فراز و فرود حزب توده
مسئله تاریخ، تاریخ مسألههاست
کنیم. درآغاز به ۳ نکته اشاره کنم.
۱- گرچه در روش، هنگام به کارگرفتن شواهد کوشیدهام بیطرفی را رعایت کنم اما بیطرف نیستم، یعنی نمیتوانم بیطرف باشم. یک دلیلش این است که من نیز فریفتهام، فریفته اندیشه حاکم بر دوران خویش.
۲- شرح وقایع Explanation (توصیف و تشریح)، با توجیه و داوری justification یکی نیست.
۳- نیت من؛ ثبتِ «امر واقع»، برای مبارزه با فراموشی است نه موضعگیری لهیا علیه جریان و فردی
در این ویدئو به بیش از ۱۰۰ گزاره مربوط به بحث اشاره میکنم. با این توضیح که هر کدام شرح و بسط خاص خودش را دارد و میتوان جدا جدا به آن پرداخت.
شناختِ وضع موجود از رهگذر شناختِ زمان گذشته ممکن است. بسیاری از ما نسبت به آنچه در میهن ستمدیده ایران روی داده، اشراف نداریم بخصوص که شرح رویدادهای تاریخی، بویژه تاریخ سیاسی در کشور ما بیشتر اوقات در جهت کسب مشروعیت صورت میگیرد و وقایعنگاران، آشکارا یا پنهان به تحریف تاریخ دست میزنند. گذشته، نگذشته و کولهبارش همچنان روی دوش ما سنگینی میکند. گذشته، سرزمینِ غریبی است.
1. در سال ۱۲۸۳ (۱۹۰۵–۱۹۰۴)، فرقه اجتماعیون عامیون توسط حیدرخان عمواوغلی (حیدرخان افشار – تاری وردی) و دوستانش تأسیس شد. اجتماعیون عامیون به معنای «سوسیال دمکرات» است.
2. در سالهای انقلاب مشروطه، فرقه اجتماعیون عامیون، همچنین انجمنهای غیبی، بسیار فعال بودند و اقدام به ایجاد شاخههایی در تهران، مشهد، رشت، اصفهان، تفلیس و تبریز کردند.
3. نمایندگان انجمن غیبی یا بهتر بگویم سوسیال دموکرات (اجتماعیون عامیون) در تهران، محمدرضا مساوات، ملکالمتکلمین، سید اسدالله خرقانی، میرزا یحیی دولت آبادی، حیدرخان عمواوغلی، سلیمان میرزا اسکندری و صوراسرافیل بودند که در پخش فکر مشروطیت و مبارزه با استبداد نقش زیادی داشتند. شماری از آنها را بعد از کودتای محمدعلی شاه در باغشاه شکنجه کردند و کشتند.
4. نمایندگان سوسیال دموکرات (اجتماعیون عامیون) تبریز، که ستارخان به برخی از آنها تعلق خاطر داشت، شیخ سلیم، رسول صدقیانی، آقا تقی شجاعی، علی میسیو، حسین آقا فشنگچی، سیدحسن تقیزاده، میرزا جواد ناطق، حاج علی دواچی... بودند.
5. نمایندگان سوسیال دموکرات (اجتماعیون عامیون) در رشت سید اشرفالدین گیلانی (نسیم شمال)، میرزا حسن کسمایی، یغیکیان و سردار محیی بودند.
6. در دوران جنگ جهانی اول، که ایران، علیرغم اعلام بیطرفی، عملاً اشغال شد، اجتماعیون - عامیون چه در داخل کشور و چه در مهاجرت دست از مبارزه نکشیدند.
7. اواخر جنگ جهانی اول، در سال ۱۲۹۶ (۱۹۱۷ میلادی) در محله «صابونچی» باکو، حزب عدالت بر سر زبانها افتاد و ابتدا «اسدالله غفارزاده» بعنوان صدر هیئت رئیسه آن انتخاب شد اما به وی در رشت سوء قصد کردند.
8. حزب عدالت سال بعد، اوائل تیر ۱۲۹۹ (۱۹۲۰ میلادی) نخستین کنگره خود را در بندر انزلی برگزار کرد که طی آن، نام «فرقه کمونیست ایران» را برگزید و حیدرخان عمواوغلی به عنوان دبیر کل آن انتخاب شد. حزب کمونیست ایران در حالی نخستین کنگره خود را برگزار کرد که، حدود نیم قرن زمینه تاریخیای مشحون از مبارزه را پشت سر داشت. در آن دوران امثال کامران آقازاده (آقایف)، سیدجعفر پیشهوری، حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان)، نعمت نصیر، حسین ضیاء علی زاده، علی امیر خیزی، میر یوسفالدین کرمانشاهی، حسابی دهزاده، ابوالقاسم ذره، در نسل روشنفکر و جوان تأثیری بس عمیق برجای نهادند.
9. چند سال بعد، نهم آبان ۱۳۰۴ پس از خلع احمدشاه قاجار، «فرقه کمونیست ایران» در بیانیهای نوشت: «ملت ایران! وقتی که از راه دور به این سرزمین پر از بدبختی و فلاکت نگاه میکنیم چند میلیون مردم اسیر به نظر ما میرسد که همه گرفتار فقر و فلاکت و همه اسیر پنجه چپاول و غارتگری هستند... هزاران قلب شجاع در این فکرند که باید حکومت ملی دایر کرد... وقتی که شخص با عزت به این موضوع فکر میکند، قربانیهای رشیدی را در نظر میآورد که برای آزادی ایران و خلاصی ملت از دست طبقه ظالم مبارزه کردهاند... ملت ایران باید خیلی از این قربانیها در آستانه آزادی تقدیم کند… به آزادیخواهان سلام! به جهانگیرخان[صوراسرافیل] و محمدتقی خان[پسیان] سلام»
10. چهار سال بعد، دکتر تقی اِرانی در نیمه دوم سال ۱۳۰۸ به ایران بازگشت و از همان آغاز سعی کرد با روشنفکرانِ برجسته کشور (نیما یوشیج، احمد کسروی، شهیدزاده، طاهر تنکابنی...) رابطه بگیرد..
11. از سال ۱۳۱۲ تلاشهایی برای احیای سازمانهای حزب کمونیست ایران آغاز شد. در این دوران است که دکتر تقی اِرانی با انتشار مجله دنیا نقش مهمیدر نشر افکار و ایدههای نو ایفا نمود.
12. دکتر اِرانی برخلاف آنچه تبلیغ شده، بنیانگذار حزب توده نبودهاست. البته مجله دنیا، یکی از آثار مبارزه فکری او بود که به همراهی ایرج اسکندری و بزرگ علوی منتشر میشد.
13. دکتر اِرانی در جهت شناساندن میراث فرهنگی و تمدن ایران به جهان، انتشار متون کهن را در دستور کار خود گذاشت، از جمله: «وجه دین» اثر ناصرخسرو قبادیانی،
رساله خیام، رباعیات خیام، بدایع سعدی و از این قبیل.
14. مانیفست حزب کمونیست نوشته کارل مارکس و فریدریش انگلس را نخستینبار، دکتر اِرانی به فارسی ترجمه کرد. این امر یکی از موارد اتهام و جرم او در دادگاه جنائی تهران بود.
15. جدا ار مقالات علمیاز جمله در مورد نسبیت عام و خاص، دکتر اِرانی چند قطعه شعر نیز از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کردهاست کهیکی از آنها سرود زیبایی است با نام آهنگران…
ما آهنگران با روحی جوان
میسازیم کلیدهای بخت
میبریم بالا این پتک گران
میکوبیم بر سر سندان
سخت، سخت،سخت
و پس از هر یک ضربت سنگین
میگسلد زنجیر، رهیم از دام
16. دکتر اِرانی از اعضای برجسته گروه ۵۳ نفر بود که از اواخر سال ۱۳۱۵ تا اوایل سال ۱۳۱۶ بهتدریج دستگیر و در زندان موقت تهران و قصر زندانی شدند. این گروه به ۵۳ نفر معروف شدند و شماری از آنها زیر شکنجههای جانکاه مأموران اداره آگاهی(تأمینات) شهربانی رضاشاه قرار گرفتند و با پروندههایی که برایشان ساخته شد به زندانهای درازمدت محکوم و راهی زندان قصر گشتند.
17. دکتر ارانی در دادگاه تصریح کرد «مرا با تصمیم عامدانه برای کشتن به کلی عریان کرده در یک سلول مجرد مرطوب که فرش پر حشرات آن را هم جمع کرده بودند مدت چهار ماه انداختند. چون معلوم شد که من شبها کفشهای خود را زیر سر میگذارم و ممکن است بتوانم با وجود سختی و رطوبت زمین قدری بخوابم، آنها را هم گرفتند. میخکردن پنجره اتاق مجرد من با شهادت نَجّار و طبیب زندان، به قصد منع ورود هوا و اعدام تدریجی نیز جزو این شکنجههاست...»
18. بزرگ علوی در کتاب پنجاه و سه نفر مینویسد: «اولیای زندان و شهربانی از رفتاری که با دکتر اِرانی کردند هیچ قصدی جز قتل او را نداشتهاند».
19. اردیبهشت ۱۳۱۶، پس از دستگیری گروه ۵۳ نفر شماری از آنها در زندان با افراد بازداشت شده حزب کمونیست ایران و فعالان اتحادیهای، بیش از پیش آشنا شدند.
20. ایرج اسکندری و دیگران از همان زندان در فاصله مرگ دکتر اِرانی و شهریور ۱۳۲۰، بحثهایی در باره چگونگی ادامه فعالیت سیاسی، موضوع تشکیل یک حزب و چگونهبودن آن داشتهاند. در این بحثها رضا رادمنش، خلیل ملکی، محمد بهرامی، مرتضی یزدی و عباس نراقی هم شرکت داشتهاند.
21. برخی از آنها معتقد بودند بالاخره ما روزی از زندان آزاد میشویم و باید متشکل شویم و حزب کمونیست را راه بیندازیم. یک حزب مردمیو فراگیر که دارای برنامه حداقل دمکراتیک بوده و جنبه ضداستعماری (ضد انگلیسی در آن زمان) داشته باشد.
22. چهار سال بعد (در فاصله بین ۲۶ شهریور و ۷ مهر ۱۳۲۰)، نشستهای چندی بین اعضای آزاد شده از زندان، روشنفکران مستقل و اعضای سابق حزب کمونیست ایران برگزار شد.
هفتم مهرماه ۱۳۲۰ حدود ۲۰ نفر (و چه بسا بسیار بیشتر) در منزل سلیمان میرزا اسکندری گرد آمدند تا دربارهی تأسیس یک حزب تصمیم بگیرند. در میان این جمع علاوه بر سلیمان میرزا اسکندری، عباس اسکندری، عبدالحسین نوشین، سیدجعفر پیشهوری، رضا رادمنش، محمد بهرامی، مرتضی یزدی، احسان طبری، رضا روستا، ابوالقاسم موسوی، عبدالقدیر آزاد و علی و اسماعیل امیرخیزی شرکت داشتند. اردشیر آوانسیان از تشکیل حزب - حزبی با ساختاری دموکراتیک و ملی – طرفداری کرد. اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ سقوط رضاشاه و شادی مردم را در پی داشت. آیا چون پایان سیطره حکومتی مستبد بود یا برای اینکه به بروز دوباره کشمکشهای اجتماعی دامن زد؟ سیزده روز پس از تبعید رضاشاه حزب توده تأسیس شد. حزب مزبور تاریخی پرفرازونشیب و پرتناقض دارد اما تشکیل آن در آغاز دهه ۲۰ یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
23. گفته میشود سلیمان میرزا اسکندری در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۱۹۴۱ (۷ مهر ۱۳۲۰) با فرستادهای از سفارت اتحاد شوروی به نام سرهنگ سلیوکف Colonel Seliukov در خانهاش دیدار کرده بود. سلیمان میرزا در این دیدار میگوید که در حال تاسیس یک حزب هستند. سرهنگ اطلاعات شوروی نیز میگوید که «اگر اقدامات شما به ضرر منافع اتحاد شوروی نباشد، به شما کمک رسانده خواهد شد». سلیمان میرزا در این ملاقات کمک مالی اتحاد شوروی را رد میکند.
24. در جلسه ۲۲ اکتبر سلیمان میرزا از فرمانداری نظامیتهران و آزار و اذیتی که نیروی پلیس برای او و حزبش ایجاد کرده سخن میگوید و مداخله نیروهای شوروی را برای رفع آزار و اذیتهای فرمانداری نظامیتهران میطلبد.
25. او بعدا به اطلاع سلیوکف میرساند که حزب قصد دارد که شعبهها و نمایندگان خود را به شهرهایی که ارتش سرخ در آنها حضور دارد، بفرستد و نمیخواهد مشکلی در این زمینه باشد.
26. آخرین دیدار که در ۱۳ نوامبر ۱۹۴۱ رخ میدهد به موضوع گسترش حزب در ایران اختصاص دارد. در این جلسه سلیوکف به سلیمان میرزا اسکندری توصیه میکند که به نفوذ حزب در جنوب و شرق کشور نیز بپردازید.
27. سلیوکف طی نامهای به مسکو توصیه میکند که خوب است جبهه ضدفاشیستی که به رهبری سلیمان میرزا اسکندری تاسیس شده، مورد حمایت قرار بگیرد.
28. آنچه گفتم به این معنی نیست که تشکیل حزب توده به سفارش یا خواست روسها بودهاست. تشکل مزبور با همه اما و اگرهایش، به دست ایرانی، با فکر اصیل ایرانی و به ابتکار و رهبری عدهای آزادیخواه با برنامههای مترقی و اصلاحطلبانه پا به حیات گذاشت. اینکه درانداخته بودند ساخته و پرداخته مسکو بوده، واقعی نیست.
29. تبدیل حزب توده از یک حزب آزادیخواه مترقی و مستقل ملی به سوی وابستگی و سرسپردگی، امری است که بهتدریج پیش میآید و با گذشت زمان بویژه در دوران مهاجرت، عمیقتر میشود. شاید بتوان ماده تاریخ آغاز آن را ورود هیئت اقتصادی سرگئی کافتارادزه به تهران و تقاضای امتیاز نفت شمال دانست. کافتارادزه در سال ۱۳۲۳ (۱۹۴۴ میلادی) به ایران فرستاده شد، موضع جنجالی او به سرنگونی کابینه محمد ساعد کمک کرد. کافتارادزه در برانگیختن شورش در آذربایجان و کردستان ایران نقش داشت.
30. برگردیم عقبتر. در گردهمآیی زندانیان آزادشده (که پیشتر اشاره شد)، ایرج اسکندری پیشنهاد میکند که نام حزب «توده» باشد. در واقع کلمه «توده» را برای حزب، او پیشنهاد کرد.
31. گفته میشود رستم علیاف مسؤول امور حزبی و اطلاعاتی سفارت شوروی نیز در این جلسه بوده که ساکت، گوشهای نشسته بود و نقش ناظر را داشت.
32. اینکه این موضوع را سرهنگ زیبایی نویسنده کتاب سیر کمونیزم در ایران نوشته و بعد از انقلاب هم «به خواست بازجویان» در خاطرات نورالدین کیانوری آمده، از صحت آن نمیکاهد. هرچند حضور وی به این معنی نیست که تشکیل حزب توده به سفارش یا خواست روسها بودهاست. البته بزرگ علوی که در جلسه حاضر بوده، این موضوع را رد میکند و میگوید «هیچ غیر ایرانی در آنجا نبود. و اینها دروغپردازیهایی است که دیگران وارد کردند و به قصد اینکه حزب توده را که از ابتدا ساخته و پرداخته شورویها بوده قلمداد بکنند».
33. حزب توده در سرآغاز پیدایی خود، به دلیل برنامه و مشی سیاسی که متکی بر تلاش برای رسیدن به خواستههای عادلانه و آزادیخواهانه جامعه و مردم ایران بود و نیز حضور عدهای از افراد صالح و وطندوست در بین تشکیلدهندگان آن، با استقبال روشنفکران ایران روبهرو شد. شکست فاشیسم آلمان در جنگ جهانی دوم و نقش انکار ناپذیر شوروی در این پیروزی از یک طرف و پیروزی انقلاب روسیه به نام سوسیالیسم به مثابه آلترناتیو سرمایهداری از سوی دیگر، در جهان ذهنی روشنفکری ایران و جهان نقشی اساسی در جلب قشر تهیدست و روشنفکران ایران و جهان به احزابی مانند حزب توده داشت. این عوامل موجب رشد حزب توده و نفوذ این حزب در سپهر سیاسی جامعه ایرانی شد.
34. مؤسسان حزب، خاستگاه متفاوت داشتند: ۱- گروه ۵۳ نفر (ایرج اسکندری و ضیا الموتی)؛ ۲- برخی از اعضای حزب کمونیست ایران که آزاد شدهیا از تبعید بازگشته بودند (رضا روستا، جعفر پیشه وری)؛ ۳- روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان نزدیک به اعضای ۵۳ نفر (عبدالحسین نوشین)؛ ۴- چهرههای ملیگرا (سلیمان میرزا اسکندری) که پیشتر عضو حزب سوسیالیست ایران بودند.
35. سلیمان میرزا، علیرغم گرایشهای سیاسی و اجتماعی غربگرایانه اش، در مسایل شخصی، مذهبی بود، تا بدان حد که تا زمان وفات اجازه عضویت زنان را در حزب توده نداد.
36. هیات مؤسسان حزب، در بیانیهای اعلام کردند که «حزب توده ایران برای مبارزه در راه برقراری دمکراسی در راه حفظ استقلال و تمامیت خاک ایران و کوشش برای یک سلسله اصلاحات مبرم و مورد نیاز مردم ایران پا به عرصه میگذارد».
37. با توجه به قانون ضدکمونیستی خرداد ۱۳۱۰، حزب توده با برنامههای حداقلی یک حزب سوسیال دمکرات و مقید به قانون اساسی مشروطه، آغاز به فعالیت نمود.
در مرامنامه حزب نه تنها سخنی از دیکتاتوری پرولتاریا، جنگ طبقاتی، مبارزه ضد امپریالیستی و دیگر شاخصههای یک حزب کمونیست نبود، بلکه بیشتر بر آزادی بیان، توسعه اقتصادی و رفع موانع آن و به طور کل وظایف دولتهای رفاه تاکید داشت. حزب تودهٔ ایران بدون وارد کردن دین در سیاست، به دین نیز احترام میگذاشت. [این حزب] در این مورد نیز پیرو سنتهای روشنگری [اروپایی] و انقلاب سکولاریستی فرانسه بود. با دین مخالفت یا از آن انتقاد نمیکرد، بلکه دین را باور شخصی افراد میدانست. اگر مسلمان یا بهائی یا سنّی یا مسیحی بودید، این باور خصوصی شما بود. ربطی به سیاست نداشت. این برخورد نیز در آن زمان با این فکر هماهنگ بود که شهروندان حقوق فردی دارند و یکی از حقوق آنها این است که باورهای مذهبی خود را داشته باشند.
38. به مسئله ارضی در ایران اشاره مبهمیداشت و از لغو فئودالیسم و توزیع زمینهای زمینداران به نفع دهقانان صحبت نمیشد.
حزب فعالیتهای خود را با تاسیس روزنامه مردم و نوشتن چند نامه اعتراضی شروع کرد و سپس در سومین سالروز مرگ دکتر تقی اِرانی در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۲۱ میتینگ بزرگی بهیاد او در گورستان ابن بابویه برگزار کرد و بدین وسیله حضور خود را در صحنه سیاسی ایران نشان داد. این حزب [دیدگاههای] خود را در [ادامهٔ] سنتهای دورهٔ روشنگری [اروپا]، بهویژه روشنگری رادیکال انقلاب فرانسه میدید که پس از آن نیز در انقلاب روسیه دنبال شده بود. خود را ادامهدهندهٔ انقلاب مشروطیت ایران در سال ۱۲۸۵ میدید که آن انقلاب هم خود را بخشی از جریان روشنگری [اروپا] میدید.
39. با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (اول سپتامبر ۱۹۳۹) ایران، اگرچه بیطرفی خود را اعلام نمود اما نیروهای متفقین میهن ما را اشغال کردند.
40. سوم شهریور ۱۳۲۰، نیروهای شوروی از شمال و شرق از زمین و هوا به ایران حملهور شدند. نیروهای بریتانیایی نیز از جنوب و غرب…
41. دهم مهر ۱۳۲۰ حزب توده به عنوان مدعی سوسیال دموکراسی عهد جنبش مشروطه و حزب کمونیست ایران، در تهران بنیانگذاری شد.
42. بنیانگذاران آن ازجمله، سلیمان میرزا اسکندری، ایرج اسکندری، بزرگ علوی، انور خامهای، عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، آرداشس (اردشیر) آوانسیان، خلیل ملکی، فریدون کشاورز، عبدالحسین نوشین، رضا رادمنش، رضا روستا و سیدجعفر پیشهوری (پرویز جوادزاده خلخالی) بودند.
43. گفته میشود پیشهوری نیز، همراه ایرج اسکندری و... اولین مرامنامه حزب را نوشت ولی به دلیل مخالفت اردشیر آوانسیان و کدورتی که از دوران زندان سابقه داشت، کناره گرفت.
44. [شنوندگان محترم توجه بفرمایید] در گذشته، تودهای و روشنفکر برای قشر عظیمیاز جوانان دو مفهوم مترادف بود و حزب توده با شعارها و آرمانهای ترقیخواهانه توانسته بود در جلب برخی از درخشانترین چهرههای ادبی و فرهنگی زمان خویش موفقیتی چشمگیر داشته باشد. ازجمله عبدالحسین نوشین.
45. با افتتاح تئاتر فردوسی در مهر ماه سال ۱۳۲۶، عبدالحسین نوشین، نمایشهای پیشرو را که در عین حال به عالیترین نحو کارگردانی میشدند، با بهترین هنرپیشهها، که همگی شاگردان دستپرورده خود او بودند، به صحنه آورد، نوشین با استفاده از تکنیکهای پیشرفته نمایشنامههائی مانند مستنطق (پریستلی)، پرنده آبی (مترلینگ)، چراغ گاز (پاتریک هامیلتون) و «روسپی بزرگوار» سارتر... را با بازی عالی مهین اسکوئی و شباویز و مصطفی اسکوئی بروی صحنه آورد. او چنان گروه تئاتری را سازماندهی کرده بود که حتی پس از زندانیشدنش و اشغال و تعطیل تئاتر فردوسی به وسیله پلیس، مکتب او با افتتاح تئاتر سعدی، و همچنان با اجرای نمایشنامههای مترقی و پیشتاز مانند بادبزن خانم ویندرمیر (اسکاروایلد)، شنل قرمز (اوژن بریو)، میرزا کمالالدین یا تارتوف (مولیر) و... ادامهیافت.
46. امثال صادق هدایت، نیمایوشیج، احمد شاملو، شاهرخ مسکوب، عبدالحسین نوشین، محمد قاضی، اردشیر مُحصّص، دکتر محسن هشترودی، پرویز شهریاری، مرتضی راوندی، محمود اعتمادزاده (بهاذین)، نادر نادرپور، فریدون توللی، جلال آل احمد و… گرچه همهاشان تودهای نبودند یا تا آخر، تودهای نماندند، امّا به آرمانهای حزب یا افرادی چون دکتر اِرانی تعلق خاطر داشتند.
47. بسیاری از برجستهترین آثار ادبی و علمیرا وابستگان حزب توده ترجمه و تألیف نمودند. در زندهنگهداشتن اندیشههای روشنگری، برابری، آزادی...که اساساً در ادبیات دههٔ ۱۳۲۰ جای داشت، حزب توده نقش داشت.
48. وقتی حزب توده تأسیس شد، پیشروترین افراد طبقات زحمتکش کشور را دور خود جمع کرد، اتحاّدیههای صنفی را سازمان داد، با انتشار روزنامهها و مطبوعات در روشنکردن مردم و افشای ماهیت رژیم شاه توفیق یافت و تشکیلاتیبودن و از راه جمعیت و تشکیلات کارکردن را به خیلیها آموخت.
49. حزب توده در اولین سالهای مبارزه مخفی توانست تعداد زیادی از صدیقترین مبارزین را به دور خود جمع کرده و سازمان متشکلی که تا آن تاریخ در کشور ما سابقه نداشت به وجود آوَرد.
50. با پیدایش حزب مزبور، واژههایی که چندان به گوش مردم آشنا نبود بر سر زبانها افتاد. حقوق مردم، حقوق زنان، سازمان جوانان، حقوق کارگران، کلوپ، تئاتر، اپرا، موسیقی… نقش حزب توده در گسترش فرهنگ و هنر تردید برنمیدارد. میتوان گفت شعر نو، تئاتر جدید و نقاشی مدرن، نه تنها از نظر محتوا بلکه از نظر فُرم نیز متاثر از تلاشهای آن بود.
51. حزب توده از زحمتکشان و نفتگران جنوب جمایت میکرد. در تاریخ مبارزات نفتگران جنوب میبینیم که بخش اعظم نفتگران تحت رهبری حزب توده است که سازماندهی میشوند و فعالیت میکنند و بر علیه نیروهای انگلیسی وارد عمل میشوند.
52. حزب توده سندیکاها، اتحادیههای کارگری، اتحادیههای کشاورزی ایجاد کرده و از دورترین نقاط خراسان تا دورترین نقاط خوزستان تأثیرگذار بودهاست.
53. در نتیجهِ فعالیتهای جنبش کارگری ایران که حزب توده هم در آن نقش داشت، اوایل دهه بیست، مجلس قانون کار را تصویب کرد و دولت مجبور به تشکیل وزارت کار و امور اجتماعی شد.
54. این اتفاق باعث نا آرامیهایی در کارخانهها به ویژه در مازندران شد. در همین ایام، و چند نفر دیگر از مرتبطین حزب، برای فعالیت عازم مازندران شدند.
55. زمانی بود که غیر از نواّب صفوی و خلیل طهماسبی و… (از فدائیان اسلام)، و نیز آقای رضازاده قشقائی ــ بقیه، یعنی بیش از ۹۵ درصد از زندانیان، تودهای بودند و رژیم شاه بالاترین فشارها را به آنان واردمیکرد.
56. حزب توده که در دههٔ ۱۳۲۰ بهیکی از بازیگران اصلی سپهر سیاسی ایران تبدیل شده بود، به دلیل شیوه رهبری آن و [در مقاطعی] پیروی از سیاستهای مسکو، بین اعضای آن شکاف صورت گرفت.
57. در مجلس چهاردهم (که ۶ اسفند ۱۳۲۲ بازگشایی شد و ۲۱ اسفند ۱۳۲۴ به پایان رسید)، حزب توده با عَلَمکردن «موازه مثبت»، از اعطای امتیاز نفت شمال به روسیه حمایت کرد و این موضوع برجسته شد که اگر قرار است این امتیاز به کشور خارجی داده شود، بهتر است به روسیه به عنوان همسایه ایران اعطا گردد که سیاستهای عدالتخواهانه دارد، نه به انگلستان.
58. احسان طبری، در مردم برای روشنفکران (شماره دوازدهم، ۱۹ آبان ۱۳۲۳) نوشت: «ما به همان ترتیب که برای انگلستان در ایران منافعی قائلیم باید معترف باشیم که دولت شوروی در ایران منافع جدی دارد... نواحی شمال ایران در حکم حریم امنیت شوروی است...»
59. تظاهراتِ حزب توده، برای دادن امتیاز نفت شمال به شوروی، یکی از چالشهای دولت وقت بود. تظاهرات مزبور با آمدنِ واحدهای ارتش شوروی (در تهران - خیابان اسلامبول) صورت دیگری به خود گرفت. ارتش سرخ در تهران تظاهرات حزب توده را حمایت میکرد. (ص ۱۶۹ خاطرات ایرج اسکندری)
60. ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۴، در پایان جنگ جهانی دوم قرار بر این بود که پس از تسلیم آلمان، اشغال ایران توسط شوروی و بریتانیا پایان پذیرد ولی در عمل شوروی نیروهایش را از شمال ایران خارج نکرد.
61. وقایع اتفاقیه سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵، در آذربایجان و ایجاد دولت خود مختار در این استان که در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ با افتتاح مجلس ملی آذربایجان و معرفی کابینه پیشهوری شروع به کارکرد، برای گروهی «غائله آذربایجان» است و از پایانش به عنوان «نجات آذربایجان» یاد میکنند و برای عدهای دیگر، جرقهیک «جنبش ملی و مردمی» که سودای عدالت داشت. در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ (چهارم آوریل ۱۹۴۶) بین احمد قوام نخستوزیر ایران و سادچیکف سفیر اتحاد شوروی در تهران قراردادی منعقد گردید و بر طبق مفاد و طرح الحاقی آن، ارتش اتحاد شوروی از ایران بیرون رفت. در تیر ماه ۱۳۲۵ قوام کابینهای ائتلافی با شرکت حزب دموکرات خود و حزب ایران، همچنین حزب توده تشکیل داد که ۳ وزیر از حزب توده در آن عضویت داشتند. در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۵ با تصرف تبریز و گریز رهبران فرقه دموکرات، عمر دولت پیشهوری به پایان رسید. شکست تجربه آذربایجان علاوه بر شروع فشار علیه دموکراسی در کشور, نخستین ضربه جدی به قدرت و مشروعیت حزب توده بود و بروز تشنجات و اختلافات فکری درمواضع حزب در قبال مسئله آذربایجان، صلاحیت رهبری و اطاعت کورکورانه از شوروی را در پی داشت.
62. دی ۱۳۲۶ اولین انشعاب از حزب توده شکل گرفت. در میان انشعاب کنندگان خلیل ملکی، انور خامهای، جلال آل احمد، نادر نادرپور، دکتر اپریم، احمد آرام و فریدون توللی دیده میشوند. میتوان گفت همسازی و همراهی با سیاست شوروی عدهای از کادرهای حزب را به عصیان واداشت. اسحق اپریم تحت عنوان «چه باید کرد؟» نوشت حزب منحرف شدهاست.
63. بهمن ۱۳۴۲: کسانیکه «سازمان انقلابی توده» را تشکیل دادند (مهدی خانبابا تهرانی، کوروش لاشایی، بیژن حکمت، محسن رضوانی، عطا کشکولی، پرویز واعظ زاده مرجانی، ایرج کشکولی، سیاوش پارسانژاد، مجید زربخش، پرویز نیکخواه، منصوری، سمیعی و …) از حزب جدا شدند و خیلیها را با خود بردند. این انشعاب، از نظر کمیو تاثیرش بر سازمان حزب اثرگذارتر از جدایی خلیل ملکی و همراهانش در سال ۱۳۲۶ بود.
64. با افزایش تضادها در درون حزب، سرانجام در پلنوم یازدهم حزب (۳۰ دی ۱۳۴۳) در بین خود رهبری هم تلاطمیایجاد شد و احمد قاسمی، غلامحسین فروتن، احمد سغایی و بسیاری از کادرهای دیگر، از حزب فاصله گرفتند.
65. بعد از فروپاشی اتحاد شوروی هم گروه کامبخش و کیانوری عناصری مانند ایرج اسکندری را که فرد تجددخواهی بود، نفی و طرد کردند. واقعش امثال بهآذین که جبهه دموکراتیک مردم ایران را تشکیل داده بودند به دفاع از دموکراسی و آزادی معتقد بودند، ولی کیانوری و همراهانش اعتقاد داشتند که نه! سیاست عمده باید مبارزه با امپریالیسم باشد و دفاع از بقول آنها روحانیت انقلابی.
66. در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی (که در ۲۵ تیر ۱۳۲۶ بازگشایی شد و در ۶ مرداد ۱۳۲۸ به پایان رسید)، حزب توده که میخواست امکان دادن امتیاز نفت شمال به شوروی را حفظ کند، از مخالفان ملی کردن نفت و جبهه ملی ایران بود.
67. بعد از واقعه ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و سوءقصد به پادشاه در دانشگاه، بگیروببند راه افتاد.
68. در پیامد ترور در دانشگاه با دو دادگاه روبرو میشویم. یکی به تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۲۷ برای محاکمه دستیاران ضارب و در رأس آنها عبدالله ارگانی که میگفتند رابط ناصر فخرآرایی و کیانوری بودهاست، ریاست این دادگاه با سرهنگ باستی و دادستانی با سرهنگ دوم علی اکبر مهتدی بود.
69. دادگاه دوم در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۲۸ برای محاکمه سران دستگیر شده حزب توده تشکیل شد. اتهام تودهایها برخلاف آنچه آنزمان میگفتند، مباشرت و همراهی با ناصر فخرآرایی و سوء قصد به شاه نبود. این در دادگاه عنوان نشد. به استناد قانون منع ترویج مرام اشتراکی مورخ خرداد ۱۳۱۰، سران حزب توده به ضدیت با سلطنت مشروطه و ترویج مرام اشتراکی متهم شدند. کیانوری و احمد قاسمیده سال، اکبر شهابی ۷ سال، دکنر مرتضی یزدی، دکتر جودت، ۷ سال، امیر عبدالملکپور ۳ سال. محمد علی شریفی یک سال حکم گرفت و صمد حکیمیتبرئه شد. با تلاش صادق هدایت نویسنده بوف کور، پرونده عبدالحسین نوشین از بقیه جدا شد و او بعداً ۳ سال حکم گرفت. (رزم آرا شوهر خواهر صادق هدایت بود).
70. در ادعانامه دادستان هم جز اشاره کلی و غیرمستقیم به حزب توده در ماجرای ترور شاه نشد. درآغاز سرتیپ شکرالله هدایت ریاست دادگاه را بعهده داشت اما وی بعد از مطالعه پرونده به این نتیجه رسید که دلیلی برای زندانیشدن متهمین وجود ندارد و آنها باید تبرئه شوند.
71. پس از وی سرهنگ باستی را مامور کردند و گویا به وی قول سرتیپی هم داده بودند... سرهنگ بزرگ امید و سرهنگ دوم علی اکبر غفاری مستشار دادگاه بودند. دادستان هم علی اکبر مهتدی پور بود که زمانی در روزنامه داریا متعلق به حسن ارسنجانی مقاله مینوشت.
72. وکلای مدافع آن دادگاه، دکتر شایگان، دکتر تفضلی، دکتر شاهکار، مهدی ملکی، لطفی، رحیمیان، قبادی، و دکتر علی شهیدزاده بودند. مظفر بقایی هم، چون ضد رزم آرا بود. به منظور کوبیدن رزم آرا. خودش آمده بود.
73. در همین دادگاه بود که سرهنگ بزرگ امید، تعجب همه را برانگیخت و از متهمین بنوعی دفاع کرد و گفت موارد استنادی در کیفرخواست دادستان ناقص است. و متهمین از اتهام وارده مبرا هستند. وی و سرهنگ علی اکبر غفاری مستشار دادگاه بودند.
74. برخوردهای سبک سرهنگ باستی، در دادگاه اسباب تفریح شده بود و متهمین او را دست انداختند و بعد از سخنان سرهنگ بزرگ امید دسته جمعی کف زدند. چو افتاده بود که نکند سرهنگ بزرگ امید بنوعی با حزب توده مرتبط است اما وقایع بعدی نشان داد چنین نیست و وی استقلال نظر خود را نشان دادهاست.البته وی بعدا دستگیر و پس از یک سال زندانی، از ارتش اخراج شد و با زندگی سختی هم روبرو گشت.
75. در فاصله کوتاهی اغلب سران و افراد دارای نفوذ حزب توده به شرح زیر دستگیر شدند.
مرتضی یزدی - حسین جودت - احمد قاسمی- اکبر شهابی - محمود بقراطی - عزیز محسنی - نورالدین کیانوری - غفور رحیمی - مهندس علی عُلوی - امیر عبدالملکپور - آقابالا صابونی - محمد علی جواهری - محمد شورشیان - اختر کیانوری (همسر عبدالصمد کامبخش) - ضیاء الدین الموتی - محمد علی شریعتی - صمد حکیمی- جواد معینی - علی اکبر شاندرمنی - محمد شهریاری - نوروز علی غنچه - احمد امیراحمدی - ابراهیم محضری - کلیا آرزومانیان - محمود هرمز - مارتین ساروخانیان - علی امید - عبدالحسین نوشین.
76. ۲۴ آدر ۱۳۲۹، فرار رهبران حزب توده از زندان قصر همه جا پیچید. ده تن از اعضای زندانی حزب توده و از جمله اعضای هیئت اجرائیه حزب که در پی فشار خانوادهها از زندانهای مختلف کشور به قصر انتقال یافته بودند از زندان قصر فرار کردند.
77. مهندس علی عُلوی، دکتر حسین جودت، دکتر مرتضی یزدی، محمود بقراطی، اکبر شاندرمنی، صمد حکیمی، عبدالحسین نوشین، احمد قاسمی، نورالدین کیانوری و خسرو روزبه، در همین ویدئو به بخشی از بازجوییهای خسرو روزبه اشاره میکنم.
78. در فرار ده نفر فوق، افراد زیر دست داشتند: ستوان یکم منوچهر مختاری گلپایگانی، سروان محققزاده، سرهنگ مبشری، ستوان مرزبان (همه بعد از کودتا تیرباران شدند)، ستوان یکم حسین قبادی (در رژیم شاه، پس از بازگشت از شوروی اعدام شد)، ستوان یکم رفعت محمدزاده (اخگر) که بعد از انقلاب تیرباران شد، فریدون واثق (در اواخر دهه ۳۰ به بیماری سرطان دچار شد و فوت کرد)، دکتر غلامحسین فروتن (سال ۱۳۷۸ در آلمان فوت کرد)، ستوان یکم خسرو بوریا، دکتر انواری و دکتر خیر محمدی (...) ؟
79. ۲۳ تیر ۱۳۳۰ ورود هریمن – دیپلمات آمریکایی – به ایران، تظاهرات وسیع در تهران، و اعتصاب کارگران نفت در خوزستان را در پی داشت. تظاهرکنندگان با مداخله آمریکا در مسئله نفت و بسط نفوذ این دولت در ایران مخالفت کرده، مدعی بودند میخواهد جای انگلستان را در ایران و خاور میانه بگیرد. در پیامد تظاهرات مردم که حزب توده نیز در آن نقش داشت، هریمن در ماموریت خود موفق نشد.
80. با شروع نهضت ملیشدن نفت و نخستوزیری دکتر مصدق، حزب توده ایران بهیکی از بازیگران اصلی صحنه سیاسی ایران تبدیل شد. مخالفت حزب با برخی نظرات دکتر مصدق در این دوره نقش مهمیدر جنبش ملی داشت. در یک کاریکاتور یک صفحهای دکتر مصدق را به شکل رقاصه نیمه لختی کشیدند که دارد برای آمریکا و انگلیس میرقصد.
81. پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و تظاهرات مردمیکه منجر به نخستوزیری دوباره دکتر مصدق شد، حزب توده رویه خود را عوض کرد و به پشتیبانی مشروط از نخستوزیر پرداخت.
82. در دی ماه ۱۳۳۱، تصمیمِ دکتر مصدق برای عدم تمدید امتیازِ به پایان رسیدهٔ شوروی برای ماهیگیری در دریای خزر، موجب نکوهش حزب توده شد.
83. در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حزب توده، بر خلاف تبلیغات خود در روزهای قبل از آن، نتوانست در مقابله با کودتا اقدام موثری کند و سازمانهای حزبی تحت تعقیب و سرکوب حکومت قرار گرفتند.
84. یک سال بعد از کودتا سازمان مخفی حزب در نیروهای مسلح که به سازمان افسری معروف بود کشف شد و بسیاری از اعضای آن با زندان و شکنجه و تیرباران روبرو شدند.
85. خسرو روزبه و مهندس عُلوی چند سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تیرباران شدند. دکتر حسین جودت در اسیرکشی سال ۶۷ به دار کشیده شد. محمود بقراطی، اکبر شاندرمنی، صمد حکیمی، عبدالحسین نوشین، احمد قاسمیدر خارج از کشور درگذشتند و کیانوری هم بعد از سالها زندان در جمهوری اسلامی، در حبس خانگی به سر میبرد و ۲۶ آبان سال ۱۳۷۸ در تهران درگذشت.
86. جدا از نقش آمریکا و انگلیس که پشت غارتگران نفت و کنسرسیوم شرکتهای نفتی بینالمللی بودند، بدون همراهی محمد بهبهانی و ابوالقاسم کاشانی که امثال شعبان جعفری و طیب حاج رضایی را به طرفداری از شاه به خیابانها آوردند و نیز بدون تبلیغات منفی حزب توده علیه دکتر مصدق (پیش از ۳۰ تیر ۱۳۳۱)، کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ به سرانجام نمیرسید. «البته بعد از سی تیر، حزب توده جانب مصدق را گرفت هرچند نخواست بدون بسیج مردم توسط مصدق و همراهی وی در مقابله با کودتا جداگانه به میدان بیاید.»...
87. در پیامد کودتای ۲۸ مرداد، حزب با سرکوب گستردهای از سوی حکومت روبرو شد و ۲۷ نفر از افسران آن تیرباران شدند. شماری هم با زندان، شکنجه و تبعید روبرو شدند.
88. سرهنگ عزتالله سیامک، سرهنگ محمدعلی مبشری، سرهنگ نعمت عزیزی نمینی، سرگرد نصرالله عطارد، سرگرد هوشنگ وزیریان، سروان نظامالدین مدنی، سروان نورالله شفا، سروان محمدعلی واعظ قائمی، سروان عباس افراخته و غیرنظامیمرتضی کیوان قزوینی، اعدام شدند
89. پاییز همان سال ۱۳۳۳، افراد دیگری هم تیرباران شدند: سرگرد محمدرضا بهنیا، سروان مصطفی بیاتی، سروان حسن کلالی، سروان منصور کلهر، سرگرد غلامحسین محبی، سروان احمد مهدیان، سرگرد جعفر وکیلی، سرهنگ کاظم جمشیدی، سرهنگ امیر افشار بکشلو، سرهنگ محمد جلالی و محمدباقر واله. ۲۶ مرداد ۱۳۳۴ نیز افراد زیر را اعدام کردند: سرگرد رحیم بهزاد، سرگرد ارسطو سروشیان، سروان اسماعیل محققزاده، ستوان حسن مرزوان، ستوان اسداله نصیری و ستوان منوچهر مختاری گلپایگانی.
90. در پیامد بگیر و ببندها، باقی سران حزب توده هم به شوروی فرار کردند و مآلا سازمان خود را به عنوان یک حزب مهاجر در آلمان شرقی تشکیل دادند. در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ که فرصت جدیدی برای مبارزات آزادیخواهانه پدید آمد، حزب توده (همراه با جبهه ملی دوم) دولت اصلاح طلب دکتر علی امینی را با تمام قوا کوبید. ولی وقتی پس از افتادن دولت امینی شوروی با رژیم ایران از در آشتی درآمد و به آن کارخانه فولاد فروخت، حزب توده شعار داد «زنده باد دوستی ایران و شوروی».
91. از سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ حزب توده تشکیلات خود را وارد کشور نکرد و در صورتی محدودتر و با تمرکزی کمتر بازتاب فعالیتهای خود را در خارج از کشور در حاشیه صحنه سیاسی نشان میداد.
92. در دههٔ ۱۳۴۰ حزب عملا در صحنه سیاسی ایران حضور نداشت و با انتشار نشریه و ادارهیک برنامه رادیویی ارتباط با هواداران خود در داخل کشور را حفظ میکرد. کوششی که در اواخر این دهه برای ایجاد یک سازمان مخفی (معروف به تشکیلات تهران) در داخل ایران صورت گرفت به خاطر نفوذ ساواک - عباس شهریاری - در آن به جایی نرسید و به بازداشت و شکنجه و اعدام عدهای از تودهایها منجر شد.
93. در دهه ۵۰ سازمانی به نام «نوید» در حکم تشکیلات مخفی حزب توده فعالیت میکرد در تشکیلات مزبور، امثال سیمین مدرسی (فردین)، فرزاد جهاد، سعید آذرنگ، شاهرخ جهانگیری، انوشه طاهری، حسین قلنبر، غلامرضا خاضعی، فرزاد دادگر و... فعال بودند- کهیا همراه ناخدا افضلی تیرباران شدند و یا در قتل عام سال ۶۷ در اوین به دار کشیده شدند.
94. بعد از تحولات سال ۵۷، حزب توده، گرچه جانبدار اقدامات صادق خلخالی و انتخابِ وی به عنوان کاندید مورد نظر خودش بود، اما پس از آزادسازی خرمشهر، با ادامهٔ جنگ مخالفت کرد. خرداد سال ۶۱ ولادیمیر کوزیچکین Vladimir Kuzichkin مامور کا گِ بِ -سرویس اطلاعاتی، امنیتی شوروی از تهران به انگلستان گریخت و اطلاعاتش را در اختیار امآی سیکس سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا گذاشت. کوزیچکین در برخی از نوشتههایش اشاره کرد که تنی چند از اعضای حزب توده، اطلاعات نظامیو سیاسی به مأموران اطلاعاتی شوروی میدادند.
95. از جمله اطلاعاتی که کوزیچکین در اختیار مقامات غربی گذاشت، فعالیتها و اسامیاعضاء حزب توده ایران بود. این اطلاعات توسط رابط پاکستانی به مقامات جمهوری اسلامی(جواد مادرشاهی و حبیبالله بیطرف) تحویل داده شد و به دستگیری، محاکمه و اعدام شماری از اعضاء، و فروپاشی حزب توده ایران منجر گردید...
96. در ماههای تیر، شهریور و بهمن ۶۰ سه عضو مشاور کمیته مرکزی این حزب به نامهای فریبرز (برزو) بقایی، فریبرز صالحی و ابوالحسن خطیب دستگیر شدند.
97. ۲۶ فروردین ۱۳۶۱ در یورش به دفتر انتشارات حزب توده واقع در خیابان حافظ، محمد پورهرمزان مسئول انتشارات حزب و تعدادی از کادرهای آن دستگیر شدند.
98. ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ بیش از ۵۰ نفر از اعضای رهبری و کادرهای فعال آن از جمله نورالدین کیانوری، مریم فیروز، منوچهر بهزادی، ابوتراب باقرزاده، عباس حجری، اسماعیل ذوالقدر، رضا شلتوکی، تقی کیمنش، علی عمویی، عبدالحسین آگاهی، احمدعلی رصدی، مهدی کیهان، رفعت محمدزاده، آصف رزمدیده، صابر محمدزاده، هوشنگ ناظمی، ملاحسن قزلچی، کیومرث زرشناس، فاطمه ایزدی و... دستگیر و در زندان کمیته مشترک (توحید) به زیر شکنجه برده شدند.
99. در هفتم اردیبهشت ۶۲ حدود ۱۷۰ نفر از کادرهای حزب در تهران و ۵۰۰ نفر در شهرستانها و از جمله احسان طبری، فرج الله میزانی، بهرام دانش، رحمان هاتفی، احمد دانش، حسین جودت، انوشیروان ابراهیمی، هدایتالله معلم، هدایتالله حاتمی، محسن علوی، علی گلاویژ، جواد ارتشیار، ملکه محمدی، فاطمه مدرسی تهرانی (سیمین فردین) اعضای باقیمانده رهبری و اعصای سازمان مخفی و نظامیحزب دستگیر شدند. دامنه دستگیریها تا ماههای بعد هم ادامه داشت.
100. گویا قرار بوده به دستور خامنهای، ناخدا بهرام افضلی آزاد شود اما این اتفاق نمیافتد و وی عاقبت به جوخه اعدام سپرده میشود.
101. روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۲ اعترافات تلویزیونی کیانوری و بهآذین که تحت شکنجه اخذ شده بود از تلویزیون پخش شد. ۶ روز بعد، صحبتهای احسان طبری از تلویزیون پخش شد.
102. در شهریور ۶۲ کیانوری، فرجالله میزانی، منوچهر بهزادی، رضا شلتوکی، حسین جودت، عباس حجری، انوشیروان ابراهیمی، علی گلاویژ، احمدعلی رصدی، مهدی کیهان، آصف رزمدیده، گاگیگ آوانسیان، محمد پورهرمزان، فریدون فم تفرشی، شاهرخ جهانگیری، غلامحسن قائمپناه و محمدمهدی پرتوی مسئول سازمان مخفی، تحت شدیدترین شکنجهها مجبور به شرکت در میزگردی شدند که اداره آن به عهده آقای عمویی مسئول روابط عمومیحزب بود.
103. در پاییز و زمستان ۶۲، بیش از یک صد نفر از اعضای شبکه مخفی و نظامیحزب توده در هشت گروه جداگانه در دو شعبه دادگاه نظامیبه ریاست محمد محمدی ریشهری و علی یونسی محاکمه شدند.
104. در هفتم اسفند ۶۲ ناخدا بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی، سرهنگ بیژن کبیری فرمانده نیروهای هوابرد (کلاهسبزها)، سرهنگ هوشنگ عطاریان یکی از فرماندهان عالیرتبه جنگ و مشاور وزیر دفاع، سرهنگ حسن آذرفر استاد دانشکده افسری و معاون پرسنلی نیروی زمینی، شاهرخ جهانگیری عضو مشاور کمیته مرکزی حزب و از مسئولان سازمان نوید، ابوالفضل بهرامینژاد، محمد بهرامینژاد، فرزاد جهاد، غلامرضا خاضعی، و خسرو لطفی از کادرهای مخفی حزب توده به جوخه اعدام سپرده شدند.
105. گفته میشود به خواست ازمابهتران حزب توده از طریق سرهنگ بیژن کبیری یکی از رهبران سازمان نظامیاش که روابط نزدیکی با آخوند ریشهری داشت و با همکاری سرهنگ هوشنگ عطاریان، دیگر عضو سازمان نظامیحزب توده، تحت عنوان یک سازمان افسری درون ارتش، صادق قطبزاده را در تور انداختند. آنها طی گفتوگوهایی که با قطبزاده داشتند، ضمن تشریح طرحهایشان برای انفجار خانه خمینی و تسخیر قدرت، صدای او را ضبط کرده و به ریشهری و احمد خمینی رساندند. به این ترتیب بهانه برای دستگیری او را در ۱۷ فروردین ۱۳۶۱ فراهم کردند. این بار اتهامات قطبزاده همچون آبان ۱۳۵۹ نبود که دستگیریاش با موجی از مخالفت روبهرو شد و لاجوردی بلافاصله مجبور به آزادی او شد. سناریوی حزب توده موفق شد، حال آنکه ماجرا به چند دیدار و گفتوگوی ساده محدود میشد. بگفته ریشهری، سه نظامی(سرهنگ داریوش دهقانی آذر، سرهنگ قاسم حسینی رئیس ادارهیکم و سرهنگ نجفی شاهویسی استاندار کردستان در دولت موقت که در دوران بنیصدر سفیر ایران در یونان بود)، و سه روحانی و دو «خان و فئودال» در آن جریان (علیه نظام) دست داشتند. سرهنگ دهقانیآذر که در ۲۰ آذر ۱۳۶۱ اعدام شد، نخستوزیر کابینه ادعایی گروه "نیما" بود و از طریق دیگری به دام بخش نظامیحزب توده و سرهنگ کبیری افتاد و به پرونده قطبزاده وصل شد. در دادگاه قطبزاده و در بازجویی از وی آگاهانه نامیاز سرهنگ کبیری و سرهنگ عطاریان برده نشد تا روابط سازمان نظامیحزب توده و ریشهری از پرده بیرون نیافتد. سرهنگ کبیری که همکاری گستردهای با ریشهری حاکم شرع و دادستان ارتش داشت، علیرغم خدماتش، در اردیبهشت ۱۳۶۲ به همراه سرهنگ عطاریان و تعداد زیادی از اعضای سازمان نظامی حزب توده دستگیر شد. ریشهری که در دادگاهی علنی به پرونده نظامیان دستگیرشده رسیدگی میکرد، پرونده کبیری و عطاریان را به آخوند علی یونسی سپرد تا وی حکم اعدامشان را در دادگاه غیرعلنی صادر کند. ریشهری نمیخواست در دادگاه علنی و در حضور خبرنگاران دستچین شده، این دو نفر در مورد روابطشان با خود او اطلاعرسانی کنند، چرا که آنها به دروغ به جرم نفوذی بودن در ارتش دستگیر شده بودند.
106. فعالیتهای حزب توده در دهه ۱۳۲۰، وقایع مربوط به نفت شمال و فرقه دمکرات آذربایجان، شرکت در دولت قوام و سپس کودتای ۲۸ مرداد و دوران مهاجرت و عضویت برخی در ارگانهای جاسوسی اتحاد شوروی سابق، پُر از اما و اگر است.
107. در اسیرکشی سال ۶۷ مریم فیروز (که در سن هفتاد سالگی دستگیر و تحت شکنجههای جسمیو روحی شدید قرار گرفت همه دوران ۹ ساله زندانش را در سلول انفرادی و در سختترین شرایط گذراند)، ملکه محمدی و فاطمه ایزدی اعضای کمیته مرکزی حزب خوشبختانه جان به در بردند و بعدها آزاد شدند. فاطمه مدرسی تهرانی در سال ۶۸ به خاطر پرونده اتهامیاش اعدام شد که با توجه به آزادی اکثریت قریب به اتفاق زندانیان «چپ» مرد و بخش اعظم زندانیان چپ زن جای تأمل داشت. در جریان قتلعام بیش از ۹۰ درصد از اعضای هیئت سیاسی و کمیته مرکزی حزب توده به دار آویخته شدند. فریدون فم تفرشی، جواد ارتشیار، محمود روغنی، فریبرز بقائی، از اعضای کمیته مرکزی، افراد زیر زنده ماندند: فتحالله ناظر و غلامحسین قائم پناه
اسامی گروه ۵۳ نفر
گروه ۵۳ نفر اشاره به آن دسته از زندانیان سیاسی است که در دوران رضاشاه در سال ۱۳۱۶ شمسی بازداشت شدند. این زندانیان که اکثراً در زندان شماره ۲ قصر (در بندهای ۲ و ۷) زندانی بودند بیشتر تمایلات چپ و سوسیالیستی داشتند و شماری از آنها بعداً حزب توده ایران را بنیان گذاردند. بین آنان انسانهای فرهیخته و شریف کم نبود و چند نفر هم بودند که هیچ ربطی با زندان و زندانی سیاسی و مقاومت و این چیزها نداشتند و به اصطلاح میان آن عده، بُر خورده بودند.
۱. تقی ارانی
۲. عبدالصمد کامبخش
۳. محمد شورشیان
۴. محمد بهرامی
۵. محمود بقراطی
۶. علی صادقپور
۷. ضیاء الموتی
۸. عباس آذری
۹. محمد پژوه
۱۰. محمد باقر فرجامی
۱۱. بزرگ علوی
۱۲. مهدی رسایی
۱۳. نصرت الله اغرازی
۱۴. انور خامهای
۱۵. ایرج اسکندری
۱۶. مرتضی یزدی
۱۷. رضا رادمنش
۱۸. مهدی لاله
۱۹. نصرتالله جهانشاهلو
۲۰. علینقی حکمی
۲۱. محمد رضا قدوه
۲۲. عزت الله عتیقه چی
۲۳. اکبر افشار
۲۴. مجتبی سجادی
۲۵. مرتضی سجادی
۲۶. رحیم الموتی
۲۷. ولی خواجوی
۲۸. آناقلیج خضربابا
۲۹. مرتضی رضوی
۳۰. خلیل انقلاب آذر
۳۱. شعبان زمانی
۳۲. تقی شاهین
۳۳. رضا ابراهیمزاده
۳۴. فریدون منو
۳۵. عماد الموتی
۳۶. تقی مکینژاد
۳۷. حسن سجادی
۳۸. ابوالقاسم اشتری
۳۹. فضلالله گرگانی
۴۰. علی اکبر شاندرمنی
۴۱. رجبعلی نسیمی
۴۲. بهمن شمالی
۴۳. سید جلال حسن نایبی
۴۴. سیفالله سیاح
۴۵. یوسف ثقفی
۴۶. خلیل ملکی
۴۷. حسین تربیت
۴۸. احسان الله طبری
۴۹. عباس نراقی
۵۰. حکیم الهی
۵۱. نورالدین الموتی
۵۲. حسن حبیبی
۵۳. مهدی دانشور
۵۴. انوشه طاهری
ـــــــــــــــــــــــــــــ
با دستگیری گروه ۵۳ نفر، عبدالصمد کامبخش علاوه بر خودشیرنی و معرفی دکتر تقی ارانی به عنوان مسؤول اول گروه و تکنویسیهای دیگر، دست پیش میگیرد و به دیگران القا میکند ارانی، همه را به پلیس لو دادهاست! گروه ۵۳ نفر بیشتر در زندان شماره ۲ قصر (در بندهای ۲ و ۷) زندانی بودند بند به هم میریزد و خیلیها از دکتر ارانی که انفرادی بود، منزجر میشوند و پُشت سرش صفحه میگذارند! دکتر اِرانی در دالان سوم زندان موقت (سلول ۲۸)، در اتاقی مرطوب و مُتَعفّن که تا کمر دیوارش قارچ داشت تک و تنها بود و هربار به هواخوری برده میشد، بیشتر زندانیان به وی پرخاش کرده، با صدای بلند داد میزدند: خائن… کثافت…خائن... کثافت... وقتی وی به بند عمومیزندان قصر منتقل میشود نیز، همین آش و همین کاسه بود. بایکوت میشود و حتی خلیل ملکی با وی دست بهیقه شده توی صورتش میکوبد… دکتر ارانی در دفاعیهاش در دادگاه، ضمن اشاره به عبدالصمد کامبخش، او را زیر سؤال میبرَد. اما این بخش از اظهارات وی از متن دفاعیهاش که حزب توده منتشر نموده، حذف شده و تنها یکی دو جمله آن را امثال ایرج اسکندری نقل کردهاند. در واقع رابطه کامبخش با اداره شهربانی وقت (با بازجویان)، و نسبتدادن دروغین به گروه ۵۳ نفر، علنی نمیشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دکتر ارانی در دادگاه گفته بود: «من با اینکه خودم کتابنویس هستم اما هیچوقت نمیتوانم ظرف چند ساعت چنین کتابی را که کامبخش [در بازجویی] با این فصول مرتب و در ظرف چند ساعت تنظیم نموده بنویسم». این بلبشوی غمانگیز خوشبختانه دیری نمیپاید چون در پروندهخوانی دست باعث و بانی رو میشود و وکیلمدافع گروه ۵۳ نفر، نام عامل اصلی دستگیریها و کسیکه با بازجویان همکاری کرده (عبدالصمد کامبخش) را در حضور خودش و دیگر زندانیان، به اطلاع همه میرساند. دکتر ارانی در همان زندان جان داد اما صمد آقا بعدها عضو شورای مرکزی حزب توده شد و حزب توده خود را داعیهدار اندیشه دکتر ارانی معرفی نمود. عبدالصمد کامبخش که در زمان جنگ جهانی اول برای تحصیل راهی امپراتوری روسیه شده بود، از شرکت کنندگان در انقلاب روسیه (۱۹۱۷)، و از بنیانگذاران حزب توده ایران بود. وی جدا از تالیفاتی که داشت، نقشهای مثبتی هم ایفا نمود و همه زندگی او در همکاری با بازجویان، و برخورد زشتش نسبت به دکتر ارانی و پرونده ۵۳ نفر خلاصه نمیشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آذر ماه ۱۳۲۱ ایرج اسکندری پرونده دکتر ارانی را از دادگستری گرفت اما موضوع کامبخش از این پرونده بیرون کشیده شد و متن سانسورشده دفاعیه را مطبوعات حزب توده چاپ کردند. بعدها در توجیه این سانسور گفته شد کامبخش از سال ۱۳۲۲ تا سال ۱۳۲۵ مسؤول کل تشکیلات حزب توده ایران بود و اگر متن دفاعیات واقعی دکتر ارانی چاپ میشد، دیگر کسی که به عنوان لودهنده تعدادی از ۵۳ نفر و تبانی کننده با پلیس بود، نمیتوانست با داشتن چنین پیشینهای مسؤول کل تشکیلات حزب توده باشد. کامبخش در توجیه همکاری خود با بازجویان، گفته بود بعد از مشورت با همسرم اختر (خواهر نورالدین کیانوری) و پس از ۲۴ ساعت فکر، برای جلوگیری از تهمت جاسوسی که رژیم در صدد بود به زندانیان بزند، و برای حفظ بخش نظامیو [سرهنگ عزتالله] سیامک، چاره را در آن دیدم که آن اطلاعات را به بازجوها بدهم و پیش خود فکر کردم خب اینها را میگیرند و مدتی نگه میدارند و به آنها کاری ندارند….
https://www.youtube.com/watch?v=KRKmVAVabKE
بازجویی خسرو روزبه اول مهر ۱۳۳۶ (صفحات ۱۷ و ۱۸)
«...در نیمه دوم سال ۱۳۲۶ من به اتفاق چند نفر از دوستانم جلساتی تشکیل میدادیم... در یکی از این جلسات، تصمیم به ترور محمد مسعود گرفته شد. کسانیکه برای اینکار انتخاب شدند عبارت بودند از ابوالحسن عباسی، حسام لنکرانی، سیفالله همایون فرخ و منوچهر رزمخواه. اتومبیل متعلق به حسام لنکرانی بود و منوچهر رزمخواه که در رانندگی مهارت داشت به عنوان راننده انتخاب شد. قرار بود حسام لنکرانی و سیف الله همایون فرخ در اتومبیل بنشینند یا حول و حوش کار را مراقبت کنند که اگر خطری برای عباسی پیش آمد به او کمک کنند. عباسی هم اجرای کار را بعهده گرفت. حسام لنکرانی با محمد مسعود رابطه دوستی داشت... یکی از نقشهها این بود که از این رابطه دوستی استفاده شود یعنی به این ترتیب که او را سوار بر اتومبیل کنند یا بالعکس سوار اتومبیلش شوند و برای اینکار لازم بود که عباسی، حسام و دیگران به دنبال محمد مسعود باشند و هروقت چنین فرصتی دست داد از آن استفاده نمایند. چند شب اتومبیل حامل این عده در سر یکی از کوچههای فرعی بین فردوسی و لاله زار کشیک داد و این عدهیا درون آن بودند و یا پیاده در پیرامون اتومبیل راه میرفتند...در یکی از شبها... محمد مسعود از اداره روزنامه بیرون میآید. عباسی به او نزدیک شده و یک تیر شلیک میکند. قرار بود بهیک تیر اکنفا نشود، لذا عباسی پس از رهاکردن تیر اول تیر دیگری در شقیقه محمد مسعود خالی کرده و بدین ترتیب به عمرش خاتمه میدهد. همان شب من در خانه نشسته بودم و نمیدانم ورق یا شطرنج بازی میکردم که گفتند دو نفر آمده و با شما کار دارند. وقتی جلوی در رفتم حسام بود با یک نفر دیگر که الآن درست به خاطرم نیست. حسام در یک کلمه فقط گفت «شد»! و البته من مقصودش را فهمیدم و او نیز بلافاصله رفت...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شب جمعه ۲۲ بهمن سال ۱۳۲۶ در خیابان اکباتان «محمد مسعود» مدیر روزنامه «مرد امروز» و نویسنده کتاب «گلهایی که در جهنم میروید» و... گلوله خورد و نشریات حزب توده، بفرموده آن را به شدت زیر سؤال بردند. روزنامه مردم در شماره ۲۷۵، قتل محمد مسعود را «ترور فجیع» نامید و گردن دربار و دستگاه رژیم شاه گذاشت! متاسفانه بازجوییهای خسرو روزبه، ابوالحسن عباسی و ابراهیم پرمان نشان داد آن قتل فجیع به دربار شاه و دستگاه تیمور بختیار برنمیگردد. گفته میشود زمانیکه محمد مسعود ترور شده آنها عضو رسمیحزب توده نبودهاند اما این واقعیت از قبح مسئله نمیکاهد. ضمن اینکه هشت نفری که مستقیم و غیرمستقیم در ترور مزبور دست داشتند، یعنی سیف الله فرخ، ابوالحسن عباسی، ابراهیم پرمان، حسام لنکرانی، خسرو روزبه، ناصر صارمی، منوچهر رزمخواه و صفا خانم (صفیه خانم حاتمی)، افراد شاخصی بودند و با مرور وضع حزبی آنها با سؤالات مهمیبرخورد میکنیم که از آن میگذرم. تنها یادآوری کنم که ابوالحسن عباسی کلمهای از ترورها در بازجوییاش نگفته بود اما بعد از روبرو شدن با خسرو روزبه، مجبور میشود سیر تا پیاز ماجرا را شرح دهد، از جمله اینکه او (عباسی) خودش به محمد مسعود شلیک کردهاست. به جز محمد مسعود، ۵ نفر دیگر هم ترور شدند. حسام لنکرانی، محسن صالحی، داریوش غفاری، آقا برار فاطری و پرویز نوایی. در صفحات ۱۳۱ تا ۱۳۵ اوراق بازپرسی روزبه، او به نکات مهمیدر مورد ترورها و اینکه سر برخود اینکار را نکرده، اشاره میکند که شاید در فرصتی دیگر عین آنرا بیآورم. متاسفانه دستگاه تیمور بختیار و بعداً ساواک (و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس) از زیر و بم این ترورها که در بازجوییها به دقت تشریح شده، مطلع بودند، اما مردم ایران و حتی احمد شاملو که در وصف خسرو روزبه شعر سروده، از آن خبر نداشتند و همه خیال میکردیم محمد مسعود توسط دربار و مامورین امنیتی رژیم شاه کشته شدهاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسامی مرتبطین حزب توده که در اسیرکشی سال ۶۷ به دار کشیده شدند
آتیک - گلعلی
آذرنگ - سعید
ابرقویی - خلیل
ادریسیان - احمد
افخم - عبدالوهاب
اکبری کردستانی - کسری
امیرهاشمی- محمدحسین
بابانژاد - ستار
باقرزاده - ابوتراب
براتی - رضا
بستاره - عباس
بلدی - رئوف
بهزادی - منوچهر
بیدگلی - محسن
بیژنی - شاپور
بینایی ماسوله - خلیل
پورهرمزان - محمد
پیماندوست - غلامرضا
جاویدفر - جعفر
جلالی - حسن
جودت - حسین
جهانبخش - جهانگیر
حاتمی- هدایتالله
حاج ملکی - اسحاق
حجری بجستانی - عباس
حسن پور شیرازی - ابراهیم
حسنی پاک - مهدی
حسین خانی کارگر - محمدعلی
حسین نژاد - محسن
حکیمی- سیروس
حیدری زاد مطلق - احمد
خزائلی - امیرحسین
خطیب - ابوالحسن (رحمت)
خطیبی - اکبر
دادگر - فرزاد
دادمرزی - فرج الله
دانش - بهرام
دانش شریعت پناهی - احمد
داوری - غلامعلی
درویش ملا - نصرت الله
دستگیر - مهرداد
دلیجانی - محسن
دلیلی - علیرضا
دلیلی - محمدرضا
ذوالقدر - اسماعیل
راسخ قاضیانی - حسین
راوندی آبکنار - تیمور
ربیعی - طوغان
رجالی فر - محمدرضا
رحیمی- محمد
رزم دیده - آصف
رصدی - احمدعلی
روزدار - عادل
زارع کاشانی - عزت الله
زرشناس - کیومرث
زمانی - مهدی
شاهسوند - ناصر
شبانی - علی
شمس - رحیم
شهبازی - محمدعلی
صالحی - فریبرز
صراف پور - حسن
صفوی نیا - حسین
ظفرحیدری - صابر
غیاثوند - سیف الله
فرجاد آزاد - مهرداد
قباخلو - علی اصغر
قربان نژاد - هوشنگ
قریشی - داود
قلم بُر - حسین (سیامک)
قنبری - بهمن
قندی - ساسان
کیهان - مهدی
لامعی - حسین
لاهیجانیان - محمدجواد
محبوب - اصغر
محجوبیان - اکبر
محمدزاده گازرگاه - جواد
محمدزاده گازرگاه - حسن
محمدزاده - صابر
محمدزاده (اخگر) - رفعت
مرادی - فریدون
معقول - محمدحسن
معلم - هدایتالله
مقیمی- قدرت الله
منبری - مجید
منوچهرآبادی - اصغر
مؤمنی - محمدمهدی
مهربان - نادر
مهشید - کیوان
میزانی - فرج الله (جوانشیر)
ناظمی- هوشنگ (نیک آیین - امیر)
نظامینرج آبادی - بهمن
نعیمی- علی
نیکو - حیدر
واحد - غلامعلی
وطن خواه - اسماعیل
هاشمینژاد - عباس
همجوار - فیروز
یزدان دوست - محمدرضا
فاطمه مدرسی تهرانی(سیمین فردین)؛ به خاطر ارتباط با سازمان نوید و تشکیلات مخفی حزب توده...پرونده سنگینی که داشت در فروردین ۶۸ اعدام شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.
دفاعیات دکتر تقی اِرانی در دادگاه جنائی
http://hamneshinbahar.net/article.php?text_id=517
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزنامه اطلاعات از تاریخ ۱۱ تا ۲۶ آبان سال ۱۳۱۷ بخشی از جریان محاکمه دکتر ارانی را انتشار داد. آذر ۱۳۲۱ ایرج اسکندری پرونده دکتر ارانی را از دادگستری گرفت اما موضوع کامبخش از این پرونده بیرون کشیده شد و متن سانسورشده دفاعیه را مطبوعات حزب توده چاپ کردند. بعدها فدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در آلمان فدرال و برلن غربی نیز، بخش عمدهای از آن را با عنوان یک اثر فناناپذیر، منتشر کردند. جدا از دو مورد فوق دفاعیات دکتر ارانی، بهار و تابستان ۱۳۴۲، در مجلهی دنیا دورهی دوم شمارههای ۱ و ۲ درج گردید. البته بدون قسمت سانسور شده. همین متن در کتاب دنیای ارانی نوشته آقای باقر مومنی هم موجود است. آنچه حزب توده از دفاعیه دکتر ارانی منتشر کردهاست، با اصل «لایحۀ دفاعیه» که در پرونده وی موجود بود، اختلاف دارد. از آقای بابک امیر خسروی شنیدم که نمونهای از [اصل] آن را زندهیاد خسرو شاکری، در واشنگتن یافته و کپی کردهاست. متاسفانه متن کامل دفاعیه را نتوانستم پیدا کنم.
در آدرس زیر بخش عمده دفاعیات دکتر تقی اِرانی در دادگاه جنائی، ثبت شدهاست.
http://hamneshinbahar.net/article.php?text_id=517
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع حزب توده
در پایان این بحث به شماری از منابع مربوط به حزب توده اشاره میکنم.
حزب توده ایران چه میگوید و چه میخواهد؟ احمد قاسمی۱۳۲۳ این کتاب تا سال ۱۳۲۷ معرف هویت حزب توده بود
"حزب توده بر سر دو راه"، اسحاق اپریم ۱۳۲۶
یک دادگاه تاریخی، محاکمه رهبران حزب پس از سوءقصد به شاه در نیمه بهمن ۱۳۲۷، انتشارات حزب توده
کتاب سیاه درباره سازمان افسران توده، فرماندار نظامیتهران (تیمور بختیار)، اسفند، ۱۳۳۴
سیر کمونیزم در ایران، سرهنگ علی زیبایی ۱۳۴۳
مهمان این آقایان، محمد بهآذین ۱۳۵۴
من متهم میکنم کمیته مرکزی حزب توده ایران را. فریدون کشاورز: ۱۳۵۷
حزب توده ایران و دکتر محمد مصدق، نورالدین کیانوری ۱۳۵۹
چهرههای درخشان، مریم فیروز ۱۳۵۹ / همچنین خاطرات ایشان ۰مجموعه مصاحبه ها و گفتار گوناکون که بخشی به به حزب توده و فراز و نشیبهای آن اشاره دازد و سال ۷۴ حکومتیان چاپ کرده اند.
نقدی بر سیاست حزب توده ایران در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ / حمید احمدی (ناخدا انور)
یورش اول به حزب توده در سال ۶۱، شیوا فرهمند
نامه به رفقا، جنبش توده ایهای معترض،فریدون آذرنور، بابک امیرخسروی، فرهاد فرجاد: ۱۳۶۴
بررسی و ریشهیابی اشتباهات حزب توده ایران در چهار سال اول انقلاب، بابک امیرخسروی ۱۳۶۵
خاطرات ایرج اسکندری در گفتوگو با فریدون آذرنور و بابک امیرخسروی.
کژراهه، خاطراتی از تاریخ حزب توده، احسان طبری ۱۳۶۷
بیراهه، پاسخ به کژراهه، عبدالله برهان ۱۳۶۸
با گامهای فاجعه، شیوا فرهمند راد ۱۳۶۸
خاطرات اردشیر اوانسیان، به کوشش بابک امیرخسروی، ۱۳۶۹
فصولی از تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران، ضیاءالدین الموتی ۱۳۷۰
یادهایی از گذشته، حزب توده در صحنه ایران، غلامحسین فروتن ۱۳۷۱
خاطرات نورالدین کیانوری،۱۳۷۱
پیرامون خاطرات نورالدین کیانوری، عبدالحسین مستوفی ۱۳۷۳
پرونده پنجاه و سه نفر، حسین فرزانه ۱۳۷۲
دُرد زمانه، محمدعلی عمویی ۱۳۷۳
«پنجاه نفر و سه نفر» انور خامهای
نظر از درون به نقش حزب توده ایران، بابک امیرخسروی ۱۳۷۵
گذار از برزخ، خاطرات یک تودهای در مهاجرت، ناصر زربخت ۱۳۸۰
گذار از طوفان...
یادماندهها و ملاحظهها، امیرعلی لاهرودی ۱۳۸۶
نامههای سرگرد جعفر وکیلی از زندان، به کوشش باقر مؤمنی، ۱۳۸۶
حزب توده از شکل گیری تا فروپاشی /موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ۱۳۸۷
فراز و نشیب حزب توده ایران در دهه ۶۰؛ از کامروایی تا اعدام، ایرج مصداقی
نقش حزب توده در گسترش فرهنگ و هنر، باقر مومنی
آرشیو مجله دنیا و نامه مردم
نگاهی به تاریخ حزب توده ایران، یرواند آبراهامیان
حزب توده ایران در آئیته تاریخ، همایون کاتوزیان
نگاهی به تاریخچه و عملکرد حزب توده، اکبر اشراقی
اسناد پلنومهای (نشستهای کمیتۀ مرکزی) حزب تودۀ ایران
شیوا فرهمند: حزب توده ایران و انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ٔ از بازگشت تا اعدام
مسئلهِ تاریخ، تاریخِ مسئلههاست، فراز و فرودِ حزب توده
سایت همنشین بهار- http://www.hamneshinbahar.net
برای ارسال این مطلب به فیسبوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook