غزالی و کتاب «جواهر القرآن...»

«... و نحن الآن ننظم جواهر القرآن فی سلک واحد، و درره فی سلک آخر؛ و
قدیصادف کلاهما منظوماً فی آیة واحدة فلا یمکن تقطیعها، فننظر الی الاغلب من
معانیها؛ و ننبهک ان المقصود من سلک الجواهر: اقتباس انوار المعرفة فقط و
المقصود من الدرر: هو الاستقامة علی سواء الطریق بالعمل...
كنون مي‌خواهم قرآن را در يك سِلك نظم دهم و دُرَر وي را در سِلكي ديگر و گـاهي هـر
دو در يك آيه، فراهم آمده‌است و جدايي آن دو ممكن نيست و بايد بـه معـاني آنهـا نظـر
افكنيم. منظور از سلك جواهر، گرفتن نور معرفت اسـت بـه علـم و مقـصود از سـلك درر،
استقامت است به راه راست به عمل...


ابوحامد محمد غزالی در کتاب «جواهر القرآن و دُرَره» که به زبان عربی نوشته‌است [جواهر برای امور نظری، و دُرَر برای امور عملی]، تلاش کرده از دید خودش به کُنهِ معانی قرآن پی ببَرَدغزالی دعوت آدمی به نیایش خداوند را شایسته ستایش دانسته و آیات قرآنی را به شش نوع بخش می‌کند:

  • آیاتی که بطور خاص در مورد پروردگار است
  • آیاتی که راه و چاه را نشان می‌دهد
  • آیاتی که از رسیدن به محبوب می‌گوید
  • آیاتی که به حالات نیکان و شریران می‌پردازد
  • آیاتی که با بیان حالات منکرین حقیقت، وضع آنان را تشریح می‌کند
  • شماری از آیات هم در مورد منزلگاه‌های سلوک است و چگونگی برگرفتن توشه و زاد برای پیمودن این مسیر. 
غزالی از حدود ۶۶۰۰ آیه قران، نزدیک به ۱۵۰۰ آیه را برگزیده و مورد بحث قرار داده و درواقع قران را خلاصه کرده‌است. در این کتاب کوچک که حدود ۱۰۰ صفحه دارد، وی به علومی که از نگاه خودش حکم صدف دارند اشاره نموده و با خوب را خوب تر دیدن، مراتب و درجات آنها را شرح می‌دهد.
...
غزالی در جواهر القرآن می‌گوید: علوم قرآن بر دو نوع است:
۱. علم ظاهر قرآن: قرائت، لغت، نحو، تفسیر و…
۲. علم باطن قرآن: شناخت قصص، فقه، اصول فقه، علم به خدا و قیامت و…
سپس علوم را به برتر و غیر برتر تقسیم کرده و [به غلط] پزشکی و ستاره‌شناسی و هیئت و... را منبعث از قرآن می‌‌پندارد!
«همانگونه که جویبارها و نهرها از رودهای بزرگ منشعب می‌شود همه دانشها و علوم از قرآن نشأت می‌گیرد...» (جواهر القرآن، ص ۱۸)
این پندار نادرست غزالی که مدعی می‌شود تفصیل همه علوم در قرآن موجود است و موازین و کلیدهای راهیابی به آنها را هم می‌توان در آن بازیافت، نیاز به توضیح ندارد.
...
غزالی برداشت خودش از غیب و شهادت را شرح می‌دهد، سپس به رموز و اشارات قرآن(اسم اعظم، آیه‌الکرسی و...) گریز می‌زند. سپس به ویژگی‌های برتر سوره اخلاص که [گویا] برابر با ثلث قرآن است، می‌پردازد. به نظر می‌رسد غزالی در جواهرالقرآن رویکردی نمادگرا به زبان دین اتخاذ کرده‌است. 

باور به نمادین بودن زبان دین، بدان معناست که شماری از الفاظ و عبارات متون مقدس، کلماتی رازآمیز هستند و هر گاه با توجه به رمزگان ویژهٔ خود معنا نشوند معنای خود را آشکار نخواهند ساخت. تبیین مشابه با این دیدگاه را می‌توان در نوشته‌های فیلسوف آلمانی، پل تیلیش Paul Tillich بازشناخت.
از نگاه و دیدگاه پل تیلیش، پرسش از صدق و کذب گزاره‌های دینی بر پایهٔ معانی عرفی، جواب ندارد و زبان نمادین متون مقدس، باید فرصتی برای مکاشفه، درک حضور این هستی قانونمند، و التفاتی به زندگی پس از مرگ ایجاد کند. از دید تیلیش، تنها خدا نیست که به سبب موقعیت متعالی خود فراتر از دسترس الفاظ قرار می‌گیرد. زبان در برابر هر چیز که متعلق دل بستگی انسان واقع، و پرستیده شود، جز با نمادها قابلیت انتقال معنا ندارد.
 
توجه داشته باشیم که دلالتِ کلمات بر معانی‌شان، برگرفته از یک قرارداد اجتماعی است، حال آن که دلالت نمادها، ازجمله، برخاسته از اساطیر فرهنگی است و نه لزوماً از واقعیات اجتماعی. نمادها برساختهٔ محیط فرهنگی هستند و پیدایی، دلالت، و رشد و افول آن‌ها تابع شرایط اجتماعی است. نمادها می‌توانند از معنای ظاهری خود فراتر بروند و درواقع دلالت بر معنایی دارند که شخص در هنگام رویارویی با امر قدسی درمی‌یابد. 
...
کتاب جواهر القرآن از آثار دورۀ دوم حیات فکری غزالی است. غزالی در رسالۀ «المنقذ من الضلال»(شک و شناخت) به دو مرحلۀ فکری خود اشاره می‌کند. در دورۀ نخست بیشتر به دنبال کلام و فقه است، و در دورۀ دوم شیفتۀ عرفان و تصوف. 
...
مضمون کتاب جواهرالقران ازجمله این است:
  • در مواجهه با قرآن باید از سطح عبور کرد و آن را بیکران دید.
  • نباید به ظاهر الفاظ و حروف، اکتفا نمود چرا که برخی حقایق از جنس کلمات و حرف نیستند.
  • مقصود نهایی باید سلوک الی‌الله باشد و قرآن هم در واقع ریسمانی است که ما را از سطح به عمق و از تاریکی به نور می‌بَرد...(...) 
 غزالی دسته‌ای از آیات را «جواهر» نامیده که از دید وی انوار معرفت است و دسته‌ای دیگر که «دُرَر» نامیده، به صبوری در پیمودن راه راست و بیان کلمه حق و مرارت‌های پس از آن اشاره دارد.
وی در فهرست کتاب نخست آیات جواهر- متعلق به معرفت الله- و سپس آیات دُرر - متعلق به صراط مستقیم- را ذکر می‌کند. 
«بدان که ما به دو دلیل تنها به ذکر آیات جواهر و آیات دُرر پرداختیم: نخست آن که دیگر اقسام آیات قرآن فراوان و بیرون از حد و شمارند. دوم آن که تنها این دو دسته آیات‌اند که مهم و بی بدیل‌اند، چرا که اصل، معرفت خدای تعالی و سپس سلوک در طریق مستقیم اوست...»
...
غزالی آیاتی را که استفاده‌هایی عارفانه می‌توان از آن کرد، برجسته نموده و از این طریق به یکی از دغدغه صوفیان پاسخ می‌دهد. کمتر عارف، مفسر و حکیمی دیده شده که پس از غزالی از این اثر ـ چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ تأثیر نگرفته باشد. ابن عربی در برشماردن «علومی که اوتاد می‌دانند»، از علم به «جواهر قرآن» هم یاد کرده، که بی‌تردید متأثر از غزالی است. از عین‌القضات، ابن عربی و مولانا که بگذریم، حکیمانی چون سهروردی و ملاصدرا و مفسران بسیاری از این رساله تأثیر پذیرفته‌اند. رساله‌ای که پُر از اما و اگر است و جای نقد دارد.

پانویس
در کتابخانه و موزه ملک، نسخه‌ای خطی از جواهر القران غزالی، موجود است. شاید در کتابخانه مجلس و... هم نسخه‌های خطی از این کتاب بتوان یافت. 
جواهر القرآن در سال ۱۳۰۲ق در مکه، و سپس بارها در مصر به چاپ رسیده، و سرآخر به کوشش محمد رشید رضا قبانی تصحیح و منتشر شده‌است.
...
زنده‌یاد حسین خدیوجم که بر آثار غزالی و به ویژه بر ترجمه فارسی احیاء علوم الدین و کیمیای سعادت پژوهش نموده، ترجمهٔ فارسیِ «جواهر القرآن» غزالی را نیز تصحیح و به نشر رسانده‌است. ترجمه دیگری هم توسط مهدی كمپانی زارع منتشر شده‌است.(ترجمه، تحلیل و نقد جواهر القرآن)
گوهرتاج مینوچهر، علی اوجبی، و اکبر ثقفیان هم در مورد جواهر القران نوشته‌اند.
...
در آدرس زیر کتاب غزالی را می‌توانیم بخوانیم:
...
...
سایت همنشین بهار 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook