سال نو مبارک، اما...تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود

...
فایل صوتی

در ایام نوروز، «مبارک باد» و «مبارک باشد» و تبریک، وردِ زبان ما بود. عید شما مبارک، سال نو مبارک و از این قبیل. 
آرزوی مبارکی و بهروزی، و این امید که از درون شب تار می‌شکوفد گل صبح، البته نیکوست. اما در دنیای واقعی که مستقل از ذهن ماست، گاه تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گرگ و روباه و موش دست به دست هم داده‌اند
سال نو مبارک، اما...
در روزگاری که گرگ و روباه و موش دست به دست هم داده‌اند، این مبارکی، چگونه می‌خواهد محقق شود؟ مگر نه اینکه مبارک، باید با برکت و رشد و تعالی همراه باشد؟ 
به دنیای تیره و تار کنونی دقیق بنگریم، طالبان نفت و دلار بیداد می‌کنند و مرتجعین که از پستان دین شیر دنیا می‌دوشند، با عملکرد مستبدانه، دم به دم به آنان گرا می‌دهند.
...
جفای استبداد، استبدادِ زیر پرده دین و غم و اندوه مردم ستمدیده ایران که خود داستانی‌ست پر آب چشم، اظهر من الشمس است و نیاز به توضیح ندارد. هر روز اخبار سیاه اما واقعی، آدمی را در خود می‌برَد و کلافه می‌کند.
...
کمی به عقب برگردیم.
مار و کژدم‌هایی که امثال بوش و بلر و دیک‌چینی... پیش و بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در آستین خود پروراندند، دیروز، در تشکل طالبان بذر کین پاشیدند و امروز زیر عنوان داعش جنایت می‌کنند. داعشی که بعداً در نشو و نمای آن سلفی‌گری دولت سعودی، سیاست‌های جمهوری اسلامی(بویژه در عراق و...)، همچنین عملکرد دولت سوریه دخیل بوده‌است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عقاب جور گشوده‌است بال در همه شهر
عقاب جور گشوده‌است بال در همه شهر، و از منجنیق‌ فلک سنگ فتنه می‌بارد.
کدام عید؟ کو سال نو و مبارکی؟
به وقایع اتفاقیه بنگریم. 
  • سفر محمد بن سلمان(ولیعهد ولیعهد سعودی) به ایالات متحده برای خریدن ترامپ! پیشنهاد ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کلان در آمریکا، تا خواب و خیال امثال ترکی الفیصل تعبیر شود. یکی از مقامات بلند پایه عربستان سعودی در نشستی که سال پیش در هامبورگ برگزار شد به صراحت گفت ایران کشور بزرگی‌ست و ما خیال داریم کوچکش کنیم. واقعش ظلم و ستم رژیم حاکم بر ایران بهانه است.
  • بمباران سیستماتیک یمن، که امثال بندر بن سلطان و محمد بن سلمان آتش ‌بیار آن هستند، همان‌ها که پشت و پناه داعشیان بوده و از جفا به مردم ستمدیده‌ یمن کیف می‌کنند. مردم فقیری که به قول زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه آلمان در قحطی دارند می‌سوزند،
  • اوضاع درهم و برهم سوریه، ظلم حاکم بر مردم آن کشور، که سیاست‌های رژیم اسد هم، مسؤول آن است، باضافه داعش‌زدگی، جنگ‌افروزی‌ نتان یاهو و اربابانش و، بمباران‌های مداوم اسرائیل در آن کشور،
  • جاگیر - پاگیر شدن تدریجی روسیه  در سوریه(بغل گوش اسرائیل)، و در ترکیه - یکی از پایگاه‌های ناتو که آمریکا در آن موشک‌های اتمی هم دارد. این وسط، بازی‌های اردوغان هم قابل تامل است.

  • سفر وزیر خارجه ترامپ به چین و ژاپن و کُره و نقشه‌های شوم در تقدیر...
  • هارت و پورت‌های ترامپ، و در عین حال افزایش بودجه نظامی ۲۰۱۸ و تاثیر آن در درون و بیرون آمریکا. شاخ و شانه کشیدن‌های تیلرسون، همچنین کاستن از بودجه‌های اموزشی، تحقیقات، بهداشت و محیط زیست، فقط بخشی از این تاثیر است.
  • بند و بست ازمابهتران برای شقه شقه کردن خاورمیانه و تدارک یک «سایکس – پیکو»ی دیگر.
  • دوز و کلک جنگ‌افروزانی که عراق و لیبی و سوریه را به خاک و خون کشیدند و اینک نیز نقشه‌ها در سر می‌پرورانند...
  • ادا و اطوار جغد‌های جنگ و امثال جان بولتون و جولیانی و جان مک کین که پروژه‌های امپریالیستی رژیم چنج را تلاش برای تحقق آزادی جا می‌زنند...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصالت با پلیدی و تاریکی نیست
البته در گستره تاریخ، ابرهایسیاه و اینگونه زیگزاک‌ها، حرف آخر را نمی‌زند و اصالت با پلیدی و تاریکی نیست.
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
باید با همه اندوه در خانه دل و جان، به بهار اقتدا کرد و همچون حافظ، فرمانروای بی همتای غزل و شور که در اوج حمله مغول، یورش‌های امیر تیمور و کشاکش‌های آل مظفر، از غلبه بر تاریکی سخن می‌گفت، در اوج سیاهی‌ها نیز مشعل امید برافروزیم.
...
امید به کهن سالی درد و رنج انسان است و از این زاویه، سال نو، و فرارسیدن بهار که با آغوشی از بنفشه و زنبق از راه رسیده مبارک ‌است، اما...
اما بهار، بهاری که در مقدمش، طبیعت با هزار زبان ترانه می‌خواند و ابر و باد و مه و خورشید و فلک، دَف می‌زنند و کف می‌زنند، مغموم است.
بهار مغموم است و نمی‌توان همیشه گفت بُزَک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد!
...
دراین روزگار غریب که عقل به تبعید رفته و ابتذال به میدان آمده‌، در زمانه‌ای که آسیاب بر خون عاشقان می‌چرخد و بازار مکر و فریب گرم است، بهار هم سر به گریبان دارد و زانوی غم به بغل گرفته‌است.
به قول شهریار در منظومه «حیدر بابا» گوئی ظلمت شب به روشنی چیره شده و چشمان گرگ در سیاهی‌ها خیره گشته‌است.
...
به پرسش نخست برگردیم. سال نو مبارک...اما...
اما در دنیای واقعی، که گرگ و روباه و موش دست به یکی شده‌اند، این مبارکی، چگونه می‌خواهد محقق شود؟ تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود. آزادیخواهان، همچون پیامبران(و نه فیلسوفان)، همواره مبشر شادی و امید بوده‌ و چون سُحوری شب‌های تار، صبح سپید فردا را نوید داده‌اند. الیس الصبح بقریب؟
اما، به قول بزرگمهر در باب برزویه طبیب در کلیله و دمنه «کارهای زمانه میل به ادبار دارد. چنانستی که خیرات مردمان را وداع کردستی...»
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید. اما، تاریکی‌ها واقعی‌تر از آنند که تصور می‌شود.
شهریار شاعر نامدار آذربایجانی در منظومه «حیدربابا» به بهار و زمستانی که ما برای هم می‌سازیم اشاره می‌کند:
حیدربابا، آغاجلارون اوجالدی‬
آمما حئییف، جوانلارون قوْجالدی‬
‫توْخلیلارون آریخلییب، آجالدی‬
‫کؤلگه دؤندی، گوْن باتدی، قاش قَرَلدی‬
‫قوردون گؤزی قارانلیقدا بَرَلدی‬
 
...
حیدر بابا درختانت قد کشید
اما دریغ که جوانانت را قد خمید
بره‌ها را لاغری آمد پدید،
ظلمت شب به روشنی چیره شد
چشمان گرگ در سیاهی خیره شد.
... 
سایت همنشین بهار

 

 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook