سه شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۳ / Tuesday 23rd July 2024

 

 

آتش و جشنِ سَدِه Sadeh

بر افروز ای آتش باستانی - بده گرمی این سردی زندگانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• داستان انسان به بیش از شش میلیون سال پیش، برمی‌گردد زمانی که اجداد میمون‌گونه ما برای اولین‌بار شروع کردند با قامت راست راه بروند. آنان بعدها آتش را کشف کردند. آتش گرما و روشنی آورد. شب که می‌شد همه دُور آن حلقه می‌زدند، شادی می‌کردند و چه بسا به «شعر تن»(رقص) روی آورده، آواز می‌خواندند و به «دیدار خویشتن» می‌رفتند!
• چیرگی انسان بر آتش، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود. چون با این توانایی توانست خوراکش را بپزد، گرم شود و از خود محافظت کند. همچنین فراهم‌آوری آتش اجازه داد فعالیت‌های انسان تا هنگامه‌های سردتر شب نیز گسترش یابد و در برابر درندگان و حشره‌ها حفظ شود.
• تعیین زمان دقیق تسلط انسان بر آتش کار ساده‌ای نیست. شواهدی از برپاشدن آتش در بیش از یک تا یک و نیم میلیون سال قبل در آفریقای جنوبی و حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار سال پیش در میان‌رودان(بین‌النهرین) وجود دارد اما با توجه به روباز بودن این مناطق، ممکن است این آتش‌ها محصول صاعقه، و نه ساخت انسان باشند.
• آتش، در تمام اسطوره‌های دنیا نماد آگاهی است و نزد همه ملل دارای ارج و احترام بسیار. نیاکان ما هم آن را گرامی می‌داشتند. حضور آتشدان در سنگ‌نگاره‌های آرامگاه داریوش و در نگاره‌های تخت جمشید و بر روی سکه‌ها نشان‌دهندهٔ نقش این عنصر در ایران باستان است.
• نه فقط ایرانیان و زرتشتیان، بلکه پیروان آیین‌های دیگر هم برای آتش ارزش قائلند، چنان‌که پیروان بودا، آتش را هرگز با فوت‌کردن خاموش نمی‌کنند. در نزد هندوان، پروردگار آتش، «آگنی» نام داشت، یونانیان خدایگان آتش را «هستیا» (الههٔ خانه و کاشانه) می‌دانستند. رومیان و چینیان، هم به آذر (آتش) ارج می‌نهادند. ده فرمان موسی با آتش فروفرستاده شد و یَهوه در کوه طور به مانند آتش به چشم موسی جلوه کرد.
• (ياد كن) زمانى كه موسى به خانواده‌ى خود گفت: همانا من آتشى احساس كردم (شما در همين مكان توقّف كنيد)، به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد، يا شعله‌ى آتشى براى شما مى‌آورم، باشد كه خود را گرم كنيد.
إِذْ قالَ مُوسى‌ لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ.
• در بسیاری از ادیان و فرهنگ‌ها، آتش نماد پاکی و پالایندگی است.
در فرهنگ ایران باستان آتش، مردمان پاک را نمی‌سوزاند و داوری با آتش برای سنجش راست از دروغ از همین باور سرچشمه می‌گیرد.
چنان‌که در داستان سیاوش برای آزمون پاکی، او می‌بایست از آتش می‌گذشت.
• یکی از کهن‌ترین آیین‌های ایران باستان، مبارزهِ نمادین با سرما و برافروختن آتش‌ بود. در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌ بر‌افروخته، آوایِ خوش سرداده، نیایش می‌کردند و بدین ترتیب جشن سَدَه را گرامی می‌داشتند. کشاورزان، خاکستر آتش سده را بر زمین‌هاشان می‌پاشیدند و عقیده داشتند به زمین برکت می‌دهد. (سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است).
• اگرچه امام محمد غزالی گفته بود «نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن را نبَرد...» اما مردمی که بدرستی، شریعت را از ایمان خویش جدا می‌کردند (و جدا می‌کنند)، بی‌اعتنا به فقیهان و متکلمانی چون او، آتش افروخته، و سده را گرامی می‌داشتند و گرامی می‌دارند. همچنان که تا همین امروز و تا همیشه نوروز را.
• ابیات زیر (که به فردوسی نسبت می‌دهند) در نسخه‌های تصحیح شده استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده‌‌است.
برآمد به سنگ گران‌سنگ خرد - هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ - دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین - نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد - همین آتش آن گاه قبله نهاد
یکی جشن کرد آنشب و باده خورد - سده نام آن جشن فرخنده کرد
• این افسانه که گویا هوشنگ مؤسس سلسله‌ی پیشدادیان از کوه می‌گذشت و مار سیاهی نمودار شد و او سنگ بزرگی به سوی آن رها کرد، سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگ‌ها برخاست، نه فردوسی سروده و نه واقعیت دارد. کشف آتش بسیار کهن‌تر از عصر هوشنگ است. بماند که این داستان در هیچ‌یک از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن هم یاد نشده‌‌است. ابیات مزبور در کهن‌ترین دست‌نویس تاریخ‌دار شناخته‌شده از شاهنامه که در کتابخانهٔ ملی فلورانس نگه‌داری می‌شود نیز، نیست.
• برخلاف نظر امثال غزالی، که ایمان را به شریعت آلودند و به کوری چشم مرتجعین کهنه و نو، جشن سده را گرامی داشته، به «قبَس» و آتشی که ابراهيم خلیل در آن سالم ماند ، به آتشی که سیاوش از آن گذشت و نیاکان ما هم بر قله‌ها و بامها برافروختند، سلام می‌کنم.
به آتشی که پرومتئوس آن را از خدایان ربود و از آسمان به زمین آورد و به همین دلیل عقوبت سنگینی را به جان خرید.
 
همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
... 
همنشین بهار 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook