ری و روم و بغداد (۵۳)
یادی از «جاکومو پوچینی»
أو ميو بابينو كارو (آه پدر عزیزم)، یکی از زیباترین آثار «جاکومو پوچینی» آهنگساز ایتالیایی است. مادام باترفلای، لابوهم، توسکا و توراندخت از دیگر آثار او هستند. پوچینی مهمترین اپرانویس دوران خود پس از «جوزپه وردی» بود. من پیشتر، در مورد اپرای توراندخت نوشتهام.
O mio babbino caro، Mi piace e bello, bello Vo andare in Porta Rossaa comperar
l anello! Si، si، ci voglio andare! E se l amassi indarno, andrei sul Ponte Vecchio, ma per buttarmi in Arno! Mi struggo e mi tormento! O Dio، vorrei morir! Babbo، pieta، pieta!...
Babbo، pieta، pieta!
پدر عزیز و دوست داشتنیام؛ من میرم [کوچه] «پورتا-رُسا» Porta Rossa [در فلورانس] میرم تا حلقه ازدواج بخرم. آره، من واقعا او را دوست دارم، و اگه شما هنوز میگین نه، میرم به طرف [پُل قدیمی] پونته وِکیو Ponte Vecchio [که بر روی رود آرنو بنا شده] میرم و [از اونجا] خودما پرت میکنم پایین [انگار] برای من عشق، حاصلی جز رنج ندارد. آه خدایا؛ میخوام بمیرم.

من از قلبم فرمان میبرَم
در اسطورههای یونان؛ آنتیگون، دختر «اودیپ» و «یوکاسته» است. برادرانش به خاک و خون غلطیدند. به آنتیگون امر شد مبادا، به فکر تدفین آنان باشد. او اما از این فرمان سرپیچی کرد و گفت که «از قلب فرمان میبرَد» و به خاک سپاری پرداخت. در ازای این گستاخی، آنتیگون را مجازات و زنده به گور کردند. این تراژدی را سوفوکلس Sophocles در نمایشنامه آنتیگونه Antigone، به تصویر کشیدهاست.
___________________________
«دود و آینهها» smoke and mirrors
دود و آینه، استعارهای است از توصیف یا توضیح فریبنده، متقلبانه، یا موهوم یک واقعه. نام این استعاره از تردستی شعبدهبازان نشئت گرفته که حین یک انفجار دودزا- که حواس تماشاگر را پرت میکند -با باز یا جمع کردن آینهای، شیئی را ظاهر، یا غیب میکنند. دود و آینه، تکنیک کلاسیک در توهمات جادویی است که باعث میشود موضوعی [شرح واقعهای] اینجا و آنجا پخش و پلا شود و روی آنتنها و بر سر زبانها بیافتد. این حقهبازی که در اوایل سال ۱۷۷۰ گسترش یافت به یک پروژکتور مخفی (یا بهتر بگویم یک فانوس جادویی) متکی بود که پرتو آن از آینه به ابری از دود منعکس میشد که به نوبه خود پرتو را برای ایجاد یک تصویر و تفسیر دلخواه از یک موضوع [واقعه - خبر] پراکنده میساخت.
...
سال ۱۹۷۵، یک روزنامه نگار آمریکایی، در رابطه با رسوایی سیاسی واترگیت و دروغها و تفسیرهایی که شب و روز «اخبارسازان شیاد» با دخیلبستن به آن اصل ماجرا را میپوشاندند، کتاب How the Good Guys Finally Won را در رابطه با خیمهشببازی واترگیت، منتشر نمود و استعاره «دود و آینهها»، کارکرد خودش را نشان داد.
...
تاریخ پرفراز و نشیب جهان نشان میدهد جنگافروزان، با سوء استفاده از سفاهت و ندانمکاری مرتجعین، گاه آنان را قلقلک داده، گرا داده، و به واکنش دلخواه کشاندهاند.
▬ در جنگی که سال ۱۸۴۶ ایالات متحده به مردم مکزیک تحمیل کرد و در پی آن تگزاس، کالیفرنیا، بخشی از کلرادو، نیومکزیکو و آریزونا… را تصاحب نمود، «جیمز نوکس پوکت» رئیس جمهور آمریکا به «ژنرال زاکری تیلر» خط داد تا میتواند با سربازان همراهش دُور و بَر رودخانه «نوکس» و «ریو گراند» دست به تحریک مکزیکیها بزند تا آنان به سیم آخر بزنند و جرقه جنگ زده شود و زده شد.
▬ سال ۱۸۹۸ ایالات متحده در جنگ با اسپانیا نیز (که کوبا را در اشغال داشت)، همین بازی را درآورد. رزمناو جنگی خودش را در ساحل هاوانا عالماً عامداً غرق کرد و تقصیر طرف مقابل انداخت تا او را به واکنش بکشاند و کشاند.
▬ سال ۱۹۱۵ دولت آمریکا در جنگ جهانی اوّل(با توافق دولت انگلیس) کشتی مسافربری «لوزیتانیا» را که پر از اسلحه و مسافر بود، عمداً به مسیر گشت نیروی دریایی آلمان فرستاد و با غرق شدن مسافرین (حدود ۱۰۰۰ نفر جان سپردند)، بهانه ورود به جنگ را به دست آورد، در حالیکه خواست مردم آمریکا شرکت در جنگ جهانی اول نبود.
▬ ۱۷ نوامبر ۱۹۴۱ «جوزف گرو» سفیر وقت آمریکا در ژاپن به وزارت امور خارجه آمریکا تلگرام مهّمی ارسال داشت و نوشت دولت ژاپن دارد برای یک حمله نظامی به «پرل هاربر» آماده میشود. شماری از ژنرالها با دلیل و برهان نشان دادند خطر نزدیک است و نگرانی خود را ابراز داشتند. بعدها معلوم شد که هشدارها، عملاً پشت گوش انداخته شد.
بیست روز بعد حمله ژاپن، صورت گرفت و ناوگان آمریکا در پرل هاربر آسیب زیادی دید و دولتمردان دلیل محکمی یافتند تا آمریکا وارد جنگ جهانی دوّم شود.
▬ افشاگریهای «جان فینی» روزنامهنگار شجاع آمریکایی در مورد صحنهسازی سیاستمداران ایالات متحده برای تجاوز به ویتنام و نقش کمپانیهای بزرگ اسلحهسازی در تصمیمات کاخ سفید، هیچوقت رّد نشد. او ثابت کرد حمله ناوچههای ویتنام شمالی به دو ناوشکن آمریکایی در خلیج تونکن که بهانه بمباران ویتنام شمالی و گسترش جنگ ویتنام قرار گرفت، واقعیت نداشته و ساخته و پرداخته کاخ سفید بود. این افشاگری باعث تظاهرات عمومی در آمریکا و اعتراض برخی سناتورها شد و به خاطر آن لیندن جانسون رئیس جمهور وقت هم نتوانست در انتخابات سال ۱۹۶۸ شرکت کند.
...
سال ۱۹۷۵، یک روزنامه نگار آمریکایی، در رابطه با رسوایی سیاسی واترگیت و دروغها و تفسیرهایی که شب و روز «اخبارسازان شیاد» با دخیلبستن به آن اصل ماجرا را میپوشاندند، کتاب How the Good Guys Finally Won را در رابطه با خیمهشببازی واترگیت، منتشر نمود و استعاره «دود و آینهها»، کارکرد خودش را نشان داد.
...
تاریخ پرفراز و نشیب جهان نشان میدهد جنگافروزان، با سوء استفاده از سفاهت و ندانمکاری مرتجعین، گاه آنان را قلقلک داده، گرا داده، و به واکنش دلخواه کشاندهاند.
▬ در جنگی که سال ۱۸۴۶ ایالات متحده به مردم مکزیک تحمیل کرد و در پی آن تگزاس، کالیفرنیا، بخشی از کلرادو، نیومکزیکو و آریزونا… را تصاحب نمود، «جیمز نوکس پوکت» رئیس جمهور آمریکا به «ژنرال زاکری تیلر» خط داد تا میتواند با سربازان همراهش دُور و بَر رودخانه «نوکس» و «ریو گراند» دست به تحریک مکزیکیها بزند تا آنان به سیم آخر بزنند و جرقه جنگ زده شود و زده شد.
▬ سال ۱۸۹۸ ایالات متحده در جنگ با اسپانیا نیز (که کوبا را در اشغال داشت)، همین بازی را درآورد. رزمناو جنگی خودش را در ساحل هاوانا عالماً عامداً غرق کرد و تقصیر طرف مقابل انداخت تا او را به واکنش بکشاند و کشاند.
▬ سال ۱۹۱۵ دولت آمریکا در جنگ جهانی اوّل(با توافق دولت انگلیس) کشتی مسافربری «لوزیتانیا» را که پر از اسلحه و مسافر بود، عمداً به مسیر گشت نیروی دریایی آلمان فرستاد و با غرق شدن مسافرین (حدود ۱۰۰۰ نفر جان سپردند)، بهانه ورود به جنگ را به دست آورد، در حالیکه خواست مردم آمریکا شرکت در جنگ جهانی اول نبود.
▬ ۱۷ نوامبر ۱۹۴۱ «جوزف گرو» سفیر وقت آمریکا در ژاپن به وزارت امور خارجه آمریکا تلگرام مهّمی ارسال داشت و نوشت دولت ژاپن دارد برای یک حمله نظامی به «پرل هاربر» آماده میشود. شماری از ژنرالها با دلیل و برهان نشان دادند خطر نزدیک است و نگرانی خود را ابراز داشتند. بعدها معلوم شد که هشدارها، عملاً پشت گوش انداخته شد.
بیست روز بعد حمله ژاپن، صورت گرفت و ناوگان آمریکا در پرل هاربر آسیب زیادی دید و دولتمردان دلیل محکمی یافتند تا آمریکا وارد جنگ جهانی دوّم شود.
▬ افشاگریهای «جان فینی» روزنامهنگار شجاع آمریکایی در مورد صحنهسازی سیاستمداران ایالات متحده برای تجاوز به ویتنام و نقش کمپانیهای بزرگ اسلحهسازی در تصمیمات کاخ سفید، هیچوقت رّد نشد. او ثابت کرد حمله ناوچههای ویتنام شمالی به دو ناوشکن آمریکایی در خلیج تونکن که بهانه بمباران ویتنام شمالی و گسترش جنگ ویتنام قرار گرفت، واقعیت نداشته و ساخته و پرداخته کاخ سفید بود. این افشاگری باعث تظاهرات عمومی در آمریکا و اعتراض برخی سناتورها شد و به خاطر آن لیندن جانسون رئیس جمهور وقت هم نتوانست در انتخابات سال ۱۹۶۸ شرکت کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرداد سال ۶۰ - ربودن ناو تبرزین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ











ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برگردیم به ناوچههای خریداری شده در فرانسه








ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این ماجرا اواخر مرداد سال ۶۰ (اوت ۱۹۸۱) روی داد. من آنزمان در زندان زیر فشار بازجوها بودم اما جسته گریخته ربودن ناو تبرزین را شنیده بودم. آنها میدانستند که زندانی رژیم پیشین هم بودهام و با امثال تیمسار آریانا، نسبت و سنخیت ندارم اما ربودن ناو را سر منِ نوعی، میشکستند و بر آزار خود میافزودند... (خاطرات خانه زندگان)
- سخنگوی گروه شبهنظامی آزادگان، شاهین اسپهبدی، نام داشت. از قول ایشان گفته شده: «بنا بود تیمسار حبیبالهی بعد از رسیدن به آبهای ایران با نورافکنهای ناوچه با نیروی دریایی ایران تماس بگیرد و به آنها بگوید که او بازگشته و اماده پیوستن به او شوند... تیمسار خلبان (عبدالحسین) مینوسپهر هم به ما پیوسته بود و بنا بود از طریق رابطان خود در نیروی هوایی ایران به آنها خبر دهد که اماده شوند تا اگر نیروی دریایی به ما پیوست آنها هم وارد کار شوند و به راحتی رژیم سر کار آمده درایران را ساقط کنیم».

░▒▓ همه نوشتهها و ویدئوها در آدرس زیر است:
...
همنشین بهار
برای ارسال این مطلب به فیسبوک، آیکون زیر را کلیک کنید:facebook