پدیدارشناسی(فنومنولوژی)
Phenomenology
! Back to the Things Themselves  

پدیدارشناسی(فنومنولوژی)</br> Phenomenology

این بحث به پدیدارشناسی یا فنومنولوژی می‌پردازد، مهم‌ترین رویکرد فلسفی قرن بیستم که تفکر آینده بشری از رهگذر آن می‎گذرد. هدف پدیدارشناسی پی بردن به وجوهی از پدیدار است که به تعبیری در دام مستوری افتاده و پیدا نیست. پدیدار‌شناسی رفتن به اعماق است و سؤال بنیادین آن سؤال از معناست.

پدیدارشناسی داعش(ISIS)
شناخت هر چیز باید شناخت یک تمامیت باشد

پدیدارشناسی داعش(ISIS) </br>شناخت هر چیز باید شناخت یک تمامیت باشد

پس از پیمان وستفالی Peace of Westphalia که به جنگ‌های سی‌ساله مذهبی اروپا پایان داد، «دولت ــ ملت‌»های کنونی زاده شدند، داعش با عملکرد خویش به محصول پیمان وستفالی، یعنی موافقت‌نامه سایکس ـ پیکو، اعتراض نموده و مرز‌های بین‌المللی را بر هم زده‌است.
این بحث بعد از اشاره به عملیات فرمایشی نمایشی داعش در تهران(۱۷خرداد ۹۶)، که محصول وقایع منطقه است و طالبان نفت و دلار از مدت‌ها پیش برایش «آتش تهیه» ریخته و منتظر وقوع آن بودند، به داعش به مثابه یک پدیدار می‌پردازد.

مجتمع نظامی صنعتی و تله توسیدید
Thucydides Trap 

مجتمع نظامی صنعتی و تله توسیدید

جدا از آنچه در میهن ستمدیده و شیخ‌گزیده ما می‌گذرد که خود داستانی است پُر آب چشم، ما با دام‌های جدید و با «تله توسیدید» تازه‌ای روبرو هستیم. دامی که با آنچه در جنگ‌های پلوپونزی بین آتن و اسپارت جریان داشت یا بعدها کسینجر و برژینسکی در مورد قدرت‌گیری چین و...می‌گفتند، تفاوت اساسی دارد.
در بستری که قاتلان زندانیان سیاسی با عملکرد خویش هموار کرده‌اند، امثال مک‌مستر و تُرکی الفیصل و نتان یاهو، مدت‌هاست تله توسیدید را کار گذاشته‌اند.
من از مُفصّل این قصه مُجملی گفتم
تو خود حدیث مُفصّل بخوان از این مُجمل

حبیب‌الله آشوری و رنج‌هایش
شهر خالی‌ست ز عشاق... 

حبیب‌الله آشوری و رنج‌هایش

این بحث با اشاره به زندگی و مرک حبیب‌الله آشوری و قضاوت‌های ناحق در مورد آن انسان شریف، گزاره نادرستی را که گویا وی وابسته به گروه‌های معتقد به ترور بوده، به چالش می‌گیرد و توضیحاتی هم در مورد یکی از آثارش(کتاب توحید) می‌دهد. آن عالم شوریده از اینکه می‌دید انقلاب بزرگ ضدسلطنتی، ملاخور می‌شود، و گفتمان ارتجاع لباس اسلام و انقلاب می‌پوشد، پریشان و معترض بود. می‌گفت داریم به ناکجاآباد می‌رویم و آزادی دوباره به مسلخ خواهد رفت...

غبارزدایی از آینه‌ها
سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک

غبارزدایی از آینه‌ها</br>سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک

این بحث به سیروس نهاوندی از اعضای کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی می‌پردازد. داستان پر رمز و راز او که درآغاز شور آزادیخواهی و مردم دوستی داشت، براستی عبرت انگیز است.
متاسفانه آنچه از زبان آقای پرویز ثابتی در کتاب «در دامگه حادثه» آمده، نکته تازه‌ای ندارد. سربازجوی ساواک، محمد حسن ناصری(عضدی) هم که از ریز جریان سیروس نهاوندی باخبر بود، درگذشت و اسرار زیادی را با خود به زیر خاک برد. آقایان حسین زاده(رضا عطار پور) و رسولی(ناصر نوذری) و...نیز تاکنون در مورد سیروس نهاوندی و موارد مشابه، چیزی ننوشته‌اند.

غبازدایی از آینه‌ها
«وصیتنامه لنین»
Письмо к съезду (نامه به کنگره)  

غبازدایی از آینه‌ها</br>«وصیتنامه لنین»

من کمونیست نبوده و نیستم اما می‌دانم که سرمایه‌داری جهانی دل خوشی از سوسیالیسم و کمونیسم ندارد و حمله به استالین هم همیشه با نیت پاک دفاع از حقیقت صورت نمی‌گیرد. با درود به جانهای پاکی که در استالینگراد و در همه جبهه‌ها، رو در روی فاشیسم ایستادند، نکاتی را در مورد آنچه «وصیتنامه» لنین خوانده می‌شود، اشاره می‌کنم. البته لنین به معنی دقیق کلمه وصیتنامه نداشت.
خروشچف در گزارش محرمانه خود به کنگره بیستم اشاره نمود که لنین طی نامه‌ای به کنگره تصریح کرده‌است: «رفیق استالین پس از اشغال مقام دبیر کلی اختیارات بی‌حدی بدست آورده و من اطمینان ندارم همیشه بتواند از آن اختیارات با احتیاط لازم استفاده نماید.»

مک‌‌کین John McCain نه یک فرد بلکه نماد یک جریان است
هر چیزی چنان نیست که هر چیز دیگر بشود

مک‌‌کین John McCain نه یک فرد بلکه نماد یک جریان است</br>هر چیزی چنان نیست که هر چیز دیگر بشود

جان مک‌کین John McCain سناتور ایالت آریزونا، در آغاز، خلبان نیروی دریایی بود. وی بیست و سه مأموریت بمباران ویتنام شمالی را برعهده داشت و آخر سر هواپیمایش، بر فراز هانوی سقوط کرد و در دریاچه فرود آمد. هر دو بازو و یک پای مک‌کین هنگام خروج از هواپیما شکست و در آستانهٔ مرگ بود که ویتنامی‌ها به کمک او شتافتند.
خودش مدعی است ویتنامی‌ها زخم‌های مرا را مداوا نکردند و شکنجه‌ هم شدم. اما ویت‌کنگ‌ها وی را به دروغگویی متهم نموده، گفتند وقتی او در دریاچه افتاد در حال خفگی بود و مردم نجاتش دادند، همان مردمی که وی بارها و بارها بر سرشان بمب ریخته بود.

ساشا لورنتی، و دروغ‌های «ابو ایوانکا»
مخالفت با ستمگری و زشتی سنت دیرین نیاکان ماست 

ساشا لورنتی، و دروغ‌های «ابو ایوانکا»

بعد از آنکه ترامپ با دبدبه و کبکبه، شلیک موشک‌های کروز «تاماهاک» Tomahawk را به پایگاه شعیرات در استان حمص سوریه، سوریه ویران و داعش‌زده فرمان داد، جغدهای‌جنگ در واشنگتن و ریاض و دوحه و تل‌آویو، سر از پا نشناختند. غارتگران موزه‌های حلب و تدمر و امثال احمد الجبرا و ابوبکر بغدادی، ورجه ورجه کردند و مداحان جان مک کین و مک مستر و استیو بَنِن، شنگول و ‌کیفور شدند. آیا آدمی از محیط جانورانه «الحَقُ لِمَن غَلَبَ»(حق با زور و ستم است)، تاثیر می‌پذیرد؟ آیا بر افکار عمومی جهان دشنه و کینه سوار است؟

«طرح بزرگ» استیون هاوکینگ / خدا، وِل مُعطل است !
The Grand Design  

«طرح بزرگ» استیون هاوکینگ / خدا، وِل مُعطل است !

کاری نداریم که ما خدا را ساخته‌ایم یا خدا ما را، امّا فاتحه‌اش را خوانده باشیم نیز، حکایت همچنان باقی‌ست. آیا او «آفریده»ای بود که «آفریدگار»ش را به بند کشید و شقاوت و اسارت و ازخودبیگانگی را توجیه کرد؟
یا، آن «دوست» که نزدیکتر از من به من است، نه ایجاز استعاری برای بخش‌های عمیق و رازآلود فیزیک که هنوز نمی‌فهمیم، نه معلول ترس و جهل بشر اولیه در برابر طبیعت اسرارآمیز، نه مخلوق ذهن ساده در برابر جهان پیچیده، نه برابرنهادِ دلهره‌ی نیستی در خمیره‌ی انسان، نه روح این دنیای بی روح و ماتم‌زده، بلکه «راز رازها» و قانونمندی قانونمندی‌هاست؟ بیاد داشته باشیم که خیلی پیش از ما هم، جهانی بوده و ما در بیش از ۹۹/۹۹ درصد از عمر جهان، اصلاً وجود نداشتیم که این پرسش‌ها را بپرسیم.

آناکرونیسم Anachronism
زمان‌پریشی و نابه‌هنگامی
əˈnakrəˌnɪz(ə)m 

آناکرونیسم Anachronism</br>زمان‌پریشی و نابه‌هنگامی

این بحث به əˈnakrəˌnɪz(ə)m - Anachronism - آناکرونیسم(زمان‌پریشی و نابه‌هنگامی) می‌پردازد. داوری درباره‌ی گذشته بر پایه‌ی معیارهای نظری و اخلاقی دوران معاصر. مغالطه‌ای گاه‌نگارانه که طی آن، رویداد، گفتار یا هر چیز دیگری مطابق با ارزش‌های زمان فعلی ارزیابی می‌گردد. مقصود از مغالطه یک استدلال به ظاهر معتبر است که به منظور درست نشان دادن یک مدعای غلط یا باطل نشان دادن یک ادعای درست مطرح می شود.

آیا هوش، در حال جداشدن از شعور است؟
uncoupling of intelligence and consciousness 

آیا هوش، در حال جداشدن از شعور است؟

سرعت تغییرات جهان چنان افسارگسیخته است که به‌دشواری می‌توان تصوری از آینده داشت. صحبت از این است که خودآگاهی انسانی را می‌شود بر یک کامپیوتر سوار کرد و اینگونه می‌توان مغز آدمی را بازساخت.
گفته می‌شود بعدها شاهد ماشین‌هایی خواهیم بود که شعور و احساساتی شبیه به احساسات ما دارند. آیا هوش Intelligence و شعور Consciousness در حال جداشدن از یکدیگرند و ماهیت انسان بتدریج دگرگون خواهد شد؟

طاهر احمدزاده، او که مُصّدق برایش الگو بود

طاهر احمدزاده، او که مُصّدق برایش الگو بود

تصویر مبارز رنجدیده و روشن ضمیر طاهر احمدزاده هِرَوی در بیمارستان مرا به سالهای دور برد. به اوائل انقلاب، وقتی شنیدم استاندار خراسان با دوچرخه به محل کارش می رود.
من در خاطرات خانه زندگان از آن مصدقی والامقام یاد کرده ام. از روزی که از زندان شاه آزاد شد و به مشهد آمد و در تظاهرات مردم، مرتجعین عکس فرزندان او و صمد بهرنگی را پائین کشیدند. آنوقت در زندان وکیل آباد بودم و یادم هست زنده یاد شکری(شکرالله پاکنژاد) با خشم تمام فریاد کشید:
همین حرکت برنامه‌ریزی شده نشان می‌دهد که بهمن استبداد در راه است و ما دوباره به زندان خواهیم افتاد.

سال نو مبارک، اما...تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود

سال نو مبارک، اما...تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود

سال نو مبارک، اما در روزگاری که گرگ و روباه و موش دست به دست هم داده‌اند، این مبارکی، چگونه می‌خواهد محقق شود؟ مگر نه اینکه مبارک، باید با برکت و رشد و تعالی همراه باشد؟ به دنیای تیره و تار کنونی دقیق بنگریم، طالبان نفت و دلار بیداد می‌کنند و مرتجعین که از پستان دین شیر دنیا می‌دوشند، با عملکرد مستبدانه، دم به دم به آنان گرا می‌دهند.
دراین روزگار غریب که عقل به تبعید رفته و ابتذال به میدان آمده‌، در زمانه‌ای که آسیاب بر خون عاشقان می‌چرخد و بازار مکر و فریب گرم است، بهار هم سر به گریبان دارد. به قول شهریار در منظومه «حیدر بابا» گوئی ظلمت شب به روشنی چیره شده و چشمان گرگ در سیاهی‌ها خیره گشته‌است.

ویدا حاجبی به میهمانی خاک رفت
یاد باد آن که رُخَت شمع طرب می‌افروخت... 

ویدا حاجبی به میهمانی خاک رفت

ویدا حاجبی هم به میهمانی خاک رفت. آیا آن گل زیبا که شور و شادی می‌بخشید، برای همیشه پژمرد؟ براستی مرگ چیست؟
درون ما لانه دارد یا از بیرون می‌آید؟ نردبان است یا بام؟ آیا مرگ سایه هم دارد؟ آیا خود مرگ هم می‌میرد یا تنها چیزی که زنده می‌ماند خود اوست؟ آیا ویدا که با وجود همه دردهایش شور می‌آفرید و رُخَش شمع طرب می‌افروخت، برای همیشه پژمرد و خاک و علف شد؟

غبارزدایی از آینه‌ها - داستان کمیته مجازات

غبارزدایی از آینه‌ها  - داستان کمیته مجازات

اندیشه حاکم بر کمیته مجازات (که ده سال یعد از انقلاب مشروطیت ایران شکل گرفت)ترقی‌خواهانه نبود و روش برخوردشان با بیرون از خود، راه به آزادی نمی‌بُرد. با انتقام جویی‌های کور و انحصار طلبی و با کبر و غرور همراه بود و تاب تحمل هیچ انتقادی را نداشتند. هستند کسانیکه گردانندگان کمیته مجازات را وابسته به کانون‌های استعماری معرفی کرده و بر این نظر هستند که کارگزاران آن همه گروهی اوباش و آدمکش حرفه‌ای، بودند. من چنین دیدگاهی ندارم. گرچه با خیانت بهادرالسلطنه، اعضای کمیته مجازات گیر افتادند و از عملیات بازماندند اما تا سالیان دراز از تهور و بی باکی و بعضاً وطندوستی‌شان یاد می‌شد.

سیاست، ما را از خانه‌ی ما (تفکر) رانده‌است

سیاست، ما را از خانه‌ی ما (تفکر) رانده‌است

سیاست به عنوان یکی از مهم‌ترین و هولناک‌ترین وجه غفلت وجود ما مبدل گشته‌است. سیاست ما را از خانه ی ما (تفکر) رانده است. هم آنجا که از چیزی می‌گریزیم و هم آنجا که راغب و مفتون چیزی می‌شویم درهمه جا معیار و ملاک ما سیاست است.
ندایی درونی همواره مرا از مداخله در کارهای سیاسی منع کرده، و چون نیک می‌اندیشم می‌بینم حق به جانب او بوده است... کسی چون من که در برابرهیچ آفریده ای از بیم جان به کار خلاف عدالت تن در نمی‌دهد اگر گام درمیدان سیاست می‌نهاد بزودی هلاک می‌شد.

خط ماژینو و زیگفرید
مسأله تاریخ، تاریخ مسأله هاست 

خط ماژینو و زیگفرید

بحث تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک که به رُخدادهای پس از بیگ بنگ(مه بانگ)،اشاره داشت و به دوران کنونی می‌‌رسید، تا پایان قرن نوزدهم در سایت خودم ثبت شده‌است. فعلاً نمی‌توانم آن بحث را پی بگیرم، چون به تحقیق بیش‌تر، کند و کاو دقیق‌تر و سرزدن به موزه‌های جدید نیاز دارد و بطور خاص به مطالعات میدانی و سفر، که متاسفانه امکانش را ندارم.
در پی دیدار از موزه یادبود «خط دفاعی ماژینو»، فکر کردم به آن و «خط دفاعی زیگفرید» که بعد از جنگ جهانی دوم بر سر زبان‌ها افتاد، بپردازم.

خالی‌بندی‌هایِ «حجّت‌الاسلام» هادیِ غفاری
چه فایده دارد که آدمی جهانی را ببرد اما خود را ببازد؟ 

خالی‌بندی‌هایِ «حجّت‌الاسلام» هادیِ غفاری

ازجمله اهداف دشمنان آزادی، تاریخ سازی و وارونه نمایی است. شرح رویدادهای تاریخی، بویژه تاریخ سیاسی، در کشور ما، بیشتر اوقات در جهت کسب مشروعیت صورت می‌گیرد و وقایع نگاران، آشکارا یا پنهان، به تحریف تاریخ دست می‌زنند.
کميته مشترک ضدخرابکاری، نماد بيداد رژيم پيشین بود و در آن گُل‌های زيبايی پَرپَر شدند. اما گزارش غيرواقعی علیه آن و علیه هیچکس جوانمردانه نیست. برخی سخنان هادی غفاری در گفتگو با حسین دهباشی، غم‌انگیز، بُهت‌آور و توهین به شعور همه کسانی است که آن را می‌شنوند.

میراث مکتوب نیاکان (۱۲)
وِداها Vedas

میراث مکتوب نیاکان (۱۲) </br>وِداها Vedas

ودا، همنشین حکمت است. علم حقیقی و بصیرت درونی است. از خویشتن پا برون نهادن و به «او» که حقیقت وجود و وجود حقیقی است دست یافتن. چگونه؟ اسیر نفرین‌ها و آفرین‌ها نشدن، من دروغین را با برنایی کنارزدن و به فردیت واقعی که با منیّت و خودبینی از بنیاد متفاوت است رسیدن.
گرد و غبار و زنگ و رنگ را از خود زدودن، سرنوشت خود را به دست گرفتن و با ازخودبیگانگی، گسیختگی و بی ریشه‌گی درآویختن.

میراث مکتوب نیاکان (۱۱)
مادَیان هَزار دادِستان
Mādayān ī Hazār Dādestān

میراث مکتوب نیاکان (۱۱) </br>مادَیان هَزار دادِستان</br>Mādayān ī Hazār Dādestān

«مادَیان هَزار دادِستان» Mādayān ī Hazār Dādestān از مهم‌ترین اسناد تاریخ حقوقی ایران باستان است که بسیاری از ما حتی نام آن‌را نشنیده‌ایم. از جمله کتب غیردینی است که از زبان پهلوی ساسانی باقی مانده‌ و گوشه‌ای از بازیابی پیشینه حقوقی ایرانیان بشمار می‌رود.
این کتاب که «هزار رأی قضایی» هم نام گرفته، به پارسی میانه و خط و زبان پهلوی است و در نیمه نخست سده هفتم میلادی در دوره حکومت خسرو پرویز، در گور (فیروزآباد کنونی) نوشته شده‌است.