کمونیست‌های ایتالیا و سیستم ستم و فرمان

دوران استالین خالی از دستاوردهای مثبت نبود، اما متاسفانه او و هوادارانش در مقطعی مرز منتقد و مزدور را بهم ریختند و در پیامد آن بین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، جان‌های پاکی به قربانگاه رفت.
بعد از آن تجربهِ گران که به قیمت زندانی‌شدن مبارزین پیشین و تیرباران شمار زیادی از آنان انجامید، در همه کشورها به ویژه اروپا، مریدان حزب کمونیست شوروی، در فکر فرو رفتند که چه باید کرد و چگونه می‌توانند از «قلک» و مَحبسی که برای خود ساخته‌اند، بیرون بیایند.(...) نمونه مشخصی(ایتالیا) را مثال می‌زنم.
...
وقتی کمونیست‌های ایتالیا از استالینیسم درآمدند با عبرت‌گیری از آن سرانجام تلخ، دریافتند که باید طرح نو دراندازند و راه دیگری برای موفقیت و جلب افکار عمومی در پیش بگیرند. نمی‌توانند و نباید همه تقصیرات را به گردن مظروف یعنی مردم و مبارزین از جان گذشته بیاندازند. عیب و ایراد در تشکیلات خودشان(در ظرف) است.
از آن قلک سرسخت و تاریک، از محبسی که خود را در آن اسیر کرده بودند، زدند بیرون و رفتند روی تئوری‌های آنتونیو گرامشی Antonio Gramsci و سیستم ائتلافات.
گرامشی - از فعالان ضداستعماری و واضع نظریه و اصطلاح مشهور هژمونی - از خط مشی تشکیل یک بلوک ضد فاشیست پشتیبانی می‌کرد. کمونیست‌های ایتالیا تلاش کردند به همه نیروهای مترقی و همه جریانات سیاسی، مذهبی و فرهنگی کشور وصل بشوند و به جای فصل و فاصله، دوستی و رابطه ایجاد کنند و از همین طریق اکثریت آوردند.
آشنایی نزدیک با دموکرات مسیحی‌ها و دیگران به آنان که پیشتر خود را تافته جدا بافته پنداشته و طلبکار مردم بودند، شکوفایی زیادی داد و از دوستی با هنرمندان و سیاسیون و اندیشمندان دگراندیش بهره‌ها بردند و فهمیدند آسمان دیگری هم هست!
از قلکِ تنگ خودشان که حصاری سخت و نفوذناپذیر بود درآمدند و از دوستی و همزیستی با دیگر نیروهای ضدفاشیست به یک سازگاری رسیدند و همین آنها را به جلو پرتاب کرد. اگر در تشکیلات و حصار بستهِ حزب خود قفل می‌شدند هرگز از سیستم ستم و فرمان نجات پیدا نمی‌کردند.
...
صحبت از دهه ۶۰ میلادی است که حزب کمونیست ایتالیا با نقش‌آفرینی «انریکو برلینگوئر»، و ائتلافاتی که انجام داد به قدرت رسید. برلینگوئر در فاصله سال ۱۹۷۲ تا زمان مرگش در ۱۱ ژوئن سال ۱۹۸۴رهبر حزب کمونیست ایتالیا بود. وی در کنگره‌های احزاب کمونیست، هیچگاه تسلیم نظر دیگران مبنی بر رد سوسیال دمکراسی نشد. برلینگوئر در کنگره احزاب کمونیست در مسکو که در اصل برای زیرسؤال‌بردن چین برگزار شده بود در برابر برژنف ایستاد و به او به وضوح نه گفت و این چیز کوچکی نبود. وی بر این اعتقاد خود که نمی‌توان فرهنگ ملی را نا دیده گرفت پای فشرد و تصریح کرد نمی‌توان یک الگو را برای همه ملل بکار برد. بنای سوسیالیسم در هر کشور متفاوت است و بستگی به فرهنگ ملی و شرایط زندگی دارد.
...
برلینگوئر به حای سنت سیئه پرونده‌سازی علیه منتقدین و این دشمن است و آن مزدور، خود و تشکیلات خود را زیر ضرب می‌بُرد و احترام به فرهنگ‌ورزان جامعه را وظیفه خود می‌دانست. در مراسم خاکسپاری‌‌اش هنرمندان بزرگی چون فدریکو فلینی(کارگردان «هشت و نیم» و «جاده»)، فرانچسکو رزی(کارگردان «سه برادر»)، کارلو لیتزانی(کارگردان «برنج تلخ»)، جیلو پونته کوروو(«کارگردان نبرد الجزیره»)، اتوره اسکولا(کارگردان «یک روز به خصوص») و میکل آنجلو آنتونیونی(کارگردان «شب» و «ماجرا») و...حضور داشتند...
این بحث به بررسی بیشتر نیاز دارد.

سایت همنشین بهار 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook