عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن «گور اوزلی»
Гюлистанский договор 


امروز پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲، دویست سال از عهدنامه «مبارکه» گلستان که بر مبنای آن بخشی از پیکر ایران را روسها برداشتند می‌گذرد.
...
در جنگ‌های ایران با روسیه تزاری که در زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار روی داد، روسیه پیش افتاد و بخش‌های بزرگی از ایران (قفقاز و ترکمنستان) را گرفت. از آنجا که عهدنامه گلستان برآمده از جنگ‌های ایران با روسیه تزاری است. به جنگهای ده ساله دو کشور (از ۱۱۸۲ تا ۱۱۹۲ شمسی) و پیش‌‌زمینه‌های عهدنامه مزبور اشاره می‌کنم.
 
ایران و روسیه تزاری چرا باهم درافتادند؟
 
رابطه ایران و روسیه تزاری شکرآب بود. روسیه می‌خواست به دریای آزاد دسترسی داشته باشد و به خلیج فارس نظر داشت...
بعلاوه، قفقاز که ساکنانش خواستار خودمختاری بودند چشم روسیه را گرفته بود. بخصوص که قفقاز مرکزی و جنوبی، جزیی از خاک ایران محسوب می‌شد و ساکنان آن دوستدار ایران بودند. مردم مناطق قفقاز شرقی (گنجه، شیروان، تالش، باکو) هم بیشترشان به ایران دلبستگی داشتند و روسیه این را طالب نبود.
علت دیگر اختلاف بین ایران و روسیه، گرجستان بود که در دامنه کوه‌های قفقاز و در سواحل شرقی دریای سیاه واقع شده‌است.
از نخستین روزهای تاریخ ایران نام مردم گرجی در اسناد تاریخی ایرانی آمده و در زمان آغامحمدخان قاجار، ایران، گرجستان را تصرف کرد و ملحق شدن گرجستان به روسیه سر و صدای فتحعلی شاه و مریدانش را درآورد و ذکر و فکرشان پس‌گرفتن آن بود.
 
دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه
 
سال ۱۱۷۹شمسی گئورگی حاکم گرجستان رسماً تحت الحمایگی روس‌ها را پذیرفت اما برادرش که مخالف الحاق گرجستان به روسیه بود به دربار ایران پناهنده شد. تزار روس این امر را بهانه کرد و ژنرال «سیسیانوف» را مامور تصرف قفقاز نمود. سیسیاتف به تفلیس (پایتخت گرجستان) یورش برد و آن جا را گرفت.
فتحعلی شاه نیز به گرجستان حمله کرد. هر دو دولت ایران و روسیه می‌خواستند صاحب اختیار گرجستان باشند.
سیسیانف، علاوه بر تفلیس، شهر گنجه را هم تصرف کرد و نیروهای روسیه تا حدود ارس پیش‌ آمدند و فتحعلی شاه، عباس میرزا را به مقابله فرستاد.
عباس میرزا در ایروان و حوالی اچمازین مرکز خلیفه ارامنه درگیر شد و نبرد با پیروزی ایران به پایان رسید.
با خدعه حاکم شروان، سیسیانوف کشته شد اما نیروهای روسی از میدان به در نرفته و عزم تصرف گیلان را کردند که البته موفق نشدند.
علل آن از جمله ایستادگی مردم گیلان، و رو به رو شدن نیروهای تزار با مشکلات و تلفات زیاد بود. کمبود علوفه، آذوقه و لوازم لشکری هم بر مشکلات افزود.
 
جنگ سرنوشت‌ساز اصلاندوز
 
با قتل سیسیانف، فرماندهی سپاه روسیه به عهده گودوویچ افتاد.
گودوویچ به ایروان حمله برد اما ناکام ماند و عباس میرزا سپاهیان روس را شکست داد و روس‌ها خواستار آشتی شدند. البته شرطشان این بود که هر جا را گرفته‌ایم در اختیار خودمان بماند و ایران به ما اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را هم بدهد.
دولت ایران این تقاضا را نپذیرفت.
عباس میرزا اصرار داشت با ادامه جنگ کار یکسره شود. جنگ شدت گرفت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس مستقر شدند. در این هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کرده، ضربات هولناکی زدند و خلاصه اصلاندوز را گرفتند و نیروهای ایرانی تلفات بسیار دادند.
 
پس از فتح اصلاندوز، سپاه روسیه قصد آذربایجان را هم داشت. این زمان ترکمانان خراسان شورش کردند و فتحعلی شاه به علت اوضاع ناآرام در چند جبهه، هوا را پس دید و تقاضای صلح کرد و اینگونه بود که عهدنامه گلستان کلید خورد.
حالا کمی به عقب برگردیم و نگاهی گذرا از عصر صفوی به بعد، با پیش زمینه این واقعه بیشتر آشنا شویم.
 
عهدنامه گلستان از کجا آب می‌خورد؟!
 
با سقوط خاندان صفوی، که ۲۴۰ سال در قدرت بودند، نادر فرزند گمنام یکی از قبایل ترک‌نژاد افشار سربلند کرد و باوجود فداکاری و رشادتهای بسیار درنهایت، کبر و غرور به زمینش کوبید و کریم‌خان رئیس طایفه زند، از قبایل کرد ایرانی جایش را گرفت. در زمان او آرامش به طور نسبی حاکم شد اما در دوره جانشینان او، سرزمین شاه و شیخ گزیده ما، به بحرانهای مهیب افتاد و پیچ و تاب های بسیار دید.
...
آغا محمد خان که البته بی‌باک و جسور بود و مستقیماً در صحنه های جنگ حاضر می‌شد با قدرت و شدت عمل بسیار سرتاسر خاک ایران را به زیر لوای حکومت واحدی درآورد.
او که بیرحمی‌های خاص خودش را هم داشت سال ۱۱۷۶ شمسی در قرارگاه شهر شوشی قفقاز توسط نزدیکان خودش کشته شد و نوبت به پسر برادرش «بابا خان» (فتحعلی شاه) رسید.
عهدنامه گلستان زمان وی پیش آمد.
...
پس‌لرزه های جنگها و عملکرد آغا محمد خان قاجار، فتحعلی شاه را به دردسرهای فراوان انداخت و او در سی و هفت سالی که سلطنت می‌کرد از این بابت حسابی گرفتار بود.
...
روسها که از پیش چشم به گرجستان (که در دوره‌های صفویه و افشاریه جزئی از ایران بود) دوخته بودند و عاقبت هم آنرا از ایران کندند، توی نخ سایر امیرنشین‌های قفقاز بودند. البته فتحعلی شاه و مریدانش که از دست دادن گرجستان را تاب نمی‌آوردند برای جنگ با روسیه این پا و آن پا می‌کردند و این خیال خام را داشتند که انگلیس در تقابل با روسیه جانب آنها را خواهدگرفت و هوایشان را خواهد داشت.
 
فتحعلی شاه به ناپلئون دخیل می‌بندد.
 
سال ۱۱۸۳ که بین ایران و روسیه تزاری جنگ شدت گرفت و شاه قاجار دید سمبه خیلی پرزور است به ناپلئون بناپارت امید بست تا شاید گره از کار فروبسته او بگشاید. ناپلئون البته بدش نمی‌آمد که از طریق ایران راهی هندوستان شود و نمایندگانی به کشور ما فرستاد...
سپس با «عهدنامه فینکنشتاین» قرار شد فرانسه همه تلاشش را بکند تا روسها دست از گرجستان بردارند و خاک ایران را ترک کنند!
فرانسه همچنین تعهد داد به صاحب منصبان سپاه ایران فنون جنگ بیآموزد و نیروهای نظامی را نو نوار کرده، سبکهای جدید نظامی را آموزش دهد. در همین رابطه هیئت نظامی فرانسوی به ریاست ژنرال گاردان راهی ایران شد و...
اما هنوز آنان به کشور ما نرسیده و جاگیر پاگیر نشده بودند که ورق برگشت و فرانسه و روسیه روی‌هم ریختند و از در صلح و صفا درآمدند و تعهدات ناپلئون پا در هوا ماند!
فتحعلی شاه هنوز تصور می‌کرد در رابطه با خواست ایران و بیرون راندن روسها از گرجستان ناپلئون کاری می‌کند کارستان، ولی این خیال محض بود. ناپلئون تنها گفت حاضر است اگر ایران قصد مصالحه و کنارآمدن با روسها را داشته باشد وساطت کند تا همه چیز به خیر بگذرد!
البته هیئت نظامی فرانسوی آموزشهای خودش را به نیروهای نظامی ایرانی می‌داد ولی از بابت گرجستان. مسئله تمام شده بود.
 
دست روسیه نباید به هندوستان برسد
 
در این اوضاع شیر تو شیر، ناگهان انگلیسی ها با هدایای بسیار سر رسیدند و در باغ سبز نشان داده، وانمود کردند کاری را که ناپلئون نکرد ما می‌کنیم. زمان نشان داد که دروغ می‌گفتند و نیت شان تنهادامن زدن آتش جنگ بین ایران و روسیه بود چون از این بایت سود بسیار می‌بردند. می‌خواستند مانع دست اندازی روسیه به هندوستان بشوند.
خلاصه، آنها هم با دولت قاجار قرارداد امضا کردند که در جنگ با روسیه به ایران کمک نظامی کرده، چنین و چنان می‌کنیم!
بعدها نه تنها گرجستان به موقعیت اولش برنگشت، روسیه هشت ایالت دیگر را هم از محدوده ایران قاپید و...
...
عباس میزای دلیر که گویا از نامردیها و نابسامانیها خون دل می‌خورد، سال ۱۲۱۲ در خراسان درگذشت و سال بعد پدرش فتحعلی شاه هم (در اصفهان) غزل خداحافظی را خواند...و نوبت به محمد شاه فرزند عباس میرزا رسید که بیرحمی و سنگدلی را با به اصطلاح دینداری و پارسایی درهم‌‌آمیخت...
وی، میرزا ابوالقاسم فراهانی، آن مرد باتدبیر و فرهیخته را سر به نیست کرد و به امثال حاج میرزا آقاسی مرتجع میدان داد.
در دوران محمد شاه زخم عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای عود کرد و طمع بیگانگان در میهن ما افزون شد آشوب همه جای کشور را گرفت و رشته کارها از دست رفت. همه چیز بهم ریخت و جور و تعدی به مردم از حد گذشت...
 
نوشتن عهدنامه گلستان بر عهده گور اوزلی بود
 
سال ۱۱۸۸ شمسی میرزا ابوالحسن خان ایلچی شیرازی به عنوان سفیر ایران در لندن انتخاب و اعزام شد. انگلیس هم سفیر خودش را مشخص می‌کند و چندی بعد «سِر گور اوزلی» Sir Gore Ouseley اولین سفیر انگلیس در کشور ما به بوشهر می‌رسد و بفرموده برای ختم درگیری بین روسیه و ایران وارد کار می‌شود. تلاشی که در نهایت به عهدنامه گلستان و ترکمانچای می‌انجامد.

گلستان سعدی تحت نظارت گور اوزلی در لندن به چاپ رسید و تسلط وی به زبان فارسی به آن حد بود که می‌توانست ادبیات و شعرای فارسی زبان را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد.

گور اوزلی سفیر انگلیس در ایران (که عهدنامه گلستان را نوشت) کارچاق‌کن سیاسی بود و به علت در خطر بودن منافع بریتانیا در هندوستان دستور داشت به گونه ای ایران را در برابر سلطه روسیه مصون نگه دارد تا ایران بتواند حائلی باشد بین مستعمره هندوستان و روسیه.

خطر تسلط روسیه زیاد بود و گور اوزلی می‌بایست قال قضیه را بخواباند تا جلوی پیشرفت روسیه به سمت ایران گرفته شود. او دیپلماتی کارکشته بود و توانست مقدمات مصالحه بین دو کشور را فراهم کند.

...
عبرت انگیز این است که انگلیس با روسیه تزاری هم پیمان اتحاد بست و سر بزنگاه، (سال ۱۱۹۱ شمسی) مستشاران نظامی خودش را که در ایران حضور داشتند به جز چند سرجوخه، فراخواند
در این شرایط مساعد بود که روسیه یرای یورش به منطقه «اصلاندوز» آماده شد و شکست جبران ناپذیری به ارتش ایران و عباس میرزا وارد کرد.
 
نواحی شمال رود ارس از دست ایران خارج شد.
 
شکست ایران در اصلاندوز باعث از دست دادن کلیه قوا و تجهیزات نظامی شد و سپاهیان عباس میرزا در نهایت آشفتگی پراکنده و آواره شدند.
اوضاع که به اینجا رسید، گور اوزلی زیر پای شاه نشست و تا توانست به گوشش خواند که صلاح است با روسیه کنار بیاید...
فتحعلی شاه از ترس اینکه انگلیس حمایت مالی خود به ایران را قطع کند و نیز به خاطر شورشهای داخلی در منطقه ترکمان خراسان و.... به میانجیگری و صلح رضا داد و میرزا ابوالحسن‌خان ایلچی‌شیرازی را مأمور کرد که با سردار روس «ژنرال‌ نیکلای‌ رادیشچف‌ ملاقات کند و با او «عهد سازش» ببندد. گور گور اوزلی ‌سفیر انگلستان‌ در ایران‌ نیز به‌ عنوان‌ میانجی‌ حضور یافت‌.
عهدنامه گلستان سبب شد که روس‌ها که در بدترین شرایط در جنگ با فرانسه بودند، از گرفتاری‌های ایران آسوده شده و سرزمین‌های جدیدی به متصرفات خود اضافه کنند.
عهدنامه گلستان مرزهای ایران را بهم ریخت و تمام نواحی شمال رود ارس از دست ایران خارج شد.
 
حق کشتیرانی نظامی ایران دردریای خزر از بین رفت
 
القصه، دوم آبان ۱۱۹۲ شمسی ، در قریه گلستان واقع در کرانه رود سیوا در منطقه قراباغ، عهدنامه گلستان یا به قول روسها «گولستانسکی داگاوُر» Гюлистанский договор بین ایران و روسیه، به امضاء رسید.
عهد نامه گلستان شامل یازده فصل بود و به موجب آن ایالات و شهرهای گرجستان، داغستان، باکو، دربند، شروان، قره باغ، شکی، گنجه، موقان و قسمت علیای طالش به روسیه واگذار شد و دولت ایران از کلیه دعاوی خود بر گرجستان و داغستان و ابخازی صرفنظر کرد. حق کشتیرانی نظامی ایران دردریای خزر هم از بین رفت و تسهیلات فراوانی برای بازرگانان روسی در ایران فراهم آمد و زمینه های نفوذ اقتصادی روسیه در کشور ما فراهم گردید. ترتیباتی‌ برای‌ حقوق‌ گمرکی‌ واردات‌ و صادرات‌ طرفین‌ مقرر شد که‌ همگی‌ به‌ نفع‌ روسیه‌ بود. روس ها هم قول دادند که نیابت سلطنت عباس میرزا را درایران به رسمیت بشناسند و در رساندن او به سلطنت بعد از پدر تمام کوشش های خود را به کار گیرند.
 
روحانیون حکم جهاد دادند
 
عهدنامه گلستان بیش ازآنکه یک سند حل و فصل جامع مناقشات باشد، در حقیقت بنوعى قرارداد ترک مخاصمه Armistice و از نظر حقوقى Status Quo Presentium یعنی شناسائی و حفظ وضع موجود بود. بدین‌ گونه‌ که‌ کلیه‌ مواضع‌ و مناطقی‌ که‌ طرفین‌ تحت‌ تصرف‌ خود داشتند به‌ همان‌ صورت‌ باقی‌ ماند و در مناطقی هم که در قرارداد اسم برده اند، تحدید حدودی صورت نگرفت و به دقت مشخص نشد و نامشخص‌ بودن‌ مرزهای‌ دو کشور بعدها کار دست هر دو طرف داد.
...
پس از عهدنامه گلستان، در دربار تعدادى از شاهزادگان و نیز برخى از دیوانسالاران با این توضیح که از دست دادن شهرهاى قفقاز قابل تحمل نیست، رو به آخوندها آوردند تا آنها مردم را برای مقابله با روسیه بسیج نموده و اعلام جهاد نمایند.
میرزا بزرگ فراهانى، حاج ملاباقر سلماسى و صدرالدین تبریزى را به عتبات فرستاد تا موضوع حملات روسها را به گرجستان و داغستان و رفتار با مسلمانان را به اطلاع علمای نجف یعنی شیخ محمدجعفر نجفى و آسید محمد اصفهانى برسانند. وقتى روحانیون عتبات از مراتب مطلع شدند، فرستادگانى به قم، کاشان، یزد، اصفهان، شیراز و شهرهاى دیگر فرستادند و حکم جهاد دادند.
 ملا احمد نراقى و میر محمدحسین سلطان‌العلما امام جمعه اصفهان و ملا على‌اکبر اصفهانى احکامى مشابه صادر کردند. این احکام با عنوان "جهادیه" منتشر گشت و حمله به روسها از سر گرفته شد.
 
معاهده ننگین ترکمانچای
 
حالا ده دوازده سال از عهدنامه گلستان می‌گذرد. روس‌ها که مهیای جنگ نبودند غافلگیر شدند. سپاهیان ایرانی تمامی ولایات از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و طالش را به تصرف درآوردند.
پس از این واقعه پاسکوویچ از سرداران معروف روسیه فرمانده صحنه شد و عزم جزم کرد تمامی نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس گیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را تصرف کرد و در جبهه‌های طالش و لنکران قوای ایران را شکست سختی داد و قوای ایران به کلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند.
...
برتری قوای نظامی روس بر ایران حرف اول را زد و این بار ایروان، نخجوان و بقایای اراضی ماوراء ارس هم از پیکر ایران جدا شد.
کاش بلا همین جا ختم می‌شد، بار سنگین خسارات و اردوکشی‌های جنگ روسیه تزاری هم به گردن مردم ایران افتاد. نتیجه این شکستها معاهده ننگین ترکمنچای را درسال ۱۸۲۸ به دنبال داشت که طبق آن حق کاپیتولاسیون برای اتباع روس و برای دیگر خارجیان تثبیت شد.
این شکست ها موجب شد نه تنها ایران ولایاتی را که بموجب عهد نامه گلستان در سال ۱۸۱۳ از دست داده بود،قطعیت یابد، بلکه به موجب معاهده «ترکمانچای» تسلط روس‌ها بر قفقاز کامل و ایروان و نخجوان نیز به آن اضافه شد.
 
شرط خارجی به اعتبار مبنا است که وارد عمل می‌شود
 
گرچه نقش مخرب استعمارگران واقعی است که زیر قول و قرار خودشان می‌زدند و با به اصطلاح وساطت کار خرابی ‌می‌کردند و اسباب تفرقه را فراهم می‌کردند...
اما در آسیب دیدن ایران، فقر فرهنگی و جهل و جمود امثال فتحعلی شاه و مرتجعین مذهبی، نقش کلیدی داشت.
شرط خارجی به اعتبار مبنا است که وارد عمل می‌شود.
 

پانویس
 
عهدنامه مبارکه گلستان
در دیباچه معاهده ترکمانچای، عهدنامه ننگین گلستان را که خارستانی بیش نیست، «مبارکه» توصیف کرده‌اند.
الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیتین به مقتضای حرکات آسمانی...(...)...
 
منابع‌
نفیسی‌، سعید: تاریخ‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ ایران‌ در دوره‌ معاصر (۲ جلد)
شمیم، علی اصغر، ایران دوره قاجار
لسان‌الملک‌، میرزا محمدتقی‌: ناسخ‌التواریخ‌، (جلد چهاردهم‌)،
مهمید، محمدعلی‌: تاریخ‌ دیپلماسی‌ ایران‌
ورهام، غلامرضا، نظام سیاسی و سازمان های اجتمایی ایران در عصر قاجار
طباطبایی مجد، غلامرضا، معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه
هوشنگ‌ مهدوی‌، عبدالرضا: تاریخ‌ روابط خارجی‌ ایران‌
سایکس‌، سر، پرسی‌، تاریخ‌ ایران‌ (۲ جلد)، ترجمه‌ محمدتقی‌ فخرداعی‌ گیلانی‌
امینی، علی رضا و ابو الحسن شیرازی، حبیب الله
طباطبایی مجد، غلامرضا ، معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه
افشار یزدی، محمود، اوراقی چند از تاریخ سیاسی و دیپلماسی...
...
... 
... 
سایت همنشین بهار
 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook