«تُرکی الفیصل» و پامنبری‌هایش
«السعودیه تنتقل من الدفاع إلى الهجوم»

 
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵ (July 20, 2016)؛ سایت «الخلیج أونلاین» - وابسته به مؤسسه «إدراک» للدراسات والإعلام (در لندن)، مقاله‌ای از «محمد عبّود» منتشر نموده با عنوان:
«عبر دعم المعارضه الإیرانیه.. السعودیه تنتقل من الدفاع إلى الهجوم» (از طریق پشتیبانی از اپوزیسیون ایران؛ عربستان از گارد دفاعی، وارد گارد تهاجمی شد)
...
مقاله با اشاره به مسئول سابق سازمان اطلاعات عربستان؛ و شرکت او در اجلاس پاریس و اینکه وی صحبت از اسقاط نظام (حاکم بر ایران) کرده و جانب «معارضین ایرانی»(الإيرانية المعارضة) را گرفته، خبر از استراتژی [جدید] عربستان... می‌دهد...
...
نویسنده با استناد به کانال «الاخباریه» خبرگزاری رسمی عربستان و تفسیر به اصطلاح ناظران؛ نتیجه گرفته که حضور سعودی در گردهمایی پاریس (از طریق تُرکی الفیصل)، پیامی به رژیم ایران بود که مضمون آن انتقال عربستان از گارد دفاعی به حمله است.
«الوجود السعودی بالمؤتمر، عبر رئیس جهازها الاستخباراتی الأسبق، مثل رساله إلى النظام الإیرانی مفادها الانتقال من حاله الدفاع إلى حاله الهجوم»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریاض برگ‌هایی دارد که قبلاً رو نکرده‌است!
«الخلیج أونلاین» اشاره کرده که ریاض برگ‌هایی دارد که قبلا در درگیری‌های منطقه‌ای با رژیم ایران آنها را به کار نگرفته...
«الریاض تملک أوراقاً ربما لم تکن تستخدمها فی السابق، ضمن صراعها الإقلیمی مع إیران»
و [تلاش عربستان] باید با کارهای فزاینده‌ای همراه شود تا به رژیم کنونی فشار بیاورد؛ از جمله مورد خطاب قراردادن مردم ایران به طور مستقیم و ابلاغ آن و توجه به ادامه کار با اپوزیسیون داخل ایران...
و سخن آخر؛ این رؤیا، که «ایده سعودی برای پشتیبانی از اپوزیسیون ایران، به منظور استفاده قوی از آن به عنوان برگ فشار موفق می‌شود، اگر البته خوب مورد استفاده قرار گیرد».
«فالمبادره السعودیه إلى دعم المعارضه الإیرانیه بصدد تقدیم مزید باعتبارها ورقه ضغط رابحه إن أحسن استغلالها»
...
با این توضیح بدیهی که زیرسئوال بردن عملکرد امثال ترکی الفیصل ابدا به معنی تأئید دیگر مرتجعین نیست و اثبات شئی نفی ماعَدا نمی‌کند،
به وهابیت - زیرمجموعه این جریان فاسد و واپسگرا - اشاره کوتاهی می‌کنم.
...
وهابیت جنبشی مذهبی است که محمد بن عبدالوهاب در قرن هجدهم در نجد عربستان بنیان گذاشت و از سال ۱۷۴۴ میلادی مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت. وهابیون مدعی‌اند پیرو اعتقادات ابن تیمیّه هستند و از نظر فقهی، تابع مذهب حنبلی.
وهابیت؛ بعد از کش و قوس‌های بسیار که مجال گفتنش اینجا نیست، از نظر سیاسی متحد دودمان سعودی شد.
...
اگر «توماس هابز» Thomas Hobbes (نویسنده کتاب لِوْیْاتان)؛ با غول بزرگ دولت، صلح و ثبات را در قرن هفدهم میلادی به جامعه بریتانیا بازگرداند، محمدبن عبدالوهاب هم یک قرن بعد با مسلک و مرامش شبه جزیره عربستان را از واگرایی و گسیختگی دور کرد. وی در ائتلاف با «محمدبن سعود» مبانی مشروعیت دینی را برای اشاعه حاکمیت سعودی بنیان گذاشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در فضای بسته عربستان؛ صداهای دیگری هم به گوش می‌رسد
عملکرد حکومت سعودی را سَلَفیّه درباری؛ به شرع نسبت داده و توجیه می‌کند و در مقابل، حکومت از طریق تامین منابع مالی و امنیتی هوای آنها را دارد.
...
شیوخی از نوع «محمد امان جامی» و هوادارانش (جامیه)؛ با تمام قوا جانب حکام سعودی را گرفته‌ و در برابر آنان، «محمد سرور زین العابدین» و اعوان و انصار وی(سروریه)، باب اعتراض به آل‌سعود را گشوده‌اند. این جریان همین حالا هم به امثال بندربن سلطان و بویژه به ترکی الفیصل بند می‌کنند و پشت سرشان صفحه می‌گذارند که به دروغ دم از آزادی می‌زنند و با داعش و بن لادن سَر و سِر داشته‌اند...
پامنبری‌های ترکی الفیصل هم؛ طرح فروپاشاندن رژیم ایران را به میان کشیده و ادعا می‌کنند سخنرانی مسئول سابق سازمان اطلاعات عربستان، آب راکد اپوزیسیون ایران را به حرکت انداخته‌است...
«لقد حرّكت كلمة الأمير تركي الفيصل مياه المعارضة الإيرانية الراكدة»
...
در عربستان؛ سلفی‌گری از خیلی جلو تر، حرف اول را می‌زد، اما در همین فضای بسته، صداهای دیگری هم اگرچه نه چندان رسا، به‌گوش می‌رسید که با نوعی مطالبات «اصلاح طلبانه» همراه بود. برای نمونه باید به نامهِ شماری از علمای عربستان(مذکره النصیحه یا نامه نصایح)، اشاره کرد که سال ۱۹۹۳به ملک فهد نوشتند و پیه زندان را هم به‌خود مالیدند.
...
عقبهِ جریان موسوم به «الصحوه الاسلامیه»(بیداری اسلامی) هم جسته گریخته به حکومت اعتراض کرده و دم از فضای باز سیاسی - اجتماعی می‌زند.
در مقابل اینگونه اعتراضات؛ هواداران سلطنت، پشت جریان ارتجاعی محمد امان جامی(استاد علوم حدیث در دانشگاه مدینه که سال ۱۹۹۵ درگذشت)، همچنین شیخ ربیع بن هادی المدخلی سپر می‌گیرند تا عملکرد شیوخ فاسد و جنگ افروز سعودی را به کتاب و سنت، به سلف صالح، و پیروی از ولی امر و...نسبت دهند و بر مخالفت با تحزب (معترضین) پای بفشارند تا سرسپردگی به خاندان سعودی حالا حالاها برقرار بماند و آب از آب تکان نخورد!
بخصوص که سروری‎ها(هواداران محمد بن سرور زین العابدین) دل خوشی از وهابیت و حاکمان سعودی ندارند...
جریان سروری؛ که امثال ترکی الفیصل را دشمن مردم ستمدیده عرب می‌دانند، اصل نهادینه شده «السمع و الطاعه» را، یعنی اطاعت محض از حاکم (در هر شرایطی) که در اهل سنت و جریان سلفی سنتی پذیرفته شده، به‌شدت زیر سئوال برده‌اند.
آنان صحبت از پارلمان آزاد کرده؛ (از موضع خودشان البته) به محافظه کاری و جمود معترضند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روشنفکران سعودی؛ بمباران مردم یمن را برنمی‌تابند
محمد بن سرور؛ با وجود سنت سیاسی ممنوعیت اعتراض به حاکم، تحت تاثیر حوادث انقلاب ایران و نیز حمله شوروی به افغانستان، و سپس جنگ اشغال کویت، از مسیر سخنرانی‌های مذهبی، متعرض امور سیاسی شد. وی در دسامبر ۱۹۸۷ از انتفاضه فلسطینی‌ها هم حمایت کرد.
البته او با ایرانیان (منظور فقط رژیم حاکم بر ایران نیست) سر سازگاری نداشته‌ و کتابی دارد به نام «جاء دور المجوس»(هنگامه نقش آفرینی زردتشتیان) که در آن به ایران و انقلاب برزگ ضدسلطنتی از موضع راست، تاخته‌است.
...
البته سروری‌ها که سلفی‌های وهابی را به قشری‌گری متهم می‌کنند، خودشان ملی‌گرایی را رد کرده و آن را محصول وارداتی و شیطانی غرب می‌دانند. عداوت با شیعیان و نقد سکولاریسم دو محور اصلی و دارای اولویت در جریان سروری است.
گرچه پشت سرشان می‌گویند شماری از رهبران القاعده از دامن اندیشه‌های آنان به «جهاد» در افغانستان (افغان العرب) و...وارد شده اند، اما آنان با سلفیه جهادی، خصوصا القاعده همدلی نکردند و سیل اتهاماتی از قبیل ترس، عمل نکردن به وظیفه شرعی و نیز خیانت به آرمان حاکمیت اسلام را تحمل نمودند.
... 
سروری‌ها با رویکرد انتقادی نسبت به دو جریان سلفی جهادی (بن لادنی) و سنتی (وهابی سعودی و جامی)، برای خود حد و مرز جدیدی تعریف کرده و در نقطه مقابل دربار سعودی و شریعت‌بازان پشت سرشان، امثال بندر بن سلطان و بخصوص داماد ملک فهد و رئیس پیشین دستگاه امنیتی سعودی را برنمی‌تابند و معتقدند شریعت را سیاسی کرده و به جنایت آلوده‌اند.
حالا سروریه به کنار؛ روشنفکران سعودی هم (با اینکه از حکومت ایران دل خوشی ندارند)، به نظایر ترکی الفیصل معترضند و تحت هیچ بهانه ای(ازجمله نفوذ دولت صفوی) بمباران مردم یمن را برنمی‌تابند. 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنچه سرنوشت نهایی یک مبارزه را رقم می‌زند...
آیا شایعه است که سال ۲۰۱۳ بندر بن سلطان(رئیس وقت سازمان اطلاعات عربستان) در نزدیکی مرز اردن با سوریه یک اتاق عملیات به وجود آورد و شماری از مخالفین رژیم ایران را هم به خدمت گرفت؟
آیا کم‌کم «معارضین ایرانی» به مدد رئیس مرکز به اصطلاح اسلامی ملک فیصل «مرکز الملک فیصل للبحوث والدراسات الإسلامیه»، در کشورهای منطقه دفتر باز خواهند کرد؟
...
گفته می‌شود ته خط حمایت جریان ترکی الفیصل؛ «ریگی سازی» و مسلح کردن اینگونه مخالفین خواهد بود! گیریم که چنین باشد و ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست جان بولتون‌ها و ترکی الفیصل‌ها را بگیرند تا تغاری بشکند و ماستی بریزد...
چه فایده... 

«آنچه سرنوشت نهایی یک مبارزه را رقم می‌زند؛ نه اسلحه بلکه ایده است…
ایده‌ها و نه اسلحه‌ها سرنوشت نهایی را رقم می‌زنند.»

خاقانی آن کسان که طریق تو می‌روند
زاغند و زاغ را روشن کبک آرزوست
بس طفل کارزوی ترازوی زر کند
نارنج از آن خرد که ترازو کندز پوست
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook