند؛ اصلا و ابدا گرد این قبیل موضوعات نمی‌گردند و از قضا برایشان خیلی هم دافعه دارد. آنان با قاتلین زندانیان سیاسی مرزبندی دارند اما متاسفانه از اضداد حکومت هیچ دل خوشی ندارند. می‌خواهیم باور نکنیم، نکنیم.

ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز

ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز نوروز اگرچه با شور و شادی و دید و بازدید همراه است و در آن ده‌ها سلام و صد‌ها بوسه رد و بدل می‌شود، اگرچه شکوفه‌ها می‌رقصند و پرندگان به پرواز در می‌آیند و بهار خنده می‌زند و ارغوان می‌شکفد... اما غمی زیبا و عزیز را هم با خودش می‌آورد، غمی که به خاطره‌ها و یاد‌هایمان گره خورده‌است.

ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد
Physical Constants 

ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد این بحث به ثابت‌های فیزیکی اشاره دارد و شماری از مهمترین آنها را برجسته می‌کند. ضرورت طرح اینگونه مباحث از جمله برای این است که ژورنالیسم مبتذل سیاسی (که معمولاً از دانش سیاسی تهی‌ست) و روزمَرگّی‌های این دنیای وارونه، ما را با خودش نبَرد. کمی هم به خود آییم و از خودخواهی به درآییم. واقعش دنیای ذرات پر از زیبایی و پیچیدگی است و دقت در آن می‌تواند ما را به مکث و فروتنی بکشاند.

به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است
مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو 

به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است بخش نخست این مطلب شامل توضیحات کوتاهی در مورد فناوری هسته‌ای است که با توجه به مناقشه اتمی (میان ایران و گروه پنج به علاوه یک)، آشنایی نسبی با آن ضرورت دارد. بخش دوم به واکنش آقای نتانیاهو و دوستانش (در قبال گفتگوی جاری و مسائل مربوط به ایران) اختصاص دارد.

الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو

الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو به الله قلی که فکر می‌کنم بی اختیار به سالهای دور می‌روم که انقلابیون میهن ما یک دنیا فروتنی و فرزانگی بودند و خود را نه طلبکار، بلکه خدمتگزار مردم خویش می‌پنداشتند، انسانهای شریفی که پیشه ای جز مبارزه انقلابی و ضّد بهره‌کشانه نداشتند، تابع تعادل قوای بین‌المللی یا تعادل جناحهای حاکمیت نبودند و برایشان حل مسائل انسان، بخصوص انسان معاصر و مردم دردمند استثمار شده جامعه ایران اهمیت داشت. آنان برای رسیدن به هدف گرد هر وسیله‌ای نمی‌گشتند و نیازی هم به تهمت و افترا نداشتند. اما افسوس...امروز همه چیز «دیگر» شده و چهره آبی عشق را مه گرفته است...

عهدنامه «صلح» ترکمانچای
Туркманчайский мирный договор

عهدنامه «صلح» ترکمانچای</br>Туркманчайский мирный договор با پیروزی بلشویکها گفته شد پایه‌های عهدنامه ترکمانچای سست می‌شود. اما نیروهای روسی نه تنها قفقاز را رها نکردند، به گیلان هم نظر داشتند. رشت را تخلیه کردند ولی به بهانۀ اینکه انگلیسی‌‌ها از تخلیۀ ایران خودداری می‌کنند، در بندرانزلی نیرو پیاده کرده گروهی را، دوباره در رشت مستقر نمودند. متاسفانه این مسائل واقعی است و نباید جاذبه انقلاب اکتبر (که البته نقاط بسیار مثبتی داشت) و دافعه تزارهای سرکوبگر، باعث شود تا وقایع را نه آنچنان که اتفاق افتاده، بلکه آنجور که مایلیم روی داده باشد ببینیم.

بیانِ تنّفرآمیز Hate speech
با هیستریِ ضدمذهبی دشنهِ ارتجاع غلاف نمی‌شود  

بیانِ تنّفرآمیز  Hate speech با توجه به حق کفرگویی و تمسخر آنچه «مقدّسات» پنداشته می‌شود، باید از کاریکاتوریست‌های هفته نامه شارلی دفاع کرد. بدون آنکه محتوای سخن‌شان را لزوماً در خور دفاع دانست. معتقدین به این دین و آن آیین هم حق دارند حرف خود را بزنند و باورهای خودشان را داشته باشند. ضمن اینکه محتوای آنچه آنان با پیشداوری‌های خود، «اعتقادات» می‌پندارند نیز سزاوار نقد است و لزوماً قابل احترام نیست.

«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبداد زیر پرده دین

«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبداد زیر پرده دین یکی از «آیات» عظام یمنی «شیخ حارث النظاری» با مبارک باد به ترور پاریس که بهترین هدیه به راسیستها و نئوفاشیستها بود، در پیامی با عنوان «کلمه حول الغزوه المبارکه فی باریس» به نکات مهمی اشاره نموده‌‌است. از توجیه استبداد زیر پرده دین که بگذریم، مصاحبه‌ها و پیام‌های وی همانند «محمد عدنانی» و «ابوبکر بغدادی»، نشان می‌دهد که ائمه قاتلین به لحاظ معرفت دینی هم در سطح بسیار نازلی هستند و در دنیای پیچیده و پر از توطئه امروز حرفی جز دشنه و کینه ندارند.

یادی از به آذین، آن «دُنِ آرام»
+ وصیتنامه و صدای او 

یادی از به آذین، آن «دُنِ آرام»  از هر کس و هر گروه و هر سازمان، دولتی یا جز آن، که بخواهد بر مرده‌ام دست اندازد و به دلخواه خود بَزکم کند و، به افزود و کاست، نقشی دروغین از من بر پرچم تبلیغات خود بنشاند بیزارم. من آدمی را دوست داشته‌ام و آزاد خواسته‌ام، از هر نژاد و ملت و زبانی که بوده باشد. خود نیز، در اندیشه و احساس، آزاد بوده‌ام و هستم. تنها بر آستانِ هستی سر می‌سایم. خود را و همه را در او می‌جویم. خود را و همه را به او می‌بخشم.

دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy
C/2014 Q2  

دنباله‌ دارِ لاوجوی  Comet Lovejoy ۲۶ دسامبر ۲۰۱۴ (همچنین ۹ ژانویه امسال) ستاره دنباله‌ دار لاوجوی Comet Lovejoy(سی۲۰۱۴/کیو۲) کشف حجاب کرد. آخرین باری که از بخش داخلی منظومه شمسی گذشته، ۱۱ هزار سال قبل بود که من و شما معلوم نبود کجا بودیم. شاید با گردباد به این سو و آن سو می‌رفتیم. هیزمی بودیم و در تنوری می‌سوختیم یا انگوری که سرکه و شراب می‌شد. نمی‌دانم. ولی می‌دانم که بودیم...

شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی
Yalda (Shab-e Cheleh) and Winter Solstice 

شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی این بحث در مورد شب یَلدا یا بهتر بگویم شب چلّه است. بعد از توضیحاتی در مورد آن؛ همچنین انقلاب زمستانی و چرایی پیدایش زمستان، به مراسم شب یلدا در مناطق زیر اشاره می‌کنم.
آذربایجان‌، تهران قدیم، ساوه، دلیجان، خراسان، لرستان، ایل بختیاری، ایل قشقایی، کردستان، اردبیل، کرمانشاه، ایلام، مازندران، گیلان، کرمان، سمنان، شیراز، البرز(کرج و طالقان و...)، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویر احمد، روستای وفس، اصفهان، قزوین، بروجرد، همدان، خمین، خوانسار و گلپایگان

سازمان سیا CIA و شکنجه با آب
Waterboarding 

سازمان سیا CIA و شکنجه با آب گرچه به قول «جورج اورول» به هنگام فریب عالمگیر، گفتن حقیقت کُنشی انقلابی است، اما اشاره به عملکرد سازمان سیا (در رابطه با شکنجه اضدادش) وقتی بیهوده نیست که پیش‌تر و بیش‌تر، با استبداد زیر پرده دین مرزبندی داشته باشیم. ستم حاکم بر میهنمان را برنتابیم و شجاعانه روایت کنیم حتی اگر تک و تنها بمانیم.

ایده جوچه 주체사상
راز «جوچه» اتصال به نقطه خارج از خود است 

ایده جوچه   주체사상 این بحث در مورد ایده جوچه است که نخستین بار توسط کیم ایل سونگ بنیانگذار کره شمالی تدوین شده و در آن کشور حکم آیه آسمانی دارد. وی می‌گفت عصر جدید در توسعه تاریخ بشر با ایده جوچه آغاز می‌شود. پس در جوچه ذوب بشوید و دستتان را به دست «رهبر عزیز» بدهید.

مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم»

 مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» کتابچه حاضر (پرچم) به قلم مسعود رجوی است و تا پیش از بمباران مجاهدین و حضور آمریکایی‌ها در عراق، در قرارگاه اشرف حکم «رساله عملیه» را داشته‌است. اینکه حالا چه توصیفی از آن می‌شود اهمیتی ندارد و واقعیتی را که گفتم تغییر نمی‌دهد. همچنین حاشیه نویسی‌های رژیم پسندانه بر کتابچه مزبور و انتشار بخشهایی از آن توسط اضداد مجاهدین در سالیان پیش، نمی‌تواند بر تمامی آن گرد و غبار بپاشد. این کتابچه نکات قابل تأملی دارد.

داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است
Banu Qurayza 

داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است این بحث در مورد غزوه بنی‌قُریْظه است که سال پنجم هجری (۶۲۷ پس از میلاد) اتفاق افتاده و از گذشته‌های دور تا همین الآن محل مناقشه است. پرداختن به این واقعه برای دفاع از دین و آیین خاصی نبوده و در تقابل با نقد خشونت‌گرایی و خرافه‌های مذهبی (که کاری است درست)، نیست. وقایع‌نمایی و جنبه‌های تاریخی موضوع مورد نظر من است.

در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است
چکامه اندیشیدن به اسلام 

در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است نقد مذهب و اندیشه و فرهنگ در جامعه‌ی ما بیشتر با سیاست و مبارزه سیاسی و دسته‌بندی‌ها و جداسازی‌های برآمده از آن درآمیخته شده و نتوانسته است به ژرفا و ریشه‌ها برسد و از همین روی، بجای تأثیرگذاری مثبت در جامعه و گسترش پرسشگری و اندیشه‌ورزی، بیشتر منتقد و نویسند‌گان‌اش را در سطح نگاه داشته است و دستآورد آن چیزی جز ساده‌سازی، ساده‌نگری و آسان‌پذیری نبوده است

ما برای چی زاده شدیم؟

ما برای چی زاده شدیم؟ در این بحث با اشاره به این پرسش اساسی که «ما برای چی زاده شدیم» (سئوال مهیبی که از عصر حجر تا کنون پیشاپیش فرزند انسان قد عَلم کرده است) از بروس اسپرینگستین Bruce Springsteen خواننده، نوازندهٔ گیتار و آهنگساز آمریکایی یاد می‌کنم که با ترانه «زاده شدن برای گریختن» Born to Run به نوعی سر به سر این سئوال گذاشته‌است! ما برای چی زاده شدیم؟

پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact

پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ  Molotov–Ribbentrop Pact پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ نه تنها به هیتلر در اهداف جنگی‌اش کمک زیادی کرد، به ایجاد سردرگمی و تضعیف روحیه بین کمونیست‌های پاک و صادق هم انجامید که سال‌ها به حق هیتلر را به عنوان اوّلین دشمن جنبش کارگری و تهدیدی برای صلح جهانی، محکوم کرده بودند. برای روشنفکران چپ چرخش به راست در سیاست خارجی اتحاد شوروی بسیار سخت و سنگین بود و این پرسش جدی را پیش می‌کشید که آیا واقعاً آدولف هیتلر به متحد استالین تبدیل شده است؟

کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی
The Book of Healing / Kitab al-Shifa 

کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی این بحث در مورد «کتاب الشفاء» The Book of Healing یکی از مشهورترین آثار ابن سینا Avicenna است که بسیاری از ما فقط نامش را شنیده‌ایم. هزار سال بعد از تألیف شفا می‌توان گفت بدون تحقیقات امثال بوعلی در مبحث پتانسیل، پیشرفت مکانیک و فیزیک کلاسیک و کوانتومی که متکی بر نظریه پتانسیل است، هموار نبود.

محمدی گیلانی و شُریح قاضی
مرگ همه را سر جای خودش می‌نشاند 

محمدی گیلانی و شُریح قاضی پدران و مادران مظلومی که فرزندانشان به دار شقاوت رفتند، جفا کردند یا امثال محمدی گیلانی که به اعتماد مردم، ترکشهای هولناک زدند و فتوای هولناک اسیرکشی سال ۶۷ را توجیه کردند؟ آیا او و مانند او که عقل از سر و شرم از دلشان رفته بود به بیراهه افتادند یا صدها دختر و پسر جوانی که رودرروی ازهاری و حکومت نظامی فریاد آزادی سردادند اما در دهه پرابتلای شصت با قساوت تمام تیرباران شدند؟

هجوم اعراب به ایران زمین
Arab invasion of Persia 

هجوم اعراب به ایران زمین مقاومت نیاکان ما در برابر تاخت و تاز اعراب تردید بر نمی‌دارد امّا، نارضایتی‌های عمومی از حکومت برده‌ساز ساسانی نیز واقعیت داشته است و نباید فقط یک‌سو را ببینیم.
طبری درحوادث سال ۲۴ هجری نقل می‌کند که مغیره بن شعبه به رستم فرخزاد سردار ایرانی گفت:
«برخلاف شما... از ما تازیان هیچ کس بنده دیگری نیست، از این رفتارتان (که برخی بنده و برخی آقا هستند) دانستم که کار حکومت شما ساخته‌است. کشور با چنین شیوه و آئین پایدار نمی‌ماند.»

عراق داعش زده و «أبی محمد العدنانی»
با خدا و خرافات هر جنايت و فريبی ممکن است 

عراق داعش زده و «أبی محمد العدنانی» سخنگوی رسمی داعش «أبو محمد العدنانی» یک پیام صوتی و به اصطلاح «ایدئولوژیک» داده‌است. عنوان پیام بخشی از آیه‌ ۷۹ سوره نساء است. «مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَه فَمِنَ اللّهِ» (هر آنچه از نیکی‌ها به تو می‌رسد، از سوی پروردگار است) ویدیوی ضمیمه را ببینید. صدای او (از دقیقه ۱۶ به بعد) اضافه شده و من بخش‌هایی از آن را به فارسی گفته‌ام.

عرب‌ ستیزی خود را گردن «فردوسی» نیاندازیم

عرب‌ ستیزی خود را گردن «فردوسی» نیاندازیم در تاخت و تاز و ویران‌سازی‌ کسانی که در ایران‌زمین، «تحمیل اسلام بر همه» را در دستور کار خود قرار دادند، تردیدی نیست اما برای زیر سئوال بردن حمله اعراب به ایران در عهد ساسانی، نیازی نیست تفسیرهای دلخواه خویش را به شاهنامه فردوسی بچسبانیم و به ابیات جعلی دخیل ببندیم. آویزان‌شدن به اسطوره ضحاک (آژی ده آک) که ریشه باستانی دارد و در کتب پهلوی و اوستا هم آمده و صرفاً اسم مُعرّب و جعلی آن تازی است و بعد کشف عرب‌ستیزی فردوسی و تقابل آن حکیم خردمند با اسلام، براستی مضحک است.

زد و بند «سایکس ـ پیکو»
Sykes–Picot Agreement 

زد و بند «سایکس ـ پیکو» اين بحث به موافقت‌‌نامه سايکس ـ پيکو Sykes–Picot Agreement می‌پردازد که حدود يک قرن پيش قلمرو خاورميانه بين دو کشور انگليس و فرانسه را مشخص نمود. قرار و مدار سرّی سايکس ـ پيکو در واقع ميان دولت‌های انگليس و فرانسه بود، اما روسيه تزاری نيز در جریان قرار داشت و با آن دو هم رأی شد تا پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، هر سه کشور بر منطقه، نفوذ و کنترل داشته باشند.

درگذشت مجید امین مؤید مترجم «تاریخ اجتماعی هنر»

درگذشت مجید امین مؤید مترجم «تاریخ اجتماعی هنر» مجید امین مؤید بویژه با ترجمه کتاب «تاریخ اجتماعی هنر» اثر آرنولد هاوزر ، خدمت بزرگی کرد. خودش گفته‌است ترجمه کتاب مزبور را بتدریج، ضمن نامه‌هایی که از زندان عادل آباد برای دخترم می‌نوشتم بیرون ‌می‌فرستادم. در زندان از پا نمی‌ننشست و با ترجمه آثار کسانی‌که با ستمکاران زمانه خویش درافتادند (برتولت برشت، آرتور میلر، شون اوکیسی، تنسی ویلیامز و...) به روشنگری پرداخت. او به انسان و آزادی عشق می‌ورزید و چنین کسانی حتی اگر بمیرند، نمی‌میرند.

حق فراموش‌شدن Right to be forgotten

حق فراموش‌شدن Right to be forgotten آیا حقوق فردی اشخاصی‌ که می‌خواهند فراموش شوند بر حق عموم از آگاهی‌ از گذشته این افراد مقدم است؟ هیچ بعید نیست در آینده ستمگران با سوءاستفاده از «حق فراموش‌شدن» این یا آن واقعه را در حافظه گوگل (و خاطرات منتشر شده موجود در اینترنت) با دوز و کلک دست‌کاری نموده و با حذف آن خود را پاک و مبرّا جلوه دهند

هیچکس فقط به نسل خود تعلق ندارد
یادی از مانس اشپربر Manès Sperber 

هیچکس فقط به نسل خود تعلق ندارد مانس اشپربر شهامت حق گفتن و تنهاماندن را داشت و هرگز قانع نشد که به کارگیری وسائل بد می‌تواند به هدفهای خوب بیانجامد. نمی‌توانست به اسم حقیقت دروغ بگوید. از نگاه او هر چیز که حقیقت نبود یا دست کم با جست‌و‌جوی حقیت مطابقت نداشت، پوچ و بی‌ارزش بود. معتقد بود هنگامی که تشکیلات از حالت ابزار درآمد و هدف شد و وقتی بی‌مروتی و ناراستی را توجیه کرد، وقتی انتقاد جاده یکطرفه و راهبران تافته جدا بافته شدند، غفلت و سکوت جفا است.

رقص زندگی در آب است

رقص زندگی در آب است این بحث در مورد آب، نماد پاکی و روشنی‌ست. آب اگر آب یاشد و آنرا گِل نکرده باشیم آنقدر روشن و صاف است که می‌توانیم خودمان را در آن ببینیم. هر جا اثری از آب باشد زندگی هم هست حتی اگر مریخ باشد. آب اگرچه بستر اولیه حیات است اما وقتی یک جا بماند می‌گندد. هر چیزی شر و شغب و ادا و اطوار خاص خودش را دارد. آب هم. آب اگر سر بالا برود قورباغه ابوعطا خواهد خواند و چنانچه بر سر غضب آید، با بارانهای بی‌موقع و شدید ویرانی و سیل به‌بار می‌آورد. آب در خاطره‌ها نیز جاری است، دانوب، زمزم، فرات، سیحون و جیجون، هرانگ،می‌گندد و چنانچه همیشه از یک سو برود جلبک می‌زند!

هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا

هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا این بحث در مورد «هانا آرنت» یکی از اصیل‌ترین اندیشمندان زمانه ماست. همو که می‌گفت: «آدمی هیچ‌گاه به اندازه وقتی که عملی انجام نمی‌دهد اهل عمل نیست، و هرگز به اندازه زمانی که با خویشتن به سر می‌برد از تنهایی فاصله نگرفته‌است.» از شما دعوت می‌کنم این بحث را از ویدیو بشنوید. از دقیقه ۳۸ به بعد اندیشه‌ورز ارجمند آقای دکتر کریم قصیم در مورد هانا آرنت صحبت می‌کنند.

چی میشه که بهار میشه ؟
اعتدال بهاری Equinox 

چی میشه که بهار میشه ؟ قطره بارانی که بر گل سرخ می‌لغزد، جوانه لجوجی که بر سرما غلبه می‌کند، آوندهای سرکشی که موانع را از سر راه برمی دارند، گیاه مهربانی که از دل خاک سرَک می‌کشد و به آفتاب سلام می‌کند، چشمه جوشانی که دل سنگ را می‌شکافد، همه و همه، در برابر این زندگی که پارس می‌کند و این زمین که خار می‌خلد و این آسمان که بلا می‌ریزد، فریاد بر می‌آورند: بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند... آری، بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند... اما اصلاً چی میشه که بهار میشه؟ علت وجودی فصل بهار چیست؟

مکتب فرانکفورت، مکتب اندیشمندان تیزبین
Die Frankfurter Schule 

مکتب فرانکفورت، مکتب اندیشمندان تیزبین این بحث در مورد مکتب فرانکفورت Frankfurter Schule است که بیش از هر چیز، به خاطر ارائه برنامه‌ای که «نظریهٔ انتقادی جامعه» خوانده می‌شود، شهرت یافته‌است. هدفِ نظریه انتقادی که تأثیر شگرفی بر اندیشه سیاسی و اجتماعی قرن بیستم بر جای گذاشت رها ساختن انسان از بند جریاناتی است که او را به بردهٔ خود بدل کرده ولیکن این بردگی را اطاعت آگاهانه و خودخواسته جلوه می‌دهند.

Ernst Bloch ارنست بلوخ : امید را نباید ناامید کرد

Ernst Bloch ارنست بلوخ : امید را نباید ناامید کرد همانگونه که فلسفه هگل به شرح «اُدیسه» و سفر پرماجرای روح در تاریخ و فرهنگ می‌پردازد، ارنست بلوخ جنبه‌ها و صور تجلی امید را در مسیر تاریخ ردیابی می‌کند. در نگاه بلوخ، امید پتانسیل تغییر و پدیده‌ای جاری در روزمرگی‌های ماست. گویی ذهن او در بیداری بر بال رؤیا پرواز می‌کرد. گذار معنوی به سوی اهدافی که گرچه رؤیایی‌ به نظر می‌رسند اما بالقوه موجودند و در آینده به واقعیت مبدل می‌شوند. به تعبیر خودش: Noch-Nicht-Sein ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از شما دعوت می‌کنم به سخنان آقای دکتر کریم قصیم در مورد ارنست بلوخ توجه بفرمایید. (دقیقه ۲۵ ویدیو به بعد)

عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست
«وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day 

عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست عشق دو انسان به هم، که در فرهنگ ارتجاعی از اساس، و در بینش «انقلابی» به شکلی دیگر نفرین شده، هرچند توسط دست‌های نامرئی سرمایه و بازار، و فردیت سلطه‌گر آدمی (که از آن تنها پورنوگرافی و استثمار جنسی می‌فهمد) به منجلاب کشیده شده امّا، هم واقعیت دارد و هم پاک است. هیچ منظره‌ای زیباتر از عشق ورزی عاشق و معشوق نیست، اصلا زیباتر از این و بالاتر از این محال است.

عاقبت از ما غُبار مانَد

عاقبت از ما غُبار مانَد ای آبِ زلال بعد از گذشتن از هزار رود خشک به تو رسیدم. چرا سَر از عهد بوق درآوردی؟ چرا به داغ و دَرفش کشیده شدی؟ تو با چشم‌بند و دست‌بند چه نسبتی داشتی؟ چرا خونِ آن همه جانِ شیفته را بر زمین ریختی؟ هنوز و تا همیشه خاطره‌ات زنده است. دلم می‌خواهد دوباره در آغوشت گیرم و سَر بَر شانه‌هایت بگذارم. باور ندارم جهل و تیرگی عمرِ جاودان دارد، باور ندارم اصالت با تاریکی است. درنگ کن، درنگ‌کردنی، روشن می‌گردد تاریکی

Régis Debray «رژی دبره» و اسیرکشی سال ۶۷

 Régis Debray «رژی دبره» و اسیرکشی سال ۶۷ با نوشته رژی دبره غمگین شدم چون او آدم خوبی است و آدمهای خوب نباید برای زمین‌های تشنه مثل ابر بی باران باشند. با اینحال نمی‌توانم همه گفته‌های وی را زیر سئوال ببرم. چون در کشورم حضور ندارم و آنطور که باید و شاید در افق و در متن تحولات فکری و اجتماعی مردم ایران قرار ندارم و نسبت به خیلی چیزها ذهنی هستم. به دلیل زندگی در تبعید و غربتی که باعث و بانی نخستین آن رژیم قاتلان است، بسیاری از ما با بد و خوب جامعه خودمان آشنایی کافی نداریم و دل مشغولی و دردهای گفتنی و ناگفتنی مردم ایران را به درستی نمی‌شناسیم.

سوگیری و پس‌نگری Hindsight Bias

سوگیری و پس‌نگری   Hindsight Bias این بحث در مورد «هایند‌سایت ‌بایاس» Hindsight Bias است که با مسامحه «سوگیری پس‌نگر» (تورش بازاندیشی) نامیده‌ام. به رویکرد و نگاه اُبژکتیو Objective approach نیز، که بدون آن به خیالبافی و قضاوت‌های پوچ دچار می‌شویم، اشاره شده‌است. ضرورت طرح موضوع از جمله به این خاطر است که بسیاری از ما نسبت به وقایع گذشته و آنچه در میهن ستمدیده ایران روی داده است در نوعی «هایندسایت» به سر می‌بریم و ارزیابی شتابزده می‌کنیم.

خیانت چیست و خائن کیست؟
?What Is Treason 

خیانت چیست و خائن کیست؟ این بحث در مورد خائن و خیانت است. واژه‌هایی که به وفور می‌شنویم و به‌کار می‌بریم بی آنکه بدانیم دقیقاً چی هست و چی نیست. رّد پای خائنین را در «کمدی الهی» دانته، در نمایشنامه‌های «توفان» و «ریچارد دوم» و تراژدی «شاه لیر» شکسپیر، در داستان کورواغلو و چنلی‌بل، در شاهنامه و در خیلی جاهای دیگر می‌بینیم. «آلیسون ویر» در رمان «خائن بی گناه » دسیسه‌های قلمرو سیاست را نشان داده‌‌است. بزرگ علوی هم داستانی به‌نام «خائن» دارد که به پرونده عبدالصمد کامبخش و تک‌نویسی‌های وی در مورد دکتر تقی ارانی اشاره می‌کند.

یوهانس کپلر Johannes Kepler
طرحی نو در آسمان نجوم 

یوهانس کپلر Johannes Kepler این بحث در مورد یوهانس کپلر Johannes Kepler ریاضیدان و ستاره شناس بزرگ آلمانی است. اهمیت کپلر از جمله به این خاطر است که با برهان و استدلال رودرروی آرای مسلط زمانه خودش که پشت آن امثال ارسطو و بطلمیوس بودند ایستاد و از نظرات امثال کپرنیک و «تیکو براهه» نیز عبور کرد. البته کسانی که ایده‌های نو را برنمی‌تافتند با او کنار نیآمدند. وقتی کپلر دلائل خود را برشمرد و نشان داد که سیاره‌ها در مدارهای بیضوی (بیضی‌وار) به دور خورشید می‌چرخند و خورشید تنها نیروی اداره کنندهٔ مدارهای سیارات است، انگاری کفر گفته‌است. از همه سو شماتت شد و هر کِس و ناکِسی او را متهم ‌کرد. به وی متلک می‌گفتند و مسخره‌اش می‌کردند...

عامه مردم دنباله‌رو حاکمان هستند
الناس علی دین ملوکهم  

عامه مردم دنباله‌رو حاکمان هستند اینکه عامه مردم دنباله‌رو حاکمان هستند، متاسفانه واقعیت دارد. برای مثال در دوران جاهلیت که خرافه بازی، کبر و نخوت، تعصبات قبیلگی، خون و خونریزی و فقر عنصر ذهنی بود و همین (همین ایدئولوژی)، افکار عمومی‌ جامعه را سمت و سو می‌داد، سران قبائل همه کاره بودند و همه را به دنبال خود می‌کشیدند و نظام حقوقی و، روابط و مناسبات ارتجاعی خود را حاکم می‌کردند...
الآن هم در قرن بیست و یکم، بیشتر مردم خط اصحاب قدرت (و میدیای حاکم) را دنبال و تبعیت می‌کنند...

یکبار دیگر ماندلا
هر پدیده ای را باید از جوانب مختلف بررسی کنیم. 

یکبار دیگر ماندلا وقتی دوستان دیروزش با انتقاد اصولی به وی راهشان را کج کردند، به آنان تهمت نزد و برایشان پاپوش ندوخت. به کسی مزدور و خائن نگفت و به حق کشی میدان نداد. در شرایطی که عطش انتقام جویی بیداد می‌کرد، برای متحد کردن جامعه‌ پراکنده آفریقای جنوبی و غلبه بر روح نفرت، مخالفانش را بخشید. در زمان وی بساط داغ و درفش راه نیافتاد. کسی شکنجه و تیرباران نشد. فتوای اسیرکشی نداد و سر ها بر دار ها نرفت اما...

سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا

سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا فراسوی این جایگاه پر از خشم و اشک، جز سایه های وحشت دیده نمی‌شود و تهدید و رنج سالیان مرا می‌پاید اما در من نشانی از هول و هراس نیست. از این گذرگاه تنگ و تاریک و از پیامدهای در تقدیر، واهمه‌ای ندارم. (چون) سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم

ایتوس، پاتوس، لوگوس / Ethos , Pathos , Logos

ایتوس، پاتوس، لوگوس / Ethos , Pathos , Logos لوگوس کلمه است و سایه بر سایه ملکوت می‌ساید. نباید معنی غایی نهفته در آن را ندید و هر تصمیم نابخردانه و نابجایی را توجیه نمود. تکیه بر اتوس و پاتوس و لوگوس، با دهن‌کجی به آداب و اخلاق، با سوار شدن بر ذهنیت عاطفی و مذهبی مردم و با زیرپاگذاشتن خرد و استدلال هیچ میانه ای ندارد. لوگوس بیان کلمه حق در برابر جباران است.

Exit Strategy استراتژی خروج

Exit Strategy استراتژی خروج جنبش حماس که «ازمابهتران» آنرا به حساب نمی‌آورند و مرتجعش می‌نامند عملاً به واقعیت خارج از ذهن خود بها داد و با بیان اینکه ورود نیروهای حزب الله لبنان به سوریه باعث شده تنش‌های طایفه‌ای در منطقه تشدید شود و مساله فلسطین مساله اساسی ماست ـ استراتژی خروج را برگزید و نشان داد برخلاف مدعیان انقلابیگری و نوک پیکان تکاملی، لجاجت و مقاومت را یکی نمی‌گیرد و غیر منعطف با شرایط زمان نیست.

کلاه آبی‌ها Blue Berets
United Nations peacekeeping 

کلاه آبی‌ها Blue Berets کلاه آبی‌ها که متشکل از نیروهای نظامی (سربازان، افسران پلیس) و غیر نظامی (گروه ناظر =پرسنل کشوری و لشکری) ‌است، باید در یک امنیت نسبی باشند تا بتوانند به عنوان نیروی حایل نقش بازی کنند. در غیراینصورت کاری از پیش نمی‌برند و نمی‌توانند با روش‌های مسالمت‌آمیز به خشونت‌ها و درگیری‌های ایجاد شده (در داخل یک کشور و یا میان دو کشور درگیر) خاتمه دهند.
یکی از اهداف کلاه آبی‌ها کاهش تنش در منطقه مخاصمه‌است تا مسائل اصلی که باعث جنگ و جدال شدند. در جای دیگر، از طریق دیپلماسی قابل حل شوند.

آسیمیلاسیون Assimilation
یه چیزایی هست که ما نمی‌دونیم 

آسیمیلاسیون Assimilation اینکه شخصی به هر دلیل خودش را به آقابالاسر و معبود خودش شبیه سازد و در دستگاه و گفتمان او برود و اصالت و شخصیت خودش را گم کند و اگر هم پیدا کرد از آن نفرت داشته باشد نمونه بارز آسیمیلاسیون است. مجنون همان مجنون بود. لیلی عوض شده بود. همه در جلد بازجو رفته و از جنس او شده بودند. من آنجا به وضوح آسیمیله شدن را می‌دیدم

نظریه برجسته‌سازی Agenda setting theory

نظریه  برجسته‌سازی Agenda setting theory با برجسته‌سازی، اخباری که تنها بخشی از واقعیت را دارد و نیمه پنهانش از نظرها محو شده (محو کرده‌اند)، تماماً با تفسیر به رأی، مچاله یا بهتر بگویم کلاسه شده، و ما خواننده، شنونده و بیننده آن می‌شویم و روی آن بحث می‌کنیم و در رّد و تاییدش مطلب می‌نویسیم. گویی غیر از روایت مورد اشاره، هیچ واقعه دیگری که به سرنوشت ما مربوط باشد وجود نداشته و ندارد.

سیاست‌زدگی واگیر دارد
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود 

سیاست‌زدگی واگیر دارد هر فرد، یا گروه و سازمانی در مقاطعی با گیر و پیچ روبرو می‌شود. مهم برخورد صادقانه با اشتباهات کوچک و بزرگ است. اگر چنین برخورد صاف و روشنی می‌شد قاتلین زندانیان سیاسی غلط می‌کردند زبان درازی کنند و هر منتقد دلسوزی هم وقتی می‌دید راهبران حق مقدس اشتباه را منکر نمی‌شوند، به فکر فرو رفته و حتی اگر شمر بن ذوالجوشن هم بود همدلی پیشه می‌کرد. اما... اما دیدیم که سیاست‌زدگی کار خود را کرد. هر روز یکی «مزدور» شد. دوستان و برادران دیروز به جان هم افتادند و دشمنان آزادی شاد و شنگول شدند.

متن کامل عهدنامه گلستان
Гюлистанский договор  

متن کامل عهدنامه گلستان نمونه فارسی عهدنامه گلستان بسیار حال‌گیر و توأم با ستایش‌های زشت و شرک‌آود است. «اعلیحضرت قضا قدرت رایت پادشاه جمجاه و امپراتور اکرم عالی دستگاه مالک بالاسقلال کل ممالک انمپریه اروسیه اعلیحضرت قَدر قدرت کیوان رفعت پادشاه اعظم سلیمان جاه مالک بالاستقلال ممالک شاهانه ایران به ملاحظه ی کمال مهربانی و اشفاق علیتین که درباره ی اهالی و رعایای متعلقین دارند به دفع و رفع امور عداوت و دشمنی که برعکس رأی شوکت آرای ایشان است طالب و باستقرار مراتب مصالحه ی میمونه و دوستی جواریت سابقه ی مؤکده را در بین الطرفین راغب میباشند...»

عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن «گور اوزلی»
Гюлистанский договор 

عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن «گور اوزلی» «گور اوزلی» سفیر انگلیس در ایران (که عهدنامه گلستان را نوشت) کارچاق‌کن سیاسی بود و به علت در خطر بودن منافع بریتانیا در هندوستان دستور داشت به گونه ای ایران را در برابر سلطه روسیه مصون نگه دارد تا ایران بتواند حائلی باشد بین مستعمره هندوستان و روسیه. خطر تسلط روسیه زیاد بود و گور اوزلی می‌بایست قال قضیه را بخواباند تا جلوی پیشرفت روسیه به سمت ایران گرفته شود. او دیپلماتی کارکشته بود و توانست مقدمات مصالحه بین دو کشور را فراهم کند.

جان رالز و پسِ پردهِ بی‌ خبری The veil of ignorance

جان رالز و پسِ پردهِ بی‌ خبری The veil of ignorance این بحث در مورد «حجاب جهل» یا بهتر بگویم «پس پرده بی‌ خبری» است که فیلسوف لیبرال و کانت گرا، جان رالز John Rawls که فلسفه سیاست را حیات و توان تازه‌ بخشید، برجسته کرده است... طرح اینگونه مباحث به چه درد می‌خورد؟ شاید روزنی به دنیای مدرن بگشاید، شاید کمک کند در حالیکه همه چیز جز سیاست، سیاسی است از حق را ناحق کردن و «سیاست زدگی» فاصله بگیریم و در پی سخن نو باشیم. فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر

هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה
I Am that I Am 

هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה هایله‌سلاسی گاه و بیگاه غیبش می‌زد (البته جایی نبود، همانجا در کاخ بود) از نظرها پنهان می‌گشت و شایع می‌شد با اون بالا بالاها ارتباط دارد و بر گِردَش هاله نور پدیدار می‌شود و سرفه و عطسه اش هم تبرک دارد و شگفتا که هواداران سلاسی با طیب خاطر و با شور و شوق به این «بندگی خودخواسته» ادامه داده و از آن دین و آئین هم ساختند. حالا هر کس در صف بیعت نمی‌ایستاد و دولا و راست نمی‌شد، متهمش می‌کردند بی‌دین و بی‌ایمان است و با دشمنان اتیوپی همکاری دارد.

Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه

Ad Hominem  ماه منطق در مُحاق سفسطه مغالطه توسل به اکثریت Argumentum ad populum از قدیم و ندیم رایج بوده و همه کسانیکه به خود دسته گل می‌دهند و غیر خود را سنگ و سقال و تیغ و تغال می‌پندارند، به آن آویزان شده و نسق‌گیری می‌کنند. در این حقه‌بازی، دلیل درست بودن یک گزاره این بیان می‌شود که جمع آن را درست می‌دانند. مثلا در گذشته اکثریت مردم «زمین صاف است» را گزاره‌ای درست می‌دانستند، اما این‌که اکثریت یا حتی همهٔ مردم، زمین را صاف بدانند دلیل صاف بودن زمین نخواهد بود. زمین کروی است. هر چند اکثریت به ریش امثال فیثاغورث و گالیله و لئون فوکو بخندند

یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ

یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ در زندگی ژنرال جیاپ، که فرماندهی مهم‌ترین نبردهای ویتنام و آمریکا را برعهده داشت و پیروزی‌های نظامی بسیاری را با فرماندهی خود ثبت کرد، یک نقطه باشکوه وجود دارد و آن این است: جیاپ در سال ۱۹۷۳ بعد از آنکه ارتش تحت فرماندهی‌اش در نبرد «استر» شکست خورد، به جای اینکه تقصیر را به گردن فرماندهان صحنه بیاندازد، از مقام فرماندهی کناره‌گیری کرد و گفت طرح نظامی ما غلط و ارزیابی مان از قدرت دشمن، درست نبود و من (جیاپ) از مردم ویتنام و از همه رزمندگان پوزش می‌خواهم و از فرماندهی ارتش کنار می‌روم. بر آن طرح غیرواقعی من صحه گذاشته بودم و مقصر اصلی خودم هستم.راز محبوبیت جیاپ در چنین آزمایش و نقطه عطفی است.

Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته

Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته این بحث در مورد Loaded language زبان احساس محور و احساس بنیان و احساس برانگیز است. زبان پُرطمطراق و «عبارات جهت‌دار» کسانی که با لفاظی و حراّفی و با آب و تاب دادن به زبان و بازی با کلمات، احساسات مخاطب (و نه اندیشه او را) انگولک می‌کنند. این زبان‌بازی و عبارت پردازی که گاه با شور و فتور و اشک و آه و گاه با «های و هوی» و تب و تاب، همراه می‌شود، حراف و هنرپیشه مربوطه، آسمان و ریسمان و ری و روم و بغداد را بهم می‌بافد، علاوه بر معنای ظاهری، حاوی پیام پنهانی نیز هست و فیلمی که بازی می‌شود یا فیلی که هوا می‌رود، برای القای همان پیام است.

گل همین جا است، همین جا برقص

گل همین جا است، همین جا برقص در افسانه‌های «ازوپ» Aesop آمده است که لاف‌رنان مدعى بودند در «جزیره رودُس Rhodes واقع در «دریای اژۀ» پَرشى عظیم کرده‌اند که نگو و نپرس!
گفته شد دست از لاف زدن بردارید و صحبت از برداشتن سنگهای بزرگ نکنید که سنگ بزرگ فقط برای نزدن است! نمی‌خواهد بروید آن دور دستها در شرق دریای اژه، جزیره رودس همین جا است. همین جا است که باید جهید.
Hic Rhodus, Hic Salta و به تعبیر مارکس: گل همین جا است، همین جا برقص.

پاییز خودش نوعی بهار است
به رهی دیدم برگ خزان... 

پاییز خودش نوعی بهار است پایـیـز، پایـیـز زیـبا و دل انگـیـز با سکوت و غم و سرورش و با برگ‌های پریشان و رنگینی که امروز یا فردا سر بر خاک می‌نهند، از راه رسید. پاییز اگرچه با رعد و برق و ریزش باران و قارقار کلاغها و خش‌خش برگ‌ها همراه است اما در میان این هیاهو تنهاست و پی دوست و آشنا می‌گردد.

لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum

لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum فیزیک‏دان فرانسوی لئون فوکو (فوکالت) که ۱۸ سپتامبر سال ۱۸۱۹به دنیا آمد و ۱۱ فوریه ۱۸۶۸ در پاریس درگذشت، اصل مهمی را در فیزیک بنیاد نهاد و ثابت کرد که سرعت نور در آب، کمتر از هوا است.
در زمانه او، «ذره‏ای بودن نور» برای فیزیکدانان حکم آیه داشت و فوکو می‌خواست نشان دهد که نور می‌تواند از امواج نورانیِ انرژی‏دار هم تشکیل شده‌ باشد.

کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم

کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر جهان کمون پاریس است. کمون پاریس جنبش انقلابی و دولت شورشی ای است که در بهار سال ١٨٧١ میلادی در پاریس و در متن تناقضات اجتماعی عمیق جامعه فرانسه آن‌روز شکل گرفت و بیرحمانه سرکوب شد. هزاران نفر از هواداران کمون به رگبار بسته شدند. حدود ۱۷هزارنفر کشته (و بسیاری بیشتر زخمی) را تخمین می‌زنند. در ضمن تعداد بسیار زیادی از اعضای کمون بعدها اعدام شدند یا به زندان و تبعید رفتند.

کشکول
دلم از قیل و قال گشته ملول 

کشکول کشکول جُستارهای پراکنده‌ای است که فقط بخش اندکی از آن‌را خودم نوشته‌ام. بیشتر آن از اینجا و آنجا گردآورده‌ شده‌ و بی‌هیچ نظم خاصی به دنبال هم آورده‌ام تا گم و گور نشود. در این یاداشتها نیز؛ مثل هر متن دیگری، تک تک واژه‌ها مهم نیستند، آنچه اهمیت دارد، پیام و رشته‌ای است که کلمات حول آن به یکدیگر قلاب می‌شوند.
حُسن تو دایم بدین قرار نماند مست تو جاوید در خمار نماند
ای گل خندان نوشکفته نگه دار
خاطر بلبل که نوبهار نماند
حسن دلاویز پنجه‌ایست نگارین
تا به قیامت بر او نگار نماند
عاقبت از ما غبار ماند زنهار
تا ز تو بر خاطری غبار نماند

R2P (اصل حمایت و حفاظت)

 R2P (اصل حمایت و حفاظت) آر تو پی R2P‏ «اصل حمایت و حفاظت» و تعهد به پشتیبانی است. بنا بر آر تو پی (اصل حمایت و حفاظت)، حکومت امتیاز نیست. «مسئولیت» است، مسئولیتی که رهبران نسبت به آحاد مردم باید دارا باشند. ... هر حکومتی وظیفه دارد که از مردم خود (و ساکنین کشورش) علیه «کشتار دست جمعی»، «جنایت جنگی»، «پاکسازی نژادی - قومی» و «جنایت علیه بشریت» حمایت کند. این مسئولیت مستلزم پیشگیری از این گونه جنایات از طریق ابزارهای مناسب و ضروری است. آر تو پی، چهار مورد فوق را «نقض مسوولیت حاکمیت» برشمرده که جهان باید برای توقف آن‌ها به هر شکل ممکن وارد عمل شود. بر اساس آر تو پی، اقدامات اجباری، قانونی می‌‌شود.

در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن
یادی از «تل زعتر» و «صبرا شَتیلا» 

در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن آزادیخواهان در هر کجای دنیا تا وقتی به ارزشها و اصول خودشان وفادار بمانند، چنانچه با مردم زاویه و فاصله نداشته باشند، هر ضربه ای هم که بخورند از پا نمی‌افتند. ضربات استعمار و ارتجاع، البته تاثیرات مخرب خودش را بر آن‌ها خواهد گذاشت اما نمی‌تواند بالکل، نیست و نابودشان کند.
مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ...
توصیف آنها در تورات، و توصیف آنها در انجیل همانند زراعتی است که جوانه‏های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته، تا محکم شده، و بر پای خود ایستاده است...

گذری به اسپانیا
«سانتیاگو دِ کمپوستلا» Santiago de Compostela  

گذری به اسپانیا از گذشته های دور وقتی دلم می‌گرفت به آسمان پناه نمی‌بردم که خود سرگشته و سالک راه بود. همنشین کوه و صحرا و رود می‌شدم و این برایم نوعی نیایش بود. هنوز هم زیارت سنگ و سبزه و آب، مرا به دیدار خویشتن می‌بَرد. امسال اما، حال غریبی داشتم... پیش از رمضان بارها وقت سحر زمزمه می‌کردم: بیان کلمه حق مرارت دارد. بیان کلمه حق مرارت دارد... چون فرو آیى به وادى طلب پیشت آید هر زمانى صد تعب

رؤيا خود نوعی زندگی است
ایَا سروش سحرگاهان، تو روشنی را جاری کن 

رؤيا خود نوعی زندگی است ایا سروش سحرگاهان، تو روشنی را جاری کن، تو با درختان غمخوار و مهربان می‌باش، تو رودها را جرأت ده که دل به گرمی خورشید، بسپرند. تو کوچه ها را همت ده، که از سیاهی بن‌بست بگذرند. تو قلب ها را چندان بزرگواری بخش که تا چراغ حقیقت را دوباره در شب ناباوری برافروزند. تو دست ها را آن مایه هوشیاری بخش، که دوستی را از برگ ها بیاموزند.

تجربهِ رؤیا وَش وحی
رؤیا صدایِ وجدان ما است 

تجربهِ رؤیا وَش وحی انتقاد من به آقای سروش این نبود که در سالهای اول دهه ۶۰ شلاق بدستان در زندان با تکیه بر نوشته‌های ایشان مثل «دانش و ارزش» خوره زندانیان غیر مذهبی می‌‌‌شدند. (چون شاید اطلاع نداشتند) از بگو مگوهای مربوط به انقلاب به اصطلاح فرهنگی هم عبور کرده بودم. انتقاد من در این بود و هست که ایشان برخلاف ادب و افتادگی که در نوشتارشان موج می‌زند، گه گاه فراموش می‌کنند آستانه و پیشاهنگ کردار آدمی، گفتار او است... در قضاوت نسبت به دیگران به «هفوات اللسان» و «سقطات الالفاظ» (به سقوط گفتار) دچار می‌شوند که نمونه‌اش را در قضاوت نسبت به نویسنده ارجمند «کلیدر» و... دیدیم.

Sect فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع

Sect  فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع فرقه همیشه بار منفی ندارد. در قرن نوزدهم گروههای ضد ارتجاعی که به جمود کلیسا معترض بودند نیز، فرقه نامیده می‌شدند. هواداران مارتین لوتر را هم که چندین سر و گردن از واپسگرایان به اصطلاح متدین جلوتر بودند، فرقه می‌نامیدند. به «حزب کمونیست ایران» هم که از تاریخ جنبش ملی و ضد امپریالیستی ایران معاصر جدا نیست و دکتر تقی ارانی از اعضای آن بود، فرقه می‌گفتند.«فرقه کمونیست ایران»

کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است

کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است انسان موجودی بی نهایت طلب است و این کشش که جوهر و مضمونش جز عشق نیست، در شمار زیادی از ما با نیایش بیدار می‌شود. با نیایش البته به سرانجام نمی‌رسد اما با آن می‌تواند آغاز ‌شود. منتها به یک شرط و آن اینکه از هول تنهایی و تاریکی و وحشت از آگاهی به هستی خویش، خودمان برای خودمان خدا نسازیم. در اینصورت روح این جهان بی روح است. مخلوق ذهن ما است و ما را الینه و از خودبیگانه می‌کند و چنانچه با خرافات جمع شود فاجعه می‌آفریند. خدایی که معلول ترس و نفع و جهل ما باشد خدا نیست و به قاف سگ هم نمی‌ارزد.

کمونیست‌های ایتالیا و سیستم ستم و فرمان

کمونیست‌های ایتالیا و سیستم ستم و فرمان وقتی کمونیست‌های ایتالیا از استالینیسم درآمدند با عبرت گیری از آن سرانجام تلخ، دریافتند که باید طرح نو دراندازند و راه دیگری برای موفقیت و جلب افکار عمومی ندارند. نمی‌توانند و نباید همه تقصیرات را به گردن مظروف (مردم و مبارزین از جان گذشته) بیاندازند. عیب و ایراد در خودشان (در ظرف) است.
از آن قلک سرسخت و تاریک (از محبسی که خود را در آن اسیر کرده بودند) زدند بیرون و رفتند روی تئوری‌های آنتونیو گرامشی Antonio Gramsci (از فعالان ضداستعماری و واضع نظریه و اصطلاح مشهور هژمونی)
رفتند روی تئوری های گرامشی و سیستم ائتلافات.

وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم.

وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. آندره ژید با اینکه در طرح انتقادات و اعتراض های خویش نشان داد که دشمن اتحاد شوروی نیست. اگرچه با دلسوزی و همنوایی و احترام، پاره یی از ناهنجاری ها و روشهای ناپسند را انتقاد و سرزنش کرد. اما از سوی حزب کمونسیت و کسانیکه استالین برایشان خدا بود، با جوسازیهای وحشتناکی روبرو شد و پشت سرش صفحه گذاشتند که مآمور فلان سرویس اطلاعاتی بوده و ما پیشتر می‌خواستیم افشایش کنیم و... مرتجعین حتی زیر پای «رومن رولان» هم نشستند تا علیه وی بنویسد و متاسفانه او با اینکه می‌دانست آندره ژید نویسنده دردمندی است و در آن کتاب جز واقعیت را گزارش نکرده، اما چنین کار زشتی را کرد

انسان موجودی خاطره گرا است
به یاد تقی روحانی، گوینده پیشکسوت رادیو ایران 

انسان موجودی خاطره گرا است ۱۱ مهر سال ۵۸ قرار می‌شود تقی روحانی را به زندان ایرانشهر منتقل کنند. در فرودگاه مهرآباد، چند نفر سر می‌رسند و با نشان دادن یک نامه که گویا متهم آزاد شده است، او را تحویل می‌گیرند و می‌گویند خودمان ایشان را به منزل می‌بریم. ربایندگان تقی روحانی را به بیرون شهر بردند و لت و پار کردند و نشان دادند انسان در اینگونه مواقع واقعاً گرگ انسان است.

«شریعت»، آخوندی و غیرآخوندی ندارد

«شریعت»، آخوندی و غیرآخوندی ندارد اگر شریعت را دستورالعمل‌های مذهبی که دارای بار حقوقی است، تعریف کنیم، دیگر آخوندی و غیرآخوندی ندارد. شریعت، شریعت است. توجه کنیم که شریعت بار معنایی خاص خودش را دارد و نباید به معنای لغوی آن (راهی که به شریعه، به آب می‌رسد)، دل خوش کرد.
از آنجا که تطبیق شریعت به مفهوم محدود ساختن آزادی‌ها است. طرح اینگونه مباحث بسیار ضروری است و باید به روشنی (و نه چند پهلو و گنگ) پاسخ این سئوال را بدهیم:
آیا شریعت (غیرآخوندی) منبع اساسی قوانین آینده ایران خواهد بود؟

یادی از امیلیانو ساپاتا (زاپاتا)

یادی از امیلیانو ساپاتا (زاپاتا) امیلیانو ساپاتا سالاسار Emiliano Zapata Salazar یکی از رهبران برجسته انقلاب مکزیک علیه رژیم دیکتاتوری «پورفیریو دیاس» به شمار می‌آید که در سال ۱۹۱۰ آغاز شد.>/ذق< ساپاتا تشکیل دهنده و رهبر یک نیروی مهم مردمی بود که در طول انقلاب مکزیک با نام «ارتش آزادی بخش جنوب» شناخته می‌شد. ساپاتا یکی از قهرمانان ملی مکزیک است و در ایالت «چیاپاس» روستائیان به او قسم می‌خورند.

جلیل شهناز
شهنواز تار ایران به دیار باقی شتافت

جلیل شهناز</br>شهنواز تار ایران به دیار باقی شتافت جلیل شهناز یکی از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر بود و قدرت فوق العاده ای در جواب دادن و دونوازی داشت. او در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان بود. پدرش (شعبان خان) که استاد مسلم تار بود و سه‌تار و سنتور نیز می‌نواخت، همچنین عمویش غلامرضا سارنج که کمانچه می‌نواخت الهام بخش او در کار هنری بودند. عبدالحسین شهنازی و برادرش حسین شهناز هم از جمله آموزگاران وی بودند.

جمع فروبرنده، عملاً میرا و ایستا است
Five Monkeys In A Cage 

جمع فروبرنده، عملاً میرا و ایستا است پنج میمون در قفسی بودند و در وسط قفس نردبانی قرار داشت که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود. هربار که میمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان میمون‌های دیگر را با شلنگ آب سرد خیس می‌کردند. بعد از این آب‌پاشی هر میمونی که از نردبان بالا رفت میمون‌های خیس شده او را می‌گرفتند و کتک می‌زدند و بدین ترتیب هیچ میمونی جرأت اینکه از نردبان بالا رود را نداشت، همه هم کُشته مُرده موز بودند...

وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست.

وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست. اینگونه نوشته‌ها برای کسانی است که با نوکران استعمار و ارتجاع زاویه و فاصله دارند و اگر همه جوشکاران دنیا هم جمع شوند نمی‌توانند آنان را با عمله ستم و قاتلین زندانیان سیاسی جوش دهند. برای چاپلوسان بی‌درد پر مدعا نیست که همیشه آماده دولّا و راست شدن اند و آب در آفتابه ازمابهتران می‌ریزند. برای انسانهای دردمندی است که آزاداندیشی را جوهر اخلاق می‌دانند و با تمام وجود معتقدند «آزادی انسانی را باید تا آنجا حرمت نهیم که مخالف را و حتی دشمن فکری خویش را به خاطر تقدّس آزادی، تحمل کنیم.»

مادر معینی، چاووش شادی و امید
دانی که کیست زنده؟ آنکو ز عشق زاید. 

مادر معینی، چاووش شادی و امید مادر هیبت الله معینی به میهمانی خاک رفت و من به یاد دو دوست نازنین افتادم. کی مرگ که رفیق شفیقی است و هرگاه از راه برسد قدمش مبارک باد و دیگری هیبت که همواره در خروش بود و آسایشش بی‌قرار. تکبر و تبختر نداشت، مثل درختان سرسبز و پربار افتاده و متین بود و می‌شد زیر سایه اش نشست. او و مثل او سلحشورانی را زنده می‌کردند که در جلوت نبرد و چکاکک شمشیرها پا در رکابند و از شبانگاهان تا سپیده‌دمان بر ستمگران می‌تازند و تا صبح سحر ندمد از اسب ستیز با ستم و تاریگی پیاده نمی‌شوند.

آزادی، آزادی دیگری است

آزادی، آزادی دیگری است «در زندگی حرفهایی هست برای نگفتن. حرفهایی که سر به ابتذال گفتن فرود نمی‌آورند. حرفهای بیتاب و طاقت فرسا که همچون زبانه های بیقرار آتشند و کلماتش, هر یک، انفجاری را به بند کشيده اند. کلماتی که پاره های بودن آدم اند...»

ما همه «خر ژان بوریدان» یم.
Buridan's Ass 

ما همه «خر ژان بوریدان» یم. خر ژان بوريدان Buridan's Ass مسأله معروفی است بين فلاسفه، که ارسطو، غزالی و ابو علی سينا، به آن اشاره کرده اند و آن را (به اشتباه) به «ژان بوريدان»، فيلسوف فرانسوی ِقرن چهاردهم نسبت می‌دهند. موضوع مسأله اين است که الاغی گرسنه را به فاصله مساوی از دو کپه يونجه در نظر می‌گيرند، در قرائتی ديگر الاغی را که هم گرسنه و هم تشنه است به فاصله مساوی از يونجه و سطل آبی در نظر می‌گیرند. برخی استدلال می‌کنند که الاغ مزبور به سبب ناتوانی اراده به عمل، خواهد مُرد.

قاعده طلایی Golden Rule

قاعده طلایی Golden Rule بنا بر قاعده طلایی Golden Rule که یک اصل اخلاقی است شخص باید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آن‌گونه رفتار را داشته باشند.
'Treat others how you wish to be treated'
نباید به گونه‌ای رفتار کنیم که دوست نداریم آن‌گونه با ما رفتار شود.
حکیم ابوالقاسم فردوسی این مضمون را به ضمن اشاره به آخرین رویاروییِ کیخسرو، پسر سیاوش، با افراسیاب، در شاهنامه چنین آورده‌است:
چنین گفت کیخسروِ هوشمند
که هر چیز کان نیست ما را پسند
نیاریم کس را همان بَد به روی
اگر چند باشد جگر، کینه‌جوی

شب‌پره ها می‌آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند

شب‌پره ها می‌آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند هر چیزی را در پرتو شناختن ضد آن، یا غیر آن، یا رقیب آن است که بهتر می‌توان شناخت. الزام این پذیرش، پذیرش حق مخالفی است که حتی با ما دشمنی هم می‌ورزد. ذهنیت خرد گریز و مخالف ستیز اما با این واقعیت بیگانه است و جز اینکه با نفی دیگران خود را اثبات کند، راه به جائی نمی‌برد.
به قول مولوی
پس به ضد نور دانستی تو نور
ضد، ضد را می‌نماید درصدور

در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند 

در باره نامه سرگشاده نامه سرگشاده Open letter وقتی نوشته می‌شود که نویسنده پیش‌تر، حرف‌هایش را زده اما گوش شنوایی نیافته‌است...
نامه سرگشاده اگر با پرسش‌های تازه، پاسخهای کهنه را دور بزند و آینه درد‌ها و رنج‌ها باشد و با نیت پاک و قلمی دیکته ناپذیر نوشته شود از نویسنده‌اش عبور کرده، عمر نوح می‌کند.
نامه سرگشاده (به معنی دقیق کلمه)، تنها یک نوشتار (Letter) نیست.

گوانتاناما کجاست؟ مال کیست؟

گوانتاناما کجاست؟ مال کیست؟ بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر که زندان گوانتاناما بر سر زبان ها افتاد، اسم کشور کوبا زیاد شنیده می‌شود و این سئوال پیش می‌آید که مگر گوانتاناما در کوبای فیدل کاسترو است؟ خلیج گوانتانامو Bahía de Guantánamo در ایالت گوانتانامو، واقع در آخرین قسمت جنوب شرقی کوبا قرار دارد. اگرچه یکی از پایگاهای دریایی ایالات متحده (زندان گوانتاناما) در این خلیج واقع شده، و محل کمپ بازداشت شدگان در نبردهای نظامی ای است که از افغانستان و عراق به این مکان منتقل شده اند اما ـ خلیج گوانتاناما گوشه جنوب شرقی، ته کوبا و در ۶۵ کیلومتری شهر سانتیاگو واقع شده و در اصل متعّلق به کشور کوبا، است و با مکزیک و میامی فاصله چندانی ندارد.

میراث باستانی ایران در جای جای جهان
The Heritage of Persia 

میراث باستانی ایران در جای جای جهان شمار زیادی از آثار باستانی و هنری ایران زمین و آنچه به نام «پرشین آرت» Persian art بر سر زبان‌ها است در غربت به سر می‌برد. من آنچه را خودم در موزه‌های دیگر کشور‌ها دیده‌ام و یا از آن با خبر شده‌ام اینجا می‌آورم و تا آنجا که می‌دانم این کاملترین مطلب در این مورد، تا این لحظه در وب فارسی است و من برای آن زحمت زیادی کشیده‌ام...

گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند

گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند «گروندریسه» Grundrisse نام دست نوشته‌های کارل مارکس است که پیش از کتاب کاپیتال (سال ۱۸۵۷-۵۸) نوشته و در واقع پیش نویس نقد وی بر اقتصاد سیاسی است. از گروندریسه می‌فهمیم که مارکس به هنر که از نظر وی وجه خاصی از بیان آگاهی اجتماعی است، اهمیت بسیار می‌دهد. از دید او، نویسنده هم کارگر زحمتکشی است. کارگری تولیدی که اربابان جورواجور دارد و آن‌ها باید کارش را دماغ دربیآورند تا انتشار دهند. اربابانی که به جنبه زیبایی شناسانه کار توجّه زیادی ندارند.

داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»
آیا مبارزه علیه ستمگران لزوماً حقانیت می‌آورد؟ 

داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا» نه خطابه ارتجاع در کهنگی و می‌رایی خلاصه می‌شود و نه خطابه انقلاب همیشه با پویایی و کمال همراه است. همۀ کسانی که وضع موجود را قبول ندارند و بر حفظ آن تاکید نمی‌کنند، لزوماً دموکرات نیستند. مهم این است که با چه باور‌ها و خواست‌هایی به دنبال تغییر وضع موجود هستیم. خواست تحول و تغییر در صورتی دموکراتیک است که مقصد آن نیز روشن باشد. تجربه‌های دردناک نشان داد هر نوع تغییری که با تجدد ستیزی و رهبر پرستی و ضدّیت با ارزش‌های جهان شمول (آزادی عقیده، آزادی خلاقیت که آزادی بیان پرنوی از آن است، حقوق بشر و حقوق مدنی) همراه باشد، به فاجعه می‌انجامد، هر اسمی که می‌خواهد داشته باشد.

«ژان باروا» و دویدن در پی آواز حقیقت

«ژان باروا» و دویدن در پی آواز حقیقت ژان باروا برخلاف «دیوید هیوم» فیلسوف اسکاتلندی و از پیشروان مکتب تجربه‌گرایی که هنگام مرگ بر انکار خداوند و حیات ابدی ایستاد و ناصحان را دست به سر کرد، جور دیگری رفتار می‌کند. وی در بستر مرگ خودش را به چالش گرفته و اعتقادات پیشین در او جان می‌گیرد. ژان باروا می‌گوید کر‌تر از همه کسی است که نمی‌خواهد بشنود. نمی‌توانم بیش ازاین با این نگرانی به سربرم. می‌خواهم بدانم. می‌خواهم خاطر جمع شوم. هنوز هم معتقدم که حقیقت چیز دیگری است، چیزی درکار است که ما نمی‌دانیم...

استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال انگیز

استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال انگیز نوشتن درباره کورش از جمله به خاطر فقدان منابع دقیق، و اینکه در مورد او، خوب را خوبتر یا بد را بدتر می‌بیننم، کار آسانی نیست. بخصوص که منابع ایرانی قبل از اسلام به جز چند گِل‌نوشته به خط میخی، نشانی از او نمی‌دهد. از لوحه پاسارگاد و استوانهٔ کورش و متن کتیبه داریوش در بیستون که بگذریم، در لوحی که بابلیان درباره فتح بابل نوشته اند (رویداد نامه بنبونید - کورش) و نیز در پنجاه گِل‌نوشته ای که در بابل به دست آمده و در مورد امور اداری و حکومتی است، به کورش اشاره شده است. گویا نبونید (شاه بابل) هم یک لوح بجا گذاشته که یک سال قبل از سقوطش نوشته و در آن نام کورش آمده است.

کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد

کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد اگر بخواهیم به «سنّت خط و زبان فارسی» پایبند باشیم، می‌بایست ضبط «کورش» را به کار ببریم. چرا؟ چون خط به عنوان پدیده‌ای ایستا به نوعی نظم‌دهنده‌ زبان به عنوان پدیده‌ای پویا است و از آنجا که کاربرد خط به نگارش درآوردنِ زبان است، می‌باید نام و واژه‌ای را ثبت و ضبط کند که اهل زبان، به کار برده اند. در قدیمی‌ترین متون فارسی و عربی ‌از «کورش» استفاده شده و جز نقل قولی از «حمزه اصفهانی در کتاب منسوب به وی (سنی ملوک الارض و الانبیاء = تاریخ‌ کبار الامم )، نشانی از ضبط «کوروش» در متون کهن نیست.

ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز
Al-Ghazali 

ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز نوروز اگرچه با شور و شادی و دید و بازدید همراه است و در آن ده‌ها سلام و صد‌ها بوسه رد و بدل می‌شود، اگرچه شکوفه‌ها می‌رقصند و پرندگان به پرواز در می‌آیند و بهار خنده می‌زند و ارغوان می‌شکفد... اما غمی زیبا و عزیز را هم با خودش می‌آورد، غمی که به خاطره‌ها و یاد‌هایمان گره خورده‌است.

سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات

سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات مسئولین امنیّتی که قبل و بعد از انقلاب با زندانیان سیاسی سر و کار داشتند همه نادرست و نابکار نبودند. در هردو رژیم کسانی بودند که رنج زندانی را نمی‌خواستند... البّته در میانشان آدم‌های بی مروّت و پست پیدا می‌شد امّا، همه از نوع آیشمن و خولی نبودند. بزرگنمایی و روایتهای دروغ در مورد دشمن، جفا به مردم است و صحّت رویدادهای واقعی را هم زیر سئوال می‌برَد.

یک مُشت دَری وَری On Bullshit
آستانه و پیشاهنگ کردار آدمی، گفتار اوست

یک مُشت دَری وَری On Bullshit </br>آستانه و پیشاهنگ کردار آدمی، گفتار اوست هری گوردون فرانکفورت فیلسوف معاصر آمریکایی که فلسفهٔ اخلاق و نظریهٔ کنش و خردگرایی حوزه فعالیت او است، نوشته‌‌ای دارد با عنوان «مزخرف گویی» On Bullshit
وی برای اینکه منظور خود را از مزخرف‌گویی نشان دهد آن را با دروغ‌گویی مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد مزخرف‌گویی صد پلّه بد‌تر از دروغگویی است. چرا؟ چون دروغگو حقیقت را جدّی می‌گیرد و با آن درگیر است، می‌داند حقیقت چیست و آگاهانه خلاف آن را می‌گوید. اما کسی که حرف مفت می‌زند تنها چیزی که برایش اهمیّت ندارد حقیقت است.

ما همه از دَم، «پریود» یم

ما همه از دَم، «پریود» یم ساختارشکنی اگر با انگیزه پاک و اندیشه والا همراه نباشد. راه به جایی نمی‌برد. به ویژه وقتی در زبان چون شکر فارسی زغنبوت می‌ریزیم. واقعش این است که اگر تابوشکن خود را به آب و آتش نزند و از همه چیز خود نگذرد، اهل فدا و ازخودگذشتگی نباشد، راه به جایی نمی‌برد. تابوشکنی با‌های و هوی تفاوت دارد.

هر کسی در زندگیش «او»یی دارد

هر کسی در زندگیش «او»یی دارد هر کسی در زندگیش «او»یی داشته یا دارد. آنها که جانماز آب می‌کشند هم دارند. گاه «کودک درون» آدمی «او»یش را در خاطره ها جستجو می‌کند. با «او» حرف می‌زند و چه بسا «او» را که دیگر نیست و در رؤیاها و آن دوردستهاست، می‌بوید و می‌بوسد و می‌نوازد. با او می‌خندد، اشک می‌ریزد و سر بر شانه اش می‌گذارد. گاه ما در میان جمعیم اما دلمان جای دیگر است.

خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview
بخشی از گفتگوی راسل با CBC و BBC 

خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview عشق و دانش تا بدانجا که میُسّر بود مرا به آسمان بردند و به بهشت نزدیکم کردند، ولی همیشه دل سوزاندن بدین و بدان، مرا به زمین بازگردانده و پژواک فریاد و درد، دلم را بلرزه در آورده است، کودکان قحطی‌زده، قربانیان شکنجه‌گران ستمگر، پیران بی پناه که سرباری هستند مورد نفرت فرزندان، و همه ی این جهان تنهایی و بی کسی و فقر و درد برای زندگی انسان صورتی کریه و نیشخندی بدمنظر ساخته است، آرزومندم که از شر بکاهم، ولی نمی‌توانم، و از این بسیار در رنجم.

کلام بی صدای برف Silent Snow

کلام بی صدای برف Silent Snow نمی‌توانستم خودم را از زیر یخ‌ها بیرون بیآورم. از سرما گریه می‌کردم و نمی‌دانستم چه کنم. پیرمرد مهربانی به یاری‌ام شتافت، مرا بغل کرد و به در خانه‌‌امان رساند. مادرم سراسیمه و گریان هیزم آورد و آتش روشن کرد. ابتدا می‌گریست اما، با گرم شدن من شادی به چهره‌اش بازگشت. اکنون از آن برف و آن آتش و آن پیرمرد و از مادر مهربانم، خبری نیست که نیست. همه آب شدند اما صفای آن مرد، گرمای آن آتش و مهر مادرم را هر بار که برف می‌بارد، تمام و کمال حس می‌کنم.

حق آزادی و هی‌بی‌اس کورپُس Habeas Corpus

حق آزادی و هی‌بی‌اس کورپُس Habeas Corpus از آنجا که آشنایی با Habeas Corpus (هی‌بی‌اس کورپُس) به زدودن گرد و غبار از تاریخ معاصر کمک می‌کند، و در وب فارسی هم آنچنان که باید به آن پرداخته نشده‌است، توضیحاتی در مورد آن خواهم داد.
بررسی ابعاد حقوقی آن فقط در صلاحیت حقوقدانان است و من بیشتر به جنبه های تاریخی موضوع می‌پردازم.
آشنایی با هی‌بی‌اس کورپُس برای همه ما بویژه برای زندانیان سیاسی و کسانیکه آزادی برایشان آرمان است، ضرورت دارد.

شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium

شاه و سمپوزیوم لیزر  Laser Symposium ظلمات پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و ُملا ُخورشدن آنهمه رنج و شکنج ــ فقط در گواِدُلوپ و آخرین بازی ماهرانه کارتر و فقرعنصرذهنی مردم ــ ریشه نداشت، به ستم رژیم پیشین نیز مربوط بود. پایۀ حقوقی رژیم شاه برآمده از کودتا، بر زور و از بین بردن حق حاکمیت مردم گذارده شد. اما... اما، باید در مورد شاه و پدرش راستها را هم بگوئیم...

قتلعام کاتین The Katyn massacre

قتلعام کاتین  The Katyn massacre مسؤول اول همه کژی‌ها در جنگ جهانی دوم، پدرخوانده های فاشیسم هیتلری و اربابان زر و زور است اما، نمی‌توان و نباید از مسؤولیت دولت شوروی در قتلعام کاتین گذشت و هر واقعیتی را به تبلیغات مسموم ارتجاع جهانی و ولگردان سیاست باز نسبت داد. انقلابیون شجاع و فرهیخته که آزادی برایشان آرمان است، نباید سلاّخی در کاتین را انکار و توجیه کنند

استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال انگیز(+ویدیو)

استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال انگیز(+ویدیو) جامعه ما با وجود فقر و فلاکت و بیداد دارد پوست می‌اندازد و وارد مرحله تاریخی جدیدی می‌شود. نسل پرسشگر و سخت‌گیری ظاهر شده که باورهای گذشته را کنار می‌زند و در همه زمینه‌ها در مذهب، اخلاق، ‌تاریخ، قوم‌شناسی، زبان‌شناسی... در همه چیز، از سفیدی نمک تا سیاهی زغال چون و چرا می‌کند. نسل امروز به جای تکلیف گرائی و خودسپاری کور، روی به اصطلاح بدیهّیات خط می‌کشد و با شاه کلید شک ــ شک مقدس ــ درهای بسته را می‌گشاید. اگر ما امروز از تاریخ صحبت می‌کنیم برای آن نیست که خودمان را گول بزنیم یا به دیگران فخر بفروشیم. ما تاریخ را یاد می‌گیریم که از تجربیات گذشته بهره گیریم، به آن نیاز داریم تا در مقابل کسانی که قصد تخریب و تحقیر ما را دارند ایستادگی کنیم... بیشتر ما در خانه هایمان دیوان حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام، مثنوی معنوی، شاهنامه فردوسی...همه را داریم. عکس های تخت جمشید، آرامگاه کورش، ستارخان، و نامهایی چون ارانی و مصدق و دهخدا و نیما و مصاحب و مسکوب و حنیف و پویان و طالقانی و قله دماوند...به گوش مان آشنا است، اما عبرت گرفتن از دیروز کو؟ فرهنگ کجا است؟...