۲۸ مرداد سال ۳۲، قدم به قدم تا روز واقعه
- برای رفتن به ریشههای آن مردادِ گران، اشاره به نهضت ملیشدن نفت (۲۹ اسفند ۱۳۲۹–۲۸ مرداد ۱۳۳۲) و دوره مبارزات مردم ایران برای آن ضروری است.
- قرارداد دارسی که در دوره قاجار بسته شد، سهم اندکی برای ایران در نظر گرفته بود. قرارداد مزبور، منعقدشده در ۱۹۰۱ برابر با ۱۲۸۰ خورشیدی برای مدت شصت سال، امتیازی بود که به موجب آن ویلیام ناکس دارسی حق انحصاری برای جستجو و بهرهبرداری از نفت، گاز طبیعی، آسفالت و اوزوکریت (موم معدنی یا پارافین خوشبوی طبیعی) را در سه چهارم مساحت کشور دریافت کرد.
- در دوره رضاشاه، به خواست وی تیمورتاش برای افزایش سهم ایران، هفت بار مذاکره کرد ولی راه بجایی نبرد و در نهایت با لغو یکجانبه آن توسط رضاشاه تحت شرایط بحرانی ایران آنروز و قدرت اقتصادی و نظامی انگلیس، قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد که با یک قرارداد منصفانه فاصله زیادی داشت.
- پس از جنگ دوم جهانی و فضای آزادی بیان -در دوران شاه جوان- بحثهای مربوط به نفت دوباره در بین روشنفکران و نمایندگان مجلس شروع شد.
- جرقه میدانی جنبش ملیشدن نفت از اعتراضات کارگران صنعت نفت در تیرماه ۱۳۲۵ شروع شد که به کشتهشدن ۵۰ نفر و زخمیشدن ۱۵۰ نفر در ۲۳ تیر ۱۳۲۵ انجامید.
- از شهریور ۱۳۲۵ در مجلس شورا، نوای ملیشدن نفت به گوش میرسید.
- در اسفند ۱۳۲۹ انگلیس یک مذاکره جدید با عباسقلی گلشاییان وزیر دارایی رزم آرا انجام داد که به قرارداد الحاقی گس گلشاییان منجر شد ولی با وجود فشارهای رزم آرا مورد قبول مجلس قرار نگرفت. نام قرارداد از اسم دو تن از مذاکره کنندگان یعنی سِر نویل گَس (از مقامات شرکت) و عباسقلی گلشائیان (وزیر دارایی ایران) گرفته شده بود.
- دکتر مصدق خواستار محدودسازی کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس، بر ذخیرههای نفتی ایران و حسابرسی اسناد آن شرکت کرد تا تأیید شود این شرکت واقعاً حق سهم مندرج در قرارداد را به ایران میپردازد.
- در پی عدم همکاری این شرکت با حکومت ایران، مجلس رأی به ملیسازی صنعت نفت ایران و اخراج نمایندگان شرکتی خارجی از این کشور داد.
- در پی اکتشاف میدان نفتی مسجدسلیمان، در جنوبغربی ایران، شرکت نفت ایران و انگلیس Anglo-Iranian Oil Company، با هدف اکتشاف، توسعه میادین، بهرهبرداری و استخراج نفت خام، در تاریخ ۱۴ آوریل ۱۹۰۹ تأسیس شد.
- ملیشدن نفت در کشور ما، شکایت دولت انگلیس به شورای امنیت را در پی داشت و سخنرانی دکتر مصدق در شورای امنیت سازمان ملل (۲۳ مهر ۱۳۳۰) در همین رابطه و در دفاع از حاکمیت و حقوق ملت ایران بود.
- دوره تاریخی ملیشدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، با تصویب قانون ملیشدن نفت به اوج رسید و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پایان گرفت.
- با گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت، مصدق در مجلس و بیرون از آن، این جنبش را که به «نهضت ملیشدن نفت» معروف شد، هدایت میکرد.
- در این ایام، فشارهای سیاسی و اقتصادی از جانب انگلیس فزونی گرفت و با اعزام ناوگان جنگی به خلیج فارس، این فشارها ابعاد نظامی هم یافت.
- دکتر مصدق، سیاستمدار، حقوقدان، نمایندهٔ هشت دوره مجلس شورای ملی، و دو دوره نخستوزیر ایران بود. وی نخستین ایرانی دارندهٔ مدرک دکترای رشته حقوق است.
- او در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی، اگر چه (بنا بر آنچه در جلسه ۹ آبان ۱۳۰۴ محلس شورا، تصریح کرد) از حکومت قاجار مأیوس بود اما چون فکر میکرد رضاشاه حکومتی بر مبنای دیکتاتوری ایجاد میکند، با انتقال سلطنت مخالفت نمود.
- مصدق مدافع حکومت مشروطه سلطنتی و قانون اساسی ایران بود اما میگفت شاه باید سلطنت کند نه حکومت. میپرسید یک نفر میخواهد هم پادشاه باشد، هم رئیس کل قوا، هم رئیسالوزراء و هم وزیر جنگ! آیا این، غیر از استبداد و ارتجاع صرف است؟ من اگر سرم را ببرند، قطعه قطعهام کنند، ریز ریزم کنند... به این شکل حکومت تن نخواهم داد.(مذاکرات مجلس مورخه ۱۹ آذر ۱۳۰۴)
- مشخص بود که مصدق را راحت نمیگذارند. او به زندان افتاد و مدتی را هم در تبعید در بیرجند گذرانید. سپس در احمدآباد زیر نظر قرار گرفت.
- در پی حوادث شهریور ۱۳۲۰ که ایران به اشغال بیگانگان درآمد. رضاشاه ناچار به استعفا شد و متفقین، محمدرضا پهلوی را به سلطنت رساندند، مصدق نیز مانند سایر زندانیان سیاسی رها شد.
- او در انتخابات دوره چهاردهم مجلس فعالیت سیاسی خود را از نو آغاز کرد و به نخستوزیری هم رسید.
- مصدق انسانی بود متواضع و آزادمنش، و از همین رو پس از انتخاب به مقام نخستوزیری به شهربانی کل کشور نوشت:
- «در جراید ایران آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته میشود هرچه نوشته باشند و هر که نوشته به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد…» (اطلاعات ۱۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)
- اگرچه «مخالفان مصدق در سرتاسر دوران حکومتش این آزادی را داشتند که در انتقاد به او هرچه میخواهند بنویسند، اما این گشاده نظری، در زمینههای دیگر به جریان نیفتاد. از جمله در مورد مجلس.
- گفته میشود «او هر چه در زمینه مطبوعات به رشد دمکراسی در ایران کمک کرد، در زمینه پارلمان دچار تشتت شد. نخست از مجلس هفدهم، اختیارات ورای قانون اساسی خواست و گرفت و سپس دست به انحلال آن زد. مداخلات او در امر مجلس نه تنها واکنش مخالفان که واکنش دوستان او را نیز برانگیخت».
- وقتی دکتر مصدق در سال ۱۳۳۰ به نخستوزیری رسید، زمزمه ملیشدن نفت در همه جای ایران پیچید. دولت انگلیس، در واکنش به این اوضاع، پنجم خرداد ۱۳۳۰ـ با استناد به معاهده ۱۳۱۲ ش. منعقده میان تهران و لندن، شکایتی علیه ایران تنظیم و تسلیم دیوان لاهه نمود.
- به دنبال طرح این شکایت دولت مصدق اعلام کرد که چون معاهده مزبور یک قرارداد بینالمللی نیست، لغو آن به منزله نقض قوانین بینالمللی بهشمار نمیرود و لذا شکایت انگلیس از ایران بیمورد است.
- دولت انگلستان در نامهای دیگر ـ ۶ مهر ۱۳۳۰ـ شکایت تازهای تسلیم شورای امنیت کرد و در آن اقدامات ایران در ملیشدن صنعت نفت را تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه خواند.
- مصدق ضمن رد ادعای انگلستان در مورد به خطرافتادن صلح منطقهای به تشریح سوءاستفادههای آن دولت و شرکت ملی نفت انگلیس از منابع طبیعی و ثروتهای ملی ایران پرداخت.
- شورای امنیت ادله دکتر مصدق را که این منازعه بین دولت ایران و یک شرکت بازرگانی است و نه منازعهای میان دو دولت که در صلاحیت شورای امنیت باشد، پذیرفت و نتیجه به نفع ایران شد.
- بعد از این داستان، با پیشنهاد دولت فرانسه تصمیمگیری در مورد شکایت انگلستان به دیوان لاهه واگذار شد. دیوان مزبور نیز حکم بر عدم صلاحیت خود در رسیدگی به شکایت انگلستان را صادر کرد.
- دولت انگلستان در پی شکست خود در بردن شکایت از ایران به دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل، همانطور که در آغاز اشاره شد، اقدام به محاصره نظامی ایران از طریق انتقال کشتیهای جنگی خودش به خلیج فارس و دریای عمان کرد.
- در برابر، دولت مصدق دستور اخراج ۴۵۰۰ انگلیسی مستقر در آبادان را صادر کرد و سپس از پادشاه درخواست نمود سربازان کشور برای تصرف پالایشگاه آبادان و حفظ امنیت این شهر، به آن منطقه اعزام شوند. (در آن زمان وزارت جنگ تحت فرمان مصدق نبود) این اقدام عملی شد.
- مصدق طی نامهای از شاه خواست تا مسؤولیت وزارت جنگ را هم به عهده وی بسپارد. آیا میخواست از کار شکنی احتمالی اعلیحضرت در برابر اقدامات دولت جلوگیری کند و مگر شاه کارشکنی میکرد؟ بهرحال این درخواست (از نظر من بدرستی) از سوی شاه رد شد. لابد آنرا غیرضروری و زیاده طلبی میپنداشت.
- مصدق در اعتراض به این بیتوجهی ۲۵ تیر ۱۳۳۱ استعفا کرد. به دنبال این استعفا، شاه قوام السلطنه را مأمور تشکیل کابینه نمود. اما ــ.
- دولت قوام در پی تظاهرات مردم در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ سقوط کرد و در نتیجه شاه تحت فشار مردم، مجدداً با نخستوزیری مصدق و درخواستهایش برای تصدی وزارت جنگ موافقت کرد.
- مصدق به محض به قدرت رسیدن، ابتدا دستور بسته شدن همه کنسولگریهای انگلیس در شهرهای ایران را صادر کرد و سپس امتیاز بانک شاهنشاهی را که در دوران قاجار به انگلیسیها واگذار شده بود ملغی نمود.
- انگلیسیها هم متقابلاً داراییهای ایران را در بانکهای لندن توقیف کردند و دولت مصدق در واکنش، روز ۳۰ مهر ۱۳۳۱ قطع روابط سیاسی تهران ـ لندن را اعلام کرد و از سفیر کبیر و کلیه کارکنان سفارت انگلستان در تهران خواست ظرف ۱۰ روز خاک ایران را ترک کنند. قطع روابط ایران با انگلستان تا آذر ۱۳۳۲ که سرلشکر زاهدی نخستوزیر بعدی اقدام به تجدید روابط با انگلستان نمود، ادامه یافت.
- مصدق، بغض فروخورده تاریخی است که امروز و فردا هم حیات سیاسی دارد. او تنها یادآور نفت و کودتای ۲۸ مرداد نیست. تصویرش در ذهن تاریخی ایرانیان با آزادگی عجین شده و بَدل به بیرق آزادیخواهان ایران شدهاست اما آیا او گل بی عیب بود؟ نه.
- هیچکس گل بی عیب نیست. دکتر مصدق نیز، فرزند محدودیتهای زمان و اندیشههای بسته بود.
- پیش از ترور رزم آرا، مصدق با اشاره به وی، در مجلس شورا (در جلسه هشتم تیرماه ۱۳۲۹) گفته بود: «خدا شاهد است اگر ما را بکشند زیر بار این جور اشخاص نمیرویم. [به] وحدانیت حق خون بپا میکنیم، میریزیم [میزنیم] و کشته میشویم. اگر شما نظامی هستید من از شما نظامیترم، میکُشم. همین جا شما را میکُشم.»
- گویی در آن مقطع، دکتر مصدق زبان پُر تساهل و رفتار آزادمنشانه خودش را، با گویشی از نوع دیگر - با ادبیات فدائیان اسلام - عوض کرده بود.
- درست است که این روزهای نخستین صدراعظمی از نظر سیاسی برای رزم آرا، فرساینده و نا امیدکننده بود اما، از نظر تاریخی برای جبهه ملی و شخص مصدق، لکهای تیره به نمایش گذاشت.
- اضداد مصدق پشت سرش صفحه میگذاشتند که مدام از دمکراسی دم میزند اما عملاً یک خودکامه است. برایش «اهمیتی ندارد که وزارت خارجه دست چه اشخاصی است، قشون در چه وضع است، مجلس چه مجلسی است، مالیه در چه حالی است. برای او کافی است که آنها دخالتی در کار نکنند…»
- انتخابات دوره هفدهم با آشوب و خونریزی همراه شد و آخر سر انتخابات هم معلق ماند» تا مخالفین عملاً از صحنه خارج شوند…
- مخالفین مصدق درانداختند که وی برای خود اختیاراتی وسیعتر و کلیتر از آنچه برای دیگران مجاز ندانسته بود طلب میکرد. فک و فامیلش(داماد، فرزندان، برادرزاده، خواهرزاده، پسر عمه، پسر خاله...) را به مسؤولیتهای رده بالا گمارده، بعلاوه او دست ثریا زن شاه را بوسیده، سگی را عینک زده و به اسم آیتالله کاشانی درخیابانها گردانده...
- او در رساله حقوق خود وارد بحث فقهی شده و سهم الارث زن و مرد را یکسان دانستهاست. پس اگر علما عاصی میشدند و اعتراض میکردند حق داشتند. بعدها «آیتالله» خمینی هم با اشاره گفت او[مصدق] «مُسلم نبود…»[مسلمان نبود] (کیهان ۲۵ خرداد سال ۱۳۶۰)
- ایشان خاطرهای نقل کرد که «من آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیتالله توی خیابانها میگردانند من… عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست…[او] سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد…» (صحیفه نور- ج ۱۵ - ص ۱۵) اشاره به کودتا؟
- با اینکه مصدق مجلس را منحل کرد و به رفراندوم متوسل شد، کاری از پیش نبرد و مخالفان بیشتر علیه او متحد شدند و کار کودتاچیان را تسهیل کردند.
- آخر کار چی شد؟ انگلیس که در آن ایام، صاحب عمدهٔ نفت ایران بود، ازدست دادن منافعش را برنمیتابید و ازهمین رو حذف مصدق در دستور کار قرار گرفت و سرانجام در واقعه ۲۸ مرداد با همراهی سازمان سیا و مرتجعین رنگ و وارنگ داخلی، دولت مصدق را زمین زدند.
- برون شدِ آن واقعه، به پیکر سیاسی ایران زخم زد، زخمي گران. کم نیستند کسانیکه آن واقعه را کودتا نمیدانند بویژه که مصدق هیچگاه از خودش به عنوان قربانی کودتا نام نبرد. بعلاوه کودتا به معنی تغییر خشونتآمیز یک رژیم، دولت و قانون اساسی است و هیچکدام در ایران اتفاق نیافتاد. البته در اینکه عزل مصدق از لحاظ سیاسی زشت و از نظر اخلاقی اشتباه بود، تردیدی نیست.
- در پاسخ به این سؤال که اگر دكتر مصدق فرمان عزل را مىپذيرفت آيا باز هم كودتا بود؟ باید گفت: «آری؛ باز كودتا بود. چرا؟ چون هیچ فرمان عزلی بعد از نیمه شب وقتی همه خوابند به یک نخستوزیر تسلیم نمیشود.
- هیچ فرمان عزلی را یک مقام مسلح ارتشی سوار بر جیپ به نخستوزیر ارسال نمیکند؛ ابتکار هیچ فرمان عزلی شش ماه پیش از واقعه در اتاقهای دربسته سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی ابرقدرتهای بیگانه كليد زده نمیشود.
- برای هیچ فرمان عزلی سفیران بیگانه ناچار نمیشوند ماهها روی شاهِ مُردّدِ هیچ کشوری فشار بگذارند تا سرانجام با آنان همراه شود؛ برای هیچ فرمانِ عزلی، بیگانگان لزومی به تطمیع و توزیع پول برای یارگیری از ارتش و مجلس و مسجد و زورخانه و روسپیخانه و... نمیبینند.
- آنتونی ایدن سیاستمدار محافظه کار بریتانیایی که در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران وزیر خارجه بریتانیا در کابینه چرچیل بود، با اشاره به واقعه ۲۸ مرداد سال ۳۲، گفتهاست: «شبی آسوده خوابیدم که خبر سقوط مصدق را شنیدم.»
- به گفته دیوید اوئن «دلایل خوبی برای اذعان به نقش بریتانیا با ایالات متحده در واژگونی تحولات دموکراتیک در سال ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۲) وجود دارد. وی تصریح میکند کار ما اشتباه بوده و به فرایند دموکراسی در ایران آسیب زدهایم. آمریکا نیز با خارج کردن انبوهی از اسناد محرمانه از طبقهبندی، آشکار کرد که کار، کار سیا و امآی-6 بودهاست. امثال «نورمن داربیشایر»، کرمیت روزولت و «دونالد ویلبر» در خاطرات خود به نقش انگلیس و آمریکا اشاره کردهاند.
- اضافه کنم که دکتر محمود کاشانی (پسر آیتالله کاشانی) گفتهاست مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سِمَتی نداشت که کودتایی علیه او واقع شود چون سه روز پیش از آن(۲۵ مرداد) با فرمان پادشاه عزل شده و خودش هم پذیرفته بود. یعنی فرمان شاه را دریافت کرد، رسید داد که «دست خط همایونی رسید، محمد مصدق»
- وی معتقد است که عنوان کودتا برای روز ۲۸ مرداد یک دروغ تاریخی است و اصلاً کودتایی در کار نبوده و هرچه بوده تبانی دکتر مصدق با انگلیس بودهاست!
- ایشان در مقاله «مداخله انگلستان و آمریکا برای براندازی نهضت ملی ایران» که در مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در شماره بهار ۱۳۸۶ زیر عنوان «فصلنامه سیاست»، به چاپ رسیده، شرح میدهد کودتا علیه مصدق یک دروغ تاریخی است و مصدق خودش با اجرای طرح انگلستان زمینه صدور فرمان نخستوزیری فضلالله زاهدی و سپس تسلیم قدرت دولتی به او را فراهم ساخت!
- بماند که اسناد منتشر شده اخیر سازمان سیا تصریح میکند که کودتا از سوی Secret Intelligence Service (MI6) انگلیس آغاز و با دخالت CIA آمریکا پایان یافت. «استیون کینزر» هم در کتاب همه مردان شاه، به نقل از «کرمیت روزولت» همین را نوشتهاست.
- نزدیکی به آمریکا و انگلیس و فاصلهگرفتن از روسیه، انحلال مجلس توسط مصدق و مخالفتش با امثال کاشانی و بهبهانی، در بروز کودتا مؤثر بودهاست. چه بسا آیتالله بروجردی نیز به این باور رسیده بوده که شاه شیعه، سر کار باشد بهتر است.
- آنزمان برخی برای تخریب چهره مصدق سگ را عینکزده و به اسم آیتالله توی خیابانها میگردانند تا داد و قال آخوندها را درآورند. عملی که جز دافعه تأثیری نداشت و متأسفانه به اسم دکتر مصدق تمام شد، در حالیکه نه کار او بود و نه آنچنان که شایع شد تودهایها. بلکه کار کسانی بود که داشتند زمینه کودتا را میچیدند. همانها که بعداً به امثال آخوند فلسفی تریبون دادند و به رادیو تلویزیون آوردند تا علیه بهاییت هم، صحبت کند و تخریب معبد بهاییان را جار بزند.
- عمل زشتی که البته صاحب علّه و باعث و بانیاش رژیم حاکم بود.
- بعد از کودتا، مصدق در دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیهٔ مستندش، سه سال حبس انفرادی گرفت. بعد از زندان، وی به دستور اعلیحضرت به قلعهٔ احمدآباد تبعید شد و تا پایان عمر خود، در آن جا زیر نظر بود و به گفتهٔ خودش «هر روز آرزوی مرگ میکرد.»
- دکتر مصدق سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان درگذشت و به دلیل مخالفت دربار با دفن او مطابق با وصیتنامهاش در کنار کشتهشدگان قیام سی تیر، در احمدآباد به خاک سپرده شد. او تاب تحمل نظم خاموش و مطیع جامعه را نداشت.
- جدا از نقش آمریکا و انگلیس که پشت غارتگران نفت بودند، بدون همراهی محمد بهبهانی و ابوالقاسم کاشانی که امثال شعبان جعفری را به طرفداری از دربار به خیابانها آوردند و نیز بدون تبلیغات منفی حزب توده علیه دکتر مصدق (پیش از ۳۰ تیر ۱۳۳۱)، کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ به سرانجام نمیرسید.
- از حق نباید گذشت که بعد از سی تیر ۱۳۳۱، حزب توده جانب دکتر مصدق را گرفت هرچند نخواست بدون بسیج مردم توسط مصدق و همراهی وی در مقابله با کودتا، جداگانه به میدان بیاید. گفته میشود خبر کودتای اول را در ۲۵ مرداد، حزب توده به شخص مصدق اطلاع داده بود.
- بماند که مصدق برگزاری تظاهرات و متینگ را در مخالفت با کودتا ممنوع میکند. هندرسون سفیر وقت آمریکا هم میکوشید مصدق را با سیاستهای آمریکا همراه کند..
- «بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، زنجیرهای گران استعمار بر دست و پای ملت ما هر روز بیشتر و بیشتر پیچیده شد. قراردادهای نفت با کنسرسیوم، ورود در پیمان استعماری بغداد که بعد به سنتو تغییر نام داد، قراردادهای اقتصادی و سیاسی و استعماری متعدد با آمریکا و انگلستان، کاپیتولاسیون جدید و قراردادهائی نظیر آن، روز به روز میهن ما را در جهت وابستگی هر چه بیشتر به دولتهای غربی به خصوص به آمریکا پیش برد...»
- اسناد همه در دسترس است. شاپور ریپورتر (رابط بریتانیایی) به شخص اول مملکت پیام داد که آمریکا و بریتانیا قصد کودتا دارند. ژنرال شوارتسکف (پدر) به بهانه مأموریت در لبنان و مصر و پاکستان وارد ایران شد و به شاه اطلاع داد که فرمانده کودتا (کرمیت روزولت) قصد دیدار با ایشان را دارد. شاه تصریح کرد که این دیدار محرمانه باشد...
- در شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آرشیو امنیت ملی آمریکا با انتشار اسنادی نشان داد هدف کودتا این بوده که رژيمی در ایران بر سر کار بیاید که دولتهای غربی بتوانند دربارهٔ بازار نفت با آن به توافق برسند. در جریان این افشاسازیها، بریتانیا از آمریکا خواست از انتشار اسنادی دال بر نقش سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا در کودتا خودداری شود...
- در آن ایام نیز، پادوهای استعمار و ارتجاع، نخستوزیر وقت را به نقض قانون اساسی مشروطه متهم و از برکناری او توسط شاه با همراهی ارتش دفاع میکردند. مداحان استبداد نقش دولتهای خارجی در این رویداد را مردود دانسته و کودتا را «قیام و رستاخیز ملی» جلوه میدادند.
- کسانیکه ۲۸ مرداد سال ۳۲ را کودتای مصدق علیه «شخص اول مملکت» جا زده، و از «قیام شاه و ملت» (در آن روز) صحبت میکنند، ضمن اشاره به «انحلال مجلس هفدهم»، «دوران فترت مجلس»، «رفراندوم غیرقانونی» و تعطیلکردن «دیوان عالی کشور»، ادعای جانبداری از امثال خلیل طهماسبی - قانون امنیت اجتماعی مصدق را هم به رُخ میکِشند.
- شماری از آنان تصمیم پادشاه برای عزل مصدق از نخستوزیری را «قانونی» جلوه داده و اینکه احمدشاه هم چندین و چندبار نخست وزیر خود را عزل کرده بود. بماند که وقتی مصدق با حدود ۲۰۰ نفر در کاخ تحصن میکنند تا از ملیشدن نفت پشتیبانی شود، (و شاه میپذیرد) [مصدق] نامهای به عبدالحسین هژیر مینویسد و در آن تصریح میکند شاه در زمان فترت مجلس حق انتخاب نخستوزیر را دارد. این نامه زمانی نوشته میشود که دولت محمد ساعد بر سر کار بود. هیچکس از جمله مصدق برتر از سؤال نیست. شماری از مفاد قانون امنیت اجتماعی او هم، ناقض قانون اساسی است..
- در گرد و حاک این روزها که ابتذال از در و دیوار میبارَد، پادوهای استعمار و ارتجاع، از «مداخله بهنگام آمریکا در ماجرای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲...» صحبت میکنند! براستی باید گفت: «شوارتسکف» متشکریم، «شعبان بیمُخ» چاکریم. مداخله بهنگام آمریکا در ماجرای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ؟
بگذارید نگاهی داشته باشیم به بعضی از تصمیماتی که آیزنهاور اتخاذ کرد و این اقدامات همه شان جنجالی بودند. مثال اول، تصمیمی بود که او در سال ۱۹۵۳ در رابطه با ایران عملی کرد. ایالات متحده همراه با بریتانیا، از یک کودتا در ایران حمایت کردند که شر مصدق را کم کرد. مصدق یک رهبر چپگرا بود که رک و راست از سوی شوروی کنترل می شد. این کودتا شاه را به قدرت بازگرداند.
خب، از آیزنهاور به خاطر نقش سی آی ای در این کودتا انتقاد می شود. ولی بگذارید ببینیم این اقدام چه نتیجه ای در بر داشت؟ ایران مهمترین کشور در منطقه بود، بیشترین جمعیت را داشت، نفت زیادی در آن موقع داشت، و بنابراین قدرت قابل توجهی بود. بازگشت شاه به قدرت، به این معنی بود که ایالات متحده در ایران یک دوست قدرتمند به دست آورده است و طی ۲۵ سال بعد از آن، ایران نقش یک حافظ صلح در منطقه خلیج فارس را بازی کرد. یک مثال جالب این بود که در سال ۱۹۷۳ که من رییس جمهور بودم، شما یادتان می آید که جنگ یوم کیپور درگرفته بود، در آن موقع تمام تولیدکنندگان نفت در خلیج فارس فروش نفت به اسراییل را متوقف کردند، غیر از ایران. اگر سی آی ای مصدق را سرنگون نمی کرد، چنین موقعیتی پیش نمی آمد. این موقعیت پیش آمد چون آیزنهاور از نیروهایی که شاه را به قدرت بازگرداندند حمایت کرد و ما دوباره شاه را در موضع قدرت داشتیم...
باراک اوباما هم گفتهاست: «در هنگام جنگ سرد، ایالات متحده امریکا در سرنگونی یک دولتِ منتخب دموکراتیک ایران نقش بازی کرد. اگر شما به تاریخ ایران نگاه کنید، حقیقت این است که ما در سرنگونی یک دولت منتخب ِدموکراتیک مداخله کردیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اظهارات خانم مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق امریکا
امریکا نقش مهمی در سازماندهی عملیات برای سرنگونی دولت مردمی نخست وزیر، محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور اعتقاد داشت که دلایل استراتژیک این عملیات را توجیه میکرد. اما کودتا به روشنی یک عقبگرد برای توسعه سیاسی ایران بود و اکنون به راحتی میتوان فهمید چرا هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت امریکا در امور داخلی کشورشان، ناراضی هستند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سخنان خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا از حزب دموکرات
ما به صورت جدی اظهار تاسف می کنیم از آنچه در ۱۹۵۳ اتفاق افتاد. ما افراد بلند مرتبهی امریکایی داریم که گفتند این یک گسست در توسعه طبیعی دموکراسی ایران بود، چیزی که می تونست و باید اتفاق می افتاد. در آن زمان جنگ سرد بود و شوروی وجود داشت که یک تهدید وجودی برای همه بود. از جمله برای ایران، ترکیه و یونان. با نگاهی به گذشته میتوان گفت که آن میتوانست به صورت دیگری رقم بخورد. پس ما پشیمان هستیم از آنچه در ۱۹۵۳ اتفاق افتاد...
برنی سندرز سناتور ارشد حزب دموکرات در مناظره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در بهمن ۱۳۹۴ به دخالت ایالات متحده در سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق به عنوان بخشی از سیاست مداخله در امور دیگر کشورها اشاره میکند. وی همچنین در مناظرات سال مربوط به انتخابات ۲۰۲۰ اقدام آمریکا در تغییر دولت در ایران را کودتا خواند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
افشای اسناد طبقهبندیشده
درسال ۲۰۱۳میلادی آرشیو امنیت ملی آمریکا اسنادی را منتشر کرد که ضمن نشان دادن نقش سازمان سیا در رهبری کودتا، آن را بخشی از فعالیت سیاست خارجی آمریکا بهشمار آورد.بماند که بخشهای مهمی از اسناد مربوطه هنوز طبقهبندی شده هستند. در ژوئن ۲۰۱۷ نیز، سازمان سیا ضمن تأیید نقش خود در کودتا اسنادی در این زمینه منتشر نمود. البته بسیاری از پروندههای مربوط به کودتا در دهه ۱۹۶۰ نابود شدند. در اسنادی که از طبقهبندی محرمانه خارج شدهاند ارجاعاتی به رمز آژاکس (رمز عملیات در کودتای ۲۸ مرداد که از نام شوینده ایجکس شرکت کولگیت-پالمولیو گرفته شده است) وجود دارد. این اسناد از جمله شامل پروندههای کاری کرمیت روزولت است که در روزهای منتهی به کودتا در تهران به سر میبرد. این اسناد که در آرشیو آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و نیز مجله فارن پالیسی منتشر شدند، بر اساس قانون دسترسی آزاد به اطلاعات در ایالات متحده آمریکا در اختیار همگان قرار گرفت. اسناد مزبور بخشی از یک مجموعه سند و گزارش بزرگتر به نام «نبرد ایران» هستند که توسط تاریخنگاران سازمان سیا و صرفاً برای مصرف داخلی در اواسط دهه هفتاد میلادی تدوین شدهاند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجله «فارن پالیسی» در حاشیه انتشار این اسناد آورده «سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا برای تحقق اهداف خود در اجرای کودتا، پروژهای چندلایه و پیچیده را همزمان به پیش بردند: استفاده از ماشین پروپاگاندای خود برای تخریب وجهه سیاسی محمد مصدق، رشوه دادن به برخی از نمایندگان وقت پارلمان ایران، سازماندهی نیروهای نظامی و در نهایت به راه انداختن راهپیماییها و اعتراضات خیابانی.»

شایان ذکر است که بخشی از اسناد سیا دربارهٔ ایران که به مقطع کودتا مربوط میشوند در دهه ۱۹۶۰ از میان رفتهاند. در جریان این افشاسازیها، بریتانیاییها از آمریکاییها خواستند از انتشار اسنادی که در آن به نقش سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا در این کودتا هرگونه اشاره مستقیمی شده باشد خودداری کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روایت جک استراو، وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
وی در مراسم افتتاحیه نمایشگاه «ایران در دوره شاه عباس»، چنین گفت:
کمک به رضاشاه و مشارکت در کودتا علیه مصدق از اشتباههای بریتانیا بود. چشم بستن بر حکومت رضاشاه که تقلیدی بیمایه از آتاتورک بود و جامعه (ایران) حساسیتی بیشتر از ترکیه داشت، اشغال ایران به دست بریتانیا، آمریکا و شوروی در خلال ۵ سال جنگ جهانی دوم و مداخله مستقیم همراهی با آمریکا در برکناری دولت منتخب و دموکراتیک مصدق در سال ۱۹۵۳ که با حمایت مدافعانه از شاه علیرغم برخورداری از حمایت مردم ادامه یافت از دیگر اشتباهها بود…
بریتانیا در این کودتا هرگونه اشاره مستقیمی شده باشد خودداری کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیوید اوئن، وزیر خارجه بریتانیا در زمان انقلاب ۵۷ هم، در گفتگویی با روزنامه گاردین به دخالت این کشور در دوران مصدق اشاره کرده و نقش انگلستان را در این سرنگونی پذیرفت.
بریتانیا در این کودتا هرگونه اشاره مستقیمی شده باشد خودداری کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریچارد دالتون و جفری آدامز سفرای اسبق برتانیا در ایران نیز در مصاحبههای خود به کودتای ۲۸ مرداد و نقش انگلستان در ان اشاره نمودند.
برای ارسال این مطلب به فیسبوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook