Wednesday 23 September 2020 / چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹

 

 

زنانی که شکست را شکست دادند (۱۹)

 

خانم‌ها و آقایان محترم، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، از راه دور و با قلبی نزدیک به شما سلام می‌کنم. در تاریخ معاصر ایران، زنان دلیر و تاثیرگذار کم نیستند، کسانیکه تسلیم «جبر جو» نشده و با باور به خویش، شکست را شکست دادند. تلاش آنان در افزایش آگاهی عمومی، ترویج روشنگری و مقابله با واپسگرایی، تردید برنمی‌دارد. همچنین در سیاست‌ورزی، طرحهای علمی، غبارزدایی از اسناد تاریخی، و پوسته‌شکنی در حوزه هنر، نقاشی، موسیقی، تئاتر، سینما و از این قبیل...
اینکه نگاه و دیدگاه شماری از آنها حرف و حدیث دارد یا با آنچه من و شما فکر می‌کنیم مطابق نیست، دلیل نمی‌شود که از آنان به نیکی یاد نشود.
... 
زنان، نیمه نانوشته تاریخ‌‏اند و راست می‌گوید دکتر غلامحسین مصاحب:
«پشت سر هر مرد بزرگ، زنی بزرگ ایستاده‌است. اگر همسران مردان بزرگ و کوشا نبودند و زندگی خانوادگی آن‌ها را امنیت نمی‌‏بخشیدند، هیچ ‏گاه آنان نمی‌‏توانستند با آسایش خاطر و خیال راحت به فعالیت‌های سیاسی، علمی، اجتماعی و فرهنگی دست زنند.»
‌کسانی را که در این بحث از آنان اسم می‌برم کم و بیش می‌شناسیم، اما دیگرانی هم هستند که از آنان کسی یاد نمی‌کند ولی در شمار شریفترین زنان میهن ما هستند، زنان مچاله شده و رنج دیده‌ای که قربانی تاریخ مذکر و فقر فرهنگی بوده، به اطاعت خودخواسته و ستم مضاعف، خو کرده‌اند...
باید در فصلی جداگانه از آنان سخن گفت.
...
در قسمت اول، و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم، و هشتم و نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم و هفدهم و هجدهم در مورد افراد زیر توضیح کوتاهی داده‌ام قره العین، زینب پاشا (ده باشی زینب)،‌ مریم عمید، محترم اسکندری، شوشا عصار، ملک‌تاج فیروز (نَجم‌السلطنه)، توبا آزموده، بی‌بی مریم بختیاری، صدیقه دولت آبادی، مادام زری لازاریان، لُرتا هایراپتیان تبریزی، فاطمه سیاح، راضیه شعبانی، شمس کسمایی، قدم‌خیر قلاوند، روشنک نوع‌دوست، سوسن تسلیمی، پوری سلطانی، شمس الملوک مصاحب، فرح دیبا، معصومه شادمانی، قمرالملوک وزیری، بَدریِ آتابای، توران میرهادی، فاخره صبا، فخرعظمی ارغون، مهشید امیرشاهی، طلعت بصاری، روشنک داریوش، زند دُخت شیرازی، آذر رهنما، تانیا آشوت هاروتونیان، ژانت آفاری، وارتو طریان، نورالهدی منگنه، فرخ رو پارسا، نه نه علی، صدیقه سامی نژاد (روح‌انگیز)، مریم فیروز، پردیس ثابتی، شهناز آزاد، مهین اسکویی، ایران دَروّدی، ژاله آموزگار، منیر فرمانفرمائیان، قمر آریان، سرور کسمایی، ویدا حاجبی، لیلی افشار، هنگامه (یاشار) مفید، صدیقه سادات رسولی (روشنک)، پوران بازرگان، نسرین معظمی گلپایگانی، نسرین خسروی، لیلیت تریان، هاجر تربیت، معصومه سیحون، پَری بَرکِشلی، مریم میرزاخانی، ژاله کاظمی، مولود عاطفی، پرستو فروهر، سیمین غانم، شکوه ریاضی، طلیعه کامران، ملکه برومند، فاطمه قاضیها، لیلا اسفندیاری، منیر وکیلی، عاطفه گرگین، لیلی متین‌دفتری، مینو جوان، تاج‌السلطنه، خانم موچول - بتول رضایی (پروانه)، سیمین بهبهانی، فرزانه تائیدی، بی بی خانم استرآبادی، فروغ فرخزاد، سیما مافیها، ملکتاج محمدی (ملکه خانم)، پریسا، رزیتا شرف جهان، افتخار خانم، ملوک ضرابی، لیلی امیر ارجمند، روح‌انگیز، هایده چنگیزیان، دنیا فنی‌زاده، فریده لاشایی، سیمین شفیقی، پروین اعتصامی، آفت، ستاره فرمانفرماییان، پروانه بهار، گوهر عشقی ، سیمین قدیری، نیلوفر بیضایی، اَشرَف المُلوک (فَخرالدوله)، مهوش، سیمین دانشور، پری زنگنه، شیرین عبادی و نگار حاج‌سیدجوادی...
...
در این بحث به زنانی اشاره شده که هر کدام به شیوه خاص خویش سختی‌ها را در نوردیدند و شکست را به چالش گرفتند و بدیهی است که همه در یک صف و یک راستا نیستند. شمار زیادی از آنها از مردم معمولی هستند با دردها، رنجها و ضعفهای مردم معمولی و قرار نیست همه انقلابی یا بن بست شکن باشند. در این قسمت به چند نفر دیگر اشاره می‌کنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پروین نوری وند
پروین زهرایی منفرد (نوری وند) در سال ۱۳۱۷ در تهران زاده شد. کارمند بانک بازرگانی یا شاهنشاهی بود که با تشویق‌های همایون خرم پا به عرصه هنر گذاشت. وی از بهترین خوانندگان موسیقی ایرانی بود و با خواندن بیش از ۳۰۰ ترانه و آواز در دهه ۳۰ و ۴۰ کارنامه درخشانی از بهترین آهنگ‌ها و ترانه‌ها رابیادگار گذاشت. غوغای ستارگان، درد عشق و انتظار، زمستان، و پیک سحری. «پیک سحری» در دشتی بود، از ساخته‌های همایون خرم و شعر کریم فکور. یکی از ویژگی‌های کار هنری پروین، تنوع در آهنگ‌هایی بود که اجرا کرد، به طوری که هم با آهنگسازان موسیقی‌های سرگرم‌کننده مانند حسین صمدی سابقه همکاری داشت و هم با آهنگسازان به‌نام دیگری چون مرتضی حنانه، محجوبی، و جواد لشگری همکاری کرد. صدای بم او هم با ترانه‌های پاپ سازگار بود و هم بر ترانه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی خوش می‌نشست. پروین خانم همچنین در برنامه‌های گلها از جمله یک شاخه گل گل‌های رنگارنگ اجراهای قابل توجهی دارد. صدای پرطنین و قدرتمند او ، خواننده‌ای همچون دلکش را تداعی می‌کرد. بانو پروین در طول فعالیت هنری خود همکاری مستمری با آهنگسازانی همچون همایون خرم (بیش از ۱۲۰ ترانه برای پروین ساخته است)، حسین صمدی، مرتضی حنانه، رضا ناروند، مرتضی محجوبی، جواد لشگری، انوشیروان روحانی، امین الله رشیدی و... و همچنین ترانه سرایانی همچون پرویز وکیلی، کریم فکور، رحیم معینی کرمانشاهی، پرویز خطیبی، دکتر هدایت اله نیرسینا، عبداله الفت، تورج نگهبان، مهدی سهیلی، بهادر یگانه و... داشته‌است. بانو پروین در سال ۱۳۵۳ از کار خوانندگی کناره‌گیری کرد و دیگر هرگز نخواند. ازجمله آثار او غوغای ستارگان است. امشب در سر شوری دارم، امشب در دل نوری دارم، باز امشب در اوج آسمانم، رازی باشد با ستارگانم، امشب يک سر شوق و شورم، از اين عالم گويی دورم. از شادی پرگيرم که رسم به فلک. سرود هستی خوانم در بر حور و ملک در آسمانها غوغا فکنمدیگر...، سبو بريزم ساغر شکنم...
زمستان (بر اساس شعر زمستان از مهدی اخوان ثالث و به آهنگسازی (امین الله رشیدی)یاد آنشب(همایون خرم) و....و بسیاری ترانه‌های دیگر...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هما ناطق
هما ناطق (زاده ۵ خرداد ۱۳۱۳ – درگذشته ۱۲ دی ۱۳۹۴) نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشتهٔ تاریخ بود. وی با سابقه تدریس در دانشگاه تهران و دانشگاه سوربن، تحقیقات فراوانی در زمینه تاریخ مشروطیت و دوران قاجار انجام داده بود. هما ناطق در ۵ خرداد ۱۳۱۳ در ارومیه زاده شد. هما دبیرستان را در تهران ب» اثر ارسکین کالدول، ارمغان همین سفر اوست. وی چند سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد و زمانی که توانست در امتحانات متفرقه پذیرفته شود، یعنی در سال ۱۳۳۶ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. رسالهٔ پایان‌نامه‌اش دربارهٔ احوال و تفکر سید جمال‌الدین اسدآبادی بود و چندی بعد با پیشگفتار ماکسیم رودنسون، تاریخدان پرآوازۀ فرانسوی منتشر شد. در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و در کنار کار در مؤسسۀ تحقیقات اقتصادی، ترجمۀ اثر مهم آلبرممی «چهرۀ استعمارزده، چهرۀ استعمارگر» را به انجام رساند. وی از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۹ به تدریس در دانشکده تاریخ دانشگاه تهران پرداخت. هما ناطق سال ۱۳۵۹، به فرانسه بازگشت و چندی بعد در مؤسسهٔ پژوهش‌های ایرانی دانشگاه سوربن مشغول به کار شد. ایشان در پاریس با ناصر پاکدامن ازدواج کرد که دو فرزند به نام‌های میشا و روشنک حاصل این ازدواج بود. مجموعه مقالات تاریخی از ماست که بر ماست، حافظ خنیاگری، می و شادی، کارنامه و زمانه میرزا رضا کرمانی، آخرین روزهای لطفعلی‌خان زند، روزنامه قانون میرزا ملکم خان، افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار (با همکاری فریدون آدمیت) و... ازجمله یادگارهای هما ناطق است. او همراه با سیمین دانشور تنها زنانی هستند که ۱۱ آبان ۱۳۵۶ - یک سال و اندی پیش از انقلاب بزرگ ضدسلطنتی بیانیۀ معروف به ۵۸ نفر را در آستانۀ سفر شاه به امریکا امضا می‌کنند. ایشان بعد از انقلاب درخارج از کشور، به نقد گذشته فکری خودش پرداخت. در بیانیه مزبور آمده بود: نظامی که در بیست و چهار سال اخیر[که از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ گذشته‌است]، قدرت سیاسی و اقتصادی را در کشور ما اعمال می‌کند با بحران آشکاری روبرو شده‌است. این بحران نتیجه ضروری سیاست و روش کشورداری هیئت حاکمه ایران در این دوران بیست و چهار ساله است. این دوران از زمانی آغاز شد که گروه‌های حاکم به یاری نیروهای جهان‌گستر توانایی یافتند که مردم را از حضور و دخالت در زندگی سیاسی و عمومی محروم سازند و حکومت متکی بر اراده مردم را از اعمال قدرت سیاسی باز دارند. دست‌آورد این دوران بیست و چهارساله را نمی‌توان و نمی‌بایست در مشکلات فنی و موضعی کنونی خلاصه کرد. این مشکلات خود چیزی جز برخی مظاهر و نتایج محتوم رویه‌های مستمر نظام سیاسی و اجتماعی کنونی نیست. (...) در جهان امروز آن نظام سیاسی شایسته احترام است که جامعه را بر اساس رعایت حقوق ذاتی و شئون و حیثیت انسانی افراد که اعلامیه حقوق بشر و میثاق‌های حقوق بشر مُبیّن و مدافع آن‌ها است اداره کند. دست آورد نظام حاکم بر ایران در بیست و چهار سال گذشته ایجاد محیطی است که در آن شأن و حیثیت حقوق انسانی افراد بطور مستمر پایمال می‌شود. در جهان امروز آن ملت قرین حیثیت و اعتبار سیاسی است که تعیین‌کننده سرنوشت خویش باشد. جلوگیری مداوم نظام حاکم از اهمال این حق مردم، سلب حیثیت سیاسی از ملت ایران است. جامعه ایران با بحرانی عمیق روبروست و در آنچه گذشت به مهمترین جلوه‌های این بحران اشاره کرده‌ایم. آنچه در واقع چنین وضع بحرانی را بوجود آورده از یکسو وابستگی حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به منافع قدرت‌های استعماری، و از سوی دیگر فضای خفقان‌آور سیاسی و نفی آزادی‌های اجتماعی است. در جهان امروز حدود و مبانی حیات ملی هر جامعه را از سویی قوانین اساسی آن جامعه و از سوی دیگر میثاق‌ها و تعهدات آن جامعه در برابر جامعه بشری تعیین می‌کند. نظام کنونی ایران با نقض قانون اساسی و عدم رعایت اعلامیه حقوق بشر این بحران را بوجود آورده‌است.
..
توجه و تأمل در بیانیه مزبور نشان می‌دهد آنچه سال ۵۷ در میهن ما گذشت، قبل از آنکه به کمسیون سه‌جانبه و کنفرانس گوادلوپ و بازی‌های کارتر مربوط باشد، ریشه در نابسامانی‌های درون کشور، و شیوه حکمرانی داشت. شرط خارجی به اعتبار مبناست که وارد عمل می‌شود.
هما ناطق با کتابهایش، با ترجمه هایش و با درسها و مقالاتش از چهره های پیشرو و مبارز روشنفکری در دهۀ پیش از انقلاب و از امضاکنندگان نخستین بیانیه کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ است. از نخستین کسانی است که در بهار ۱۳۵۶ برای احیای کانون تلاش می‌کند.
هما ناطق به روش علمی و انتقاد عقلی در کار پژوهش پایبند بود. در نظرش تاریخنگار تنها «سخن از آنچه بود می‌راند و نه از آنچه می‌شایست بود». با اندیشه های از پیش ساخته و تاریخنویسی آرمانی و مسلکی بیگانه بود و آن را «تیشه به ریشۀ شک علمی و استقلال اندیشه» می‌دانست. هما ناطق پژوهندۀ گرانقدر تاریخ معاصر ایران روز اول ژانویه ۲۰۱۶ در آرو، روستایی در ۱۵۰ کیلومتری جنوب‌غربی پاریس درگذشت. 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهپر
شهپر امیرابراهیمی (۱۳۱۸ بندر انزلی – ۱۲ دی ۱۳۸۶ مالمو، سوئد)خواننده قدیمی و مردمی رادیو ایران و بازیگر پرطرفدار تئاترهای خیابان لاله‌زار و سینمای ایران در دهه چهل خورشیدی بود. شهپر در طول سال‌های فعالیت خود در سینمای ایران، در کنار بازیگران معروف وقت سینمای ایران از جمله بهروز وثوقی، پوری بنایی، گوگوش، آذر شیوا، بهمن مفید، پرویز صیاد، تقی ظهوری، علی میری، عارف، فروزان، فریبا خاتمی، ایرج قادری، منوچهر وثوق و مستانه جزایری ایفای نقش کرد. شهپر همراه با مهوش (هنرمند بروجردی) و آفت (ملوک آغوز)، در سالهای دهه چهل خورشیدی یکی از سه خواننده عامه پسند پرطرفدار ایران به ‌شمار می ‌آمد. از شهپر حدود سیصد ترانه به یادگار مانده که از جمله معروفترینشان که حتی پس از گذشت بیش از چهل سال، هنوز بین مردم زمزمه می‌شود و برخی از آنها وامدار ترانه ‌های فولکلور ایرانند، برای مثال: ترانه های من شهپرم، دروازه‌بان بی‌عرضه، عمو سبزی‌فروش، لج کردی لج و حمومی.
وی در فیلمهای بازیگر ، جاهل محل و پرتگاه مخوف، بازیگر و در فیلمهای زیر خوانندگی کرده است: پیش‌کسوت، پری خوشگله، دختران با معرفت، جنوبی، کابوس و از این قبیل...
اضافه کنم که ترانه و رقص در فیلمهای ایرانی قبل از انقلاب نقش پر رنگی داشت و به همین دلیل در بسیاری از فیلمها کارگردانان از صدای خوانندگان معروف یا خود آنها استفاده می‌کردند. از جمله این خوانندگان که از صدا و حضورشان در برخی از فیلمهای سالهای قبل از انقلاب ۱۳۵۷ استفاده شد، می‌‌توان به نامهای دلکش، بهرام سیر، قاسم جبلی، فتانه، مهوش، شهپر، پریوش، فرح پناهی، پوران، ویگن، گوگوش، روانبخش، منوچهر، عارف، گلپایگانی، آغاسی، فریدون فرخزاد، سوسن، جمال وفائی و مهستی اشاره کرد. برخی دیگر از خوانندگان فقط با صدایشان در سینمای ایران حضور داشتند که از آن جمله ‌اند: الهه، عهدیه، ایرج، ایرج مهدیان، فیروزه، بهشته، گیتی، فرهاد، ضیا و رامش. برگردیم به شهپر. همانطور که اشاره شد شهپر در طول سال‌های دهه چهل خورشیدی، همراه با مهوش و آفت، یکی از سه خواننده عامه‌پسند و پرطرفدار ایران به‌شمار می‌آمد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهناز افخمی 
مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیمی (زادهٔ ۱۳۱۹ کرمان) دومین زن در ایران است که به مقام وزارت رسید (پس از فرخ‌رو پارسا)، و در سال ۱۳۵۵ به‌عنوان «وزیر مشاور در امور زنان» در دوره پهلوی انتخاب شد. او از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ رئیس گروه آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه ملی ایران بود، از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ به مدت ۸ سال دبیرکل سازمان زنان ایران، و از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ به مدت ۳ سال وزیر مشاور در امور زنان بود. مهناز افخمی مؤلف کتاب‌ها و مقاله‌های متعددی در زمینهٔ حقوق زنان است، از جمله «به سوی یک جامعهٔ مداراگر»، «زنان در تبعید»، «ایمان و آزادی»، «زنان مسلمان و مشارکت در عرصه‌های سیاسی»، «حقوق زن در ایران» و «آموزش حقوق زنان در جهان اسلامی». مهناز افخمی در سه سال آخر دوره محمدرضا شاه به وزارت امور زنان منصوب شد اما با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ از ایران رفت. وی پس از خروج از ایران به همکاری با بنیاد مطالعات ایران پرداخت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهربانو منصوریان
شهربانو منصوریان (زاده ۸ بهمن ۱۳۶۴ در سمیرم، اصفهان) ووشوکار اهل ایران است. ووشو کار یعنی کسیکه هنر رزم و مهارت دارد – ووشو یکی از گسترده‌ترین رشته‌های رزمی است. شهربانو منصوریان هم‌چنین خواهر الهه و سهیلا منصوریان، دیگر ووشوکاران اهل کشور ایران است. از افتخارات وی می‌توان به کسب ۵ مدال طلا در مسابقات ووشو قهرمانی جهان اشاره کرد. در مسابقات ووشو قهرمانی جهان در سال ۲۰۱۹ - شهربانو منصوریان وزن ۷۰ کیلوگرم ساندای زنان (مبارزه آزاد - یک ورزش رزمی تن به تنِ چینی و یکی از پر قابلیت‌ترین رشته‌های رزمی) برابر «کریستینا نورازووا» از روسیه در ۲ راند متوالی و با اقتدار به برتری دست یافت و فینالیست شد. وی در دیدار پایانی، برابر «کریستینا اولیورا» از برزیل قرار گرفت و در همان راند نخست، اختلاف را به ۱۲ امتیاز رساند و قهرمان شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نسرین ستوده
نسرین ستوده لنگرودی (زادهٔ ۱۳۴۲) حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر است. او عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از حقوق کودکان بوده و وکالت پرونده‌های بسیاری از فعالان حقوق بشر، را برعهده داشته‌است. نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، در بازداشتگاه اوین به سر برد. پس از آزادی، بنابر دستور دادگاه انتظامی وکلا، مجوز وکالت وی از تاریخ مهر ۱۳۹۳، به مدت ۳ سال، باطل شد. او پیش از بازداشت، بارها به‌خاطر فعالیت‌های حقوقی‌اش مورد تهدید قرار گرفته بود. گروه‌های فشار از وی خواسته بودند که از وکالت شیرین عبادی دست بردارد. ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ نسرین ستوده، را بار دیگر دستگیر کردند. دلیل این بازداشت، شکایت دادستان کاشان از وی اعلام شد. گویا وی پیشتر توسط دادستان کاشان احضار شده بود اما از مراجعه به دادسرای شهر کاشان خودداری کرد تا در نهایت قرار بازداشت وی صادر شد. دلیل شکایت دادستان کاشان از ایشان روشن نیست اما این شکایت چندی پس از انجام چند مصاحبه توسط نسرین ستوده در دفاع از یکی از موکلانش که پیشتر در کاشان بازداشت شده بود؛ رخ داد. یکی از وکلای وی خبر از صدور کیفرخواست داده بود. حکم وی در مجموع ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده به خود او ابلاغ شد. شورای انجمن‌های حقوقی و وکالت اروپا، پارلمان اروپا، کمیته بین‌المللی حقوق بشر ایتالیا و انجمن آمریکایی قلم جوایزی را به نسرین ستوده، اختصاص داده‌اند. دستگیری نسرین ستوده و امثال او نشان بارزی از بی عدالتی در ایران است.
 
 
این بحث ادامه خواهد داشت

 

░▒▓ همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook