عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵)
معاهده صلح ترکمانچای
Туркманчайский мирный договор

آهنگ آغاز و پایان ویدئو، قطعه زیبای چارداش Csárdás اثر آهنگساز ایتالیایی، ویتوریو مونتی Vittorio Monti است. 

خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر شما
در ادامه بحث «عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار» اکنون به معاهده صلح ترکمانچای (ترکمانچایسکی میرنی داگاوُر) می‌رسیم. در مباحث پیشین، پیمان فینکنشتاین، قرارداد مُجمَل، عهدنامهٔ مُفَصّل و عهدنامه گلستان را توضیح داده‌ام، که بصورت مقاله، فایل صوتی و ویدئو، در سایت خودم موجود است. معاهده ترکمانچای که در تاریخ دیپلماسی، روابط بین‌المللی و اوضاع داخلی ایران، نقطه عطف مهمی تلقی می‌شود، اول اسفندماه ۱۲۰۶ خورشیدی(۲۱ فوریه ۱۸۲۸) از سوی روسیه تزاری با هم‌گامی بریتانیا، بر ملت و دولت ایران تحمیل شد و عرصه‌های سیاسی و اقتصادی جامعه ایران را ده‌ها سال تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خویش قرار داد.
در این مقاله متن معاهده ترکمانچای را به زبان فارسی و روسی افزوده‌ام.

در پیامد معاهده به اصطلاح «صلح» ترکمانچای، ایالت ایروان و نخجوان و بخش بزرگی از تالش از دست رفت که مرز کنونی ایران با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و نخجوان، فرآیند آن است. افزون بر از دست‌رفتن باقی‌ماندۀ سرزمین‌های قفقاز(قفقاز شمالی و قفقاز جنوبی)، حق داشتن نیروی دریایی در دریای مازندران(خزر) هم، از ایران گرفته شد و بالاتر از همه، برای نخستین‌‌بار مقررات کاپیتولاسیون(قضاوت کنسولی) از طرف دولت روسیه تزاری به ایران تحمیل گشت. این موضوع را در
بازکرده‌ام. دولت روسیه قرار و مداری را که بین دولت‌های اروپایی و دولت عثمانی برای مسیحیان بسته شده بود، در ایران، برای همه افراد روس ‌می‌طلبید، به روشنی زور می‌گفت و تصریح می‌کرد هیچ فرد دولتی ایران اجازه ندارد به ساختمان یک روس در ایران وارد شود مگر اینکه مُجوّز از سفارت روسیه در دست داشته باشد، ولی تمامی روس‌ها در ایران تنها، قانون روسیه شامل‌شان خواهد شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دست‌اندازی روس‌ها به ارَس و... 
برای روشن‌شدن بحث، یکبار دیگر جنگ‌های ایران و روسیه را، در دوره صفویه، افشاریه و قاجاریه مرور کنیم، بویژه که این درگیری‌ها در دور اول به عهدنامه گلستان و در دور دوم به عهدنامه ترکمانچای انجامید.
همانطور که پیشتر اشاره شد، در جنگ ایران و روس در دوره صفوی(۱۶۵۱-۱۶۵۳ میلادی) هیچ کدام از طرفین برتری کامل نیافت٬ هر جند پس از این دوره جنگ‌ها، نفوذ ایران بر قسمت‌های شمالی قفقاز مستحکم شد.
جنگ ایران و روس در دوره افشاریه(۱۷۲۲-۱۷۲۳ میلادی) در آغاز به شکست کشور ما انجامید و روس‌ها توانستند بخش‌های زیادی از قفقاز و شمال ایران را اشغال کنند٬ اما ۹ سال بعد این نواحی دوباره به ایران باز گشت.
در دوره قاجاریه با مرگ کاترین کبیر(کاترین دوم) Екатерина II Великая (۱۷۹۶ میلادی)٬ ارتش روس از نواحی اشغال‌شده ایران عقب‌نشینی کرد اما زمان فتحعلی‌شاه سالهای ۱۸۰۴- ۱۸۱۳، درگیری دو کشور از سر گرفته شد که شکست ارتش ایران و عهدنامه ننگین گلستان را به دنبال داشت. در دُور بعد(۱۸۲۶-۱۸۲۸ میلادی) دوباره روس‌ها پیروز جنگ شدند و با سوءاستفاده از ضعف و شکست ایران، عهدنامه ترکمانچای را به ما تحمیل نمودند و درنتیجه، بخش‌های شمال رود ارس به روسیه الحاق و امتیازات ویژه‌ای برای آن کشور در داخل خاک ایران لحاظ شد و بخش‌هایی از کشور ما - قفقاز و ترکمنستان امروزی - به قلمرو امپراتوری روسیه پیوست.
در قسمت پیش اشاره شد که عهدنامهٔ گلستان بیش از آنکه یک سند حل و فصل جامع مناقشات باشد، در حقیقت ترک مخاصمه Armistice و از نظر حقوقى Status Quo Presentium شناسائی و حفظ وضع موجود بود. یعنی مواضع‌ و مناطقی‌ که‌ طرفین‌ تحت‌ تصرف‌ خود داشتند به‌ همان‌ صورت‌ باقی‌ ماند. در مناطقی هم که در قرارداد اسم بردند، تحدید حدودی صورت نگرفت. 
مشخص‌نبودن مرزهای بین ایران و روسیه و شورش‌ و ناامنی‌ در سر‌حدات، حکم آتش زیر خاکستر را داشت. 
نیکلای اول، امپراتور روسیه، برای به قول خودش حل نهایی مسائل ایران و روسیه، پرنس منشیکوف را به تهران فرستاد. وی زمانی به ایران رسید که به سبب نقض مُفاد عهدنامه گلستان از سوی سپاه روس، در ایران زمزمه جنگ به گوش می‌رسید. 
با انعقاد عهدنامه گلستان و واگذاری بخشهایی از خاک ایران به روسیه، ظاهراً آبها از آسیاب افتاده بود اما برخی بندهای عهدنامه مزبور روشن نبود، برای مثال تعیین خط مرزی و هر کشوری تا هر جا که تصرف کرده بماند، مبهم بود، از این رو نماینده ایران ابوالحسن شیرازی برای حل بحران مرزی و حل اختلافات راجع به گنجه، شیروان و تالش به روسیه رفت اما دربار روسیه جواب سر بالا داد: «بلاد متصرفی به قهر و غلبه نبوده بلکه حکام هر محل با کمال رغبت حکومت روسیه را پذیرفتند...»
...
دست‌اندازی روس‌ها به ارس، نارضایتی حاکمان قفقاز، نگرانی‌های دولت ایران بخاطر از دست‌دادن سرزمین‌های وسیع، همچنین فشار بعضی از روحانیون بر دولت و عَلَم‌کردن جهاد در برابر کُفّار، می‌رفت تا آتش جنگ میان ایران و روسیه را دوباره مشتعل کند. البته زمینه دخالت روحانیون را تعدادى از شاهزادگان و نیز برخى از دیوانسالاران فراهم کرده بودند. آنان با این توضیح که از دست‌دادن شهرهاى قفقاز قابل تحمل نیست، رو به آخوندها آوردند تا آنها مردم را برای مقابله با روسیه بسیج نموده و اعلام جهاد کنند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نشست بزرگ در چمن سلطانیه
تابستان ۱۸۲۶ میلادی(۱۲۰۵ خورشیدی) فتحعلی‌شاه، شاهزادگان، سران دربار و علمای بزرگ ایران و عتبات عالیات، در چمن سلطانیه(مرکز فرماندهی نیروهای ایران در نزدیکی تبریز در قسمتی ازفلات زنجان - ابهر)، یک نشست بزرگ تشکیل دادند. 
مجمع بزرگ علمای ایران، به زعامت سیدمحمد طباطبایی اصفهانی معروف به سیدمحمد مجاهد، و ملا احمد نراقی، تشکیل و مقرر شده بود که فتحعلی‌شاه باید «با دولت روسیه ترک مصالحه و مدارا کند و لازم است و واجب شرعی، که عداوت و منازعت آشکار سازد.»
درخواست منشیکوف مبنی بر فرستادن سفیری از ایران به روسیه به بهانه «تهنیت جلوس امپراتور جدید» و «تعزیت امپراتور متوفی» که از نظر او ژست حسن نیت بود، پذیرفته نشد و علما نیز تقاضای وی را برای ملاقات و گفتگو قبول نکردند و تأکید کردند که مهربانی با کفار بنا بر نص کلام الهی، حرام است و افزودند که «در صورت ردّ ولایات، باز جهاد با ایشان واجب تر از روزهِ ماهِ صیام است»!
منشیکوف که تلاشهایش برای ایجاد صلح، به رغم تمایل عباس میرزا، بی‌نتیجه مانده بود بسرعت به روسیه رفت و بدین ترتیب، در سال ۱۸۲۶ میلادی(۱۲۰۵ خورشیدی) جنگهای ایران و روسیه از سرگرفته شد. روز از نو و جنگ از نو...
سیدمحمد طباطبایی اصفهانی، ملا احمد نراقی، ملا محمد جعفر استرآبادی، ‌آقا سید نصرالله استرآبادی، ‌سیدمحمدتقی بَرَغانی، سید عزیزالله مجتهد تالشی، ملا احمد نراقی، ‌ملا عبدالوهاب قزوینی و ملا محمد مامقانی و...برای جنگ دوباره با روسها، فتوای جهاد را پیش کشیدند. 
شاه به توصیه روحانیون و برای تفهیم فتوای علما، خوانین و سران عشایر را احضار کرد و در حضور آنها از ضرورت نبرد و فتوای دینی گفت. آن روز خیلی‌ها، زره و خفتان(نوعی از جبه و جامه ٔروز جنگ) بسته و رَجَز جنگ می‌‌خواندند و درواقع، از درگیری با روس جانبداری می‌کردند.
... 
نمی‌دانم چقدر واقعی است. گفته می‌شود در آن نشست، شاه، نظر قائم مقام فراهانی(صدر اعظم ایران) را پرسید، آن مرد بزرگ بهانه آورد که: «کار جنگ و لشکرآرایی را باید از لشکریان خواست که من مرد قلمم». شاه اصرار کرد. قائم‌ مقام پاسخ خود را با این سؤال بیان کرد: «شاهنشاها! مالیات ممالک محروسه چقدر تواند بود؟» شاه روی در هم کشیده پاسخ داد: «شش کرور»
البته، شاه می‌‌دانست که قائم ‌مقام خود این را بهتر می‌‌داند. آنگاه قائم‌ مقام پرسید: «آیا مالیات ممالک روس به عرض مبارک رسیده‌است؟» شاه پاسخ داد: «آری ششصد کرور است، می‌‌دانیم» و قائم مقام گفت: «جنگ شش کرور و ششصد کرور نه شرط عقل است.»

اگر در صحت این داستان تردیدی باشد، دراینکه قائم‌ مقام خیلی نگران بود، تردیدی نیست. بویژه که میدان در دست شیادان و رمالان بود.
لابد قائم مقام، قصه شاه‌سلطان‌حسین و اطرافیانش که وی را با همین ترفندها تشویق به بی‌خیالی کردند تا محمود افغان به اصفهان رسید، در نظر‌ می‌‌آورْد. عاقبتِ این جنگ برای آن مرد بینا و برنا روشن بود. 
القصه، شرر شرارت بر چخماق زده شد و فریاد جنگ جنگ، همه جا پیچید.
فتحعلی‌شاه، بار دیگر پسرش عباس میرزا را راهی جبهه‌های جنگ کرد و سپاهیان ایرانی بر باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش مسلط شدند، غافل از اینکه «چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد» و جوجه را آخر پاییز می‌شمارند... 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
سپاه روسیه وارد تبریز شد
ایوان پاسکویچ Иван Паскевич سردار معروف روسیه درصدد برآمد نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس بگیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را گرفت و در جبهه‌های تالش و لنکران قوای ایران را شکست سختی داد. سپس با شتاب خود را به گنجه رساند. عباس میرزا نیز عازم آنجا شد. در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد ایرانیان فاصله کمی تا پیروزی داشتند اما به علت نرسیدن نیروهای کمکی، در سپاه ایران بی نظمی به وجود آمد و تلاش‌های عباس میرزا در نظم بخشیدن به امور، فایده‌ای حاصل نکرد و ناچار به عقب‌نشینی پرداخت. معابر اَرَس به دست روس‌ها افتاد و آنان با ترکمانان و ایلات یموت، ساخت و پاخت کردند تا آنها علیه دولت ایران طغیان کنند.
این وسط، قوای ایران از ساحل چپ رود اَرَس به داخل آذربایجان عقب نشستند و در نتیجه تبریز، و در پی آن مرند و خلخال و مشکین شهر و سراب و گرمرود تا میانه، همه به محاصره نیروهای پاسکویج درآمد. سپاه روسیه وارد تبریز که شد ذخایر و مهمات دولتی را غارت کرد. با تصرف تبریز پایتخت ایران مورد تهدید نظامی قرار گرفت.
قوای روس همین جور پیش می‌آمد و پیش می‌آمد و، هیچ چیز و هیچکس جلودارش نبود.
جان مکدونالد کینر John Macdonald Kinneir - سفیر انگلیس در تهران - از ترس پیشروی‌های غیرمنتظره روسها، بیش‌تر از فتحعلی‌شاه به هراس افتاد و عاقبت وی را مجبور به قبول شرایط تزارها کرد و بدین ترتیب معاهده ترکمانچای به ایران زورچپان شد. البته مسؤول اول، ندانم‌کاری‌های فتحعلی‌شاه و امثال آصف‌الدوله(صدر اعظم) بود و مک دونالد که شاه را «قلقِلک» ‌داد فقط نقش «معین عمل» را بازی کرد. خانه از پای بست ویران بود.
خلاصه، اول فوریه ۱۸۲۸، در اردوگاه پاسکویچ در قریه ترکمانچای(که چند فرسخ‌ بالاتر از قراچمن‌ از توابع‌ شهرستان ‌میانه‌ قرار داشت) مجلسی تشکیل و معاهده ترکمانچای در ۱۶ فصل (و یک قرارداد تجاری الحاقی در ۹ فصل) نوشته شد.
ایوان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، الکساندر اوبرو سکوف А.Обресков، عباس میرزا، آصف الدوله، قائم مقام، منوچهرخان معتمدالدوله، جان مک نیل (پزشک سفارت انگلیس) میرزامسعود (مترجم زبان فرانسه)، میرزامحمدعلی منشی الممالک و میرزاابوالحسن خان شیرازی (وزیر دول خارجه ایران)، گفتگوهای صلح را به انجام رساندند و نمایندگان ایران و روسیه معاهده ترکمانچای Treaty of Turkmanchai را امضا کردند. (۱۱ بهمن ۱۲۰۶/اول فوریه ۱۸۲۸)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مضمون عهدنامه ترکمانچای
• واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران
• پرداخت ده کرور تومان. معادل ۲۰ میلیون سکه مناتِ سفید روسی (مُنِتا) монета، یا سه میلیون و نیم لیره انگلیسی، از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگی
• اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای مازندران(خزر)
• رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روس‌ها مایل باشند.
• اعطای حق قضاوت کنسولی(کاپیتالاسیون) به روسیه
• استرداد اسرای طرفین
• حمایت از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت‌رساندن وی پس از مرگ شاه (البته عباس میرزا پیش از پدرش درگذشت)
جدا از موارد فوق، امضای معاهده ترکمانچای بازار ایران را هم بدون هیچ مانعی در اختیار روس‌ها قرار ‌داد.
...
عهدنامه ترکمانچای در دو بخش سیاسی و بازرگانی، تنظیم شده بود که هر کدام شرایط سنگینی را به مردم و حکومت ایران تحمیل می‌کرد. روسها در عرصه سیاسی و اقتصادی دارای چنان امتیازاتی در ایران شدند که خوابش را هم نمی‌دیدند و تا آن زمان از هیچیک از همسایگان خود به دست نیاورده بودند. آنان برای سال‌های متمادی با در دست‌داشتن امتیازات عهدنامه ترکمانچای، شمال ایران را قبضه کردند که خود داستانی دیگر است.
...
عهدنامه ترکمانچای سراسر تحقیر و ننگ بود و عباس میرزا و یارانش خون خود را می‌خوردند اما تیغ‌شان کند بود. ایل زعفرانلوی کرد‌تبار ساکن خراسان در واکنش به از دست‌رفتن قفقاز، بر دولت قاجار شورید و بسیاری از ایل‌های کرد و ترکمان و دیگر مردم خراسان را به واکنش به این پیمان ننگین برانگیخت اما کاری از پیش نبرد.

سالی که عهدنامه ترکمانچای به امضا رسید، نقطه‌ی عطفی در تاریخ ایران است. ما فقط قفقاز و نخجوان و قسمتى از آذربایجان...را از دست ندادیم بلکه در پناه پس‌لرزه‌های این قرارداد ننگین، تجّار روسی ‌توانستند با پرداخت فقط ۵ درصد عوارض، هر نوع کالایی را که دلشان می‌خواست، به ایران وارد کنند. این بند از معاهده به همراه غرامت نقدی، کشور ما را به خاک سیاه نشاند.
در منابع روسی دستاورد تجاری فوق اشاره شده‌است. 
Одновременно с договором был подписан «Акт о торговле», по которому русские купцы получали право свободной торговли на всей территории Ирана, на ввоз российских и иранских товаров вводилась единая пятипроцентная пошлина.
ارزان بودن پارچه‌های خارجی که با تعرفه بسیار پایین ۵ درصد وارد ایران می‌شد، هرگونه تلاشی را برای نجات صنعت نساجی ایران، به بن‌بست دچار کرد.
...
آمارهای تکان‌دهنده‌ای درباره‌ی وضعیت اقتصادی کشور ما در قرن نوزدهم وجود دارد که نشان از ورشکستگی شدید اقتصاد ایران دارد. به عنوان مثال از حدود ۵۰۰ واحد بافندگی دستی در شیراز در سال ۱۸۰۰ میلادی، فقط ۱۰ واحد آن تا ۱۸۵۷ باقی ماندند. کُندی و ناپیوستگی تکامل اجتماعی ایران که بی‌دلیل نیست.
حریربافی در اصفهان سیری نزولی داشت. شهرهای دیگر هم دچار همین بدبختی بودند. سال ۱۸۲۰ تعداد کارگاه‌ها ۱۲۵۰ واحد است، بیست سال بعد می‌رسد به ۴۸۶ واحد، اوائل ۱۸۵۰ دویست و چهل و اواخر ۱۸۷۰ به ۱۲ واحد سقوط می‌کند. بافندگی که استخوان‌بندی اقتصاد پیشه‌وری ایران را تشکیل می‌‌داد در نیمه‌ی اول قرن نوزدهم با شتابی روزافزون ضربه زیادی دید و پارچه‌های انگلیسی جای ‌پارچه‌های ایرانی را گرفت. به این ترتیب ایران از کشوری بیرون از نظام جهانی به کشوری پیرامونی تبدیل ‌شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بلشویک‌ها از راه می‌رسند
با معاهده ترکمانچای واردات با آهنگی سریعتر افزایش یافت. علاوه بر این ترکیب صادرات و واردات تغییر کرد اما این همه‌ ماجرا نبود. عهدنامه ترکمانچای بوی تحقیر می‌داد. همانطور که در آغاز گفتم کاپیتولاسیون یا قضاوت کنسولی که بیش از یک قرن، به استقلال ایران آسیب زده و زمینه‌های نفوذ بیگانگان را فراهم کرد، با عهدنامه ترکمانچای به ما تحمیل شد. البته اوضاع بدین منوال باقی نماند. سال ۱۹۱۷ در روسیه همه چیز، کُن‌فیَکون شد و بلشویک‌ها بر سر کار آمدند. بعد از پیروزی آنان و روی کارآمدن لنین، گفته شد پایه‌های معاهده ترکمانچای سست می‌شود. اما درواقع چنین نبود. بلشویک‌ها نه تنها قفقاز را رها نکردند، به گیلان هم نظر داشتند...(...)
برای رسیدگی به این وضع، جامعۀ ملل، با شکایت دولت ایران ۱۶ ژوئن ۱۹۲۰ (۲۶ خرداد ۱۲۹۹)، تشکیل جلسه داد اما تصمیم‌ روشنی گرفته نشد.
انگلیسی‌‌ها با روس‌ها بر سر تصاحب قفقاز و خوارزم و فرارود(ماوراءالنهر) به توافق رسیده و نیروهای روسی شهر رشت را تخلیه کردند. البته چند هفته بعد دبَهّ درآوردند و به بهانۀ این‌که انگلیسی‌‌ها از تخلیۀ خاک ایران خودداری می‌کنند، در بندرانزلی نیرو پیاده کردند و گروهی را نیز، دوباره در رشت مستقر نمودند. متاسفانه این مسائل واقعی است و نباید نگاه مثبت به انقلاب اکتبر (که البته آثار ماندگاری هم داشت) و دافعه نسبت به تزارها (که با ستم و سرکوب میانه داشتند) باعث شود تا وقایع را نه آنچنان که اتفاق افتاده، بلکه آن جور که ما مایلیم روی داده باشد، ببینیم. پیاده شدن واحدهای دریایی ارتش سرخ در انزلی و تسخیر شمال ایران در ۱۸ می‌۱۹۲۰، ۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹ شایعه ارتجاع و سرمایه‌داری نیست.
...
برگردیم به آغاز سخن، انعقاد معاهده ترکمانچای از یکسو تا حدودی به خواستهای سیاسی و توسعه‌طلبانه روسیه و نفوذ سرمایه‌داری تجاری آن تحقق بخشید و از سوی دیگر، رقابت دو دولت توسعه طلب روسیه و انگلستان را تشدید کرد و عرصه‌های سیاسی و اقتصادی جامعه ایران را ده‌ها سال تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خویش قرار داد. تبعات عهدنامه ترکمانچای، همچنان بر زندگی مردم ستمدیده ایران سایه افکنده‌ و نسل‌های بعد هم تاوان این سرسپردگی به بیگانگان را به گونه‌ای دیگر خواهند پرداخت. شایان ذکر است که مناطق جدا شده طی دو عهدنامه گلستان و ترکمانچای، هفده شهر قفقاز(هفده ولایت قفقازی ایران) بود.
 

 متن کامل عهدنامه ترکمانچای
Treaty of Turkmenchay 
به زبان فارسی و روسی 

هو الله 
دیباچه عهدنامه ایران و روس
الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش‌های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان‌های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمانچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:
فصل اول- بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.فتحعلی‌شاه در کاخ ریاست ج دهلی 
فصل دویم- چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می‌دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد. 
فصل سیم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می‌کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را – خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می‌کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند. 
فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می‌کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند: 
از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می‌شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می‌شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می‌آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می‌شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می‌یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می‌شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می‌شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می‌کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می‌یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی. 
بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می‌گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه‌های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی‌های جگیر امتداد می‌یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می‌شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت. 
و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می‌یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله‌های بلندی‌های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می‌رود که طالش را از محال ارشق منفصل می‌کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می‌دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می‌کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی‌های کوه‌هایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می‌دهد متابعت می‌کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می‌گذرد متابعت می‌کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.
فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می‌داند. 
فصل ششم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می‌کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد. 
فصل هفتم- چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل‌های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می‌کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می‌داند. 
فصل هشتم- سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره‌های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم‌های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می‌شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی‌تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.
فصل نهم- چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می‌شود- خواه برای انجام خدمت‌های اتفاقی یا برای اقامت دایمی – به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد. 
فصل دهم- چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می‌بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند. 
اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می‌دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می‌کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می‌کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد. 
در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد. 
فصل یازدهم- همه امور و ادعا‌های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد. 
فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می‌کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می‌شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می‌دارد. 
فصل سیزدهم- همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می‌شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.
دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می‌کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می‌کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند. 
فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی‌کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می‌تواند شد، دولت ایران تعهد می‌کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می‌دهد. 
اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می‌کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک‌ها و ملا‌ های بزرگ که صورت رفتارها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.
در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند. 
فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می‌پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می‌فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه‌ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می‌شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند. 
و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می‌شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می‌شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می‌گردد. 
فصل شانزدهم- بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و احکام لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند. 
این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده‌است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه‌های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه ترکمانچای، به تاریخ دهم شهر(؟) فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (۱۸۲۸م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (۱۲۴۳ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.                          

Туркманчайский мирный договор

 между Россией и Ираном

10 февраля 1828 г

Во имя Бога Всемогущего.
Его императорское величество всепресветлейший, державнейший великий государь император и самодержец всероссийский и е.в. падишах персидский, равно движимые искренним желанием положить конец пагубным следствиям войны, совершенно противной их взаимным намерениям, и восстановить на твердом основании прежние сношения доброго соседства и дружбы между обоими государствами постановлением мира, который бы, в самом себе заключая ручательство своей прочности, отвращал на предбудущее время всякий повод к несогласиям и недоразумениям, назначили своими уполномоченными для совершения сего спасительного дела: е.в. император всероссийский — своего генерал-адъютанта, генерала от инфантерии, командующего Отдельным кавказским корпусом, главноуправляющего гражданскою частью в Грузии, губернии Астраханской и области Кавказской, начальствующего Каспийскою флотилиею, кавалера орденов Св. Александра Невского с алмазными украшениями, Св. Анны 1-й степени с алмазными украшениями, Св. Владимира 1-й степени, Св. Георгия II класса, имеющего две шпаги за отличие, из коих одна с надписью «За храбрость», а другая украшена алмазами, и кавалера иностранных орденов прусского Красного Орла 1-й степени, ордена Луны Высокой Порты Оттоманской и многих других Ивана Паскевича и своего действительного статского советника, камергера и кавалера орденов Св. Владимира 3-й степени, польского Станислава 2-й степени и Св. Иоанна Иерусалимского Александра Обрескова, а е.в. шах персидский — е.в. принца Аббаса Мирзу. Уполномоченные сии, съехавшись в селении Туркманчае и по размене данных им полномочий, кои найдены в надлежащем порядке, постановили и заключили нижеследующие статьи:
Статья I
Отныне на вечные времена пребудет мир, дружба и совершенное согласие между е.в. императором всероссийским и е.в. шахом персидским, их наследниками и преемниками престолов, их державами и обоюдными подданными.
Статья II
Е.в. император всероссийский и е.в. падишах персидский, принимая в уважение, что с войною, между высокими договаривающимися сторонами возникшею и ныне счастливо прекращенною, кончились и взаимные по силе Гюлистанского трактата обязательства, признали нужным заменить означенный Гюлистанский трактат настоящими условиями и постановлениями, долженствующими устроить и утверждать более и более будущие мирные и дружественные между Россиею и Персиею сношения.
Статья III
Е.в. шах персидский от своего имени и от имени своих наследников и преемников уступает Российской империи в совершенную собственность ханство Эриванское по сию и по ту сторону Аракса и ханство Нахичеванское. Вследствие сей уступки е.в. шах обязуется не позже шести месяцев, считая от подписания настоящего договора, сдать российским начальствам все архивы и публичные документы, относящиеся до управления обоими вышеозначенными ханствами.
Статья IV
С согласия обеих высоких договаривающихся сторон постановляется границею между обоими государствами следующая черта: начиная с той точки от границы оттоманских владений, которая всех ближе в прямом направлении отстоит от вершины Малого Арарата, граничная черта пойдет до вершины сей горы; оттуда по покатости ее сойдет к верховью реки Нижнего Карасу, вытекающей с южной стороны Малого Арарата; потом сия граничная черта продолжится по течению той реки до впадения оной в Аракс против, Шерура; от сего пункта она пойдет по руслу реки Аракса до крепости Аббас-Абада; здесь около внешних укреплений сей крепости, находящихся на правом берегу Аракса, будет обведена окружность шириною в пол-агача, то есть в 3? российских версты, во всех направлениях, и пространство земли, содержащееся в сей окружности, сполна будет принадлежать исключительно России и имеет быть отрезано с величайшей точностью в течение двух месяцев, считая от сего числа. Начиная с того места, где означенная окружность с восточной стороны примкнется к берегу Аракса, пограничная черта пойдет паки по руслу сей реки до Едибулукского брода; оттуда персидское владение будет простираться по руслу реки Аракса на 3 агача, то есть на 21 российскую версту; потом граница пойдет прямо чрез Муганскую степь до реки Болгару к месту, лежащему 3-мя агачами, то есть 21 верстою, ниже соединения двух речек: Одинабазар и Саракамыш. Оттуда граница продолжится по левому берегу реки Болгару вверх до соединения помянутых речек Одинабазар и Саракамыш; потом по правому берегу восточной реки Одинабазар до ее верховья, а отселе до вершины Джикоирских высот, так, что все воды, текущие с сих высот к Каспийскому морю, будут принадлежать России, а все воды, изливающиеся на сторону Персии, будут принадлежать Персии. Поелику же здесь граница между обоими государствами определяется гребнем гор, то положено, что покатость их к морю Каспийскому должна принадлежать России, а противуположная покатость имеет принадлежать Персии. От гребня Джикоирских высот граница пролегает до вершины Камаркуя по горам, отделяющим Талышь от округа Арши. Горные верхи, разделяющие течение вод на обе стороны, будут составлять здесь пограничную черту точно так же, как выше было сказано о пространстве между верховьем Одинабазара и Джикоирскими вершинами. Далее пограничная черта, с непрерывным наблюдением вышеизложенного правила относительно течения вод, будет следовать от Камаркуйской вершины по хребту гор, разделяющих округ Зуванта и округ Арши, до границы округа Велькиджи. Таким образом, округ Зувант, за исключением части, лежащей на противной стороне от вершин помянутых гор, присоединится к России. От границы округа Велькиджи пограничная между обоими государствами черта, в постоянной сообразности с вышеозначенным правилом течения вод, будет следовать по вершинам Клопуты и по главной цепи гор, пролегающих по округу Велькиджи, до северного истока реки Астары, оттуда по руслу сей реки до впадения ее в Каспийское море, где и оканчивается пограничная черта, имеющая отделять российские владения от персидских.
Статья V
Е.в. шах персидский, в доказательство искренней своей дружбы е.в. императору всероссийскому, настоящею статьею как от своего имени, так и от имени своих наследников и преемников персидского престола признает торжественно все земли и все острова, лежащие между пограничною чертою вышеозначенною и между хребтом Кавказских гор и Каспийским морем, как равно и всех кочующих и других народов, в тех странах обитающих, принадлежащими на вечные времена Российской империи.
Статья VI
Е.в. шах персидский, в уважение значительных пожертвований, причиненных Российской империи возникшею между обоими государствами войною, а также потерь и убытков, потерпенных российскими подданными, обязуется вознаградить оные денежным возмездием. Сумму сего вознаграждения обе высокие договаривающиеся стороны постановили в десять куруров туманов раидже, или двадцать миллионов рублей серебром; сроки же, образ платежа и обеспечение оного постановлены в особом договоре, который будет иметь такую же силу, как бы он был внесен в настоящий трактат от слова до слова.
Статья VII
Как е.в. шах персидский признал за благо назначить своим преемником и наследником престола августейшего сына своего принца Аббаса Мирзу, то е.в. император всероссийский, дабы всенародно доказать е.в. шаху персидскому свое дружественное расположение и желание содействовать к утверждению сего наследственного порядка, обязуется признавать отныне в августейшем лице е.выс-ва принца Аббаса Мирзы преемника и наследника персидской короны, а по вступлении его на престол почитать его законным государем сей державы.
Статья VIII
Российские купеческие суда по прежнему обычаю имеют право плавать свободно по Каспийскому морю и вдоль берегов оного, как равно и приставать к ним; в случае кораблекрушения имеет быть подаваема им в Персии всякая помощь. Таким же образом предоставляется и персидским купеческим судам право плавать на прежнем положении по Каспийскому морю и приставать к берегам российским, где взаимно в случае кораблекрушения имеет быть оказываемо им всякое пособие. Относительно же военных судов, как издревле одни военные суда под российским военным флагом могли иметь плавание на Каспийском море, то по сей причине предоставляется и подтверждается им и ныне прежнее сие исключительное право с тем, что кроме России никакая другая держава не может иметь на Каспийском море судов военных.
Статья IX
Е.в. император всероссийский и е.в. шах персидский, желая всеми средствами утвердить союз мира и дружбы, столь счастливо между ими возобновленный, соизволяют, чтобы взаимные высоких дворов послы, министры и поверенные в делах, отправляемые к соответственным высоким дворам для исполнения временных поручений или для постоянного пребывания, были принимаемы с почестями и отличием, соответствующими их званию, достоинству высоких договаривающихся сторон, искренней приязни, их соединяющей, и местным обычаям. На сей конец постановлен будет особым протоколом церемониал для наблюдения с той и другой стороны.
Статья X
Е.в. император всероссийский и е.в. шах персидский, признавая восстановление и распространение торговых между обоими государствами сношений одним из главнейших благодетельных последствий восстановления мира, в полном взаимном согласии рассудили за благо устроить все распоряжения, относящиеся до покровительства торговли и безопасности обоюдных подданных, и изложить оные в прилагаемом у сего отдельном акте, который, будучи заключен обоюдными уполномоченными, есть и будет почитаем равносильною частью настоящего мирного договора. Е.в. шах персидский предоставляет России, как то было и прежде, право определять консулов или торговых агентов повсюду, где польза торговли сего востребует, и обязуется сим консулам и агентам, из которых каждый будет иметь в свите своей не более десяти человек, оказывать покровительство, дабы пользовались они почестями и преимуществами, публичному их званию присвоенными. Е.в. император всероссийский обещает со своей стороны наблюдать совершенное взаимство в отношении консулов или торговых агентов е.в. шаха персидского. В случае основательной жалобы персидского правительства на российского агента или консула российский министр или поверенный в делах при дворе е.в. шаха, яко непосредственный начальник их, имеет удалить виновного от должности и временно поручить оную другому лицу по своему усмотрению.
Статья XI
Все требования обоюдных подданных и другие дела, остановленные войною, будут возобновлены и решены сообразно справедливости после заключения мира. По долговым обязательствам обоюдных подданных между собою и на казне того или другого правительства имеет последовать немедленное и полное удовлетворение.
Статья XII
Высокие договаривающиеся стороны для выгоды обоюдных подданных постановили по общему их согласию тем из них, которые имеют недвижимую собственность по обе стороны Аракса, предоставить трехлетний срок, в продолжение которого они могут свободно продавать и обменивать оную; но е.в. император всероссийский, поколику то до него касается, изъемлет из сего снисходительного распоряжения Гуссейн-хана, бывшего эриванского сардаря, брата его Гасан-хана и Керим-хана, бывшего правителя нахичеванского.
Статья XIII
Все военнопленные обеих сторон, взятые в продолжение последней войны или прежде, а равно подданные обоих правительств, взаимно впадшие когда-либо в плен, должны быть освобождены и возвращены в течение четырех месяцев; они имеют быть снабжены жизненными припасами и прочими потребностями и отправлены в Аббас-Абад для сдачи взаимным комиссарам, кои назначатся для принятия их и распоряжения дальнейшего препровождения в места жительства. Высокие договаривающиеся стороны будут таким же образом поступать со всеми военнопленными и всеми российскими и персидскими подданными, взаимно впадшими в плен, кои не будут возвращены в означенный срок по отдаленности их нахождения или по иной какой-либо причине или обстоятельству. Обе державы предоставляют себе точное и неограниченное право требовать таковых во всякое время и обязуются возвращать их взаимно по мере того, как они будут оказываться или когда поступят о них требования.
Статья XIV
Ни одна из высоких договаривающихся сторон не будет требовать выдачи переметчиков и дезертиров, перешедших в подданство другой до начатия последней войны или во время оной. Для предупреждения же вредных последствий, взаимно могущих произойти от умышленных сношений между некоторыми из сих переметчиков и их прежними соотечественниками или подвластными, персидское правительство обязуется во владениях его, состоящих между Араксом и чертою, образуемою рекою Чара, озером Урмия, рекою Джакату и рекою Кизил-Озан до впадения ее в море Каспийское, воспретить пребывание тем лицам, кои ныне или впоследствии будут поименно российским правительством означены. Е.в. император всероссийский со своей стороны обещает равномерно не дозволять персидским переметчикам селиться или проживать в ханствах Карабахском и Нахичеванском и в части ханства Эриванского, на правом берегу Аракса лежащей. Но само собою разумеется, что сие условие имеет и будет иметь силу только в отношении к лицам, носившим публичные звания или имеющим некоторое достоинство, каковы суть: ханы, беки и духовные начальники или моллы, кои личным примером, внушениями и тайными связями могут иметь вредное влияние на прежних своих соотчичей, бывших в их управлении или им подвластных. Что касается вообще до жителей обоих государств, то высокие договаривающиеся стороны постановили, что обоюдные подданные, кои перешли или впредь перейдут из одного государства в другое, могут селиться и жить всюду, где дозволит то правительство, под коим они будут находиться.

Статья XV

Е.в. шах, движимый благотворным и спасительным намерением возвратить спокойствие державе своей и устранить от подданных своих все, что могло бы увеличить еще бедствия, навлеченные на них войною, столь счастливо настоящим договором оконченною, дарует совершенное и полное прощение всем жителям и чиновникам области, именуемой Азербайджаном. Никто из них, к какому бы разряду ни принадлежал, не может подвергнуться преследованию, ниже оскорблению за мнения, поступки свои или поведение в течение войны или в продолжение временного занятия помянутой области российскими войсками. Сверх того, будет предоставлен тем чиновникам и жителям годичный срок, считая от сего числа, для свободного перехода со своими семействами из персидских областей в российские, для вывоза и продажи движимого имущества, без всякого со стороны правительства и местных начальств препятствия и не подвергая продаваемые или вывозимые сими лицами имущества и вещи какой-либо пошлине или налогу. Относительно же имения недвижимого определяется пятилетний срок для продажи оного или учинения произвольных об оном распоряжений. Не распространяется, однако же, сие прощение на тех, кои до истечения помянутого годичного срока впадут в какую-либо вину или преступление, подлежащее судебному наказанию.

Статья XVI

По подписании сего мирного договора обоюдные уполномоченные отправят без отлагательства во все места известия и надлежащие повеления о немедленном прекращении военных действий.

Настоящий мирный договор, учиненный в двух одинакового содержания экземплярах, подписанный уполномоченными обеих сторон, утвержденный печатями гербов их и взаимно ими размененный, имеет быть утвержден и ратификован е.в. императором всея России и е.в. шахом персидским, и торжественные, за собственноручным их подписанием, ратификациибудутразменены обоюдными уполномоченными в течение четырехмесячного срока или скорее, буде возможно. Заключено в селении Туркманчай 10 февраля в лето от Рождества Христова 1828 г. и 5 Шабана 1243 г. Хиджры. (М. П.) Иван Паскевич (М. П.) А.Обресков

Видел и утвердил наиб-султан. (М. П.)

А также подписал министр иностранных дел

Мирза Абуль Хасан-хан (М. П.)

 

  • متن عهدنامه ترکمانچای به زبان فارسی و روسی
  • عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن «گور اوزلی»
    Гюлистанский договор 
  • امینی، علیرضا؛ و حبیب الله ابوالحسن شیرازی، تحولات سیاسی اجتماعی ایران از قاجار تا رضاشاه
  • م. بی‌شتاب. سیمرغ و صیاد
  • طالع، دکتر هوشنگ. قرارداد ترکمانچای، دیروز و امروز
  • محمدبن سلیمان تنکابنی، قصص العلماء
  • شمیم، علی اصغر؛ ایران- دوره سلطنت قاجار،
  • آرین پور، فواد. انقلاب فراموش شده 
  • بهنود، مسعود. کشتگان بر سر قدرت
  • اسناد رسمی در روابط سیاسی ایران با انگلیس و روس و عثمانی، چاپ غلامحسین میرزاصالح
  • محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ: تاریخ قاجاریه، معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه، 
  • عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثرسلطانیه: تاریخ جنگهای ایران و روس، تبریز ۱۲۴۱
  • نفیسی، سعید. تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر،
  • رابرت گرانت واتسون، تاریخ ایران از ابتدای قرن نوزدهم تا سال ۱۸۵۸، ترجمه ع. وحید مازندرانی،
  • هدایت، فهرس التّواریخ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث،
  • متن قرارداد مودت۱۹۲۱ / به زبان انگلیسی
  • متن قرارداد مودت۱۹۲۱ / به زبان فارسی

همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است:
... 
همنشین بهار 

 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook


قطعه زیبای چارداش Csárdás
از آثار ویتوریو مونتی

قطعه زیبای چارداش Csárdás </br>از آثار ویتوریو مونتی

چارداش Csárdás / Czardas (سزارداس) نوعی رقص محلی مَجار است که پیشینه‌اش به قرن هیجدهم می‌رسد. این رقص زیبا و پر تحرک را سال ۱۹۰۴ میلادی، آهنگساز ایتالیایی، ویتوریو مونتی Vittorio Monti، با تصنیف قطعه زیبای چارداش ماندگار کرده‌است. زمان اجرای آن حدود ۴ دقیقه و نیم است و تقریباً به‌وسیلهٔ هر ارکستر کولی اجرا می‌شود.

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴)
عهدنامهٔ گلستان
Гюлистанский договор

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴)</br>عهدنامهٔ گلستان</br>Гюлистанский договор

خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر شما.
در ادامه بحث «عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار» اکنون به عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор (گولستانسکی داگاوُر)، می‌رسیم که ۳ آبان ۱۱۹۲ خورشیدی(۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی) در پی جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار بین این دو کشور امضاء شد. عهدنامهٔ گلستان باعث گشت روس‌ها که در بدترین شرایط در جنگ با فرانسه بودند، از گرفتاری‌های ایران آسوده شده و سرزمین‌های جدیدی را به متصرفات خود اضافه کنند. پیشتر پیمان فینکنشتاین، قرارداد مُجمَل و عهدنامهٔ مُفَصّل را توضیح داده‌ام، که بصورت مقاله و ویدئو، در سایت خودم موجود است.

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳)
Anglo-Persian Treaty of 1812
عهدنامهٔ مُفَصّل

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳)</br>Anglo-Persian Treaty of 1812</br>عهدنامهٔ مُفَصّل

در ادامه بحث «عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار» اکنون به عهدنامهٔ مُفَصّل که بیش از دو قرن پیش، بین ایران و انگلیس امضا شده، می‌پردازم. در این مقاله متن کامل پیمان مزبور را هم افزوده‌ام. پیشتر در مورد پیمان فینکنشتاین Treaty of Finckenstein و قرارداد مُجمَل The 1809 treaty هم، توضیح داده‌ام.
ضرورت طرح اینگونه مباحث آشنایی با تاریخ پُر فراز و نشیب میهن ماست که غالباً با آن بیگانه‌ایم. درست است که در گذشته نباید زیست اما به گذشته باید نگریست. به قول شکسپیر در نمایشنامه توفان: What's Past Is Prologue گذشته پیش درآمد اکنون است.

بدترین دشنام و زشت‌ترین اتهامی که می‌شود به يک ملت زد
بخشی از سخنرانی دکتر علی شریعتی ۱۲ آذر ۱۳۴۸ 

 بدترین دشنام و زشت‌ترین اتهامی که می‌شود به يک ملت زد

۱۲ آذر ۱۳۴۸ دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد، با اشاره به تاریخ ایران سخنان مهمی ایراد نمود. توجه شما را به دقایقی از آن فایل صوتی جلب می‌کنم. حرفهای او البته آیه نیست و هیچ‌کس هم نگفته‌است که گل بی عیب بود. از قضا خودش بیش از همه، یقه خودش را می‌گرفت و بازخواست می‌نمود، اما آن جان شیفته دغدغه آزادی داشت و جدّی‌تر از آن بود که بی حرفی‌هایش را با پرحرفی جبران کند یا از آنچه نمی‌داند سخن بگوید.

دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت
Frankfurter Schule

دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت</br> Frankfurter Schule

این بحث اشاره کوتاهی است به نسبت دکتر علی شریعتی با مکتب فرانکفورت Frankfurter Schule مکتبی فکری در زمینه فلسفه علوم اجتماعی، که بیش از هر چیز، به خاطر ارائه برنامه‌ای که «نظریهٔ
انجمن پژوهش اجتماعی که در سال ۱۹۲۳(حول و حوش مرگ محمد علیشاه قاجار) در فرانکفورت آلمان بنیان نهاده شد و وابسته به دانشگاه فرانکفورت بود، بیشتر به عنوان مکانی که در آن، مکتب فرانکفورت پدید آمده شناخته می‌شود.

آواز ماوت هاوزن و ترانه زیبای آندونیس
Adonis from the Mauthausen

آواز ماوت هاوزن و ترانه زیبای آندونیس</br>Adonis from the Mauthausen

این مطلب اشاره کوتاهی است به اردوگاه، یا بهتر بگویم زندان ماوت هاوزن و ترانه‌ی زیبای Ο Αντώνης «آندونیس» که سال ۱۹۶۶(۱۳۴۵ شمسی) با اجرای ماریا فارانتوری Maria Farantouri خوانندهٔ بزرگ یونانی بر سر زبان‌ها افتاد.
در اوائل انقلاب یک کاست که «ترانه‌های میهن تلخ - ماوت هاوزن» نام داشت، دست به دست می‌گشت و شنیدم تدوین «احمد شاملو» است. یادش بخیر.

کوچه لَرَه سو سپمیشم
Küçələrə su səpmişəm
کوچه‌ها را آب و جارو کرده‌ام

کوچه لَرَه سو سپمیشم</br>Küçələrə su səpmişəm</br>کوچه‌ها را آب و جارو کرده‌ام

کوچه را آب پاشیده ام، تا وقتی یارم می‌آید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند
سماور را روشن کرده‌ام، قند در استکان انداخته‌ام، اما یارم رفته و من تنها مانده‌ام
چه قدر خاطر دوست عزیز و شیرین است

تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه»
در گذشته نباید زیست اما، به گذشته باید نگریست

تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه»</br>در گذشته نباید زیست اما، به گذشته باید نگریست

مراسم تاجگذاری با پخش اذان مؤذن‌زاده اردبیلی آغاز شد. سپس امام جمعه وقت سید حسن امامی خطبه‌ای قرائت کرد و قرآن را به شاه داد. شاه بعد از بوسیدن قرآن آن را دوباره به وی برگرداند. تاجگذاری هنگامی بود که از مرگ دکتر مصدق زمان زیادی نمی‌گذشت و کودتای سال ۳۲ و آن مردادِ گران از خاطره‌ها نرفته بود.
تشریفات مزبور می‌بایست خیلی جلوتر، پس از اینکه وی بعنوان ولیعهد در مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی خورد، برگزار شود، ولی در پیامد هجوم متفقین به ایران و اشغال کشور، جشن تاجگذاری به زمانی مناسب موکول گشت.

غبارزدایی از آینه‌ها
ضربه شهریور سال ۵۰
تعقیب و مراقبت ساواک و دستگیری محمد حنیف‌ نژاد

غبارزدایی از آینه‌ها</br>ضربه شهریور سال ۵۰</br>تعقیب و مراقبت ساواک و دستگیری محمد حنیف‌ نژاد

محمد حنیف‌ نژاد، حدود دو ماه بعد از بازداشت مسعود رجوی، دستگیر شده‌است. خانه‌ای که در آن مستقر بود از امکانات بعد از ضربه شهریور بود و افراد زندانی اساساً از ان خبر نداشتند که لو بدهند! حتی سعید محسن آدرس آن خانه را نمی‌دانست.
ساواک از طریق تعقیب و مراقبت رسول مشکین‌فام به محل اقامت محمد حنیف‌ نژاد رسید. روایت بهمن بازرگانی، ابراهیم آوخ، پرویز یعقوبی، مهدی تقوایی، محمد محمدی گرگانی، سعید شاهسوندی، محمد صادق، محمد ابراهیم جوهری، محسن نجات حسینی، کریم رستگار، لطف الله میثمی، محمد محمدی گرگانی و نصرالله اسماعیل زاده نیز جز این نیست. آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله لاهوتی، شکرالله پاکنژاد، عبدالرضا نیکبین رودسری(عبدی)، بیژن جزنی، صفر قهرمانی، تقی شهرام و رضا رضایی نیز حتی با اشاره، لودادن خانه حنیف‌نژاد را تائید نکردند.

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲)
Preliminary Anglo-Iranian Treaty
قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی)

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲)</br>Preliminary Anglo-Iranian Treaty</br>قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی)

«سِرهارفورد جونز» در کتاب خاطراتش با اشاره به عهدنامهٔ مُجمَل، می‌نویسد: [حین مذاکرات] «میرزامحمد شفیع گفت: [ببینم] آیا شما به اینجا آمده‌اید که سر ما کلاه بگذارید؟ من از جایم بلند شده و گفتم: تو پیرمرد خرفت کله خراب چطور جرأت می‌کنی چنین سخنی به من بگویی که نماینده پادشاه انگلستان هستم؟ اگر به خاطر احترامی که برای سروَرَت شاه ایران قائل هستم نبود، مغزت را از سرت بیرون می‌ریختم البته اگر داشته باشی. بعد او را با خشونت به طرف دیواری که پشت سرش بود هل دادم و لگدی به شمع‌ها زدم و در تاریکی از اتاق خارج شدم و بدون اینکه هیچ‌ یک از ایرانیان جرأت کند جلوی مرا بگیرد سوار اسبم شدم و به اقامتگاهم برگشتم.

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱)
Treaty of Finckenstein
پیمان فینکنشتاین

عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱)</br>Treaty of Finckenstein</br>پیمان فینکنشتاین

این بحث به عهدنامه فینکنشتاین(فین کن‌اشتاین) می‌پردازد که بیش از دو قرن پیش، فتحعلی‌شاه قاجار و ناپلئون بناپارت امضا کرده‌اند. ناپلئون می‌خواست با انگلیس بجنگد تا فتوحات خود را گسترش دهد اما آن کشور جزیره‌ای بود با نیروی دریایی مجهز و قوی، ازهمین‌رو تصمیم گرفت به مهم‌ترین مستعمره انگلیس(هندوستان) حمله کند. اما برای راه‌یابی به هند بایستی روابط خوبی با ممالک شرقی برقرار می‌شد و ایران که مرز مشترک با هند داشت برای این منظور مناسب بود. برای پی‌ریزی یک قرارداد دفاعی(که بعداُ به پیمان فینکنشتاین شهره شد)، ناپلئون نمایندگانی به دربار فتحعلیشاه فرستاد.

غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر
Algiers Agreement
+ متن کامل قرارداد

غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر</br> Algiers Agreement </br> + متن کامل قرارداد

عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر اشاره به قراردادی میان کشورهای ایران و عراق با وساطت الجزایر است، که خط مرزی ایران و عراق در آب‌های اروندرود را تعیین کرد. اَروَندرود(شط العرب) رودخانهٔ پهناوری است در جنوب غربی ایران و در مرز ایران و عراق که از همریزش رودهای دجله، فرات و سپس کارون پدید آمده‌است.
ایران و عراق پیشینه درگیری‌های دیرپا بر سر مالکیت و حق بکارگیری از این رودخانه دارند. این درگیری‌ها پیشینه‌ای دراز دارد و از زمان همجواری امپراطوری عثمانی با مرزهای غربی ایران آغاز شده‌است. در طول این مدت قراردادهای بیشماری برای چگونگی بهره‌برداری از رودخانه میان دو کشور به امضاء رسیده‌ که مهمترین آن، پیمان ۱۹۷۵ الجزایر می‌باشد که بخشی از آن دربارهٔ تعیین مرز در محل رودخانه‌است.

غبارزدایی از آینه‌ها
خطابه دکتر مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری(دادگاه لاهه)

غبارزدایی از آینه‌ها</br>خطابه دکتر مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری(دادگاه لاهه)

سال ۱۳۳۰ وقتی دکتر مصدق به نخست‌وزیری رسید، زمزمه ملی‌شدن نفت در همه ایران پیچید. دولت انگلیس، در واکنش به این اوضاع، شکایتی علیه ایران تسلیم دیوان لاهه نمود. به دنبال طرح این شکایت دولت مصدق اعلام کرد که چون معاهده مزبور یک قرارداد بین‌المللی نیست، لغو آن به منزله نقض قوانین بین‌المللی به‌شمار نمی‌رود. دولت انگلستان شکایت تازه‌ای تسلیم شورای امنیت کرد. دکتر مصدق با این استدلال که این منازعه بین دولت ایران و یک شرکت بازرگانی است و نه منازعه‌ای میان دو دولت که در صلاحیت شورای امنیت باشد، حرف خود را به کرسی نشاند...

غبارزدایی از آینه‌ها
عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده
Iran-United States Treaty of Amity 

غبارزدایی از آینه‌ها</br> عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده

بحث تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک که از داستان تکامل و انسان‌های اولیه آغاز شده و تا دوران کنونی ادامه خواهد داشت، اکنون به نیمه اول قرن بیستم نزدیک شده‌است. در بخشهای آتی، وقایع ۱۹۵۵ و عهدنامه مودّت هم بحث خواهد شد.
این روزها که ایران با پیش‌کشیدن عهدنامه مزبور دادخواستی را به دبیرخانه دیوان لاهه تسلیم کرده‌‌، اشاره به آنرا ضروری می‌دانم، با این یادآوری که بحث همه جانبه و دقیق در این مورد کار حقوقدانان است و در صلاحیت من نیست.

رقص شعر تن است و شریعت با آن بیگانه
با من تا پایان راه عشق برقص

رقص شعر تن است و شریعت با آن بیگانه</br>با من تا پایان راه عشق برقص

ترانه «با من تا پایان راه عشق برقص» Dance Me to the End of Love، کششی لطیف و رابطه‌ای عاطفی و عمیق را که چونان یک نهال زیبا سر از خاک برآورده و به برگ و بار نشسته، به تصویر می‌کِشد. نهالی که البته با گردباد زمان گلاویز خواهد شد.
ترانه «با من تا پایان راه عشق برقص» شنونده دردمند را در خود می‌برَد و به شعف و غم می‌کشانَد، غمهایی که از جنس غصه نیست. غم‌هایی که قدمش مبارک باد. در شرایطی که ایران خاک پاک ایزدی در حصار ظلمت اهریمن است و دشمنان رحمت و مهر بر آن یأس و محنت می‌بارند، به شور و شادی و به موسیقی و رقص نیاز داریم. به رقص، که شعر تن است و شریعت با آن بیگانه.

تنگهِ هرمز، طلایی آبراهِ نفتیِ جهان
Strait of Hormuz 

تنگهِ هرمز، طلایی آبراهِ نفتیِ جهان

تنگهٔ هرمز دومین تنگه بین‌المللی شلوغ دنیا، آب‌راهی است بین استان هرمزگان ایران و استان مُسَندَم عمان که دریای عمان را به خلیج فارس می‌پیوندد. این گذرگاه یکی از راهبردی‌ترین مسیرهای بین‌المللی کشتیرانی در جهان به شمار می‌آید. طول این آبراه ۱۵۸ کیلومتر و عرض آن بین ۵۶ تا ۱۸۰ کیلومتر می‌باشد. ژرفای تنگه هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است. در تنگه هرمز هفت جزیره ایرانی هرمز، قشم، لارک و هنگام، تنب بزرگ، تنب کوچک و جزیره ابوموسی قرار دارد.
تنگه هرمز در طول تاریخ شاهد منازعات بین‌المللی بسیار میان پادشاهان ایران با اسپانیایی‌ها، پرتغالی‌ها، بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها بوده‌است. بویژه در زمان نادرشاه، شاه عباس، محمدرضا شاه و دورانی که اکنون بسر می‌بریم.

مسعود رجوی و «پرچم»اش
از «جیم» تا «عین جیم»

مسعود رجوی و «پرچم»اش </br> از «جیم» تا «عین جیم»

برای سرنگونی رژیم و برای استقرار «آلترناتیو دمکراتیک – انقلابی»، عامل ایدئولوژیکی بقاء عنصر راهگشا و کلید نجات، انقلاب مریم است و مکانیزم عملیات جاری و شستشوی ایدئولوژیکی در ابتدای وادی «ج» تا ندهد طعمه و شیطان رجیم. بخصوص که مانند درختی که آب و آفتاب و هوای بهاری از آن دریغ شده باشد، دشمن، ما را از سرزمین و ملأ خودمان بیرون رانده و ناگزیر از هجرت انقلابی نموده‌ و علاوه بر مسائل ایران، از مسائل منطقه‌ای(مانند جنگ کویت) و مسائل بین‌المللی (مانند جنگ افغانستان و لیست تروریستی) آسیب‌ پذیر هستیم.

گفتگوی مسعود رجوی
با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (قسمت آخر)
مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (اواسط سال ۲۰۰۱)

گفتگوی مسعود رجوی</br> با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (قسمت آخر)</br>مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (اواسط سال ۲۰۰۱)

مسعود رجوی: کاردار عراق در تهران بعد از جریان صیاد شیرازی علیه ما حرف زده‌ و آن عملیات را تروریستی و ناجوانمردانه خوانده‌است. من با استاد طارق عزیز این مطالب را گفته‌ام و ایشان از من عذرخواهی کردند.
حبوش: (...)شما برای ما غریبه یا یک هم‌پیمان تجاری نیستند. استاد عزت ابراهیم هر کدام از وزراء را مورد خطاب (دستور) قرار داد که استاد مسعود رجوی جزء ما و مثل ما می‌باشد... بیان آن مطالب[توسط کاردار عراق در تهران] تاکتیکی است. من نمی‌خواهم فکر شما مشغول رسانه‌ها و اخبار این طرف و آن طرف شود.
حبوش [رو به مسعود رجوی]: ما در سال چه قدر برای مجاهدین نفت در نظر گرفته بودیم؟ مسعود رجوی: 5 میلیون بشکه در سال بوده‌است. حبوش (خطاب به افسران مخابرات): به سید الرئیس نامه بنویسید، مبنی بر این که برادر مسعود رجوی درخواست سهمیه بیشتر دارد.

گفتگوی مسعود رجوی
با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۴)
مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (اواخر سال ۲۰۰۰)

گفتگوی مسعود رجوی</br> با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۴)</br>مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (اواخر سال ۲۰۰۰)

مسعود رجوی: ما دو تا هدف در شهر موسیان داشتیم، یکی مال مزدوران نیروهای بدر که شما به ما مأموریت داده بودید و یکی مقر نیروهای انتظامی در موسیان است، یک نفر نظامی آمد و گفت من کمکتان می‌کنم و ما هم انجام دادیم، قبلش نیز به شما اطلاع دادیم. حبوش: نام سوژه‌ای که به شما دادیم تصفیه‌اش کنید چه بود؟ مسعود رجوی: یکی از نیروهای 9 بدر در موسیان بود.
حبوش: اگر عملیات انفجار در داخل شهرها[ی ایران] مانعی ندارد موافقیم ولی اگر درگیری نظامی باشد، خیر. مسعود رجوی: ما نفوذ می‌کنیم، شهر را دور می‌زنیم، نقطه مناسبی پیدا می‌کنیم و از آنجا شلیک می‌کنیم...شما را قبل از اجرای عملیات حتماً آگاه می‌سازیم.

گفتگوی مسعود رجوی
با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۳)
مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (در سال ۲۰۰۰)

گفتگوی مسعود رجوی</br> با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۳)</br>مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش (در سال ۲۰۰۰)

سپهبد حبوش: استاد مسعود حفظ سلامتی شما به اندازه حفاظت از سلامتی رئیس جمهوری عراق مهم می‌باشد، باور کنید این تعارف نیست، دستور رئیس جمهور عراق است که از شما کاملاً محافظت به عمل آید. زیرا به قول ایشان «سلامتی استاد مسعود سلامتی من است» حتی اگر خطری برای تو پیش آید خودم شخصاً می‌آیم در خانه شما نگهبانی می‌دهم و از شما محافظت می‌کنم، زیرا شما برادر واقعی ما هستید و ما شما را در سال 1991 خوب امتحان کردیم...