«یاد آن روزها بخیر» Those Were the Days

«یاد آن روزها بخیر» Those Were the Days «یاد آن روزها بخیر» Those Were the Days ترانه‌ای از مری هاپکین Mary Hopkin خوانندهٔ اهل ولز را بیاد می‌آورد که البته موسیقی آن برگرفته از یک ترانهٔ روسی با نام Дорогой длинною (دارو-گای دِلینای) به معنی «راه طولانی» ساختهٔ «بوریس فومین» Boris Fomin است که خیلی‌ها ازجمله تامارا سرتلی(۱۹۲۵) و الکساندر ورتینسکی(۱۹۲۶) و...آن را اجرا کرده‌اند.
کولی‌های روسیه نیز که هر جا می‌رفتند شور و شادی بپا می‌شد، این ترانه را خوانده‌اند. من اجرایی از آن را در مسکو، در تئاتر کولی‌ها (تئاتر رومِن) Romen Theatre دیده‌ام.

إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ...
روزی که مردم زندگی را برگزینند... 

إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ... روزی که مردم زندگی را برگزینند سرنوشت ناگزیر است که به خواسته‌هایشان گردن نهد. پس تاریکیها ناچار زدوده می‌شود و بند‌ها بی شک در هم می‌شکنند.
باد در میان دره‌ها و بر فراز کوه‌ها این سرود را بر لب داشت:
آن زمان که برای رسیدن به هدفی گام بر می‌داری و سوار بر مرکب آرزوها می‌شوی؛ از سنگلاخ بلندیها و شعله‌های آتش نهراس. اگر رویای صعود به قله‌ها نداشته باشی تا ابد بین صخره‌های کوهپایه خواهی زیست...

یکی بود یکی نبود
میلیون میلیون گل رُز
Миллион Алых Роз

یکی بود یکی نبود</br>میلیون میلیون گل رُز</br>Миллион Алых Роз عشق فداکاری یک جانبه، داوطلبانه، تمام عیار و بی‌چشمداشت است. از اجبار و استثمار فاصله دارد و به جای خودخواهی و خودبینی، همدلی و همدردی به ارمغان می‌آورد.
عشق سینه مردمان را از کینه تهی می‌کند و به محبت می‌آمیزد. آنجا که او فرمانرواست. ادب هست و بی‌ادبی نیست. مهر هست و کین نیست. عشق پاک و زیباست و عاشقی‌کردن اساساً کاری خدایی است. اما هر عشقه و کنش و واکنشی عشق نیست.

آسیاب‌های بادی ذهنِ تو
The Windmills of Your Mind 

آسیاب‌های بادی ذهنِ تو ترانه‌ زیبای «آسیاب‌های بادی ذهن تو» که فرهاد نیز خوانده‌است؛ دورانی را بیاد می‌آورد که همه چیز در سیاست – سیاستی که اخلاق را زیر پا می‌گذارَد – خلاصه نمی‌شد.
از آنجا که انسان موجودی خاطره‌گراست به مضمون آن اشاره می‌کنم؛ با این توضیح که نه به انقلاب اشاره دارد و نه از مبارزه و درافتادن با ستمگران حرف می‌زند. درون آدمی را نشانه می‌گیرد و از آنچه بیشتر ما با تنزه‌طلبی لاپوشانی می‌کنیم، پرده برمی‌دارد.

آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند
Singin' in the Rain 

آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند این مطلب به آهنگ آواز در باران Singin' in the Rain اشاره دارد که سال ۱۹۵۲«جین کلی» Gene Kelly در فیلمی به همین نام، زیر باران، اجرا نمود.
زمانی که با ورودِ صدا به سینما و سپری شدنِ دورانِ صامت، فیلم‌های موزیکال از راه رسیدند؛ آواز در باران بر سر زبان‌ها افتاد.

پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند
ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما 

پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند پیر بولز Pierre Boulez هم بر زمان گذشت و رفت. رفت و مثل آب رفته دیگر به جوی باز نمی‌گردد.
هـیچ آیـینه دگـر آهن نشد
هیچ نانی گندم خرمن نشد
هیچ انگوری دگر غوره نشد
هیچ میوه پخته با کوره نشد
همه‌ی روندهای پیرامون ما برگشت‌ناپذیر هستند. «آنتروپی» یقه پیر بولز را گرفت و او به خاک افتاد اما حتماً در آثارش حضور دارد.

ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی

ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی ادیت پیاف اصلاً قیافه نداشت امّا به محض آنکه روی صحنه می‌رفت به تمام معنا سکسی و زیبا و دلربا می‌شد. صدایش آینه‌ای از زندگی رنج بار او بود و آدمی را به دیدار خویشتن می‌بُرد.
در جنگ جهانی دوم؛ وقتی فاشیست‌ها به پاریس ریختند و زندان‌ها را از آزادیخواهان پُر کردندامکانات ویژه‌ای برای ارتباط با زندانیان فرانسوی داشت، از همین‌رو آدم‌های نُخاله و بی‌فرهنگ، به او تُهمت مزدوری زدند و شایع کردند: خیلی بی‌ مرز است و با دشمن سَر و سر دارد،امّا بعد‌ها روشن شد که در آن سال‌ها با جنبش مقاومت فرانسه همکاری داشته و بسیاری زندگی‌شان را مدیون او هستند.

فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود

فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود فرانک سیناترا Frank Sinatra موفق‌ترین خوانندۀ تک‌خوان اواسط دههٔ ۱۹۴۰ بود. از او به‌عنوان بزرگ‌ترین ترانه‌خوان پاپ سدۀ بیستم یاد کرده‌اند. صدای صاف و شخصیت جذابی داشت اما پشت سرش حرف و حدیث هم کم نبود. از جمله اینکه با عشق و مقوله خانواده بازی می‌کند. او گل بی عیب نبود اما به آنچه می‌خواند باور داشت و اصالتهایی را هم، نمایندگی می‌کرد.

کنسرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez

کنسرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez این بحث در مورد کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez یکی از زیباترین تصنیفات شناخته شده در جهان موسیقی است که به توصیف موسیقی‌شناس ارجمند میهن‌مان خانم «لیلی افشار»؛ ساز گیتار را به کمال و ابهتی جاودانه رساند. آهنگساز این اثر زیبا هنرمند نابینا «خواکین رودریگو» Joaquin Rodrigo اهل اسپانیا است. آرانخوئز با الهام از آوازهای کهن اسپانیا آفریده شده و به گوش بسیاری از ما آشناست.

کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana
غیرت روستایی 

کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana داستان «کاوالریا روستیکانا» (غیرت روستایی) که بنوعی مرا بیاد یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin اثر پوشکین و همچنین اپرای «کارمن» اثر «ژرژ بیزه» می‌اندازد، اگرچه به سیسیل ایتالیا و یکی دو قرن پیش مربوط می‌شود اما فزون‌طلبی، روح انتقام‌جویی و خُلق و خوی «خروس»ی مُستتر در آن؛ زمان و مکان نمی‌شناسد.
آیا عطش آدمی را برای عدالت و حفظ غرور؛ تنها مرگ سیراب می‌کند و مرگ به غایات آمال بدل می‌شود؟

وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود
Yesterday When I Was Young 

وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود هر بار که به یادگار زیبای مرضیه؛ همایون خرم و معینی کرمانشاهی (خاطرات عمر رفته بر نظرگاهم نشسته) گوش می‌کنم بی‌اختیار به یاد Yesterday When I Was Young می‌افتم. ترانه «آن روزها وقتی جوان بودم» که «فرهاد»(خواننده فقید گنجشکک اشی مشی) هم خوانده‌است.

گردشِ ایام
!Turn! Turn! Turn
برای هر چیز زمانی وجود دارد 

گردشِ ایام</br>!Turn! Turn! Turn بـرای‌ هـر چیـزی‌ كه‌ در زیـر آسمـان‌ انجام‌ می‌گیرد، زمان‌ معینی‌ وجود دارد: زمانی‌ برای‌ تولد، زمانی‌ برای‌ مرگ‌. زمانی‌ برای‌ كاشت‌، زمانی‌ برای‌ برداشت‌. زمانی‌ برای‌ گریستن‌، زمانی‌ برای‌ خندیدن‌. زمانی‌ برای‌ اندوه‌، زمانی‌ برای‌ رقصیدن. زمانی‌ برای‌ در آغوش‌ گرفتن‌، زمانی‌ برای‌ اجتناب‌ از درآغوش‌ گرفتن‌. زمانی‌ برای‌ سكوت‌، زمانی‌ برای‌ شکست سکوت‌. زمانی‌ برای‌ محبت‌، زمانی‌ برای‌ نفرت‌. زمانی‌ برای‌ جنگ‌ و زمانی‌ برای‌ صلح‌...

نگذارید کسی به خواب رود
!Nessun dorma
اپرای «توراندوت» Turandot (توراندخت)  

نگذارید کسی به خواب رود</br> !Nessun dorma هر بار صدای خواننده پُرآوازه اپرا لوچیانو پاواروتی را می‌شنوم بی‌اختیار به‌یاد توراندخت می‌افتم که داستان پُر رمز و رازش از گذشته‌های دور توجه مرا به خود جلب می‌نمود. چندین بار اپرای «توراندوت» Turandot (توراندخت) را دیده و شنیده‌ام. زیبایی، گیرایی و شکوه آن هر صاحبدلی را به دیدار خویشتن می‌برَد. خالق آن موسیقی‌دان نامی جاکومو پوچینی Giacomo Puccini است. اینکه وی از جمله‌ی پشتیبانان موسولینی هم بوده موضوعی دیگر است.

هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی
Nefeli's Tango) Το τανγκό της Νεφέλης)  

هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی نفلی Nefeli در باغ انگور بود که دو فرشته پارچه طلایی را که دور سرش بسته بود کش ‌رفتند، گلها هم عطر او را دزدیده و به خودشون زدند و (پرنده‌های) عشق به او خندیدند و بهش تیر انداختند. اما زئوس خدای خدایان، به داد نفلی رسید و او را تبدیل به ابر نمود تا در آسمان پراکنده شود. نفلی ابر شد. ابر شد و گریست و باران بر زمین تشنه بارید...

صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»
Breakfast at Tiffany's 

صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود» دیشب وقت سحر پرنده‌ای با آواز غریبش مرا به خود آورد و بی اختیار مرغ دلم به گذشته‌ها پر کشید؛ گذشته‌های دور وقتی گلپایگان بودم و بعد از سحر راهی صحرا می‌شدم تا برای گاومان علف بچینم. ماه دشت و دمن را روشن می‌کرد و پرندگان چون سُحوری شبهای تار آواز سر می‌دادند. آن موسیقی دل‌انگیز هنوز در گوشم زنگ می‌زند و از خود بی خودم می‌کند. از خود بیخود شدن همیشه الیناسیون (ازخودبیگانگی) نیست.

چه بر سر گل ها آمده‌است؟
?Where Have All the Flowers Gone 

چه بر سر گل ها آمده‌است؟ پیت سیگر Pete Seeger خواننده و ترانه سرای آمریکایی ترانه زیبا و قابل تأملی دارد که به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و علاوه بر خود وی، خوانندگان بزرگی آنرا اجرا کرده‌اند. من در یکی از ویدئوهای خودم (در قسمت هفتم گفت و شنود با شاعر و نویسنده ارجمند اسماعیل وفا یغمایی) بخشی از آن را گذاشته‌ام. نام ترانه این است: چه بر سر گل ها آمده است؟
?Where Have All the Flowers Gone

زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra

زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra شهر باستانی Palmyra پالمیرا (تدمر) که در طول تاریخ رنگ و وارنگ بسیار دیده‌است اینک گرفتار داعش سازان و داعشیان شده‌است. گویی بازی سیاست بین المللی دارد به گونه‌ای به قواعد قرن نوزدهم رجعت می‌کند. جدا از دسیسه‌های طالبان نفت و دلار، عملکرد دولت مستبد اسد و نیروهای مرتجع به اصطلاح اپوزیسیون نیز (هر دو)، در ایجاد این شرایط که آبستن بلاست، نقش داشته‌اند.

بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف
Борис Александрович Александров  

بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف سرود زحمتکشان (فاتحان تاریخ) که مهم‌ترین عنصر آن (شعر)، کار اسماعیل وفا یغمائی است و سال ۱۳۵۹ توسط کامبیز روشن روان و فریدون ناصری تنظیم شد و ارکستر سمفونیک تهران اجرا نمود، (به جز مقدمه آن)، از آهنگ راه پیمایی سربازان Шли солдаты [شیلی سالداته] اثر بوریس الکساندروف اقتباس شده‌است.

اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز»
Room without a roof 

اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» این مطلب به آهنگ Happy اشاره دارد که توسط خواننده آمریکایی فارل ویلیامز Pharrell Williams اجرا شده و سر و صدای بسیار بپا کرده‌‌است. این همان آهنگی است که به خاطر اجرایش عده ای در ایران بازداشت شدند.

بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس
The Second Coming 

بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس اعلی مردمان بین که عاری‌اند از هر باوری و سفلگان نگر که راسخ‌اند در اشتیاق‌شان. (در این اوضاع و احوال) ظهور دوباره‌ای در راه است. اما بیان و تصور آن هم برایم دشوار است. تصویر مهیب تمامیت بشر چشمانم را می‌آزارد. تصویر بیابانی برهوت، جایی در ریگزار صحرا و ابوالهول که با نگاهی مات و بی‌رحم، یواش یواش ران‌هایش را می‌جنباند و جلو می‌آید در حالیکه لاشخورانی بالای سر او پرواز می‌کنند و منتظر مرگش هستند.

زیگونروایزن (آوای کولی)
Zigeunerweisen 

 زیگونروایزن (آوای کولی) زیگونروایزن (آوای کولی) Zigeunerweisen /Gypsy Airs یکی از فاخرترین آثار «پابلو دو ساراساته» نوازنده مشهور ویولن و آهنگساز عصر رمانتیک است. بر پایه آوازها و ملودی‌ کولی‌ها و غربال‌بندان غربتی بنا شده و گویی درد و رنج آنان را آهنگین کرده‌است. ‌ زیگونروایزن را هنرمندان نامدار (با ویلن، پیانو، ترومپت، ساز دهنی و...) نواخته‌اند و چندین ترانه نیز روی آن ساخته شده‌است.

گفتگو با شادی Разговор со счастьем

گفتگو با شادی Разговор со счастьем همه جا سرد و ساکت بود که ناگهان شادی از گرد راه رسید و دَر زد. نمی‌دونم باور کنم یا نه ! سلام... سلام شادی، ای غنچه آزادی، آیا تو واقعاً برای من اومدی؟... این همه سال کجا بودی؟ بارها و بارها بر زمین برف نشست، تو نبودی، بارها و بارها باران پائیزی بارید، تو نبودی. بارها و بارها شب شد و صبح شد، اما... اما تو غیب ات زده بود. «منتظرمانده چشمان ترم، در این سیاهی، تا تو بیائی» ــ این همه مدّت کجا بودی؟

بنه‌دیکتوس ، آواز زکریا
Benedictus 

بنه‌دیکتوس ، آواز زکریا بنه‌دیکتوس Benedictus نیایش شکرگزاری زکریای نبی است که به تولد فرزندش یحیی اشاره دارد. به آن آواز زکریا هم گفته می‌شود. متن این سرود نبوی در انجیل لوقا آمده و مضمون آن رهایی از جور دشمنان و شرایط سخت است. سرود زکریا دو بخش مجزا و در عین حال مربوط بهم دارد. در بخش نخست نوعی شکرگزاری و امید برای رهایی یهودیان از یوغ رومیان است. بخش دوم صحبت از رستگاری می‌کند و اینکه تاریکی و شب نخواهد ماند و سحر خواهد رسید

کارمینا بورانا Carmina Burana
اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی 

کارمینا بورانا Carmina Burana سال ۵۹ شنیدم اسماعیل وفا یغمائی سرود ای آزادی را با الهام از کلام دکتر علی شریعتی که گفته بود: «آی آزادی چه رنجها برایت کشیدم و چه رنجها خواهم کشید. چه شکنجه ها دیدم و چه شکنجه ها خواهم دید، اما خودم را به استبداد نخواهم فروخت...» سروده است. سرود زیبایی که در آن بخش آغازین «کارمینا بورانا» استفاده شده است. من در ویکیپدیا درباره این کانتات نوشته‌ام...