یادی از استاد علی تجویدی

 
مرا عاشقی شیدا، فارغ از دنیا تو کردی تو کردی تو کردی، مرا عاقبت رسوا، مست و بی پروا تو کردی تو کردی تو کردی، نداند کس جانا چه کردی چها کردی با ما چه کردی...

شاعر فقید ایران احمد شاملو در سروده کباب قناری بر آتش سوسن و یاس (داستان سوختن مرغکی که ایرانیان دوستش دارند، در آتشی که هیمه‌اش لطیف‌ترین گل‌هاست) ــ دیو اختناقی را که سر بلند می‌کند و قربانیانش از قضا لطیف‌ترین، قشنگ‌ترین، پراحساس‌ترین و معصوم‌ترین‌ها هستند، توصیف می‌کند.
وقتی به دستور ملایان سازها درهم شکست، صدای آوازه خوانان در گلوی‌شان بُرید و ترانه و موسیقی ممنوع شد و ستارگان محبوب در کنج عزلت مرگ را در آغوش گرفتند، بسیاری هنرمندان به زندان افتادند و بسیاری به غربت رفتند، همگان دیدند که الهه هنر در مسلخ اختناق و ارتجاع چه قربانی مظلومی است.
...
از جمله هنرمندانی که بعد از ملا خورشدن انقلاب بزرگ ضد سلطنتی، سازش را شکستند استاد علی تجویدی بهترین تصنیف‌ساز تاریخ ایران بود. من این فرهنگ‌ورز دردآشنا را نخستین‌بار در برنامه‌ای از «هابیل علی اُف» استاد بزرگ کمانچه دیدم، باد و بروت نداشت و همچون درختان پربار گلابی افتاده و فروتن بود. وی ۱۵ آبان سال ۱۲۹۸ در تهران متولد شد و از همان کودکی موسیقی را تحت نظر پدرش هادی خان تجویدی که از هنرمندان برجسته و ازشاگردان کمال الملک بود، فرا گرفت.
خودش در جایی نقل کرده است:
از دوازده سالگی دستگاههای موسیقی ایرانی را می‌شناختم، مرحوم ابوالحسن صبا چون نزد پدرم نقاشی کار می‌کرد به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان موقع با ایشان آشنا شدم، اولین سازی که آموختم تار بود ضمناً موقعی که در دبیرستان تحصیل می‌کردم به گروه پیشاهنگی وارد شدم و فلوت آموختم و با نت آشنایی پیدا کردم.

 
وی با شمار زیادی از هنرمندان زمان خود مانند غلامحسین بنان، حسین قوامی، محمود محمودی خوانساری، حسین خواجه امیری، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی و بسیاری دیگر از بزرگان موسیقی همکاری نزدیک داشت. نزد حاج آقا محمد ایرانی، موسی خان معروفی، اسماعیل قهرمانی و رکن الدین مختاری به آموختن موسیقی پرداخت.
رکن الدین مختاری همان سرپاس مختاری، رئیس شهربانی و سرجلاد دوره رضاشاه است که زندانیان سیاسی از او خاطرات تلخی دارند. او ویلون را همانقدر ماهرانه می‌نواخت که قربانیانش را استادانه می‌کشت! و شگفت اینکه یکی از بانیان پیش درآمد و رنگ در موسیقی ایرانی هم بود.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«روی حدود ۱۵۰ ترانه، آهنگ گذاشته‌ام»
تجویدی در سن ۱۶ سالگی برای یادگیری ویولن نزد حسین یاحقی رفت و به مدت ۶ ماه نزد او به فراگیری این ساز مشغول شد. وی از شاگردان استاد صبا و همنواز با بهترین موسیقی دانان ایران نظیر مرتضی خان محجوبی، حسین تهرانی، حسن کسایی، لطف الله مجد، جلیل شهناز و از همکاران صدیق زنده یاد پیرنیا و از پایه گذاران و همکاران دائمی برنامه گلها بود. خودش درمصاحبه‌ای گفته است: «روی حدود ۱۵۰ ترانه، آهنگ گذاشته‌ام.»
 
استاد تجویدی به غیر از آهنگسازی، ویلون هم می‌نواخت و به همین دلیل توسط مرحوم پیرنیا جذب برنامه گلها شد که از زیباترین کارها در عرصه موسیقی ایرانی به شمار می‌آید و استادانی چون ابوالحسن صبا، مرتضی خان محجوبی، حسن کسایی، جلیل شهناز، رضا ورزنده و حسین تهرانی با آن کار می‌کردند. 
وی برای برنامه گلها ۷۰ آهنگ دلنشین و موزون ساخته که اکثر آنها بر روی اشعار رهی معیری و معینی کرمانشاهی تنظیم شده‌است. درباره راهیابی به برنامه گل‌ها و آشنایی با مرحوم پیرنیا گفته‌است: 
«روزی در راهروی رادیو مرد بسیار متشخصی که او را نمی‌شناختم به سمت من آمد و وقتی مرا در آغوش گرفت از من سؤال کرد چند بار از سولوی[تکنوازی] شما می‌توانم در برنامه گل‌ها استفاده کنم؟ 
در پاسخ گفتم: برنامه گل‌ها چیست؟ گفت بیا برویم تا نشان‌تان بدهم، به اتفاق ایشان رفتم دیدم برنامه‌ای ضبط می‌شود که در آن شعر می‌خوانند و در عین حال صدای ویولن من در حال پخش است و در واقع زمینه کار است، بعد از این مطلب متوجه شدم که مخاطب من مرحوم پیرنیا است.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
در گذشته هم چیزی جز غصه خوردن نصیبمان نشد
اهل موسیقی گفته‌اند: آهنگ‌های تجویدی را می‌توان بعد از شیدا و عارف، بهترین آهنگ‌هایی دانست که بر اساس موسیقی اصیل ایران استوار است. تجویدی با آهنگ‌ «رفتم‌ که رفتم‌» سروده نواب‌ صفا، که زنده یاد مرضیه به زیبائی تمام خوانده‌است، به‌ اوج‌ رسید. وی معروف به کشف صداهای ناب بود و پروانه امیر افشاری(حمیرا) و معصومه دده بالا(هایده)، دو بانوی آواز ایران، از شاگردان ایشان بوده‌اند که به قول خودش تاجران هنر آن‌ها را ربودند.
 

 
در نامه غم انگیزی که پس از مرگ استاد مرتضی حناّنه برای او نوشت از جمله دردل می‌کند که: 
...حنانه جان،تو میدانی که به استثنای بعضی از برنامه های قابل ارزش، مانند برنامه گلها، قسمت اعظم موسیقی رادیو تلویزیون آن زمان را کاباره دارها اداره می‌کردند. خوانندگانی را که با خون دل تربیت کردیم و با خواندن چند ترانه در برنامه گل‌ها مشهور شدند، ایادی از خدا بی خبر و پول پرست با لطایف الحیل و هزاران دوز و کلک آنها را اغوا کردند و به کاباره کشاندند...در گذشته هم چیزی جز غصه خوردن نصیبمان نشد...حقوق تو معادل حقوق یک رفتگر زحمتکش و شریف بود. حقوق آقای قوامی (فاخته ای) هم...دیگر احتیاجی به نامه نگاری نیست، خودم شخصاً خدمت شما در جوار امامزاده طاهر می‌رسم...از طرف من به بنان، دفتری، عبدالعلی وزیری و قوامی سلام برسانید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  
یاد کودکی و خاطره‌ای از بنان
شبی پس از فراغت از اجرای برنامه گل‌ها با بنان بر آن شدیم تا از میدان ارگ که استودیوی گل‌ها در ساختمان رادیو که در آنجا قرار داشت ساعتی بسوی شمال شهر پیاده قدم بزنیم. در میان راه بنان از من پرسید به نظر تو چگونه می‌توان از دستگاه سه گاه به بیات اصفهان تغییر مقام داد و باز از اصفهان به شور و سپس به سه گاه برگردیم؟ هر دو در بدست آوردن راهی مناسب به زمزمه مشغول شدیم و هم چنان در یافتن راهی بودیم که این تغییر مقام یا مرکب خوانی به گونه‌ای لطیف و خالی از تصنع انجام گیرد. خوب یاد دارم که ساعت خروج ما از استودیو ساعت ۷ بعد از ظهر بود و راهپیمایی و جستجوگری ما آنچنان پی گرفت که گذشت مکان و زمان را فراموش کردیم و آنگاه که به خود آمدیم یک ساعت از نیمه شب گذشته بود تازه دانستیم نزدیک پل رومی شمیران قرار داریم و در این مدت خستگی و گرسنگی و تشنگی را به شور و شوق هنر و پویش و همدلی همه را از یاد برده بودیم اثر آنچه گذشت پدیدن آمدن آهنگ «یاد کودکی» بود که در آن سیر آهنگ از اصفهان به سه گاه و سپس شور و فرود به اصفهان است و هر گاه این آهنگ را می‌شنوم یاد فراموش‌نشدنی آن شب برایم زنده می‌شود.
پانویس
شماری از آثار استاد تجویدی
* وفا با تو ای مه روا نبود – شور- رهی معیری - حمیرا
* دیدی که رسوا شد دلم – دشتی - رهی معیری - مرضیه
* برتربت حافظ – نیر سینا - دلکش
* کو یاری تا به دیارم برساند - چهارگاه - معینی کرمانشاهی - دلکش
* عاشق شیدا من واله و رسوا من – اصفهان – پرویز خطیبی – کوروس سرهنگ زاده
* چه خوش سوزی ای عشق – دشتی - معینی کرمانشاهی
* عشق خود حاشا مکن – سه گاه - معینی کرمانشاهی - مرضیه
* از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان – شوشتری - معینی کرمانشاهی - مرضیه
* می‌گذرم ز برای تو از جان می‌گذرم - چهارگاه – بیژن ترقی - دلکش
* آشفته حالی - شور - معینی کرمانشاهی - دلکش
* آتشین روی و سیمین تنی - همایون – رهی معیری - مرضیه
* رفتم و بار سفر بستم – دشتی - نواب صفا - هایده
* خاطره یک شب – چهارگاه - معینی کرمانشاهی
* سنگ خارا – بیات کرد - معینی کرمانشاهی - مرضیه
* آمد آمد با دلجویی – اصفهان - معینی کرمانشاهی - دلکش
* کودکی – مرکب‌خوانی - معینی کرمانشاهی - دلکش
* پشیمانم شدم - معینی کرمانشاهی - دلکش
* آتشی ز کاروان به جا مانده - شور – بیژن ترقی - دلکش
* قسمت من - سه گاه - معینی کرمانشاهی - دلکش
* سفر کرده - چهارگاه - معینی کرمانشاهی - دلکش
* بازگشته - اصفهان - معینی کرمانشاهی – دلکش (سفر کرده و بازگشته مکمل یک سرگشت در دو ترانه جداگانه هستند – معینی کرمانشاهی)
* بگو که هستی بگو – شور- بیژن ترقی - دلکش
* بدرقه - افشاری – بیژن ترقی - دلکش
* بسوزان نامه هایم را بسوزان – عبدالله الفت – سیمین غانم
* ای بهار من – چهارگاه – منیر طه
* مرا عاشقی شیدا - سه گاه – منیر طه – بنان
* چه می‌شد رها بودم - شوشتری – معینی کرمانشاهی
* آرزو گم کرده – دشتی – رهی معیری
* سرگردان – اصفهان – بیژن ترقی
* بگذشته – اصفهان – معینی کرمانشاهی – دلکش
* از ما گذشت – چهارگاه – شهرآشوب – دلکش
* سوز و ساز – سه گاه – منیر طه
* هستی سوز – ابوعطا – نواب صفا - دلکش
* صبرم عطا کن – سه گاه – بیژن ترقی - حمیرا
* شبهای من – سه گاه – نیر سینا
* یادت می‌آید – همایون – معینی کرمانشاهی - دلکش
* جدایی – دشتی - معینی کرمانشاهی - دلکش
* به پاس محبت – ماهور - معینی کرمانشاهی – دلکش
* پشیمانم – همایون – بیژ ن ترقی – حمیرا
* دل خرابه - گلپایگانی

یادم آمد شوق روزگار کودکی مستی بهار کودکی
یادم آمد آن همه صفای دل که بود خفته در کنار کودکی
رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت آسمان جلال دیگر پیش من داشت
شور و حال کودکی برنگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
(سه گاه) به چشم من همه رنگی فریبا بود
دل دور از حسد من شکیبا بود
(فرود به اصفهان) نه مرا سوز سینه بود
نه دلم جای کینه بود
شور و حال کودکی برنگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
(شور) روز و شب دعای من بوده با خدای من 
کز کرم کند حاجتم روا آنچه مانده از عمر من به جا
(فرود به اصفهان) گیرد و پس دهد به من دمی
مستی کودکانه مرا
شور و حال کودکی برنگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا

...
سایت همنشین بهار

 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook