خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین

بنگر این دو مظهر زندگانی را
که چه دردناک به تو ارمغان می دهم فرزند
بنگر و بگزین
یکی یوغ است هر که آن را بپذیرد کامیاب می گردد
چونان نر گاوی رام ، در خدمت خان بر بستری از کاه گرم خواهد آرمید و قصیل فراوان خواهد یافت
و دومی رمزی است که خویشتنِ من پدید آورده است
چونان قله ای که با کوه به دنیا می آید و آن ستاره است که نور می افشاند و نابود می کند و چون در دست حاملان خود بدرخشد تباهکاران می گریزند
آن که نور به همراه دارد همیشه تنهاست.
خوزه مارتی
 

اواخر قرن نوزدهم قدرت‌های اروپایی مشغول تکه‌پاره‌کردن دنیا و تبدیل آن به مستعمرات و مناطق تحت نفوذ خود بودند و می‌خواستند مناطقی را که در آن‌ها منابع اولیه قرار دارد برای خود بردارند و نیروی کار ارزان و بازار حفاظت شده را در اختیار بگیرند. در آنزمان جزایر دریای کارائیب از جمله کوبا صحنه تاخت و تاز اسپانیایی‌ها بود که از چند قرن پیش به آنجا ریخته بودند.
حضور اسپانیا در کوبا منافع آمریکا را هم تأمین می‌کرد ولی با بپاخاستن مردم کوبا که اواخر قرن نوزدهم به اوج رسید، آمریکا احساس خطر نمود که نکند اوضاع از دستش دربرود. کنترل گذرگاهی که خلیج‌مکزیک را به اقیانوس اطلس متصل می‌کرد در دست کوبا بود و کوبا در موقعیتی قرار داشت که می‌توانست بر صادرات محصولات کشاورزی آمریکا از طریق رود می‌سی‌سی‌پی و نیواورلئان، تاثیر بگذارد.
ضمناً آمریکا نمی‌خواست انگلیسی‌ها (که پیشتر هم سعی کرده بودند کنترل نیواورلئان را دست بگیرند)، تلاش کنند تا اسپانیایی‌ها‌ را از کوبا بیرون رانده و از آنجا به‌عنوان اهرمی برای اعمال فشار بر آمریکا استفاده کنند.
آمریکا که به نیروهای نظامی‌اش در منطقه تکیه داشت، برای ورود به صحنه کفش و کلاه می‌کرد و عاقبت هم وارد گود شد و نیروهایش را در کوبا پیاده نمود و با عملیات کوچک و باشکوه  A Splendid Little War با اسپانیا گلاویز شد، بر فیلیپین و پورتوریکو مسلط شد و کوبا را به زیر سیطره خویش کشید.
البته آمریکا انگیزه دخالت نظامی‌اش را، نه جلوگیری از رادیکال شدن نیروهای انقلابی در کوبا، نه سوارشدن بر کار ارزان و بازار حفاطت شده، بلکه جلوگیری از جنگ نژادی، ترویج دمکراسی و نجات جان انسان ها عنوان می‌نمود و اینکه هیچ گونه قصدی برای تصاحب و کنترل کوبا ندارد و تنها در پی آرام کردن اوضاع است و وفتی به این مهم دست یافت آنجا را به عهده خود مردم خواهد گذاشت.
...
خوزه مارتی (که حین نبرد با اسپانیایی‌ها به خاک افتاد) پیش‌تر گفته بود:
هیچ جنبش انقلابی با پذیرش دخالت نظامی ‌یک قدرت امپریالیستی سود نبرده‌است. من در آمریکا زندگی کرده‌ام و آنرا خوب می‌شناسم. تنها سلاح من (در برابر اشغالگران) قلاب سنگ داوود است.
I have lived inside the monster and know its insides… and my weapon is only the slingshot of David.

پانویس
 
Look at these two, which gives you pain, Insignias of life go and choose. This is a yoke whoever accepts it, enjoy: Makes gentle ox, and provides Service to the gentlemen, sleeping on straw Warm, rich, wide and oats. This, oh mystery to me born What was the summit of the mountain This, that shines and kills, is a star: Since water light, sinners Who are fleeing the leads, and in life, What a monster of crime charged, Anyone who carries light stays alone.
... 
سایت همنشین بهار

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook