ری و روم و بغداد (۳۳)
از لری تسلر و مَشدی پِل‌وَری و نامهای شاهنامه‌ای
تا شیر و خورشید و پیام شاه و عَوارفُ‌المَعارف

 
 

مطرب عشق می‌نوازد ساز - عاشقی کو؟ که بشنود آواز
عشق مشاطه‌ای است رنگ آمیز - که حقیقت کند به رنگ مجاز
گه برآید به کسوت حوا - گه برآید به صورت آدم
گاه خرم کند دل غمگین - گاه غمگین کند دل خرم
در سر زلف یار دل بندیم - تا به روز آید آخر این شب تار
چون که همرنگ آفتاب شویم - شاید آن لحظه گر کنیم اقرار
کاشکار و نهان همه ماییم - «لیس فی‌الدار غیرنا دیار»
خانم‌ها و آقایان محترم، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، از راه دور و با قلبی نزدیک به شما سلام می‌کنم. این مطلب به یک موضوع واحد نمی‌‌پردازد. مثل خیالات آدمی که ری و روم و بغداد را درمی‌نوردد و دَم به دَم حالی به حالی می‌شود؛ دَرهم و بَرهم، پیچیده، ازهم‌پاشیده‌ و همراه با استعاره‌ است. مطالب پراکنده است و بهم ربط ندارد. تنها ممکن است یادآور این یا آن خاطره و سرگذشت باشد. همین و بس. بتدریج بخشهای دیگر تدوین می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این بخش به موضوعات زیر اشاره می شود: نامهای شاهنامه‌ای، عَوارفُ‌المَعارف، شیروخورشید، لَری تِسلِر، شش مشیرالدوله‌ در تاریخ ایران، مشدی پِل‌وَری، سخنرانی تاریخی شاه، جان‌باختن کامران‌نجات‌الهی، شاه رفت، هانا آرنت، انقلاب، فردا و هشداری مهیب

 

░▒▓ همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 
 
 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook