عدالتخانه و ویرانگرانش
گفت‌وشنود با ایرج مصداقی

 

...
 
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

در صدر مشروطیت، نیاکان ما، آنها که حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن داشتند ، همانها که می گفتند حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم٬ آن را در برابر هیچ اراده‌ای انکار نمی‌کنیم و اجرای آن را به تاخیر نمی‌اندازیم، در مجالس و مساجد به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. برای مثال ازجمله اقدامات انجمن باغ میکده، انجمنی سری که در راستای حذف حکومت قاجار در محل باغ میرزا سلیمان خان میکده فعالیت می‌نمود، تأسیس عدالتخانه بود. انجمنی که امثال ملک المتکلمین، سید جمال الدین واعظ ، یحیی دولت‌آبادی، محمدمهدی شریف کاشانی، سید محمدرضا مساوات، جهانگیرخان صوراسرافیل،و … در آن حضور داشتند.

 

«کیسه‌دوختن و پروژه‌ساختنِ» بنگاه‌های تجارتی، از رنج و شکنج زندانیان سیاسی و دخیل‌بستن به رادیو فردا و بی‌بی‌سی مرا بیاد این شعر خاقانی می اندازد: 
خاقانی آن کسان که طریق تو می‌روند
زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست 
بس طفل کارزوی ترازوی زر کند
نارنج از آن خرد که ترازو کند ز پوست
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار
کو زهر بهر دشمن و کو مُهره بهر دوست؟
 
 

همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook